loading...

مجله خبری تشریفات

بازدید : 110
پنجشنبه 22 آذر 1403 زمان : 11:18


ما همان شرایطی که از اولیه گفتیم، درحال حاضر هم همان وضعیت را می‌‌گوییم، که یکی‌از بیرون رفتن تک تک این ارتشی‌های عراق و این جنگنده‌‌های عراق از میهن ما فارغ از قید و شرط[هست؛ ]هیچ قید و شرطی در فعالیت نیست، حال که می‌‌گویند ما بیرون می‌رویم. اینها می‌‌گویند: بیایند، ما بیرون میرویم تشریفات ترحیم مشهد که شما بیایید رد بشوید، لکن به شرط اینکه صلح باشد، مجموع بشود آیتم؛ یعنی، به شرط اینکه ما هر چه ضرر به شما زدیم، هر چه جنایت کردیم هیچ! این مضحک می باشد واقعاً. یک جمعیتی می‌‌خواهند بیایند یاری کنند شما را، شما می‌گویید: حالا که می‌‌خواهید کمک بکنید، پس دست بردارید از این ادعاهایی که دارید، شما مجرم را دیگر ما یحتاج نیست بشناسید، بیایید صلح بکنیم با هم، لازم نیست کهاین همه جریمه‌ها که وارد شده می‌باشد به شما، تلافی بشود! این معنای آتش‌بس نیست، این معنای صلح نیست. ما همان مطلبی که از نخستین گفتیم، همۀ دولتمردان ما همان نوشته‌ی‌علمی را میگویند. بایستی بی‌قید و شرط، اینها بیرون بروند، نروند، بیرونشان میکنیم بی‌‌قید و شرط. و در شرایطی‌که زیادتر بمانند برای خودشان ضرر زیادتر دارااست. هر چه بمانند ضررش برای آن ها زیاد می باشد و باید آحاد[ضرر]هایی که به ما وارد کرده‌اند، ما حالا مقدارش را نمی‌دانیم، کارشناس بایستی بیاید بگردد مقدارش را معین کند که چقدر مقدارش است آن هم باید تحقق پیدا کند و باید مجرم هم مشخص بشود که کی هست.

و ما بُعد معنوی این فعالیت را داریم. ما در شرایطی‌که عراق، دست بردارد این حزب بعث از عراق و برود گم شود سراغ کارش و مردم عراق خودشان، این مردم مظلوم خودشان برای خودشان حکومت تعیین کنند، یک شاهی از آنها نمی‌‌خواهیم، برای اینکه آن بُعد معنوی دیگر نیست در کار؛ برای آنکه آن مجرم رفت و به آخر رسید، آن بُعد معنوی نیست در کار دیگر. ما بُعد معنوی موضوع را بایستی[حل]بکنیم. ما مسئول این جوانها هستیم. ما مسئول این ارتش هستیم. ما مسئول این زنها و مردهایی که طفل‌‌هایشان و جوانشان را از دست داده‌‌اند، هستیم. مگر ما میتوانیم که بی‌قید و شرط بگوییم که بیایید صلح بکنیم، چون ما می خواهیم برویم امداد شما بکنیم؟ این مسلک اسلام نیست که ما بخواهیم کمک آنان بکنیم؟ و یک زیرمیزی هم بدهیم. بله، برخی حکومتها اینطوری میباشند. نفتهایشان را می‌دهند و التماسشان هم می‌کنند. این حکومت اسلامی نیست اینطور.

صلح تحمیلی یعنی تشویق جانی به جنایت

ما آن چیزهایی که از اولیه گفته‌ایم تا حالا سرش هستیم. یک قدم اینطرف و آنطرف نیست در فعالیت. نمی‌‌خوا‌هیم که تحمیل کنیم. یک چیز غیر عقلی و غیرعقلایی بگوییم و نمی‌خواهیم از آن چیزی که هر عقلی می‌پذیرد عقب بنشینیم؛ آن هم به واسطۀ آن بُعد معنوی که دارد، به واسطۀ اینکه آدم جانی را نباید در جنایتش تشویق کرد. ما در حالتی‌که صلح بکنیم، معنایش تشویق کردن این جانی می باشد به جنایتش. ما صلح می‌‌خوا هیم، خیلی هم می‌‌خواهیم، اما صلح بی‌قید و شرط. معنایش این می باشد که شما همین جا که می باشید باشید یا خیر، بروید بیرون، لکن دیگر باقی‌اش هر چه میباشد، گردیده‌است دیگر؛ هر چی می‌‌خواهد بشود شد‌ه‌است؟ نخیر، این به حیثیت اسلام ضرروزیان می‌زند اینطور اغماض و حق ندارد کسی اینطور اغماض کند. اما راه و روش دادن برای رفتن به سوریه برای برطرف شدن[سوء تفاهم‌‌ها]با آن‌ها یک آیتم‌‌ای نیست که شما به ما منت داشته باشید؛ ما به شما منت داریم در شرایطی که روی قواعد بی آلایش باشد. البته چون یک تکلیف الهی است. به هیچ کس هم منت نداریم. اما نباید شما از ما یک چیزی بگیرید که می‌خواهیم بیاییم کمکتان؛ شمایی که می‌‌گویید که ما با اسرائیل مخالف هستیم و می‌‌دانم که شما دروغ می‌‌گویید که شرط اینکه شما بیایید از اینجا رد بشوید این می‌باشد که صلح بشود و هر چی که ما کردیم دیگر هیچ. این معنای صلح است؟ این معنای طرز دادن است؟ شما معلق می‌کنید طریق دادن را به چیزی که نشود. عالم می بایست این را بداند که ما حاضریم صلح کنیم، حاضریم پیش برویم در آنجا، لکن در عرض اینکه اینها دارند کنار می‌روند و یکی از شرایط را می‌گویند. ما خودمان می‌پذیریم در عرض این دو مجموعه بیایند. در همین پانزده روزی که اینها بنا دارا هستند، فرض نمائید که دروغ نمی‌‌گویند، می‌‌خواهند بروند، در عرض این، بیاید یک دسته مورد اعتنا همه، بین‌‌المللی، بیاید پژوهش کند به‌این جرمهایی که اینها کرده‌اند، به‌این خسارتهایی که به شهرهای ما وارد شده، به روستاهای ما وارد شده. ولی یک خسارتهایی به ما وارد شده هست که قابل جبران نیست و آن جوانهای ماست. این دیگر قابل جبران نیست. اینها آن طرف باید در آن پیشگاه معبود باید اینها رسیدگی بشود. در عرض اینکه شما می‌‌گویید ما کنار می‌‌رویم و بیایید ما دیگر راه می‌‌دهیم به شما، در عرض اینکه شما کنار م‌‌روید، یک مجموعه بیایند تحقیق کنند به اینکه جنایات را چقدر بوده، چقدر خسارت زده‌اید شما به ایران. و یک تیم توافق نمایید بیاید که تفحص کند به اینکه تبهکار کی است. اینها زمانی نتیجه ها شد، [ما صلح می‌‌کنیم]اما طریق دادن شما به ما برای رفتن آنجا شما بایستی یک چیزی هم دستی بدهید که ما می‌‌خوا هیم برویم با دشمن‌های شما جنگ بکنیم. چنانچه شما راست می‌‌گویید که با اسرائیل مخالف می‌باشید و نمی‌خواهید با این عذر و بهانه یک کلاهی رمز ما بگذارید و خیال میکنید که کشور ایران توجه به‌این مسائل ندارد و اشخاصی که در رأس امور میباشند توجه به این مسائل ندارند، شما درصورتی که نمی‌‌خواهید که یک خیانت‌ای داشته باشید و یک شغل خلافی بکنید، عالی، رویه بدهید ما برویم.
اینجانب امیدوارم که ان‌‌شاءاللّه، به عبارتی طوری که شما در جناح‌های مبارزه موفق شدید و برنده می‌باشید و امیدوارم که مدام برنده باشید، همین طور در معنویات هم، که اصلی میباشد ـ که‌این مادیات تابع آن معنویات میباشد ـ این معنویات هر چه کار کشته بشود، شما قویتر خواهید شد. یک نفر بشر با ایمان قادر است با هزاران نفر بی‌ایمان رویارویی نماید، و شما درین ـ پهنا ـ مدتی که پیکار کرده‌اید، چشم‌‌اید که زمینه این طوری میباشد که ایمان زمانی که در میدان می‌‌آید، همۀ چیز را از در بین میبرد. مقابلش هر چه می‌باشد از فی مابین میبرد.

ان‌شاءاللّه، خدا ایمان همۀ مارا زیاد نماید. و شما‌را در‌این دو قطب معنویت و مادیت تقویت نماید. و اسلام را ان‌شاءاللّه، از شرّ همۀ قدرتمندان نجات بدهد. و این تحولی که در کشور ایران است ان‌‌شاءاللّه، باقی باشد. و تا ظهور امام فرصت، این ملت بتواند این مرزو بوم را به صورت لایق تحویل وی بدهد، ان‌شاءاللّه.


عذروبهانه بودن درخواست صلح

در خصوص مسائلی که از اول گفتیم، همان مسائل هست. درحال حاضر ما قبول می کنیم از شما که بیایید بروید بیرون، قبول، بسم‌‌اللّه، تشریف ببرند. ولی نه اینکه[با]رفتن بیرون، به انتها رسید زمینه. این یکی از چیزهایی می‌باشد که ما می‌‌خواستیم. دو تای دیگرش ما‌نده هست که بُعد معنوی آن در لحاظ ماست، بُعد سیاسی آن در نظر ماست، نه بُعد مادی آن تا اینکه بگویید که غمض عین نمائید، طلبی دارید از ما نگیرید. مگر ما قادر خواهیم بود که صرف‌حیث کنیم از یک چیزی که جانی را به جنایت خودش تشویق می‌کند؟ ما باید جانی را در عالم رسوا کنیم و جرمی که کرده است از او بگیریم تا این امور لااقل، محدود بشود؛ در صورتی‌که از در بین نمی‌رود؛ لااقل، محدود بشود. اینطور نشود که هر کسی افسار گسیخته بریزد شهرهای دیگر افراد را از میان پیروزشود و اموال مردم را غارت کند و آتش بزند و آن‌گاه هم بگوید عالی، بسیار خوب، اکنون دیگر صلح می‌‌کنیم! این صلح نیست. این معنایش این می باشد که نخیر، شما بایستی باج به ما بدهید تا ما با شما صلح کنیم و این امروز آن روزی نیست که شما این کلام‌ها را می‌‌زنید. شما دیگر این صحبت‌ها را باید کنار بگذارید. شما دیگر قدرتی ندارید که بتوانید یک همچو مسائلی را بگویید و شما خیال فرمائید که دیگران به شما تقویت می‌کنند. آن دیگر افراد هم مثل شما می‌‌مانند. شما که جنس خودتان بود، اینطور از عمل درآمد؛ یک جمعیت مقداری اینطور خرمشهر را گرفت، آن‌ها که از خارج اجیر شما می‌‌خواهند بشوند، آنها برای شما نمی‌‌خواهند عمل بکنند، برای خودشان می‌‌خواهند کار بکنند. آنان با یک فوت از در بین می‌روند. به این ترتیب، زمینه این هست که ما امروز که در اینجا مبتلا هستیم به یک همچو حزبی و در آنجا دچار هستیم به یک همچو رژیم فاسد؛ رژیم اسرائیل، ما در هر جبهه حاضریم به اینکه پیکار بکنیم. اینجا که از خودمان می باشد و جنگ می کنیم، آنجا هم از خود ما می باشد. ما حاضریم، لکن راه دادن به ما برای رفتن، می بایست یک چیزی ما به شما بدهیم که شما شیوه بدهید! باید ما مجرم را دیگر شغل نداشته باشیم! بایستی بنشینیم صلح کنیم دیگر با هم، دست به گردن هم بیندازیم که اینهمه آمدی جرم کردی! برای اینکه اینک می‌‌خواهی به من ملازمت و همراهی کنی، بیا یک چیزی هم به ما بده تا همراهی کنیم! نه، این زمینه غیرعقلایی می باشد و هیچ وقت نخواهد شد. آیتم رویکرد دادن یک چیزی می‌باشد که شما می بایست التماس فرمائید که ما بیاییم برویم سراغ آن عمل را بکنیم. ما داوطلب هستیم، شما می بایست از ما خواهش کنید که آقا بیایید با ما کمک فرمایید تا ما برویم جلوی این را بگیریم، در حالتی‌که راست میگویید که با اسرائیل مخالفید و اگر مسئله این نیست و با اسرائیل مخالف نیستید و می‌‌خواهید ما نرویم آنجا، شرط را اینطور قرار می‌‌دهید که اکنون بدون تمامی قیدی مصالحه کنیم، آن وقت شما تشریف بیاورید ببرید. آن هم «تشریف بیاورید» حرفی هست، تا به صورت حقیقی وواقعی.


ما همان شرایطی که از اولیه گفتیم، درحال حاضر هم همان وضعیت را می‌‌گوییم، که یکی‌از بیرون رفتن تک تک این ارتشی‌های عراق و این جنگنده‌‌های عراق از میهن ما فارغ از قید و شرط[هست؛ ]هیچ قید و شرطی در فعالیت نیست، حال که می‌‌گویند ما بیرون می‌رویم. اینها می‌‌گویند: بیایند، ما بیرون میرویم تشریفات ترحیم مشهد که شما بیایید رد بشوید، لکن به شرط اینکه صلح باشد، مجموع بشود آیتم؛ یعنی، به شرط اینکه ما هر چه ضرر به شما زدیم، هر چه جنایت کردیم هیچ! این مضحک می باشد واقعاً. یک جمعیتی می‌‌خواهند بیایند یاری کنند شما را، شما می‌گویید: حالا که می‌‌خواهید کمک بکنید، پس دست بردارید از این ادعاهایی که دارید، شما مجرم را دیگر ما یحتاج نیست بشناسید، بیایید صلح بکنیم با هم، لازم نیست کهاین همه جریمه‌ها که وارد شده می‌باشد به شما، تلافی بشود! این معنای آتش‌بس نیست، این معنای صلح نیست. ما همان مطلبی که از نخستین گفتیم، همۀ دولتمردان ما همان نوشته‌ی‌علمی را میگویند. بایستی بی‌قید و شرط، اینها بیرون بروند، نروند، بیرونشان میکنیم بی‌‌قید و شرط. و در شرایطی‌که زیادتر بمانند برای خودشان ضرر زیادتر دارااست. هر چه بمانند ضررش برای آن ها زیاد می باشد و باید آحاد[ضرر]هایی که به ما وارد کرده‌اند، ما حالا مقدارش را نمی‌دانیم، کارشناس بایستی بیاید بگردد مقدارش را معین کند که چقدر مقدارش است آن هم باید تحقق پیدا کند و باید مجرم هم مشخص بشود که کی هست.

و ما بُعد معنوی این فعالیت را داریم. ما در شرایطی‌که عراق، دست بردارد این حزب بعث از عراق و برود گم شود سراغ کارش و مردم عراق خودشان، این مردم مظلوم خودشان برای خودشان حکومت تعیین کنند، یک شاهی از آنها نمی‌‌خواهیم، برای اینکه آن بُعد معنوی دیگر نیست در کار؛ برای آنکه آن مجرم رفت و به آخر رسید، آن بُعد معنوی نیست در کار دیگر. ما بُعد معنوی موضوع را بایستی[حل]بکنیم. ما مسئول این جوانها هستیم. ما مسئول این ارتش هستیم. ما مسئول این زنها و مردهایی که طفل‌‌هایشان و جوانشان را از دست داده‌‌اند، هستیم. مگر ما میتوانیم که بی‌قید و شرط بگوییم که بیایید صلح بکنیم، چون ما می خواهیم برویم امداد شما بکنیم؟ این مسلک اسلام نیست که ما بخواهیم کمک آنان بکنیم؟ و یک زیرمیزی هم بدهیم. بله، برخی حکومتها اینطوری میباشند. نفتهایشان را می‌دهند و التماسشان هم می‌کنند. این حکومت اسلامی نیست اینطور.

صلح تحمیلی یعنی تشویق جانی به جنایت

ما آن چیزهایی که از اولیه گفته‌ایم تا حالا سرش هستیم. یک قدم اینطرف و آنطرف نیست در فعالیت. نمی‌‌خوا‌هیم که تحمیل کنیم. یک چیز غیر عقلی و غیرعقلایی بگوییم و نمی‌خواهیم از آن چیزی که هر عقلی می‌پذیرد عقب بنشینیم؛ آن هم به واسطۀ آن بُعد معنوی که دارد، به واسطۀ اینکه آدم جانی را نباید در جنایتش تشویق کرد. ما در حالتی‌که صلح بکنیم، معنایش تشویق کردن این جانی می باشد به جنایتش. ما صلح می‌‌خوا هیم، خیلی هم می‌‌خواهیم، اما صلح بی‌قید و شرط. معنایش این می باشد که شما همین جا که می باشید باشید یا خیر، بروید بیرون، لکن دیگر باقی‌اش هر چه میباشد، گردیده‌است دیگر؛ هر چی می‌‌خواهد بشود شد‌ه‌است؟ نخیر، این به حیثیت اسلام ضرروزیان می‌زند اینطور اغماض و حق ندارد کسی اینطور اغماض کند. اما راه و روش دادن برای رفتن به سوریه برای برطرف شدن[سوء تفاهم‌‌ها]با آن‌ها یک آیتم‌‌ای نیست که شما به ما منت داشته باشید؛ ما به شما منت داریم در شرایطی که روی قواعد بی آلایش باشد. البته چون یک تکلیف الهی است. به هیچ کس هم منت نداریم. اما نباید شما از ما یک چیزی بگیرید که می‌خواهیم بیاییم کمکتان؛ شمایی که می‌‌گویید که ما با اسرائیل مخالف هستیم و می‌‌دانم که شما دروغ می‌‌گویید که شرط اینکه شما بیایید از اینجا رد بشوید این می‌باشد که صلح بشود و هر چی که ما کردیم دیگر هیچ. این معنای صلح است؟ این معنای طرز دادن است؟ شما معلق می‌کنید طریق دادن را به چیزی که نشود. عالم می بایست این را بداند که ما حاضریم صلح کنیم، حاضریم پیش برویم در آنجا، لکن در عرض اینکه اینها دارند کنار می‌روند و یکی از شرایط را می‌گویند. ما خودمان می‌پذیریم در عرض این دو مجموعه بیایند. در همین پانزده روزی که اینها بنا دارا هستند، فرض نمائید که دروغ نمی‌‌گویند، می‌‌خواهند بروند، در عرض این، بیاید یک دسته مورد اعتنا همه، بین‌‌المللی، بیاید پژوهش کند به‌این جرمهایی که اینها کرده‌اند، به‌این خسارتهایی که به شهرهای ما وارد شده، به روستاهای ما وارد شده. ولی یک خسارتهایی به ما وارد شده هست که قابل جبران نیست و آن جوانهای ماست. این دیگر قابل جبران نیست. اینها آن طرف باید در آن پیشگاه معبود باید اینها رسیدگی بشود. در عرض اینکه شما می‌‌گویید ما کنار می‌‌رویم و بیایید ما دیگر راه می‌‌دهیم به شما، در عرض اینکه شما کنار م‌‌روید، یک مجموعه بیایند تحقیق کنند به اینکه جنایات را چقدر بوده، چقدر خسارت زده‌اید شما به ایران. و یک تیم توافق نمایید بیاید که تفحص کند به اینکه تبهکار کی است. اینها زمانی نتیجه ها شد، [ما صلح می‌‌کنیم]اما طریق دادن شما به ما برای رفتن آنجا شما بایستی یک چیزی هم دستی بدهید که ما می‌‌خوا هیم برویم با دشمن‌های شما جنگ بکنیم. چنانچه شما راست می‌‌گویید که با اسرائیل مخالف می‌باشید و نمی‌خواهید با این عذر و بهانه یک کلاهی رمز ما بگذارید و خیال میکنید که کشور ایران توجه به‌این مسائل ندارد و اشخاصی که در رأس امور میباشند توجه به این مسائل ندارند، شما درصورتی که نمی‌‌خواهید که یک خیانت‌ای داشته باشید و یک شغل خلافی بکنید، عالی، رویه بدهید ما برویم.
اینجانب امیدوارم که ان‌‌شاءاللّه، به عبارتی طوری که شما در جناح‌های مبارزه موفق شدید و برنده می‌باشید و امیدوارم که مدام برنده باشید، همین طور در معنویات هم، که اصلی میباشد ـ که‌این مادیات تابع آن معنویات میباشد ـ این معنویات هر چه کار کشته بشود، شما قویتر خواهید شد. یک نفر بشر با ایمان قادر است با هزاران نفر بی‌ایمان رویارویی نماید، و شما درین ـ پهنا ـ مدتی که پیکار کرده‌اید، چشم‌‌اید که زمینه این طوری میباشد که ایمان زمانی که در میدان می‌‌آید، همۀ چیز را از در بین میبرد. مقابلش هر چه می‌باشد از فی مابین میبرد.

ان‌شاءاللّه، خدا ایمان همۀ مارا زیاد نماید. و شما‌را در‌این دو قطب معنویت و مادیت تقویت نماید. و اسلام را ان‌شاءاللّه، از شرّ همۀ قدرتمندان نجات بدهد. و این تحولی که در کشور ایران است ان‌‌شاءاللّه، باقی باشد. و تا ظهور امام فرصت، این ملت بتواند این مرزو بوم را به صورت لایق تحویل وی بدهد، ان‌شاءاللّه.


عذروبهانه بودن درخواست صلح

در خصوص مسائلی که از اول گفتیم، همان مسائل هست. درحال حاضر ما قبول می کنیم از شما که بیایید بروید بیرون، قبول، بسم‌‌اللّه، تشریف ببرند. ولی نه اینکه[با]رفتن بیرون، به انتها رسید زمینه. این یکی از چیزهایی می‌باشد که ما می‌‌خواستیم. دو تای دیگرش ما‌نده هست که بُعد معنوی آن در لحاظ ماست، بُعد سیاسی آن در نظر ماست، نه بُعد مادی آن تا اینکه بگویید که غمض عین نمائید، طلبی دارید از ما نگیرید. مگر ما قادر خواهیم بود که صرف‌حیث کنیم از یک چیزی که جانی را به جنایت خودش تشویق می‌کند؟ ما باید جانی را در عالم رسوا کنیم و جرمی که کرده است از او بگیریم تا این امور لااقل، محدود بشود؛ در صورتی‌که از در بین نمی‌رود؛ لااقل، محدود بشود. اینطور نشود که هر کسی افسار گسیخته بریزد شهرهای دیگر افراد را از میان پیروزشود و اموال مردم را غارت کند و آتش بزند و آن‌گاه هم بگوید عالی، بسیار خوب، اکنون دیگر صلح می‌‌کنیم! این صلح نیست. این معنایش این می باشد که نخیر، شما بایستی باج به ما بدهید تا ما با شما صلح کنیم و این امروز آن روزی نیست که شما این کلام‌ها را می‌‌زنید. شما دیگر این صحبت‌ها را باید کنار بگذارید. شما دیگر قدرتی ندارید که بتوانید یک همچو مسائلی را بگویید و شما خیال فرمائید که دیگران به شما تقویت می‌کنند. آن دیگر افراد هم مثل شما می‌‌مانند. شما که جنس خودتان بود، اینطور از عمل درآمد؛ یک جمعیت مقداری اینطور خرمشهر را گرفت، آن‌ها که از خارج اجیر شما می‌‌خواهند بشوند، آنها برای شما نمی‌‌خواهند عمل بکنند، برای خودشان می‌‌خواهند کار بکنند. آنان با یک فوت از در بین می‌روند. به این ترتیب، زمینه این هست که ما امروز که در اینجا مبتلا هستیم به یک همچو حزبی و در آنجا دچار هستیم به یک همچو رژیم فاسد؛ رژیم اسرائیل، ما در هر جبهه حاضریم به اینکه پیکار بکنیم. اینجا که از خودمان می باشد و جنگ می کنیم، آنجا هم از خود ما می باشد. ما حاضریم، لکن راه دادن به ما برای رفتن، می بایست یک چیزی ما به شما بدهیم که شما شیوه بدهید! باید ما مجرم را دیگر شغل نداشته باشیم! بایستی بنشینیم صلح کنیم دیگر با هم، دست به گردن هم بیندازیم که اینهمه آمدی جرم کردی! برای اینکه اینک می‌‌خواهی به من ملازمت و همراهی کنی، بیا یک چیزی هم به ما بده تا همراهی کنیم! نه، این زمینه غیرعقلایی می باشد و هیچ وقت نخواهد شد. آیتم رویکرد دادن یک چیزی می‌باشد که شما می بایست التماس فرمائید که ما بیاییم برویم سراغ آن عمل را بکنیم. ما داوطلب هستیم، شما می بایست از ما خواهش کنید که آقا بیایید با ما کمک فرمایید تا ما برویم جلوی این را بگیریم، در حالتی‌که راست میگویید که با اسرائیل مخالفید و اگر مسئله این نیست و با اسرائیل مخالف نیستید و می‌‌خواهید ما نرویم آنجا، شرط را اینطور قرار می‌‌دهید که اکنون بدون تمامی قیدی مصالحه کنیم، آن وقت شما تشریف بیاورید ببرید. آن هم «تشریف بیاورید» حرفی هست، تا به صورت حقیقی وواقعی.

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 504
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 163
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 126
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 374
  • بازدید ماه : 702
  • بازدید سال : 3401
  • بازدید کلی : 33806
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی