در فلسفه
نوشته ی علمیٔ اساسی: عقل فعال
در متن ها فلسفی و عرفانی، جبرئیل با مفاهیم و اصطلاحاتی همانند عقل و روح لینک و پیوند داراست.
ابن سینا
ابن سینا بابیان اینکه مراد از عقول، ملائکۀ مقرباند، در تبیین چگونگی وحی، معتقد به اتصال پیامبر اکرم(ص) به عقل فَعّال و اخذ معارف از این روش میباشد.[۹۲] وی فرشتۀ نازلکنندۀ وحی را روح القُدُس میخواند و آن را شریفترین ارواح و نفس قدسی یا این که واسطه بین واجب الوجود و عقل نخستین معرفی تشریفات ترحیم مشهد مینماید.[۹۳]
روحانی اشراق
شهاب الدین سهروردی[۹۴] نیز جبرئیل را در سیر روبه پایین عقول و کلمه ها الهی، واپسین واژه و کلمه و عقل دهم دانسته میباشد. در اصطلاح فلسفۀ اشراق، جبرئیل از جملۀ انوار قاهره و از گران قدرترین آنها و صاحب و مالک طلسم نوع انسانی میباشد.[۹۵] سهروردی پیدایش فقیه عنصری و محسوس و نیز ارواح آدمیان را علیل فعل جبرئیل دانسته[۹۶] و خلال عفو حیات، اعطای دانش و فضیلت را نیز به وی نسبت داده میباشد.[۹۷]
به حیث سهروردی[۹۸] جبرئیل یا این که روح القدس، نفوس انسانی را از قوه به فعل میاورد و درحالتی که بشرها آمادگی ما یحتاج را در خویش آماده آورند، میتوانند به وی متصل شوند و از گنجینۀ دانش و فضائل وی منفعتمند گردند. درین بینش، نسبتی که جبرائیل با نفوس انسانی دارااست، به نسبت خورشید با دیده یا این که خودکار با لوح تمثیل گردیده است. براین اساس، جبرئیل واسطۀ وجود و منشأ معرفت نفوس انسانی میباشد.
ملاصدرا
ملاصدرا[۹۹] جبرئیل و روح القدس و عقل فَعّال را یکی از دانسته میباشد. از دید وی[۱۰۰] جبرئیل فرشتۀ هدایت میباشد و در بین ملائکه، نقش پررنگای در کامل شدن نفوس داراست و به واسطه وی علم ها به نفوس و وحی به انبیا افاضه میگردد. از لحاظ ملاصدرا،[۱۰۱] جبرئیل در افاضۀ دانش به بشرها، تمامی را موازی می داند و جايگاه و معیار حصول علم ها و معارف، به تفاوت استعدادها و قابلیتهای نفوس که موردساز رابطه با جبرئیل یا این که عقل فعال میباشد بستگی دارااست. به حیث ملاصدرا،[۱۰۲] جبرئیل دو مَقام داراست که به تناسب آنها دو کنیه به وی داده گردیدهاست : مادامی که از عرشِ تجرد و قرب، نزول نیافته، سزاوار کنیه «روح القدس» میباشد و زمانی که از آن جایگاه تنزل بیابد و چنانچه متناسب، متمثل خواهد شد، تعبیر و تفسیر «روح» برای وی به عمل میرود.
اسماعیلیه
ابویعقوب سجستانی (متوفای ۳۵۳ق)، از اندیشمندان اسماعیلیه، علاوه بر توضیحِ سه اصطلاح «جَدّ»، «فتح» و «خیال و خاطر» و تطبیق آنان بر جبرئیل و میکائیل و اسرافیل، «جدّ» را به عبارتی «بخت» و استدلال انتخاب کننده روشن بختی و تیره بختی آدمها دانسته میباشد که درصورتی که نفسی تمیز را آیتم دقت قرار دهد، آن شخص آموزگار بعدازظهر خویش می گردد و عموم را به رضوان الهی رهنمون می شود. انوار ملکوتی از روش جدّ بهاین شخص میرسد و هرگاه این پیامها مجمل و غیر قابل فهم باشند، فتح (میکائیل) آنان را خواهد گشود.[۱۰۳]
ناصرخسرو (متوفی ۴۸۱) نیز که درپی به عبارتی عقاید و آرای فکری بوده میباشد، جبرئیل، میکائیل و اسرافیل را با سه کنیه «جدّ» «فتح» و «خیال و خاطر»، در زمره هفت فروغ و روشنایی ازلی و بعد از عقل و نفس ذکر شده میباشد.[۱۰۴]
در فلسفه
نوشته ی علمیٔ اساسی: عقل فعال
در متن ها فلسفی و عرفانی، جبرئیل با مفاهیم و اصطلاحاتی همانند عقل و روح لینک و پیوند داراست.
ابن سینا
ابن سینا بابیان اینکه مراد از عقول، ملائکۀ مقرباند، در تبیین چگونگی وحی، معتقد به اتصال پیامبر اکرم(ص) به عقل فَعّال و اخذ معارف از این روش میباشد.[۹۲] وی فرشتۀ نازلکنندۀ وحی را روح القُدُس میخواند و آن را شریفترین ارواح و نفس قدسی یا این که واسطه بین واجب الوجود و عقل نخستین معرفی تشریفات ترحیم مشهد مینماید.[۹۳]
روحانی اشراق
شهاب الدین سهروردی[۹۴] نیز جبرئیل را در سیر روبه پایین عقول و کلمه ها الهی، واپسین واژه و کلمه و عقل دهم دانسته میباشد. در اصطلاح فلسفۀ اشراق، جبرئیل از جملۀ انوار قاهره و از گران قدرترین آنها و صاحب و مالک طلسم نوع انسانی میباشد.[۹۵] سهروردی پیدایش فقیه عنصری و محسوس و نیز ارواح آدمیان را علیل فعل جبرئیل دانسته[۹۶] و خلال عفو حیات، اعطای دانش و فضیلت را نیز به وی نسبت داده میباشد.[۹۷]
به حیث سهروردی[۹۸] جبرئیل یا این که روح القدس، نفوس انسانی را از قوه به فعل میاورد و درحالتی که بشرها آمادگی ما یحتاج را در خویش آماده آورند، میتوانند به وی متصل شوند و از گنجینۀ دانش و فضائل وی منفعتمند گردند. درین بینش، نسبتی که جبرائیل با نفوس انسانی دارااست، به نسبت خورشید با دیده یا این که خودکار با لوح تمثیل گردیده است. براین اساس، جبرئیل واسطۀ وجود و منشأ معرفت نفوس انسانی میباشد.
ملاصدرا
ملاصدرا[۹۹] جبرئیل و روح القدس و عقل فَعّال را یکی از دانسته میباشد. از دید وی[۱۰۰] جبرئیل فرشتۀ هدایت میباشد و در بین ملائکه، نقش پررنگای در کامل شدن نفوس داراست و به واسطه وی علم ها به نفوس و وحی به انبیا افاضه میگردد. از لحاظ ملاصدرا،[۱۰۱] جبرئیل در افاضۀ دانش به بشرها، تمامی را موازی می داند و جايگاه و معیار حصول علم ها و معارف، به تفاوت استعدادها و قابلیتهای نفوس که موردساز رابطه با جبرئیل یا این که عقل فعال میباشد بستگی دارااست. به حیث ملاصدرا،[۱۰۲] جبرئیل دو مَقام داراست که به تناسب آنها دو کنیه به وی داده گردیدهاست : مادامی که از عرشِ تجرد و قرب، نزول نیافته، سزاوار کنیه «روح القدس» میباشد و زمانی که از آن جایگاه تنزل بیابد و چنانچه متناسب، متمثل خواهد شد، تعبیر و تفسیر «روح» برای وی به عمل میرود.
اسماعیلیه
ابویعقوب سجستانی (متوفای ۳۵۳ق)، از اندیشمندان اسماعیلیه، علاوه بر توضیحِ سه اصطلاح «جَدّ»، «فتح» و «خیال و خاطر» و تطبیق آنان بر جبرئیل و میکائیل و اسرافیل، «جدّ» را به عبارتی «بخت» و استدلال انتخاب کننده روشن بختی و تیره بختی آدمها دانسته میباشد که درصورتی که نفسی تمیز را آیتم دقت قرار دهد، آن شخص آموزگار بعدازظهر خویش می گردد و عموم را به رضوان الهی رهنمون می شود. انوار ملکوتی از روش جدّ بهاین شخص میرسد و هرگاه این پیامها مجمل و غیر قابل فهم باشند، فتح (میکائیل) آنان را خواهد گشود.[۱۰۳]
ناصرخسرو (متوفی ۴۸۱) نیز که درپی به عبارتی عقاید و آرای فکری بوده میباشد، جبرئیل، میکائیل و اسرافیل را با سه کنیه «جدّ» «فتح» و «خیال و خاطر»، در زمره هفت فروغ و روشنایی ازلی و بعد از عقل و نفس ذکر شده میباشد.[۱۰۴]

راهنمای آمادهسازی مسجد یا سالن برای مراسم ترحیم؛ از چیدمان تا امکانات رفاهی