loading...

مجله خبری تشریفات

بازدید : 13
شنبه 25 مرداد 1404 زمان : 18:02


همیاری شیعه ها با هلاکو در انقراض خلافت عباسی
گزارش‌هایی که در منابع تاریخی به خصوص منابع اهل سنت وجود دارااست بر امداد شیعه ها به هلاکو در جهت انقراض خلافت عباسی تأکید کرده‌اند. مبنی بر این گزارش‌ها، خواجه نصیر الدین طوسی متکلم والا شیعه که مدتی را در سرویس هلاکو به رمز پیروزی و نیز ابن علقمی وزیر شیعه مذهب واپسین خلیفه عباسی از عامل ها گزینش کننده در حمله هلاکو به بغداد و انقراض خلافت عباسی و یا این که حداقل، موافق با این اتفاق تشریفات ترحیم مشهد بودند.

مبنی بر این گزارش‌ها، خواجه نصیر الدین طوسی که بعد از تصرف قلاع اسماعیلیه در سرویس هلاکو در آمد، اورا برای انقراض خلافت عباسی تشویق کرد. از سوی دیگر ابن علقمی که وزیر مستعصم واپسین خلیفه عباسی بود، با هلاکو خان مکاتبه داشت و حتی بنابر برخی گزارش‌ها با مرخص کردن بخشی از سپاه خلیفه، او‌را در مقابل هلاکو تضعیف کرد[۶] و از سوی دیگر خلیفه را تشویق کرد که به تسلیم مغولان در آید.[۷] علت ابن علقمی را، بدرفتاری پسر خلیفه با شیعه‌ها دانسته‌اند که در اتفاق‌ای به قتل و غارت شیعه‌ها کرخ دست یازید و ابن علقمی که از خلیفه شدن وی بعداز مستعصم بیم داشت، با هلاکو برای هلاکت خلافت عباسی همیاری کرد.[۸]

اینگونه گزارش‌هایی معمولا از سوی نویسندگان شیعه، ساختگی تلقی گردیده‌است[۹]. به گفته بعضی از دانشمندان اینگونه اتهاماتی از سوی سنیانِ متعصب که با شیعه ها دشمنی داشته‌اند مطرح گردیده و سود اختلاف و دشمنی آنها با شیعه ها میباشد به این دلیل‌که مبتنی بر گزارش‌های جانور، نمی‌قدرت درباره نقش خواجه یا این که ابن علقمی در حمله مغول به بغداد اعتقاد و باور یافت. این در حالی میباشد که حمله به بغداد تصمیم گذشته مغولان و پروسه طبیعی ادامه کشورکشایی‌های آن‌ها بود.[۱۰]

در مقابل بعضی نویسندگان شیعه، این اقدامات را همانند برخورد طبیعی شیعه ها در قبال محدودیت‌ها و ظلم و ستم عباسیان آنالیز کرده‌اند. مبتنی بر این حیث، شیعه‌ها تمامی جا با مغولان همیاری کرده‌اند و در ازای از آزادی مذهبی که فیض عدم تعصب مغولان نسبت به اسلام بود برای تقویت تشیع سود بردند. به همین ادله بود که شیعه‌ها حله در هنگام محاصره بغداد به تسلیم مغولان درآمدند و بعضا علمای شیعه مانند خواجه نصیر الدین و رضی‌الدین علی بن طاووس حلی (۵۸۹-۶۶۴ق.) برای بهبود شرایط شیعه به همیاری با مغولان پرداخته و مناصب حکومتی را پذیرا شدند.[۱۱]

تشیع در بعدازظهر ایلخانان

مینیاتوری از تشکیل داد ابواب البر به فرمان غازان خان
ازآنجاکه اول فرمانروایان ایلخان، مسلمان نبودند، در مقابل اختلاف شیعه و سنی نیز موضعی نداشتند. این موقعیت به آزادی مذهب شیعه ها انجامید که پیشتر در معرض ارعاب دایم خلافت عباسی و حکومت‌های سنی مذهب بودند. از به عبارتی استارت حمله مغول، اکثری از بخشها شیعه نشین، زمانی ایستادگی در قبال لشکر مغول را بی‌سود دیدند، به اقتدار مغولان تسلیم شدند. برخی از مالک منصبان تعالی در تشکیلات حکومتی ایلخانان نیز شخصیت‌های شیعی بودند. امان این اشخاص از شیعه‌ها و علمای شیعه به پیشرفت تشیع درین زمانه کمک رساند.

چنان که گفته شد خواجه نصیر الدین طوسی با مجاورت شدن به هلاکو، مقام بلندی نزد او یافت. رضی الدین علی بن طاووس حلی از علمای شیعه نیز ارتباط ها خیر با هولاکو داشت و از سوی وی نقیب النقبا گردیده بود. سید جمال الدین کاشی نیز در دربار اباقاخان سرویس میکرد و سید فخرالدین حسن که از سادات شیراز بود یاد دادن و تربیت ارغون فرزند اباقاخان را برعهده داشت. به عنوان مثال شهرهایی که در طول اباقاخان شیعه‌ها در آن به آزادی کار می‌کردند، شهر اصفهان بود که بهاء الدین جوینی فرزند عطاملک بر آن حکومت داشت و این شهر مقر تجمع شیعه‌ها گردیده بود. به عنوان مثال عمادالدین طبری که کتاب بی نقص بهایی را به اسم بهاء‌الدین جوینی نگاشت، درین شهر می‌زیست.[۱۲]


همیاری شیعه ها با هلاکو در انقراض خلافت عباسی
گزارش‌هایی که در منابع تاریخی به خصوص منابع اهل سنت وجود دارااست بر امداد شیعه ها به هلاکو در جهت انقراض خلافت عباسی تأکید کرده‌اند. مبنی بر این گزارش‌ها، خواجه نصیر الدین طوسی متکلم والا شیعه که مدتی را در سرویس هلاکو به رمز پیروزی و نیز ابن علقمی وزیر شیعه مذهب واپسین خلیفه عباسی از عامل ها گزینش کننده در حمله هلاکو به بغداد و انقراض خلافت عباسی و یا این که حداقل، موافق با این اتفاق تشریفات ترحیم مشهد بودند.

مبنی بر این گزارش‌ها، خواجه نصیر الدین طوسی که بعد از تصرف قلاع اسماعیلیه در سرویس هلاکو در آمد، اورا برای انقراض خلافت عباسی تشویق کرد. از سوی دیگر ابن علقمی که وزیر مستعصم واپسین خلیفه عباسی بود، با هلاکو خان مکاتبه داشت و حتی بنابر برخی گزارش‌ها با مرخص کردن بخشی از سپاه خلیفه، او‌را در مقابل هلاکو تضعیف کرد[۶] و از سوی دیگر خلیفه را تشویق کرد که به تسلیم مغولان در آید.[۷] علت ابن علقمی را، بدرفتاری پسر خلیفه با شیعه‌ها دانسته‌اند که در اتفاق‌ای به قتل و غارت شیعه‌ها کرخ دست یازید و ابن علقمی که از خلیفه شدن وی بعداز مستعصم بیم داشت، با هلاکو برای هلاکت خلافت عباسی همیاری کرد.[۸]

اینگونه گزارش‌هایی معمولا از سوی نویسندگان شیعه، ساختگی تلقی گردیده‌است[۹]. به گفته بعضی از دانشمندان اینگونه اتهاماتی از سوی سنیانِ متعصب که با شیعه ها دشمنی داشته‌اند مطرح گردیده و سود اختلاف و دشمنی آنها با شیعه ها میباشد به این دلیل‌که مبتنی بر گزارش‌های جانور، نمی‌قدرت درباره نقش خواجه یا این که ابن علقمی در حمله مغول به بغداد اعتقاد و باور یافت. این در حالی میباشد که حمله به بغداد تصمیم گذشته مغولان و پروسه طبیعی ادامه کشورکشایی‌های آن‌ها بود.[۱۰]

در مقابل بعضی نویسندگان شیعه، این اقدامات را همانند برخورد طبیعی شیعه ها در قبال محدودیت‌ها و ظلم و ستم عباسیان آنالیز کرده‌اند. مبتنی بر این حیث، شیعه‌ها تمامی جا با مغولان همیاری کرده‌اند و در ازای از آزادی مذهبی که فیض عدم تعصب مغولان نسبت به اسلام بود برای تقویت تشیع سود بردند. به همین ادله بود که شیعه‌ها حله در هنگام محاصره بغداد به تسلیم مغولان درآمدند و بعضا علمای شیعه مانند خواجه نصیر الدین و رضی‌الدین علی بن طاووس حلی (۵۸۹-۶۶۴ق.) برای بهبود شرایط شیعه به همیاری با مغولان پرداخته و مناصب حکومتی را پذیرا شدند.[۱۱]

تشیع در بعدازظهر ایلخانان

مینیاتوری از تشکیل داد ابواب البر به فرمان غازان خان
ازآنجاکه اول فرمانروایان ایلخان، مسلمان نبودند، در مقابل اختلاف شیعه و سنی نیز موضعی نداشتند. این موقعیت به آزادی مذهب شیعه ها انجامید که پیشتر در معرض ارعاب دایم خلافت عباسی و حکومت‌های سنی مذهب بودند. از به عبارتی استارت حمله مغول، اکثری از بخشها شیعه نشین، زمانی ایستادگی در قبال لشکر مغول را بی‌سود دیدند، به اقتدار مغولان تسلیم شدند. برخی از مالک منصبان تعالی در تشکیلات حکومتی ایلخانان نیز شخصیت‌های شیعی بودند. امان این اشخاص از شیعه‌ها و علمای شیعه به پیشرفت تشیع درین زمانه کمک رساند.

چنان که گفته شد خواجه نصیر الدین طوسی با مجاورت شدن به هلاکو، مقام بلندی نزد او یافت. رضی الدین علی بن طاووس حلی از علمای شیعه نیز ارتباط ها خیر با هولاکو داشت و از سوی وی نقیب النقبا گردیده بود. سید جمال الدین کاشی نیز در دربار اباقاخان سرویس میکرد و سید فخرالدین حسن که از سادات شیراز بود یاد دادن و تربیت ارغون فرزند اباقاخان را برعهده داشت. به عنوان مثال شهرهایی که در طول اباقاخان شیعه‌ها در آن به آزادی کار می‌کردند، شهر اصفهان بود که بهاء الدین جوینی فرزند عطاملک بر آن حکومت داشت و این شهر مقر تجمع شیعه‌ها گردیده بود. به عنوان مثال عمادالدین طبری که کتاب بی نقص بهایی را به اسم بهاء‌الدین جوینی نگاشت، درین شهر می‌زیست.[۱۲]

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 504
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 77
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 19
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 161
  • بازدید ماه : 489
  • بازدید سال : 3188
  • بازدید کلی : 33593
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی