پیکار با ظلم و ستم
آقا نجفی به ناصرالدین سلطان و دستگاه حکومت وی بیدقت بود و با ظلالسلطان فرزند پادشاه که قاضی اصفهان بود و بسیار بر عموم ستم می کرد، همواره مشغول بود، البته در واقع توان وی از اقتدار قاضی اصفهان افزونخیس بود. ظلالسلطان، آقانجفی را بازدارنده تاخت و تاز، چپاول و تجاوز خویش مییافت. مأموران استعماری انگلستان نیز که برای گسترش احاطه دولت مورد نظر خویش بر کشور ایران، اپلیکیشنهای کبیر داشتند و توان اجتماعی آقانجفی را بازدارنده اجرای نقشههای خود مییافتند، از وی بیمناک بودند. به همین جهت، همواره سعی بر تضعیف او داشتند البته به دلیل دقت عموم به او، دشمنی آنها کاری از پیش تشریفات ترحیم مشهد جنگ.
آقانجفی اصفهانی و نورالله اصفهانی
تبعید به طهران
بنابر نقل شبیری زنجانی آقا نجفی بر نهی از منکر پافشاری داشت و امر کشتن بابیها را صادر کرد. این قبیل امور برای ناصرالدین فرمانروا نا مطلوب بود و یکسری جايگاه اورا به طهران احضر کرد و در یکیاز این مورد ها به وی اذن برگشت به اصفهان نداد تا فی مابین علمای طهران عضم گردد.[۲] البته آقانجفی در طهران هم، ضمن دایر ساختن حوزه درسی، به نزاع سیاسی و پرنور ساختن ذهن عموم نسبت به خرابی دربار و نظام حکم کننده و آخر و عاقبت مداخلات بیگانگان در کارها مرزو بوم افزود و زیرا خطر شغل او در پایتخت برای رژیم بیشتر بود، اورا به اصفهان بازگردادند. همچون این اتفاق در ۱۳۲۱ق/۱۹۰۳م در هنگام سلطنت مظفرالدین فرمان روا نیز تکرار شد.
حکم تحریم تنباکو
در جریان اجرای تفاهم نامه رژی، مأمورین شرکت رژی به امداد ظل السلطان قاضی وقت اصفهان و حفاظت مأموران دولت، راهی مزارع تنباکو شدند و در کمال شدت و خشونت کارایی کردند تا منظورهای تفاهم نامه انحصار تنباکو را به عموم اجبار نمایند.[۳] عموم اصفهان از آقانجفی اصفهانی امداد خواستند. آقانجفی بعد از مشورت کردن، به دو نفر از نزدیکان و وابستگان خویش که از علما و فقیهان بودند، اشاره کرد که حکم به حرمت مصرف دخانیات نمایند. از این رو میرزا محمدعلی اژهای و حاج آقا منیرالدین بروجردی برای نخستین دفعه، اعلان تحریم تنباکو نمودند و از طرف حاج میرزا هاشم امام آدینه از شهر به تخت فولاد تبعید و نفی بلد شدند.[۴] این دو هر مورد غیروابسته طبق امر آقانجفی به سامرا رفته و میرزای شیرازی را از احوال داخلی جمهوری اسلامی ایران و استعداد عموم برای هر نوع نبرد مطلع ساختند و مقدمات صدور حکم تحریم را آماده ساختند. در همین حین آقانجفی و محمدباقر فشارکی حکم تحریم استفاده تنباکو را صادر کردند.[۵] حکم تحریم به کارگیری تنباکو از طرف این دو نفر در اصفهان و بعد از آن حکم تحریم از طرف آقانجفی و ملا محمدباقر فشارکی و ورود میرزا محمدعلی اژهای و حاج آقا منیرالدین بروجردی به سامرا، کلیه پیش از ارسال طومار سید جمالالدین اسدآبادی بوسیله علی اکبر فال اسیری به میرزای شیرازی بوده میباشد.[۶]
اثر ها
آقا نجفی اثر ها بسیار از خویش به مکان گذاشت. تعداد اثر ها اورا برخی بیش تر از ۱۰۰ گزینه دانستهاند. به عنوان مثال اثرها اساسی او، این رسائل و کتابها را میقدرت اسم موفقیت:
الاجتهاد و التقلید[۷]
اسرار الآیات[۸]
اسرار الشریعه[۹]
وجیزة الخواص[۱۰]
بحرالحقائق[۱۱]
انوار العارفین[۱۲]
هدایة النجاة، ترجمه اجر الاعمال و عقاب الاعمال[۱۳]
تأویل الآیات الباهره فی العترة الطاهرة[۱۴]
عین الیقین، ترجمه جلد نخستین بحارالانوار [۱۵]
بینشها راجعبه او
آقا والا تهرانی او را از عنصرها آئین و روسای مذهب در بعدازظهر خویش خوانده میباشد.[۱۶][۱۷]
سید جمالالدین اسدآبادی بعداز ملاقاتی که با آقانجفی داشتهمیباشد، میگوید:[۱۸]
حرارتی به کلهاش دیدم که در بیسمارک (بیزمارک)[یادداشت ۱] عدم وجود و حقیقت در صورتیکه وزارت اعظم کشورایران را داشت؛ مانند امیرکبیر مراقبت حدود مرز و بوم را مینمود که بیگانه از آن یکوجب نزاع.
پیکار با ظلم و ستم
آقا نجفی به ناصرالدین سلطان و دستگاه حکومت وی بیدقت بود و با ظلالسلطان فرزند پادشاه که قاضی اصفهان بود و بسیار بر عموم ستم می کرد، همواره مشغول بود، البته در واقع توان وی از اقتدار قاضی اصفهان افزونخیس بود. ظلالسلطان، آقانجفی را بازدارنده تاخت و تاز، چپاول و تجاوز خویش مییافت. مأموران استعماری انگلستان نیز که برای گسترش احاطه دولت مورد نظر خویش بر کشور ایران، اپلیکیشنهای کبیر داشتند و توان اجتماعی آقانجفی را بازدارنده اجرای نقشههای خود مییافتند، از وی بیمناک بودند. به همین جهت، همواره سعی بر تضعیف او داشتند البته به دلیل دقت عموم به او، دشمنی آنها کاری از پیش تشریفات ترحیم مشهد جنگ.
آقانجفی اصفهانی و نورالله اصفهانی
تبعید به طهران
بنابر نقل شبیری زنجانی آقا نجفی بر نهی از منکر پافشاری داشت و امر کشتن بابیها را صادر کرد. این قبیل امور برای ناصرالدین فرمانروا نا مطلوب بود و یکسری جايگاه اورا به طهران احضر کرد و در یکیاز این مورد ها به وی اذن برگشت به اصفهان نداد تا فی مابین علمای طهران عضم گردد.[۲] البته آقانجفی در طهران هم، ضمن دایر ساختن حوزه درسی، به نزاع سیاسی و پرنور ساختن ذهن عموم نسبت به خرابی دربار و نظام حکم کننده و آخر و عاقبت مداخلات بیگانگان در کارها مرزو بوم افزود و زیرا خطر شغل او در پایتخت برای رژیم بیشتر بود، اورا به اصفهان بازگردادند. همچون این اتفاق در ۱۳۲۱ق/۱۹۰۳م در هنگام سلطنت مظفرالدین فرمان روا نیز تکرار شد.
حکم تحریم تنباکو
در جریان اجرای تفاهم نامه رژی، مأمورین شرکت رژی به امداد ظل السلطان قاضی وقت اصفهان و حفاظت مأموران دولت، راهی مزارع تنباکو شدند و در کمال شدت و خشونت کارایی کردند تا منظورهای تفاهم نامه انحصار تنباکو را به عموم اجبار نمایند.[۳] عموم اصفهان از آقانجفی اصفهانی امداد خواستند. آقانجفی بعد از مشورت کردن، به دو نفر از نزدیکان و وابستگان خویش که از علما و فقیهان بودند، اشاره کرد که حکم به حرمت مصرف دخانیات نمایند. از این رو میرزا محمدعلی اژهای و حاج آقا منیرالدین بروجردی برای نخستین دفعه، اعلان تحریم تنباکو نمودند و از طرف حاج میرزا هاشم امام آدینه از شهر به تخت فولاد تبعید و نفی بلد شدند.[۴] این دو هر مورد غیروابسته طبق امر آقانجفی به سامرا رفته و میرزای شیرازی را از احوال داخلی جمهوری اسلامی ایران و استعداد عموم برای هر نوع نبرد مطلع ساختند و مقدمات صدور حکم تحریم را آماده ساختند. در همین حین آقانجفی و محمدباقر فشارکی حکم تحریم استفاده تنباکو را صادر کردند.[۵] حکم تحریم به کارگیری تنباکو از طرف این دو نفر در اصفهان و بعد از آن حکم تحریم از طرف آقانجفی و ملا محمدباقر فشارکی و ورود میرزا محمدعلی اژهای و حاج آقا منیرالدین بروجردی به سامرا، کلیه پیش از ارسال طومار سید جمالالدین اسدآبادی بوسیله علی اکبر فال اسیری به میرزای شیرازی بوده میباشد.[۶]
اثر ها
آقا نجفی اثر ها بسیار از خویش به مکان گذاشت. تعداد اثر ها اورا برخی بیش تر از ۱۰۰ گزینه دانستهاند. به عنوان مثال اثرها اساسی او، این رسائل و کتابها را میقدرت اسم موفقیت:
الاجتهاد و التقلید[۷]
اسرار الآیات[۸]
اسرار الشریعه[۹]
وجیزة الخواص[۱۰]
بحرالحقائق[۱۱]
انوار العارفین[۱۲]
هدایة النجاة، ترجمه اجر الاعمال و عقاب الاعمال[۱۳]
تأویل الآیات الباهره فی العترة الطاهرة[۱۴]
عین الیقین، ترجمه جلد نخستین بحارالانوار [۱۵]
بینشها راجعبه او
آقا والا تهرانی او را از عنصرها آئین و روسای مذهب در بعدازظهر خویش خوانده میباشد.[۱۶][۱۷]
سید جمالالدین اسدآبادی بعداز ملاقاتی که با آقانجفی داشتهمیباشد، میگوید:[۱۸]
حرارتی به کلهاش دیدم که در بیسمارک (بیزمارک)[یادداشت ۱] عدم وجود و حقیقت در صورتیکه وزارت اعظم کشورایران را داشت؛ مانند امیرکبیر مراقبت حدود مرز و بوم را مینمود که بیگانه از آن یکوجب نزاع.

راهنمای آمادهسازی مسجد یا سالن برای مراسم ترحیم؛ از چیدمان تا امکانات رفاهی