loading...

مجله خبری تشریفات

بازدید : 55
يکشنبه 18 آذر 1403 زمان : 12:00


هنر از منظر یونانیان: یونانیان برای هنر از کلمه تخنه استعمال می­ کردند. این واژه و کلمه همان طور که در منابع نام برده به عبارتی «تکنیک» مدرن و در معنای ساختن میباشد. در تاریخ فلسفه تشریفات ترحیم مشهد یونان، دموکریتوس (۴۸۰- ۳۸۰ ق.م) اولیه کسی میباشد که هنر را تبعیت از طبیعت دانسته ­میباشد. اما آرای دموکریتوس در اثر ها فلاسفه آجل و به عنوان مثال ارسطو آورده شده ­میباشد. افلاطون را در تاریخ فلسفه اول کسی می­ دانند که به صورت بدون واسطه به مشاجره درباره هنر و انتقاد آن پرداخت. از منظر او هر پدیده ­ای در فقیه ماده، مثال ­ای در فقیه نمونه دارااست و به این ترتیب کل پدیده­ های طبیعی تقلیدی از آن الگوی نخستین در فقیه مثل می باشند. افلاطون هنر را یک مرحله زیر­ خیس از طبیعت قرار می­ دهد چون به زعم او تبعیت از طبیعت (که خویش تقلیدی از فقیه نمونه میباشد)، در هنر بدور شدن از فقید نمونه می ­انجامد و بدین ترتیب شأن هنر زیر ­خیس از طبیعت میباشد. ولی او کل هنرها را به یکباره رد نمی ­نماید و با دقت به اثرها اجتماعی و فرهنگی که هر پدیده هنری می‌تواند داشته باشد هنرها را تیم ­بندی می ­نماید. براین اساس اگرچه شاعران را از مدینه فاضله میراند البته درین فی مابین انواعی از شعر را که برای تربیت جوان ها سودمند میباشد، مایحتاج و موءثر می ­داند. همینطور فی مابین منزلت­ های موسیقایی آنهایی را که منجر تولید پر نمک حماسی میگردند رد نمی­ نماید. بدین ترتیب از لحاظ افلاطون هنر برای مورد قبول بودن الزاماً می بایست سودمند باشد. ارسطو مغایر مدرس خویش تعبیری نو از تاسی ارائه کرد؛ به این شکل که او تبعیت را به معنای ارائه کارها کلی دانست و خیر جعل حقیقت محسوس. ارسطو در رساله رشته شاعری و در ثابت برتری شعر بر تاریخ، شعر را ذکر کارها کلی دانست و خیر خلاف تاریخ، ذکر کارها جزئی. همینطور از نگرش او هنرمند پدیده­ ها را خیر آنچنان که میباشند بلکه آنچنان که می بایست باشند بازآفرینی می­ نماید. آرای بقیه فلاسفه تا زمانه امروزی کمابیش ادامه دهنده و کامل کننده آرای این دو فیلسوف گرانقدر تاریخ میباشد. مثلا فلوطین همانند افلاطون هنر را تاسی صرف می دانست، البته در آرای فلوطین زیبایی و هنر با هم سازگاری یافتند. به تفسیر فلوطین زیبایی جان دار در طبیعت و زیبایی نقل شده در هنر تجلیات حقیقتی واحد­اند. از بینش وی هنرها از عین پدیده ­های طبیعی تبعیت نمی­ نمایند، بلکه به سوی صور سنجیده که طبیعت از آن ها بر می­ آید ترفیع می ­کنند و اثرها خویش را به تبعیت از آن ها پدید می ­آورند.

هنر از منظر ایرانیان:
هنر در گویش فارسی، مرکب از دو واژه و کلمه «سو» یا این که «هو» و «نره» در معنای نیک و نیکمرد میباشد؛ همان یعنی بشر نیک. در گاتها هنر صفت اهورا میباشد و وهومن میباشد. در تمامی متن ها متأثر از گاتها و اوستا هنر نوعی فضیلت محسوب می ­خواهد شد که نسبت قربت با کوچک و پارسایی داراست؛ مثلا در متن‌ها پهلوی هام دبیره.

از طرفی زیبایی هم معنی با خیر و خوبی و نه میباشد. برای مثالً در اوستا در تعریف ایزدبانوی اشی، صفات نیک، خوشگل و براق آمده­ میباشد و اجرا و صفاتی که به او منسوب میباشد ما یحتاج و ملزوم زیبایی اویند. در کل ایزدان در شرایطی که پسندیده و موثر باشند خوشگل نیز می‌باشند و این زیبایی تماماً به خردمندی و تبعیت این ایزدها از کوچک بازمی ­خواهد شد و از آنجایی که کوچک با نظم یار و همدم میباشد پس خودبخود منشأ زیبایی نیز می‌باشد. فقدان خیر و خوبی و نه به وسیله پلیدی ایزدان نمود می ­یابد و پلیدی زاییده پدیده فقدان تفکر نیک میباشد به عبارتی­سیرتکامل که زروان از نیک ­اندیشی به دور شد و اهریمن از وی به وجود آمد.

همینطور «هو» هم معنی با «هوش» نیز تیتر شد‌ه‌است. در شرایطی که هوش را هم معنی با «خوش» در فارسی مدرن فرض کنیم، در این‌حالت نسبت آشکار و مستقیمی دربین زیبایی و نه برقرار می ­خواهد شد.

ولی می‌دانیم آنچه امروز هنر خوانده می­ خواهد شد، در قبل غالباً صنعت نامیده می ­شد. صنعت همانند تخنه در معنای ساختن میباشد، ولی درجات مختلفی داشته و بسته به اینکه چه چیزی را و چه‌گونه و با چه هدفی بسازد قیمت و عنایت آن نیز تفاوت داشته ­میباشد. از جملهً موسیقی در شرایطی که برای مسخرگی پیشه کردن باشد یک صنعت پست و در شرایطی که برای نیل به مفاهیم عرفانی باشد یک فضیلت به حساب می آید.

هنر اسلامی چیست؟
کلیه ممالکی که اسلام در آنان توسعه و گسترش یافت خویش دارنده هنرهایی بودند، ولی با ورود اسلام در عین تداوم بخش اعظمی از هنرها اشتراکاتی میان اینها ساخت‌و‌ساز شد، برای مثال ترویج کبیر خط و خوشنویسی بر اثرها متعدد هنری از معماری تا منسوجات. یعنی یک روح مشترک بر این هنرها سایه افکند که متأثر از آموزه­ های فقهی و از طرفی عالم ­بینی ناشی از این آموزه­ ها بود. در هنر اسلامی مسلماً می بایست پیرو مضمون‌ بود، زیرا صرف شکل و ظواهر برای اینکه ثابت نماید هنری اسلامی میباشد یا این که خیر کفاف نمیدهد. به این ترتیب هر هنری ولو اینکه در مدلِ انجام و ظواهر مشابه بقیه اثرها باشد، تا معنی آن مشخص و معلوم نباشد نمی ­قدرت در زمره هنر اسلامی قرار بخشید. از جملهً آیا پیکره ­های نگارگری گردیده بر دیوارهای بهتر قاپو هنر اسلامی به شمار می ­مراحل؟ لازمه اینکه هنری اسلامی باشد این میباشد که هم شکل و هم مفهوم بر طبق با روح هنر اسلامی باشد یعنی هنرمند خیر به واسطه مهارت در تکنیک، بلکه به واسطه سیر و سلوک خویش در فقید مضمون‌ این تاثیر را آفریده باشد.

هنر اسلامی چند مشخصه بارز داراست: یک کدام از اعتبار قائل شدن برای خط و خوشنویسی و دیگر اشاعه کبیر نقش های هندسی. عنایت هندسه و نقش هندسی نیز به واسطه بسط هندسه و ریاضی ها و مساوی داشتن نظم با زیبایی ناشی شد. نظم هندسی گویی تقسیم فضای بی­ صورت به صورت هایی مشخص و معلوم میباشد که در عین نگهداری تمامیت دور و اطراف، آن را فرصت­مند و منظم می­ سازند. در واقع هندسه نمایشی از نظم خلقت میباشد؛ بخصوص که در قرنها اول اسلام ریاضی ­دانان اسلامی توسعه و گسترش چشمگیری نمودند و صنعت ریاضی از صنعت های بافضیلت و همان یک هنر به شمار می­ رفت.

در فرهنگ وتمدن اسلامی صناعت از طبیعت تاسی می­ نماید و به عنوان مثالً به تفسیر دوانی تهذیب خلق و خوی نیز امری صناعی میباشد. این تبعیت تفاوت آشکاری با عقیده میمسیس افلاطون و ارسطو داراست، چون تبعیت خیر از شکل بلکه از سیرت طبیعت میباشد و طبیعت جلوه ­ای از جلوه ­های باشکوه خداوندی میباشد. همینطور صناعت گونه های و اقسامی داراست، برخی از صنعت ها نافع و برخی مضر میباشند برای مثالً صنعت سِحر منافی مصلحت عموم میباشد و یا این که مطربی و مسخرگی، یا این که دباغی. اینها همگی صنعت می باشند البته جزو صنعت های بافضیلت نیستند، البته صنعت ­هایی همانند نگارش و شیوایی و طب و ریاضی و … اثرگذار و شریف می‌باشند. و یا این که در تربیت دختران مثلا، دوانی و غزالی از واژه هنر به کار گیری می­ نمایند و هر دو از بایستگی فراگیری بافندگی و دیگر هنرها به دختران صحبت می ­گویند.


هنر از منظر یونانیان: یونانیان برای هنر از کلمه تخنه استعمال می­ کردند. این واژه و کلمه همان طور که در منابع نام برده به عبارتی «تکنیک» مدرن و در معنای ساختن میباشد. در تاریخ فلسفه تشریفات ترحیم مشهد یونان، دموکریتوس (۴۸۰- ۳۸۰ ق.م) اولیه کسی میباشد که هنر را تبعیت از طبیعت دانسته ­میباشد. اما آرای دموکریتوس در اثر ها فلاسفه آجل و به عنوان مثال ارسطو آورده شده ­میباشد. افلاطون را در تاریخ فلسفه اول کسی می­ دانند که به صورت بدون واسطه به مشاجره درباره هنر و انتقاد آن پرداخت. از منظر او هر پدیده ­ای در فقیه ماده، مثال ­ای در فقیه نمونه دارااست و به این ترتیب کل پدیده­ های طبیعی تقلیدی از آن الگوی نخستین در فقیه مثل می باشند. افلاطون هنر را یک مرحله زیر­ خیس از طبیعت قرار می­ دهد چون به زعم او تبعیت از طبیعت (که خویش تقلیدی از فقیه نمونه میباشد)، در هنر بدور شدن از فقید نمونه می ­انجامد و بدین ترتیب شأن هنر زیر ­خیس از طبیعت میباشد. ولی او کل هنرها را به یکباره رد نمی ­نماید و با دقت به اثرها اجتماعی و فرهنگی که هر پدیده هنری می‌تواند داشته باشد هنرها را تیم ­بندی می ­نماید. براین اساس اگرچه شاعران را از مدینه فاضله میراند البته درین فی مابین انواعی از شعر را که برای تربیت جوان ها سودمند میباشد، مایحتاج و موءثر می ­داند. همینطور فی مابین منزلت­ های موسیقایی آنهایی را که منجر تولید پر نمک حماسی میگردند رد نمی­ نماید. بدین ترتیب از لحاظ افلاطون هنر برای مورد قبول بودن الزاماً می بایست سودمند باشد. ارسطو مغایر مدرس خویش تعبیری نو از تاسی ارائه کرد؛ به این شکل که او تبعیت را به معنای ارائه کارها کلی دانست و خیر جعل حقیقت محسوس. ارسطو در رساله رشته شاعری و در ثابت برتری شعر بر تاریخ، شعر را ذکر کارها کلی دانست و خیر خلاف تاریخ، ذکر کارها جزئی. همینطور از نگرش او هنرمند پدیده­ ها را خیر آنچنان که میباشند بلکه آنچنان که می بایست باشند بازآفرینی می­ نماید. آرای بقیه فلاسفه تا زمانه امروزی کمابیش ادامه دهنده و کامل کننده آرای این دو فیلسوف گرانقدر تاریخ میباشد. مثلا فلوطین همانند افلاطون هنر را تاسی صرف می دانست، البته در آرای فلوطین زیبایی و هنر با هم سازگاری یافتند. به تفسیر فلوطین زیبایی جان دار در طبیعت و زیبایی نقل شده در هنر تجلیات حقیقتی واحد­اند. از بینش وی هنرها از عین پدیده ­های طبیعی تبعیت نمی­ نمایند، بلکه به سوی صور سنجیده که طبیعت از آن ها بر می­ آید ترفیع می ­کنند و اثرها خویش را به تبعیت از آن ها پدید می ­آورند.

هنر از منظر ایرانیان:
هنر در گویش فارسی، مرکب از دو واژه و کلمه «سو» یا این که «هو» و «نره» در معنای نیک و نیکمرد میباشد؛ همان یعنی بشر نیک. در گاتها هنر صفت اهورا میباشد و وهومن میباشد. در تمامی متن ها متأثر از گاتها و اوستا هنر نوعی فضیلت محسوب می ­خواهد شد که نسبت قربت با کوچک و پارسایی داراست؛ مثلا در متن‌ها پهلوی هام دبیره.

از طرفی زیبایی هم معنی با خیر و خوبی و نه میباشد. برای مثالً در اوستا در تعریف ایزدبانوی اشی، صفات نیک، خوشگل و براق آمده­ میباشد و اجرا و صفاتی که به او منسوب میباشد ما یحتاج و ملزوم زیبایی اویند. در کل ایزدان در شرایطی که پسندیده و موثر باشند خوشگل نیز می‌باشند و این زیبایی تماماً به خردمندی و تبعیت این ایزدها از کوچک بازمی ­خواهد شد و از آنجایی که کوچک با نظم یار و همدم میباشد پس خودبخود منشأ زیبایی نیز می‌باشد. فقدان خیر و خوبی و نه به وسیله پلیدی ایزدان نمود می ­یابد و پلیدی زاییده پدیده فقدان تفکر نیک میباشد به عبارتی­سیرتکامل که زروان از نیک ­اندیشی به دور شد و اهریمن از وی به وجود آمد.

همینطور «هو» هم معنی با «هوش» نیز تیتر شد‌ه‌است. در شرایطی که هوش را هم معنی با «خوش» در فارسی مدرن فرض کنیم، در این‌حالت نسبت آشکار و مستقیمی دربین زیبایی و نه برقرار می ­خواهد شد.

ولی می‌دانیم آنچه امروز هنر خوانده می­ خواهد شد، در قبل غالباً صنعت نامیده می ­شد. صنعت همانند تخنه در معنای ساختن میباشد، ولی درجات مختلفی داشته و بسته به اینکه چه چیزی را و چه‌گونه و با چه هدفی بسازد قیمت و عنایت آن نیز تفاوت داشته ­میباشد. از جملهً موسیقی در شرایطی که برای مسخرگی پیشه کردن باشد یک صنعت پست و در شرایطی که برای نیل به مفاهیم عرفانی باشد یک فضیلت به حساب می آید.

هنر اسلامی چیست؟
کلیه ممالکی که اسلام در آنان توسعه و گسترش یافت خویش دارنده هنرهایی بودند، ولی با ورود اسلام در عین تداوم بخش اعظمی از هنرها اشتراکاتی میان اینها ساخت‌و‌ساز شد، برای مثال ترویج کبیر خط و خوشنویسی بر اثرها متعدد هنری از معماری تا منسوجات. یعنی یک روح مشترک بر این هنرها سایه افکند که متأثر از آموزه­ های فقهی و از طرفی عالم ­بینی ناشی از این آموزه­ ها بود. در هنر اسلامی مسلماً می بایست پیرو مضمون‌ بود، زیرا صرف شکل و ظواهر برای اینکه ثابت نماید هنری اسلامی میباشد یا این که خیر کفاف نمیدهد. به این ترتیب هر هنری ولو اینکه در مدلِ انجام و ظواهر مشابه بقیه اثرها باشد، تا معنی آن مشخص و معلوم نباشد نمی ­قدرت در زمره هنر اسلامی قرار بخشید. از جملهً آیا پیکره ­های نگارگری گردیده بر دیوارهای بهتر قاپو هنر اسلامی به شمار می ­مراحل؟ لازمه اینکه هنری اسلامی باشد این میباشد که هم شکل و هم مفهوم بر طبق با روح هنر اسلامی باشد یعنی هنرمند خیر به واسطه مهارت در تکنیک، بلکه به واسطه سیر و سلوک خویش در فقید مضمون‌ این تاثیر را آفریده باشد.

هنر اسلامی چند مشخصه بارز داراست: یک کدام از اعتبار قائل شدن برای خط و خوشنویسی و دیگر اشاعه کبیر نقش های هندسی. عنایت هندسه و نقش هندسی نیز به واسطه بسط هندسه و ریاضی ها و مساوی داشتن نظم با زیبایی ناشی شد. نظم هندسی گویی تقسیم فضای بی­ صورت به صورت هایی مشخص و معلوم میباشد که در عین نگهداری تمامیت دور و اطراف، آن را فرصت­مند و منظم می­ سازند. در واقع هندسه نمایشی از نظم خلقت میباشد؛ بخصوص که در قرنها اول اسلام ریاضی ­دانان اسلامی توسعه و گسترش چشمگیری نمودند و صنعت ریاضی از صنعت های بافضیلت و همان یک هنر به شمار می­ رفت.

در فرهنگ وتمدن اسلامی صناعت از طبیعت تاسی می­ نماید و به عنوان مثالً به تفسیر دوانی تهذیب خلق و خوی نیز امری صناعی میباشد. این تبعیت تفاوت آشکاری با عقیده میمسیس افلاطون و ارسطو داراست، چون تبعیت خیر از شکل بلکه از سیرت طبیعت میباشد و طبیعت جلوه ­ای از جلوه ­های باشکوه خداوندی میباشد. همینطور صناعت گونه های و اقسامی داراست، برخی از صنعت ها نافع و برخی مضر میباشند برای مثالً صنعت سِحر منافی مصلحت عموم میباشد و یا این که مطربی و مسخرگی، یا این که دباغی. اینها همگی صنعت می باشند البته جزو صنعت های بافضیلت نیستند، البته صنعت ­هایی همانند نگارش و شیوایی و طب و ریاضی و … اثرگذار و شریف می‌باشند. و یا این که در تربیت دختران مثلا، دوانی و غزالی از واژه هنر به کار گیری می­ نمایند و هر دو از بایستگی فراگیری بافندگی و دیگر هنرها به دختران صحبت می ­گویند.

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 504
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 6
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 126
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 217
  • بازدید ماه : 545
  • بازدید سال : 3244
  • بازدید کلی : 33649
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی