(رجب ۱۱۶۶-ذیقعده ۱۲۴۱ق/مه ۱۷۵۳-ژوئن ۱۸۲۶) دارای اسم و رسم به احمد احسائی دانا، حکیم و فقید دارای اسم و رسم امامی که جماعت شیخیه به وی منسوبند و محور تعالیم خویش را از وی گرفته اند. مشرب و اتفاق ها معاش احسائی، دامنۀ تأثیر اورا به بعداز حیاتش رسانده و تحولاتی را در تاریخ امامیه به توشه آورده میباشد.معاش,محل تولد,محل تولد احسایی روستای مُطَیرفی در منطقۀ احساء در شرق ایالات متحده عربی میباشد.[۱] به گفته خویش وی،[۲] سابقۀ تشیع در نیاکانش به جد چهارم وی داغِر گشوده میشود. داغر اولیه نفر از قوم وی بود که بادیه نشینی را رها کرد و در مطیرفی اقامت گزید. او بعد از این سفر به تشیع روی آورد و نسل وی نیز کلیه بر این مذهب تشریفات ترحیم مشهد بودند.[۳]
هجرتها
احسایی تا ۲۰ سالگی در احساء علم ها فقاهتی را یادگرفت. در سال ۱۱۸۶ق به کربلا و نجف مسافرت کرد. او در ۱۲۰۸ق درپی سرایت بیماری طاعون در عراق به احساء برگشت و بعد از اقامتی ۴ ساله رهسپار عتبات شد. در رجوع و برگشت پس از مدتی اقامت در بصره به ذورق در اطراف بصره رفت و تا ۱۲۱۶ق در آنجا ماند بعد از آن به اقامتهای موقت در بصره و روستاهای گوشه و کنار آن سپری کرد.[۴]
در سال جاری به عتبات رفت و از آنجا عازم زیارت مشهد شد و فی مابین راه و روش در یزد توقفی کرد. اهل یزد از وی استقبال گرمی کردند و وی به پافشاری وی بعداز رجوع و برگشت از مشهد، در یزد مقیم شد.[۵] احسایی به سماجت فتحعلی فرمانروا مدتی به طهران رفت، و در سال ۱۲۲۳ق با موافقت فتحعلی پادشاه به یزد برگشت.[۶]
احسایی در ۱۲۲۹ق در روش زیارت عتبات به کرمانشاه وارد شد و با استقبال عموم روبه رو شد. حکم دهنده پافشاری به اقامت او در کرمانشاه داشت و با تعهدی که درباره ی تدارک هجرت هر سالۀ وی به عتبات بخشید، اورا به اقامت راضی کرد. این اقامت بجز سفری دو ساله حدود ۱۰ سال زمان برد. آنگاه به مشهد و یزد و کرمانشاه رفت و بعد از چندی به عتبات رفت. آنجا را به اراده مکه شکاف کرد، ولی در دو منزلی مدینه درگذشت.[۷]
دیدار با فتحعلی سلطان
مجال که احسایی در یزد بود، شهرتاش در کشور ایران غامض بود فتحعلی پادشاه قاجار باب مکاتبه را با وی گشود و از وی برای ملاقات در طهران دعوت به فعالیت آورد.[۸] احسایی برای آنکه دعوت پاد شاه را نپذیرد عذروبهانه می آورد. تا آنکه فرمان روا در طومارای دیگر به وی نوشت که آمدنش به یزد با قشون بسیار، تهدیدی برای ارزاق عموم آنجا خواهد بود و توشه دیگر وارد شدن احسایی به طهران را خواهان شد. او که تمایلی به رفتن نزد فرمان روا نداشت، تصمیم گرفت یزد را به قصد بصره رخنه نماید البته با ناخرسندی عموم یزد روبه رو شد که بیم داشتند فرمانروا خروج احسایی را حمل بر این نماید که آنان نمیمراداند پذیرای پاد شاه باشند. او به مراعات آن ها راهی طهران شد و نزد سلطان تقرب یافت. بعداز مدتی با درخواست از پادشاه و موافقت وی به یزد برگشت.[۹]
وفات
در ذیقعده ۱۲۴۱ق زمانی که از عتبات به سمت مکه تکان می کرد، در اطراف مدینه فوت کرد. اورا در آرامستان بقیع دفن کردند.[۱۰]
منابع رسیدگی
منابع عمدۀ گستردن اکنون احسایی یکی از رسالهای میباشد کوتاه که او به در خواست فرزند بزرگش محمدتقی نگاشته، و در آن از سال٬های ابتدا معاش و وضع و اوضاع درونی خویش گفته میباشد، دوم اثری میباشد از فرزندش عبدالله، و سوم نصیبهایی از عامل المتحیرین فراگیر و جانشین وی سید کاظم رشتی که دربردارنده مطالبی میباشد افزون بر دو مأخذ گذشته.
(رجب ۱۱۶۶-ذیقعده ۱۲۴۱ق/مه ۱۷۵۳-ژوئن ۱۸۲۶) دارای اسم و رسم به احمد احسائی دانا، حکیم و فقید دارای اسم و رسم امامی که جماعت شیخیه به وی منسوبند و محور تعالیم خویش را از وی گرفته اند. مشرب و اتفاق ها معاش احسائی، دامنۀ تأثیر اورا به بعداز حیاتش رسانده و تحولاتی را در تاریخ امامیه به توشه آورده میباشد.معاش,محل تولد,محل تولد احسایی روستای مُطَیرفی در منطقۀ احساء در شرق ایالات متحده عربی میباشد.[۱] به گفته خویش وی،[۲] سابقۀ تشیع در نیاکانش به جد چهارم وی داغِر گشوده میشود. داغر اولیه نفر از قوم وی بود که بادیه نشینی را رها کرد و در مطیرفی اقامت گزید. او بعد از این سفر به تشیع روی آورد و نسل وی نیز کلیه بر این مذهب تشریفات ترحیم مشهد بودند.[۳]
هجرتها
احسایی تا ۲۰ سالگی در احساء علم ها فقاهتی را یادگرفت. در سال ۱۱۸۶ق به کربلا و نجف مسافرت کرد. او در ۱۲۰۸ق درپی سرایت بیماری طاعون در عراق به احساء برگشت و بعد از اقامتی ۴ ساله رهسپار عتبات شد. در رجوع و برگشت پس از مدتی اقامت در بصره به ذورق در اطراف بصره رفت و تا ۱۲۱۶ق در آنجا ماند بعد از آن به اقامتهای موقت در بصره و روستاهای گوشه و کنار آن سپری کرد.[۴]
در سال جاری به عتبات رفت و از آنجا عازم زیارت مشهد شد و فی مابین راه و روش در یزد توقفی کرد. اهل یزد از وی استقبال گرمی کردند و وی به پافشاری وی بعداز رجوع و برگشت از مشهد، در یزد مقیم شد.[۵] احسایی به سماجت فتحعلی فرمانروا مدتی به طهران رفت، و در سال ۱۲۲۳ق با موافقت فتحعلی پادشاه به یزد برگشت.[۶]
احسایی در ۱۲۲۹ق در روش زیارت عتبات به کرمانشاه وارد شد و با استقبال عموم روبه رو شد. حکم دهنده پافشاری به اقامت او در کرمانشاه داشت و با تعهدی که درباره ی تدارک هجرت هر سالۀ وی به عتبات بخشید، اورا به اقامت راضی کرد. این اقامت بجز سفری دو ساله حدود ۱۰ سال زمان برد. آنگاه به مشهد و یزد و کرمانشاه رفت و بعد از چندی به عتبات رفت. آنجا را به اراده مکه شکاف کرد، ولی در دو منزلی مدینه درگذشت.[۷]
دیدار با فتحعلی سلطان
مجال که احسایی در یزد بود، شهرتاش در کشور ایران غامض بود فتحعلی پادشاه قاجار باب مکاتبه را با وی گشود و از وی برای ملاقات در طهران دعوت به فعالیت آورد.[۸] احسایی برای آنکه دعوت پاد شاه را نپذیرد عذروبهانه می آورد. تا آنکه فرمان روا در طومارای دیگر به وی نوشت که آمدنش به یزد با قشون بسیار، تهدیدی برای ارزاق عموم آنجا خواهد بود و توشه دیگر وارد شدن احسایی به طهران را خواهان شد. او که تمایلی به رفتن نزد فرمان روا نداشت، تصمیم گرفت یزد را به قصد بصره رخنه نماید البته با ناخرسندی عموم یزد روبه رو شد که بیم داشتند فرمانروا خروج احسایی را حمل بر این نماید که آنان نمیمراداند پذیرای پاد شاه باشند. او به مراعات آن ها راهی طهران شد و نزد سلطان تقرب یافت. بعداز مدتی با درخواست از پادشاه و موافقت وی به یزد برگشت.[۹]
وفات
در ذیقعده ۱۲۴۱ق زمانی که از عتبات به سمت مکه تکان می کرد، در اطراف مدینه فوت کرد. اورا در آرامستان بقیع دفن کردند.[۱۰]
منابع رسیدگی
منابع عمدۀ گستردن اکنون احسایی یکی از رسالهای میباشد کوتاه که او به در خواست فرزند بزرگش محمدتقی نگاشته، و در آن از سال٬های ابتدا معاش و وضع و اوضاع درونی خویش گفته میباشد، دوم اثری میباشد از فرزندش عبدالله، و سوم نصیبهایی از عامل المتحیرین فراگیر و جانشین وی سید کاظم رشتی که دربردارنده مطالبی میباشد افزون بر دو مأخذ گذشته.

راهنمای آمادهسازی مسجد یا سالن برای مراسم ترحیم؛ از چیدمان تا امکانات رفاهی