موضوعٔ تاریخی علی بن موسی الرضا
فرزندان عبدالله بن عباس در حین مرحلهٔ دعوت عباسی به بسط و سرایت کردن آرمان نزاعٔ ضداموی برای تعیین یک رهبرِ هاشمی با شعار «اَلرِّضا مِنْ آلِ مُحَمَّد»، فارغ از معین کردن فرد یا این که شاخهٔ نامزد خلافت — چه عباسی و چه علوی — مبادرت کردند. اسم حرکت «هاشمیه» با ارجاع به فامیلِ وسیعخیس بنیهاشم منجر شد عباسیان بتوانند در مقام با اهل بیت شراکت جویند. آنگاه، با توسعه تکان سیاهجامگان مبادرت به قیام علیه سلسلهٔ امویان کردند و در سال ۱۳۲ ه.ق/۷۵۰ م خلافت عباسیان را ساکن نمودند. خلیفهٔ دوم عباسی، ابوجعفر منصور (حک. ۱۳۶–۱۵۸ ه.ق/۷۵۴–۷۷۵ م) فورا بعداز وصال به توان، برای باقی ماندنِ خلافت در خط خانوادهاش، طیف وسیعی از رقبا و معارضان را به اطاعت از خویش وادار یا این که حذف کرد. بااینهم اکنون، اعتبار خلافت او به وسیله شاخهٔ علویِ قوم و قبیله بنیهاشم — بهتیتر رسمیترین وارثان خلافت که مجاورتترین لینک و پیوند خویشاوندی با نبی را داشتند — آیتم معضل قرار گرفت.[۱] منصور بعد از تحکیم رهبری سیاسیاش، موردسازی محورهای دولت نو عباسی را استارت کرد. او ادعاهای اعتقادی نوای در زمینهی رده خلفای عباسی بهتیتر امامان و نمایندگان حکومت الهی ارائه کرد. خلفای عباسی بهتیتر اعضای مقدس خانوادهٔ رسول، بهتیتر حافظ ایمان اسلامی و بهتیتر فقط حاکمانی که تداومقسمت آرمان سلطنتی اهل ایران بودند، حکمرانی تشریفات ترحیم مشهد میکردند.[۲]
هارونُ الرَّشید (حک. ۱۷۰–۱۹۳ ه.ق/۷۸۶–۸۰۹ م)، این دولت را به نقطع ی عطف اقتدار خویش رساند و توانست تا جلوهٔ سلطنتِ عباسی را ثبت نماید.[۳] هارون که با بحران جانشینی مواجه بود، امین را بهتیتر جانشینِ اساسی خویش انتخاب و مأمون را نیز بهتیتر جانشین امین منصوب کرد و مرز و بومهای خلافت عباسی را دربینشان تقسیم نمود.[۴][۵] بدین ترتیب، امین بهتیتر خلیفه در بغداد بومی شد و صرفا در استانهای غربی حکومت میکرد، درحالیکه مأمون قاضی خودمختار ولایات شرقی بود.
بعداز مرگ هارون در توس، امین در بغداد و مأمون در مرو حکومت خویش را شروع کردند. بعداز مدتی، رقابت دربین دو اخوی به نزاع داخلی انجامید و هر مورد مدعا خلافت آحاد قلمرو عباسیان شد. در غایت بعداز پنج سال اختلاف در بین دو اخوی، با محاصره و فتح بغداد و قتل امین، مأمون در سال ۱۹۸ ه.ق ذمه دار خلافت بر مجموع قلمرو عباسی شد.[۷][۸] این، اولیه توشه بود که یک خلیفهٔ عباسی با شدّت فعالیت سرنگون می شد؛ موضوعی که بدون شک، اعتبار بنیان سلطنتی عباسی را بهلرزه درآورد و کیفیت فهم و شعور آن از سوی جامعهٔ اسلامی را تغییر تحول بخشید. در طی چهار سال آتی، خشم عموم عراق نسبت به سیاستهای خیره کنندهِ مأمون ارتقا یافت. درین فرصت و در بخش ها گوناگون، کودتاهای گوناگونی شکل میگرفت. کودتا در جنوب عراق و در کوفه بهرهبری ابنِ طَباطَبا و با همیاری فرماندهِ کهن سپاه، اَبُوالسَّرایا در سال ۱۹۹ ه.ق/۸۱۵ م، بیش تر از پیش بر سروصدا ادامه داد.[۹] زید بن موسی ملقب به «زَیْدُالنّار» در بَصره قیام کرد.[۱۰] یَمَن ذیل کودتاهای گوناگونِ علوی بهراز میبُرد. نخستین دفعه ابراهیم بن موسی کاظم در مسافتٔ سالهای ۱۹۹ تا ۲۰۲ ه.ق/۸۱۴ تا ۸۱۷ م، در آنجا رهبری را بهدست گرفت. حسین بن حسن بن علی مشهور به ابنِ اَفطَس در مکّه قیام کرد. وقتی که مأمون در ۲۰۱ ه.ق/۸۱۶ م تصمیم گرفت قدرت مذهبی خود را با تصاحب تیترِ «خَلیفَةُالله» و هم زمان نامزدی علی بن موسی الرّضا به ولایتعهدی خلیفه و تغییر تحول رنگ قانونی دولت عباسی از سیاه به سبز ارتقاء دهد، عباسیان بغداد با عنوان کردن ابراهیم بن مَهدی بهتیتر خلیفه، به او جواب دادند و مأمون را بهتیتر شاهزادهای که از سوی ایرانیان بازیچه گردیده بود، رد کردند
موضوعٔ تاریخی علی بن موسی الرضا
فرزندان عبدالله بن عباس در حین مرحلهٔ دعوت عباسی به بسط و سرایت کردن آرمان نزاعٔ ضداموی برای تعیین یک رهبرِ هاشمی با شعار «اَلرِّضا مِنْ آلِ مُحَمَّد»، فارغ از معین کردن فرد یا این که شاخهٔ نامزد خلافت — چه عباسی و چه علوی — مبادرت کردند. اسم حرکت «هاشمیه» با ارجاع به فامیلِ وسیعخیس بنیهاشم منجر شد عباسیان بتوانند در مقام با اهل بیت شراکت جویند. آنگاه، با توسعه تکان سیاهجامگان مبادرت به قیام علیه سلسلهٔ امویان کردند و در سال ۱۳۲ ه.ق/۷۵۰ م خلافت عباسیان را ساکن نمودند. خلیفهٔ دوم عباسی، ابوجعفر منصور (حک. ۱۳۶–۱۵۸ ه.ق/۷۵۴–۷۷۵ م) فورا بعداز وصال به توان، برای باقی ماندنِ خلافت در خط خانوادهاش، طیف وسیعی از رقبا و معارضان را به اطاعت از خویش وادار یا این که حذف کرد. بااینهم اکنون، اعتبار خلافت او به وسیله شاخهٔ علویِ قوم و قبیله بنیهاشم — بهتیتر رسمیترین وارثان خلافت که مجاورتترین لینک و پیوند خویشاوندی با نبی را داشتند — آیتم معضل قرار گرفت.[۱] منصور بعد از تحکیم رهبری سیاسیاش، موردسازی محورهای دولت نو عباسی را استارت کرد. او ادعاهای اعتقادی نوای در زمینهی رده خلفای عباسی بهتیتر امامان و نمایندگان حکومت الهی ارائه کرد. خلفای عباسی بهتیتر اعضای مقدس خانوادهٔ رسول، بهتیتر حافظ ایمان اسلامی و بهتیتر فقط حاکمانی که تداومقسمت آرمان سلطنتی اهل ایران بودند، حکمرانی تشریفات ترحیم مشهد میکردند.[۲]
هارونُ الرَّشید (حک. ۱۷۰–۱۹۳ ه.ق/۷۸۶–۸۰۹ م)، این دولت را به نقطع ی عطف اقتدار خویش رساند و توانست تا جلوهٔ سلطنتِ عباسی را ثبت نماید.[۳] هارون که با بحران جانشینی مواجه بود، امین را بهتیتر جانشینِ اساسی خویش انتخاب و مأمون را نیز بهتیتر جانشین امین منصوب کرد و مرز و بومهای خلافت عباسی را دربینشان تقسیم نمود.[۴][۵] بدین ترتیب، امین بهتیتر خلیفه در بغداد بومی شد و صرفا در استانهای غربی حکومت میکرد، درحالیکه مأمون قاضی خودمختار ولایات شرقی بود.
بعداز مرگ هارون در توس، امین در بغداد و مأمون در مرو حکومت خویش را شروع کردند. بعداز مدتی، رقابت دربین دو اخوی به نزاع داخلی انجامید و هر مورد مدعا خلافت آحاد قلمرو عباسیان شد. در غایت بعداز پنج سال اختلاف در بین دو اخوی، با محاصره و فتح بغداد و قتل امین، مأمون در سال ۱۹۸ ه.ق ذمه دار خلافت بر مجموع قلمرو عباسی شد.[۷][۸] این، اولیه توشه بود که یک خلیفهٔ عباسی با شدّت فعالیت سرنگون می شد؛ موضوعی که بدون شک، اعتبار بنیان سلطنتی عباسی را بهلرزه درآورد و کیفیت فهم و شعور آن از سوی جامعهٔ اسلامی را تغییر تحول بخشید. در طی چهار سال آتی، خشم عموم عراق نسبت به سیاستهای خیره کنندهِ مأمون ارتقا یافت. درین فرصت و در بخش ها گوناگون، کودتاهای گوناگونی شکل میگرفت. کودتا در جنوب عراق و در کوفه بهرهبری ابنِ طَباطَبا و با همیاری فرماندهِ کهن سپاه، اَبُوالسَّرایا در سال ۱۹۹ ه.ق/۸۱۵ م، بیش تر از پیش بر سروصدا ادامه داد.[۹] زید بن موسی ملقب به «زَیْدُالنّار» در بَصره قیام کرد.[۱۰] یَمَن ذیل کودتاهای گوناگونِ علوی بهراز میبُرد. نخستین دفعه ابراهیم بن موسی کاظم در مسافتٔ سالهای ۱۹۹ تا ۲۰۲ ه.ق/۸۱۴ تا ۸۱۷ م، در آنجا رهبری را بهدست گرفت. حسین بن حسن بن علی مشهور به ابنِ اَفطَس در مکّه قیام کرد. وقتی که مأمون در ۲۰۱ ه.ق/۸۱۶ م تصمیم گرفت قدرت مذهبی خود را با تصاحب تیترِ «خَلیفَةُالله» و هم زمان نامزدی علی بن موسی الرّضا به ولایتعهدی خلیفه و تغییر تحول رنگ قانونی دولت عباسی از سیاه به سبز ارتقاء دهد، عباسیان بغداد با عنوان کردن ابراهیم بن مَهدی بهتیتر خلیفه، به او جواب دادند و مأمون را بهتیتر شاهزادهای که از سوی ایرانیان بازیچه گردیده بود، رد کردند

راهنمای آمادهسازی مسجد یا سالن برای مراسم ترحیم؛ از چیدمان تا امکانات رفاهی