ساختمان ظاهری روحانیون سرشناس سمنان
بقاع دارنده گنبد تعالی و تراس کاشیکاری گردیده و بقعه و صحن میباشد که طول حیاط آن حدود ۱۲/۵ متر و کاشیکاری آن در سال ۱۳۳۸ انجام یافتهمیباشد.
نصیب پایینی حیاط دارنده کاشیکاری جدیدتری میباشد دربرگیرنده چهار طاقنمای کاشیکاری شده است. همینطور در طرفین درب ورودی مقبره که در سمت غرب حیاط واقع شده است دو طاقنما با کاشیهای لاجوردی وجود دارااست که طاقنمای سمت راست، زیارتنامهٔ یحیی بن موسی و طاقنمای سمت چپ دعای اجازه دخول می باشد. همینطور دو طاقنمای دیگر یک کدام از در ضلع شمالی حیاط دربرگیرنده سورهٔ توحید و دیگری در ضلع جنوبی مشتمل بر آیه الکرسی وجود داراست. در شمال و جنوب تراس دو راهرو حیاط را به صحن مرتبط تشریفات ترحیم مشهد میسازد.
عمر گنبد بزرگ مقبره، که بر بالای مقبره و بر روی چهار فیل پوش پایدار میباشد مرتبط با قرن هشتم و زمان مغول است. این گنبد پیازی صورت بوده و نمای فرنگی آن را کاشیهای فیروزهای پوشانده که کاشیکاری آن در سال ۱۳۴۸ صورت گرفتهمیباشد.[۲]
مزار شهدای سمنان
در ضلع شمالی مقبره امامزاده یحیی، مدفن بیش تر از ۲۷۰ نفر از کشتهشدگان سمنانی انقلاب ۱۳۵۷، نبرد جمهوری اسلامی ایران و عراق و پیکار داخلی سوریه وجود دارااست.[۱]
مشاهیر مدفون در مقبره امامزاده
روحانیون سرشناس سمنان
محمدعلی عالمی، نماینده استان سمنان در سومی زمان مجلس خبرگان رهبری
محمدتقی نصیری سمنانی، مدیر اسبق حوزه علمیه صادقیه سمنان[۳]
غلامحسین هراتی
محمدرضا سود سرخهای
مهدی شریفی
سید علی اکبر سیادتی
علیاکبر متانت[۱]
سید جلال احمدپناهی
کشتهشدگان سرشناس سمنان در مبارزه
حسن شاطری
محمد حسین حمزه
محمد طحان
محمد دیباج
محمد دیباج، یک کدام از فرزندان جعفر راستگو و از امامان زیدیه میباشد. او در صدر از کارهای سیاسی پشیمان بود تا آنکه بر طبق رخدادای در سال ۲۰۰ ه.ق، قیامی را در مکه تدارک روئت کرد، البته قیامش ناکامی خورد. وی به وسیله عیسی جلودی به خراسان و نزد مأمون رسول شد و تا نقطه نهایی زندگانی در همانجا بود. او بوسیله فرقه سمیطیه نیز تحت عنوان امام شناخته میگردد. وی با موسی کاظم اخوی مادری و پدری میباشد.
سرگذشت
محمد دیباج، یک کدام از فرزندان جعفر درستگو امام ششم شیعهها امامیه میباشد که کارهای سیاسی داشتهمیباشد. وی قیامی را به سال ۲۰۰ ه.ق ترتیب داراست و رهبری این قیام را به عهده گرفت. این قیام در حجاز وقوع پیدا کرد. محمد دیباج قبل از آن، نقیب علویان بود که از جانب مأمون بدین منصب رسیده بود. ابوالفرج اصفهانی در انگیزه قیام محمد دیباج گزارش مینماید که مردی گمنام در عهدوپیمان ابوالسرایا کتابی نوشت و در آن کتاب از فاطمه زهرا به طور ناشایستی حافظه کرد؛ محمد دیباج که تا قبل از آن منزوی بود و چندان در سیاست ورود نمیکرد و حتی با سیاستهای آل ابیطالب نیز ملازمت نمینمود، سوای جواب به تالیف کننده کتاب، به منزل خویش رفته و زره پوشید و چاقو برداشت. وی عموم را به سوی خویش دعوت کرد و قیامی را ترتیب بخشید. با وی در مکه تحت عنوان امیرالمومنین بیعت شد و وی نیز بیعت عموم را با این تیتر عهده دار شد. گزارش شده است که زمانی در یک کدام از نبردها، یکی دیدههایش را از دست اعطا کرد، اعلان خوشحالی کرد و ذکر کرد که امیدوار میباشد مهدی موعود باشد. وی معتقد بود که مهدی موعود نیز یکی چشمانش مبتلا عارضه شده است. قیام محمد دیباج زیرا در مکه اختصاصی بود، سریعا و به راحتی به وسیله حکومت وقت سرکوب شد و محمد دیباج بدون چاره شد تا خودش را در انظار عموم خلع نماید. وی در جمعی همگانی اظهار کرد که فرمان خلافت مرتبط با مأمون میباشد و سهمی در آن برای خویش نمی خواهد و نخواهد بود.[۱] بعد از آنکه محمد دیباج ادعای خلافت را مطرح کرد، علی بن موسی الرضا اورا از این شغل جلوگیری کردن کرد و به وی وعده اعطا کرد که کارش راز نخواهد گرفت. عیسی جلودی مأمور تقابل با وی بود و بعد از دستگیری اورا به نزد مأمون در خراسان ارسال کرد، وی تا نقطه پايان قدمت خویش در خراسان و دربار مأمون باقی ماند.[۲] گزارش شده است وی در گرگان از عالم رفت و مأمون بر وی نماز خواند و در همانجا دفن شد.[۳]
او از امامان زیدی نیز بودهمیباشد و آیتم دقت زیدیان بود.[۴][۵] مبنی بر گزارشهایی، فرقه سمیطیه نیز اورا امام خویش میپنداشتند.[۶] مادرش را حمیده گزارش کردهاند و بر این محور او اخوی موسی پدری و مادری موسی کاظم بودهمیباشد. وی ضمن موسی کاظم، مالک برادری به اسم اسحاق مشهور به موتمن و خواهری به اسم فاطمه بودهمیباشد.[۷]
بنابر گزارشهایی منصور، برای سرکوب قیام علویان بر ضد عباسیان، رمز محمد دیباج را به اسم راز نفس زکیه به خراسان ارسال کرد و عموم را با وحشت از ادامه قیام پشیمان کرد.[۸] مراد از این محمد دیباج، محمد بن ابراهیم بن غمر بن حسن مثنی میباشد که از نوادگان حسن مجتبی هست و در سه کیلومتری جنوب شرقی حله مدفون میباشد. بیان کننده وی درین کنیه با محمد بن جعفر دیباج سهیم بودهمیباشد.[۹]
مدفن
بقعهای در در شهرستان دامغان،شهر دیباج محله قلعه واقع گردیده و این تاثیر در تاریخ ۳۰ شهریور ۱۳۷۸ با شمارهٔ تصویب ۲۴۲۳ بهتیتر یکیاز اثر ها ملی کشورایران به تصویب رسیده میباشد.[۱۰]
ساختمان ظاهری روحانیون سرشناس سمنان
بقاع دارنده گنبد تعالی و تراس کاشیکاری گردیده و بقعه و صحن میباشد که طول حیاط آن حدود ۱۲/۵ متر و کاشیکاری آن در سال ۱۳۳۸ انجام یافتهمیباشد.
نصیب پایینی حیاط دارنده کاشیکاری جدیدتری میباشد دربرگیرنده چهار طاقنمای کاشیکاری شده است. همینطور در طرفین درب ورودی مقبره که در سمت غرب حیاط واقع شده است دو طاقنما با کاشیهای لاجوردی وجود دارااست که طاقنمای سمت راست، زیارتنامهٔ یحیی بن موسی و طاقنمای سمت چپ دعای اجازه دخول می باشد. همینطور دو طاقنمای دیگر یک کدام از در ضلع شمالی حیاط دربرگیرنده سورهٔ توحید و دیگری در ضلع جنوبی مشتمل بر آیه الکرسی وجود داراست. در شمال و جنوب تراس دو راهرو حیاط را به صحن مرتبط تشریفات ترحیم مشهد میسازد.
عمر گنبد بزرگ مقبره، که بر بالای مقبره و بر روی چهار فیل پوش پایدار میباشد مرتبط با قرن هشتم و زمان مغول است. این گنبد پیازی صورت بوده و نمای فرنگی آن را کاشیهای فیروزهای پوشانده که کاشیکاری آن در سال ۱۳۴۸ صورت گرفتهمیباشد.[۲]
مزار شهدای سمنان
در ضلع شمالی مقبره امامزاده یحیی، مدفن بیش تر از ۲۷۰ نفر از کشتهشدگان سمنانی انقلاب ۱۳۵۷، نبرد جمهوری اسلامی ایران و عراق و پیکار داخلی سوریه وجود دارااست.[۱]
مشاهیر مدفون در مقبره امامزاده
روحانیون سرشناس سمنان
محمدعلی عالمی، نماینده استان سمنان در سومی زمان مجلس خبرگان رهبری
محمدتقی نصیری سمنانی، مدیر اسبق حوزه علمیه صادقیه سمنان[۳]
غلامحسین هراتی
محمدرضا سود سرخهای
مهدی شریفی
سید علی اکبر سیادتی
علیاکبر متانت[۱]
سید جلال احمدپناهی
کشتهشدگان سرشناس سمنان در مبارزه
حسن شاطری
محمد حسین حمزه
محمد طحان
محمد دیباج
محمد دیباج، یک کدام از فرزندان جعفر راستگو و از امامان زیدیه میباشد. او در صدر از کارهای سیاسی پشیمان بود تا آنکه بر طبق رخدادای در سال ۲۰۰ ه.ق، قیامی را در مکه تدارک روئت کرد، البته قیامش ناکامی خورد. وی به وسیله عیسی جلودی به خراسان و نزد مأمون رسول شد و تا نقطه نهایی زندگانی در همانجا بود. او بوسیله فرقه سمیطیه نیز تحت عنوان امام شناخته میگردد. وی با موسی کاظم اخوی مادری و پدری میباشد.
سرگذشت
محمد دیباج، یک کدام از فرزندان جعفر درستگو امام ششم شیعهها امامیه میباشد که کارهای سیاسی داشتهمیباشد. وی قیامی را به سال ۲۰۰ ه.ق ترتیب داراست و رهبری این قیام را به عهده گرفت. این قیام در حجاز وقوع پیدا کرد. محمد دیباج قبل از آن، نقیب علویان بود که از جانب مأمون بدین منصب رسیده بود. ابوالفرج اصفهانی در انگیزه قیام محمد دیباج گزارش مینماید که مردی گمنام در عهدوپیمان ابوالسرایا کتابی نوشت و در آن کتاب از فاطمه زهرا به طور ناشایستی حافظه کرد؛ محمد دیباج که تا قبل از آن منزوی بود و چندان در سیاست ورود نمیکرد و حتی با سیاستهای آل ابیطالب نیز ملازمت نمینمود، سوای جواب به تالیف کننده کتاب، به منزل خویش رفته و زره پوشید و چاقو برداشت. وی عموم را به سوی خویش دعوت کرد و قیامی را ترتیب بخشید. با وی در مکه تحت عنوان امیرالمومنین بیعت شد و وی نیز بیعت عموم را با این تیتر عهده دار شد. گزارش شده است که زمانی در یک کدام از نبردها، یکی دیدههایش را از دست اعطا کرد، اعلان خوشحالی کرد و ذکر کرد که امیدوار میباشد مهدی موعود باشد. وی معتقد بود که مهدی موعود نیز یکی چشمانش مبتلا عارضه شده است. قیام محمد دیباج زیرا در مکه اختصاصی بود، سریعا و به راحتی به وسیله حکومت وقت سرکوب شد و محمد دیباج بدون چاره شد تا خودش را در انظار عموم خلع نماید. وی در جمعی همگانی اظهار کرد که فرمان خلافت مرتبط با مأمون میباشد و سهمی در آن برای خویش نمی خواهد و نخواهد بود.[۱] بعد از آنکه محمد دیباج ادعای خلافت را مطرح کرد، علی بن موسی الرضا اورا از این شغل جلوگیری کردن کرد و به وی وعده اعطا کرد که کارش راز نخواهد گرفت. عیسی جلودی مأمور تقابل با وی بود و بعد از دستگیری اورا به نزد مأمون در خراسان ارسال کرد، وی تا نقطه پايان قدمت خویش در خراسان و دربار مأمون باقی ماند.[۲] گزارش شده است وی در گرگان از عالم رفت و مأمون بر وی نماز خواند و در همانجا دفن شد.[۳]
او از امامان زیدی نیز بودهمیباشد و آیتم دقت زیدیان بود.[۴][۵] مبنی بر گزارشهایی، فرقه سمیطیه نیز اورا امام خویش میپنداشتند.[۶] مادرش را حمیده گزارش کردهاند و بر این محور او اخوی موسی پدری و مادری موسی کاظم بودهمیباشد. وی ضمن موسی کاظم، مالک برادری به اسم اسحاق مشهور به موتمن و خواهری به اسم فاطمه بودهمیباشد.[۷]
بنابر گزارشهایی منصور، برای سرکوب قیام علویان بر ضد عباسیان، رمز محمد دیباج را به اسم راز نفس زکیه به خراسان ارسال کرد و عموم را با وحشت از ادامه قیام پشیمان کرد.[۸] مراد از این محمد دیباج، محمد بن ابراهیم بن غمر بن حسن مثنی میباشد که از نوادگان حسن مجتبی هست و در سه کیلومتری جنوب شرقی حله مدفون میباشد. بیان کننده وی درین کنیه با محمد بن جعفر دیباج سهیم بودهمیباشد.[۹]
مدفن
بقعهای در در شهرستان دامغان،شهر دیباج محله قلعه واقع گردیده و این تاثیر در تاریخ ۳۰ شهریور ۱۳۷۸ با شمارهٔ تصویب ۲۴۲۳ بهتیتر یکیاز اثر ها ملی کشورایران به تصویب رسیده میباشد.[۱۰]

راهنمای آمادهسازی مسجد یا سالن برای مراسم ترحیم؛ از چیدمان تا امکانات رفاهی