loading...

مجله خبری تشریفات

بازدید : 90
شنبه 6 بهمن 1403 زمان : 12:09


میثم و رخداد کربلا
در سال ۶۰ قمری، یه خرده قبل از قیام امام حسین و واقعه کربلا، میثم برای عمره رهسپار مکه شد. زیرا امام را نیافت، سراغ او‌را از امّ‌سلمه گرفت. امّ‌سلمه او‌را از وضع و اوضاع امام باخبر نمود. میثم که عازم رجوع و برگشت به کوفه بود، از ام‌ّسلمه خواست به امام درود برساند و بگوید نزد پروردگار با امام دیدار تشریفات ترحیم مشهد خواهد کرد.[۲۸]

اثرها
تعبیر
میثم تمار تألیفاتی داشته میباشد. یکی آن‌ها تفسیری میباشد که از علی (ع) آموخته بود.[۲۹] در روایتی، میثم، خطاب به عبدالله بن عباس گفته میباشد که امام علی (ع) تأویل قرآن را به او آموخته میباشد. وقتی که میثم به عمره رفت، به ابن عباس ذکر کرد هر مطلبی درباره تعبیروتفسیر قرآن میخواهد، از او بپرسد. ابن‌عباس از این سفارش استقبال کرد و صفحه و دواتی خواست و آنچه را که میثم املا کرد، نوشت. زیرا میثم اورا از شهید شدن خویش به امر ابن‌زیاد خبر اعطا کرد، ابن‌عباس که گمان می کرد میثم این خبر را از روی غیب گویی به وی داده میباشد، به او بی‌اتکا شد و درصدد برآمد مطالبی را که از وی نوشته بود، پاره نماید. میثم او‌را از این فعالیت دستگیر و از وی خواست این تعبیر و تفسیر را مراقبت نماید و در صورتی آنچه او از آن خبر داده میباشد، به وقوع نپیوست، آن را از دربین چیره شود. ابن‌عباس به عهده گرفت و بعد از مدتی تمامی اخباری که میثم از بعدی داده بود، پژوهشگر شد.[۳۰]

حدیث
میثم، کتابی هم در حدیث داشته میباشد که فرزندانش از آن، روایاتی نقل کرده‌اند. پاره‌ای از احادیث آن در منابع جان دار میباشد.[۳۱] این روایات حاوی موضوعاتی زیرا حبّ و بغض به اهل بیت (ع)، برتری مسجد کوفه بر مسجدالاقصی، چهار توشه اقرار به زنای محصنه و حدّ آن و مشخص و معلوم‌کردن آدم کش جوانی اَعرابی برای جا ماندگان‌اش به دست علی (ع)، میباشد.[۳۲]

شهیدشدن
خبر امام از شهید شدن او
امام علی (ع) میثم را از کیفیت شهادتش، آدم کش او و آویخته‌شدنش به درخت نخلی که آن را به وی نماد داده بود، مطلع ساخته و به وی بشارت داده بود که جایزه مقاومت وی در قبال خواست ابن زیاد آن میباشد که در آخرت، کنار امام در سکو‌ای لایق خواهد بود. اورده شده میباشد میثم کنار آن درخت نماز میخواند و با آن حرف می‌بیان کرد.[۳۳] میثم خبر شهادتش را که از لهجه امام علی (ع) شنیده بود، برای سایر افراد نقل میکرد.[۳۴] سازه به روایتی، وی و حبیب بن مظاهر در بین جمعی، خبر شهیدشدن را ذکر کردند، البته حاضران، آنها را تکذیب و تمسخر کردند.[۳۵]درایت او از شهادتش تا بدان حد بود که هنگامی او‌را برای به صلیب کشیدن می بردند کسی به وی اعلام کرد ای میثم می‌توانستی کاری بکنی که گرفتار این ساعت نشوی میثم در پاسخش اظهار کرد: به پروردگار قسم و سوگند که‌این در خت خرمایی که منرا بر آن می‌آویزند جز برای اینجانب رویش نکرده و اینجانب نیز جز برای اینگونه روزی خویش را فراهم نساخته‌ام. (وَ اللَّهِ مَا نَبَتَتْ هَذِهِ النَّخْلَةُ إِلَّا لِی وَ لَا اغْتَذَیْتُ إِلَّا لَهَا)[۳۶]


ضریح میثم تمار در کوفه
قصه ابتدا از شهیدشدن وی
درباره دستگیری و قتل میثم، دو ماجرا وجود دارااست. به روایتی، ابن زیاد از طرف یزید بن معاویه، خلیفه اموی (۶۰تا۶۴ق)، مأمور شد میثم را که می‌دانست از دوستان و طرف داران جدّی حضرت علی (ع) میباشد، به‌دار بیاویزد.[۳۷] به‌دنبال آن، میثم در رویه رجوع از عمره، در قادسیه (در پانزده فرسخی کوفه)[۳۸] به دست مأموران ابن‌زیاد بازداشت شد. در زندان، میثم با مختار که وی نیز زندانی گردیده بود، عکس العمل کرد و خبر آزادی مجاورت او‌را پیش‌گویی کرد و آخر و عاقبت به امر ابن‌زیاد به‌دار آویخته شد


میثم و رخداد کربلا
در سال ۶۰ قمری، یه خرده قبل از قیام امام حسین و واقعه کربلا، میثم برای عمره رهسپار مکه شد. زیرا امام را نیافت، سراغ او‌را از امّ‌سلمه گرفت. امّ‌سلمه او‌را از وضع و اوضاع امام باخبر نمود. میثم که عازم رجوع و برگشت به کوفه بود، از ام‌ّسلمه خواست به امام درود برساند و بگوید نزد پروردگار با امام دیدار تشریفات ترحیم مشهد خواهد کرد.[۲۸]

اثرها
تعبیر
میثم تمار تألیفاتی داشته میباشد. یکی آن‌ها تفسیری میباشد که از علی (ع) آموخته بود.[۲۹] در روایتی، میثم، خطاب به عبدالله بن عباس گفته میباشد که امام علی (ع) تأویل قرآن را به او آموخته میباشد. وقتی که میثم به عمره رفت، به ابن عباس ذکر کرد هر مطلبی درباره تعبیروتفسیر قرآن میخواهد، از او بپرسد. ابن‌عباس از این سفارش استقبال کرد و صفحه و دواتی خواست و آنچه را که میثم املا کرد، نوشت. زیرا میثم اورا از شهید شدن خویش به امر ابن‌زیاد خبر اعطا کرد، ابن‌عباس که گمان می کرد میثم این خبر را از روی غیب گویی به وی داده میباشد، به او بی‌اتکا شد و درصدد برآمد مطالبی را که از وی نوشته بود، پاره نماید. میثم او‌را از این فعالیت دستگیر و از وی خواست این تعبیر و تفسیر را مراقبت نماید و در صورتی آنچه او از آن خبر داده میباشد، به وقوع نپیوست، آن را از دربین چیره شود. ابن‌عباس به عهده گرفت و بعد از مدتی تمامی اخباری که میثم از بعدی داده بود، پژوهشگر شد.[۳۰]

حدیث
میثم، کتابی هم در حدیث داشته میباشد که فرزندانش از آن، روایاتی نقل کرده‌اند. پاره‌ای از احادیث آن در منابع جان دار میباشد.[۳۱] این روایات حاوی موضوعاتی زیرا حبّ و بغض به اهل بیت (ع)، برتری مسجد کوفه بر مسجدالاقصی، چهار توشه اقرار به زنای محصنه و حدّ آن و مشخص و معلوم‌کردن آدم کش جوانی اَعرابی برای جا ماندگان‌اش به دست علی (ع)، میباشد.[۳۲]

شهیدشدن
خبر امام از شهید شدن او
امام علی (ع) میثم را از کیفیت شهادتش، آدم کش او و آویخته‌شدنش به درخت نخلی که آن را به وی نماد داده بود، مطلع ساخته و به وی بشارت داده بود که جایزه مقاومت وی در قبال خواست ابن زیاد آن میباشد که در آخرت، کنار امام در سکو‌ای لایق خواهد بود. اورده شده میباشد میثم کنار آن درخت نماز میخواند و با آن حرف می‌بیان کرد.[۳۳] میثم خبر شهادتش را که از لهجه امام علی (ع) شنیده بود، برای سایر افراد نقل میکرد.[۳۴] سازه به روایتی، وی و حبیب بن مظاهر در بین جمعی، خبر شهیدشدن را ذکر کردند، البته حاضران، آنها را تکذیب و تمسخر کردند.[۳۵]درایت او از شهادتش تا بدان حد بود که هنگامی او‌را برای به صلیب کشیدن می بردند کسی به وی اعلام کرد ای میثم می‌توانستی کاری بکنی که گرفتار این ساعت نشوی میثم در پاسخش اظهار کرد: به پروردگار قسم و سوگند که‌این در خت خرمایی که منرا بر آن می‌آویزند جز برای اینجانب رویش نکرده و اینجانب نیز جز برای اینگونه روزی خویش را فراهم نساخته‌ام. (وَ اللَّهِ مَا نَبَتَتْ هَذِهِ النَّخْلَةُ إِلَّا لِی وَ لَا اغْتَذَیْتُ إِلَّا لَهَا)[۳۶]


ضریح میثم تمار در کوفه
قصه ابتدا از شهیدشدن وی
درباره دستگیری و قتل میثم، دو ماجرا وجود دارااست. به روایتی، ابن زیاد از طرف یزید بن معاویه، خلیفه اموی (۶۰تا۶۴ق)، مأمور شد میثم را که می‌دانست از دوستان و طرف داران جدّی حضرت علی (ع) میباشد، به‌دار بیاویزد.[۳۷] به‌دنبال آن، میثم در رویه رجوع از عمره، در قادسیه (در پانزده فرسخی کوفه)[۳۸] به دست مأموران ابن‌زیاد بازداشت شد. در زندان، میثم با مختار که وی نیز زندانی گردیده بود، عکس العمل کرد و خبر آزادی مجاورت او‌را پیش‌گویی کرد و آخر و عاقبت به امر ابن‌زیاد به‌دار آویخته شد

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 504
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 28
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 19
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 112
  • بازدید ماه : 440
  • بازدید سال : 3139
  • بازدید کلی : 33544
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی