استارت مرجعیت با صاحب و مالک جواهر
به گفته بعضی محققان، اول عصر مرجعیت متنفذ و طلبه فی مابین شیعهها وابسته به حوزه علمیه نجف میباشد و با محمد حسن نجفی پر اسم و رسم به مالک جواهر(درگذشته ۱۲۶۶ق) استارت میگردد.[۲۲] وی قضاوت مبنی بر تبعیت را روا میدانست و شاگردان اکثری در جمهوری اسلامی ایران داشت.[۲۳] که در واقع مُروّجان مرجعیت و فتاوای وی محسوب تشریفات ترحیم مشهد میشدند.
پس از مالک جواهر نیز مرجعیت شیعه همچنان در عراق و حوزه علمیه نجف ساکن بود و مجتهدانی زیرا روحانی مرتضی انصاری (م۱۲۸۱ق) که طلبه صاحب و مالک جواهر بود و محمد حسن شیرازی (م۱۳۱۲ق) مالک فتوای تحریم تنباکو مشهورترین و متنفذترین وی می باشند.[۲۴]
نهضت مشروطه در جمهوری اسلامی ایران سبب ساز دخالت مصرح مراجع پیروی در مسائل سیاسی شد. آخوند خراسانی و سید محمد کاظم یزدی صاحب و مالک کتاب عروة الوثقی مراجع اصلی این عصر هر دو اهل ایران و بومی نجف بودند و اما در مسئله مشروطیت در دو قطب مخالف هم بودند. خراسانی فتوای مشروطه را صادر کرد و یزدی با آن مخالفت کرد.
در سال ۱۳۳۷ق و سکونت عبدالکریم حائری یزدی در قم زمان نو حیات حوزه علمیه قم استارت شد. سال جاری با درگذشت سید یزدی مصادف شد. با صورتگیری حوزه علمیه قم و درگذشت سید یزدی و روضه خوان الشریعه اصفهانی (۱۳۳۹ق) بخشی از مرجعیت شیعه به کشورایران و فرد حائری منتقل شد. سکونت سید حسین بروجردی در سال ۱۳۲۴ش (۱۳۶۳ق) در قم و شغلهای وی سبب رونق تصاحب کردن این حوزه علمیه شد. پس از درگذشت سید ابوالحسن اصفهانی(درگذشته ۱۳۲۵ش) که بومی نجف بود بروجردی تا سال ۱۳۴۰ش، مرجع شاخص شیعه ها بهشمار میآمد.[۲۵]
مراجع پیروی شیعه بعداز بروجردی ۱۳۴۰ش تا اراکی ۱۳۷۳ش
بعد از آیت الله بروجردی، مرجعیت متمرکزی وجود نداشت و مراجع زیادی در کشورایران و عراق گزینه اعتنا شیعه ها بودند.[۲۶] هرچند در سالهای اول این زمانه، سید محسن حکیم (درگذشته ۱۳۹۰ق) که مستقر نجف بود بیش تر از سایرافراد گزینه اقبال بود.[۲۷] و بلکه به گفته بعضا از رسیدگیگران بالاترین مرجع در آن عصر بهشمار میآمد.[۲۸] در اواخر این زمانه ۳۳ ساله سید روح الله خمینی (درگذشته ۱۴۰۹ق) بنیانگذار ایران مورد قبولترین مرجع بومی جمهوری اسلامی ایران و سید ابوالقاسم خوئی متنفذترین مرجع بومی نجف محسوب میشد.[۲۹]
بعد از درگذشت سید ابوالقاسم خویی در ۱۴۱۳ق (۱۳۷۰ش) در مسافتای سه ساله مرجعیت دانش آموز شیعه در حوزه علمیه قم متمرکز بود. برهان این موقعیت را میاقتدار درگذشت مراجع نجف، اخراج بخش اعظمی از علم آموزیکردگان اهل ایران از نجف و محدودیتهای جاری ساختن گردیده از سوی حزب حکم دهنده بعث در عراق دانست. هجرت اجباری ایرانیان مستقر نجف منجر سکونت اکثری از آنها در قم و ضعیف شدن حوزه علمیه نجف شد. سید محمد رضا گلپایگانی و محمد علی اراکی دو مرجع تاسی معروف این زمان خیر چندان وقت گیر بودند.
زمان متاخر مرجعیت با درگذشت محمد علی اراکی در سال ۱۳۷۳ش (۱۴۱۵ق) شروع گردیده است. دراین عصر مراجع پیروی زیادی در کشورایران، عراق، لبنان و پاکستان ذمه دار این مسئولیت گردیدهاند.
مرجعیت در عراق
مرجعیت به صورت متمرکز در قرن ۱۳ قمری از حوزه علمیه نجف و با مالک جواهر و روحانی انصاری استارت شد. و از آن تاریخ مدام در عراق و به ویژه در نجف مراجع تبعیت شیعه حضور داشتهاند. ضمن نجف گاه در کربلا نیز عده ای گزینه مراجعه شیعه ها بوده و تحت عنوان مرجع پیروی شناخته میشدند. در روزگار میرزای شیرازی مرجعیت شیعه به سامرا منتقل شد. آخوند خراسانی، سید کاظم یزدی، سید ابوالحسن اصفهانی (م۱۳۶۵ق)، مراجع شاخص و شناخته گردیده در روزگار بعداز میرزای شیرازی میباشند.
در سالهای ۱۳۶۵-۱۳۸۰ق مرجعیت بیشتر در چنگ آیت الله بروجردی و در قم بود البته به طور همزمان سید محسن حکیم(درگذشته ۱۳۴۹ش) و سید محمود حسینی شاهرودی(درگذشته ۱۳۵۳ش) آیتم مراجعه گروهی از شیعه ها بودند. با درگذشت آيت الله بروجردی در سال ۱۳۴۰شمسی، سید محسن حکیم و سید محمود حسینی شاهرودی و سید ابوالقاسم خوئی(درگذشته ۱۳۷۰ش) ذمه دار مرجعیت در حوزه نجف شدند. مسافت زیاد میان درگذشت شاهرودی و خوئی سبب ساز شد سید ابوالقاسم خوئی به یک کدام از متنفذترین مراجع تاسی شیعه تبدیل خواهد شد. در سالهای ۱۳۴۴ش تا ۱۳۵۷ش آیت الله سید روحالله خمینی نیز از کشورایران به عراق تبعید گردیده و بومی نجف بود.
بعداز انتفاضه شعبانیه حکومت عراق مشقت بارگیریهای بیشتری بر حوزه نجف ایفا کرد. در سالهای در آغاز بعداز درگذشت خوئی و نیز محمد علی اراکی، دو بدن از شاگردان خوئی (علی غروی تبریزی و مرتضی بروجردی) که تحت عنوان مرجع مطرح بودند مقصود ترور قرار گرفته و کشته شدند. مدتی آن گاه نیز سید محمد صدر که از شاگردان سید محمد باقر صدر بود و مرجعیت وی مقبول گروهی از شیعهها قرار گرفته بود کشته شد. این ترورها و فشارها عملا حوزه علمیه نجف را در انزوا قرار بخشید. با این اکنون همچنان بخشی از مرجعیت شیعه در حوزه نجف باقی ماند.
استارت مرجعیت با صاحب و مالک جواهر
به گفته بعضی محققان، اول عصر مرجعیت متنفذ و طلبه فی مابین شیعهها وابسته به حوزه علمیه نجف میباشد و با محمد حسن نجفی پر اسم و رسم به مالک جواهر(درگذشته ۱۲۶۶ق) استارت میگردد.[۲۲] وی قضاوت مبنی بر تبعیت را روا میدانست و شاگردان اکثری در جمهوری اسلامی ایران داشت.[۲۳] که در واقع مُروّجان مرجعیت و فتاوای وی محسوب تشریفات ترحیم مشهد میشدند.
پس از مالک جواهر نیز مرجعیت شیعه همچنان در عراق و حوزه علمیه نجف ساکن بود و مجتهدانی زیرا روحانی مرتضی انصاری (م۱۲۸۱ق) که طلبه صاحب و مالک جواهر بود و محمد حسن شیرازی (م۱۳۱۲ق) مالک فتوای تحریم تنباکو مشهورترین و متنفذترین وی می باشند.[۲۴]
نهضت مشروطه در جمهوری اسلامی ایران سبب ساز دخالت مصرح مراجع پیروی در مسائل سیاسی شد. آخوند خراسانی و سید محمد کاظم یزدی صاحب و مالک کتاب عروة الوثقی مراجع اصلی این عصر هر دو اهل ایران و بومی نجف بودند و اما در مسئله مشروطیت در دو قطب مخالف هم بودند. خراسانی فتوای مشروطه را صادر کرد و یزدی با آن مخالفت کرد.
در سال ۱۳۳۷ق و سکونت عبدالکریم حائری یزدی در قم زمان نو حیات حوزه علمیه قم استارت شد. سال جاری با درگذشت سید یزدی مصادف شد. با صورتگیری حوزه علمیه قم و درگذشت سید یزدی و روضه خوان الشریعه اصفهانی (۱۳۳۹ق) بخشی از مرجعیت شیعه به کشورایران و فرد حائری منتقل شد. سکونت سید حسین بروجردی در سال ۱۳۲۴ش (۱۳۶۳ق) در قم و شغلهای وی سبب رونق تصاحب کردن این حوزه علمیه شد. پس از درگذشت سید ابوالحسن اصفهانی(درگذشته ۱۳۲۵ش) که بومی نجف بود بروجردی تا سال ۱۳۴۰ش، مرجع شاخص شیعه ها بهشمار میآمد.[۲۵]
مراجع پیروی شیعه بعداز بروجردی ۱۳۴۰ش تا اراکی ۱۳۷۳ش
بعد از آیت الله بروجردی، مرجعیت متمرکزی وجود نداشت و مراجع زیادی در کشورایران و عراق گزینه اعتنا شیعه ها بودند.[۲۶] هرچند در سالهای اول این زمانه، سید محسن حکیم (درگذشته ۱۳۹۰ق) که مستقر نجف بود بیش تر از سایرافراد گزینه اقبال بود.[۲۷] و بلکه به گفته بعضا از رسیدگیگران بالاترین مرجع در آن عصر بهشمار میآمد.[۲۸] در اواخر این زمانه ۳۳ ساله سید روح الله خمینی (درگذشته ۱۴۰۹ق) بنیانگذار ایران مورد قبولترین مرجع بومی جمهوری اسلامی ایران و سید ابوالقاسم خوئی متنفذترین مرجع بومی نجف محسوب میشد.[۲۹]
بعد از درگذشت سید ابوالقاسم خویی در ۱۴۱۳ق (۱۳۷۰ش) در مسافتای سه ساله مرجعیت دانش آموز شیعه در حوزه علمیه قم متمرکز بود. برهان این موقعیت را میاقتدار درگذشت مراجع نجف، اخراج بخش اعظمی از علم آموزیکردگان اهل ایران از نجف و محدودیتهای جاری ساختن گردیده از سوی حزب حکم دهنده بعث در عراق دانست. هجرت اجباری ایرانیان مستقر نجف منجر سکونت اکثری از آنها در قم و ضعیف شدن حوزه علمیه نجف شد. سید محمد رضا گلپایگانی و محمد علی اراکی دو مرجع تاسی معروف این زمان خیر چندان وقت گیر بودند.
زمان متاخر مرجعیت با درگذشت محمد علی اراکی در سال ۱۳۷۳ش (۱۴۱۵ق) شروع گردیده است. دراین عصر مراجع پیروی زیادی در کشورایران، عراق، لبنان و پاکستان ذمه دار این مسئولیت گردیدهاند.
مرجعیت در عراق
مرجعیت به صورت متمرکز در قرن ۱۳ قمری از حوزه علمیه نجف و با مالک جواهر و روحانی انصاری استارت شد. و از آن تاریخ مدام در عراق و به ویژه در نجف مراجع تبعیت شیعه حضور داشتهاند. ضمن نجف گاه در کربلا نیز عده ای گزینه مراجعه شیعه ها بوده و تحت عنوان مرجع پیروی شناخته میشدند. در روزگار میرزای شیرازی مرجعیت شیعه به سامرا منتقل شد. آخوند خراسانی، سید کاظم یزدی، سید ابوالحسن اصفهانی (م۱۳۶۵ق)، مراجع شاخص و شناخته گردیده در روزگار بعداز میرزای شیرازی میباشند.
در سالهای ۱۳۶۵-۱۳۸۰ق مرجعیت بیشتر در چنگ آیت الله بروجردی و در قم بود البته به طور همزمان سید محسن حکیم(درگذشته ۱۳۴۹ش) و سید محمود حسینی شاهرودی(درگذشته ۱۳۵۳ش) آیتم مراجعه گروهی از شیعه ها بودند. با درگذشت آيت الله بروجردی در سال ۱۳۴۰شمسی، سید محسن حکیم و سید محمود حسینی شاهرودی و سید ابوالقاسم خوئی(درگذشته ۱۳۷۰ش) ذمه دار مرجعیت در حوزه نجف شدند. مسافت زیاد میان درگذشت شاهرودی و خوئی سبب ساز شد سید ابوالقاسم خوئی به یک کدام از متنفذترین مراجع تاسی شیعه تبدیل خواهد شد. در سالهای ۱۳۴۴ش تا ۱۳۵۷ش آیت الله سید روحالله خمینی نیز از کشورایران به عراق تبعید گردیده و بومی نجف بود.
بعداز انتفاضه شعبانیه حکومت عراق مشقت بارگیریهای بیشتری بر حوزه نجف ایفا کرد. در سالهای در آغاز بعداز درگذشت خوئی و نیز محمد علی اراکی، دو بدن از شاگردان خوئی (علی غروی تبریزی و مرتضی بروجردی) که تحت عنوان مرجع مطرح بودند مقصود ترور قرار گرفته و کشته شدند. مدتی آن گاه نیز سید محمد صدر که از شاگردان سید محمد باقر صدر بود و مرجعیت وی مقبول گروهی از شیعهها قرار گرفته بود کشته شد. این ترورها و فشارها عملا حوزه علمیه نجف را در انزوا قرار بخشید. با این اکنون همچنان بخشی از مرجعیت شیعه در حوزه نجف باقی ماند.

راهنمای آمادهسازی مسجد یا سالن برای مراسم ترحیم؛ از چیدمان تا امکانات رفاهی