فرایند تاریخی
بنیان نقابت در نصفه دوم قرن سوم قمری در تشکیلات حکومت بنیعباس با تیتر دیوان نقابت برای ایفا کارها سادات طالبی پدید آمد.[۷] در ۲۴۹ق، یحیی بن قدمت، از نوادگان زید بن علی، علیه حکومت مستعین (۲۵۵-۲۴۸ق) قیام کرد و در ۲۵۰ق کشته شد.[۸] وی از تأمیننشدن درخواست مالی خودش بوسیله قدمت بن فَرَج، مسئول مستمری بنیهاشم (طالبیان و بنیعباس) و خوی تند او، غمگین و خشمگین گردیده بود.[۹] 1 سال آنگاه حسینبن احمد، برادرزاده یحیی به مستعین سفارش کرد مسئول طالبیان را شخصی از خویش آنها تعیین نماید. مستعین، خویش اورا تحت عنوان نقیب طالبیان تشریفات ترحیم مشهد برگزید.
[۱۰] شریف مرتضی از سال ۴۰۶ق از سوی فرمانروا آل بویه و خلیفه عباسی، نقیب علویان، امیرالحاج و مدیریت دیوان مظالم شد؛ مناصبی که قبل از وی پدرش حسین بن موسى علوى و برادرش شریف رضی بر ذمه داشتند.[۱۱] منصبِ نقابتِ سادات تا نقطه پايان زمان خلافت عباسی جزءِ مشاغل دیوانی اثبات دستگاه خلافت بود.[۱۲] نقابت در عصر آل بویه و سلجوقیان التفات بیشتری یافت و نیز به ساختار حکومتهای اهل ایران اضافه شد.[۱۳] هماینگونه به سبب ساز ارتقاء جمعیت علویان، نسبشناسی گسترش کرد و نَسّابههای (اشخاص نسبشناس) اکثری کار میکردند.[۱۴] بعد از سقوط عباسیان بهدست هلاکوخان، رده نقابت و احترام سادات باقی ماند.[۱۵] در دولت ایلخانی، مراکزی بنام دارالسیادة نیز برای سرویس به سادات بهوجود آمد که بیشتر کاربرد فرهنگی داشت.[۱۶]
در بعدازظهر صفویه با وجود نقابت، بخشی از وظایف آن به ذمه رده صدارت گذارده شد. صدارت کارها مذهبی و موقوفات را بهذمه داشت و در طی تیموریان به وجود آمده بود و منحصر به فرد به سادات بود.[۱۷] در امپراتوری عثمانی نیز به تبعیت از سلجوقیان و ایلخانیان رده نقابت وجود داشت و تیتر نقیب الاشراف به بالاترین جایگاه آن داده شد.[۱۸] تا اواخر قاجاریه اداره نقابت با تیتر «دار النقابة الشریفة» کار کلان داشت و گاهی تحت عنوان ابزار سیاسی یا این که اجتماعی شاهان قاجار استعمال میشد.[۱۹]
علت و هدف ها صورتگیری
کاهش نارضایتی علویان از بنیعباس که بتواند از تضارب آنها با حکومت بکاهد، از علتهای اساسی تشکیل نقابت بود.[۲۰] ماوردی این نظر را دارد بنیان نقابت برای محافظت احترام سادات پدیدآمد.[۲۱] بعضا دلایل دیگری را نیز مانند کاهش عکس العمل ناشی از رابطه سادات با ماموران حکومتی و نیز، ساخت و ساز اختلاف در بین سادات بهخیال رقابت و شغل در رده نقابت گفتهاند.[۲۲]
نحوه گزینش
در دیوان نقابت، دو نوع نقیب وجود داشت: عام و خاص.[۲۳] نقیب خاص بوسیله خلیفه یا این که پادشاه تعیین می گردید و به نقیب النقباء نیز پر اسم و رسم بود.[۲۴] در حکومت آلبویه و سلجوقیان، عملکرد میشد نقیب از فی مابین سادات بانفوذ، متشخص و فقید گزینش شود.[۲۵]
بیشتر وقتها پسر ارشد نقیب جانشین وی می شد.[۲۶] گاهی نیز شخصی از نزدیکان وی مانند اخوی یا این که داماد گزینش می گردید.[۲۷] در بعضی وقت ها بر راز جانشینی و رده نقابت تضارب فی مابین سادات بهوجود میآمد.[۲۸]
شغلها
بعضی از نقیبان در بسط شیعه نیز سهم داشتند.[۲۹] سید رضی، سید مرتضی و ابنطاووس از این پاراگرافاند.[۳۰] تنی چند از نقیبان، سادات حنفی یا این که شافعی مذهب بودند.[۳۱]
اضافه بر وظایف نقابت، مواقعی نیز در متن ها تاریخی آمده که برخی کارهایی که قدرت و نفوذ اشخاص حکومتی، ناتوان از گشایش آن بوده، با امداد نقباء سادات صورت گرفته میباشد. مواقعی مانند تضاربها بهخصوص برخوردهای شیعه و سنی، بخاطر احترام دو طرف به سادات، به مصالحه و سازگاری انجامیده میباشد.[۳۲] برخی از نقیبها در مسائل سیاسی نیز وارد میشدند. در جریان مشروطه، نقیب السادات، بالاترین رده نقابت در قاجاریه، با مشروطه مخالفت میکرد.[۳۳]
تفحص بیشتر
خالقی، محمدهادی، دیوان نقابت، طهران، پژوهشگاه علم ها و تمدن اسلامی، فصلتابستان ۱۳۸۷ش.[۳۴]
فرایند تاریخی
بنیان نقابت در نصفه دوم قرن سوم قمری در تشکیلات حکومت بنیعباس با تیتر دیوان نقابت برای ایفا کارها سادات طالبی پدید آمد.[۷] در ۲۴۹ق، یحیی بن قدمت، از نوادگان زید بن علی، علیه حکومت مستعین (۲۵۵-۲۴۸ق) قیام کرد و در ۲۵۰ق کشته شد.[۸] وی از تأمیننشدن درخواست مالی خودش بوسیله قدمت بن فَرَج، مسئول مستمری بنیهاشم (طالبیان و بنیعباس) و خوی تند او، غمگین و خشمگین گردیده بود.[۹] 1 سال آنگاه حسینبن احمد، برادرزاده یحیی به مستعین سفارش کرد مسئول طالبیان را شخصی از خویش آنها تعیین نماید. مستعین، خویش اورا تحت عنوان نقیب طالبیان تشریفات ترحیم مشهد برگزید.
[۱۰] شریف مرتضی از سال ۴۰۶ق از سوی فرمانروا آل بویه و خلیفه عباسی، نقیب علویان، امیرالحاج و مدیریت دیوان مظالم شد؛ مناصبی که قبل از وی پدرش حسین بن موسى علوى و برادرش شریف رضی بر ذمه داشتند.[۱۱] منصبِ نقابتِ سادات تا نقطه پايان زمان خلافت عباسی جزءِ مشاغل دیوانی اثبات دستگاه خلافت بود.[۱۲] نقابت در عصر آل بویه و سلجوقیان التفات بیشتری یافت و نیز به ساختار حکومتهای اهل ایران اضافه شد.[۱۳] هماینگونه به سبب ساز ارتقاء جمعیت علویان، نسبشناسی گسترش کرد و نَسّابههای (اشخاص نسبشناس) اکثری کار میکردند.[۱۴] بعد از سقوط عباسیان بهدست هلاکوخان، رده نقابت و احترام سادات باقی ماند.[۱۵] در دولت ایلخانی، مراکزی بنام دارالسیادة نیز برای سرویس به سادات بهوجود آمد که بیشتر کاربرد فرهنگی داشت.[۱۶]
در بعدازظهر صفویه با وجود نقابت، بخشی از وظایف آن به ذمه رده صدارت گذارده شد. صدارت کارها مذهبی و موقوفات را بهذمه داشت و در طی تیموریان به وجود آمده بود و منحصر به فرد به سادات بود.[۱۷] در امپراتوری عثمانی نیز به تبعیت از سلجوقیان و ایلخانیان رده نقابت وجود داشت و تیتر نقیب الاشراف به بالاترین جایگاه آن داده شد.[۱۸] تا اواخر قاجاریه اداره نقابت با تیتر «دار النقابة الشریفة» کار کلان داشت و گاهی تحت عنوان ابزار سیاسی یا این که اجتماعی شاهان قاجار استعمال میشد.[۱۹]
علت و هدف ها صورتگیری
کاهش نارضایتی علویان از بنیعباس که بتواند از تضارب آنها با حکومت بکاهد، از علتهای اساسی تشکیل نقابت بود.[۲۰] ماوردی این نظر را دارد بنیان نقابت برای محافظت احترام سادات پدیدآمد.[۲۱] بعضا دلایل دیگری را نیز مانند کاهش عکس العمل ناشی از رابطه سادات با ماموران حکومتی و نیز، ساخت و ساز اختلاف در بین سادات بهخیال رقابت و شغل در رده نقابت گفتهاند.[۲۲]
نحوه گزینش
در دیوان نقابت، دو نوع نقیب وجود داشت: عام و خاص.[۲۳] نقیب خاص بوسیله خلیفه یا این که پادشاه تعیین می گردید و به نقیب النقباء نیز پر اسم و رسم بود.[۲۴] در حکومت آلبویه و سلجوقیان، عملکرد میشد نقیب از فی مابین سادات بانفوذ، متشخص و فقید گزینش شود.[۲۵]
بیشتر وقتها پسر ارشد نقیب جانشین وی می شد.[۲۶] گاهی نیز شخصی از نزدیکان وی مانند اخوی یا این که داماد گزینش می گردید.[۲۷] در بعضی وقت ها بر راز جانشینی و رده نقابت تضارب فی مابین سادات بهوجود میآمد.[۲۸]
شغلها
بعضی از نقیبان در بسط شیعه نیز سهم داشتند.[۲۹] سید رضی، سید مرتضی و ابنطاووس از این پاراگرافاند.[۳۰] تنی چند از نقیبان، سادات حنفی یا این که شافعی مذهب بودند.[۳۱]
اضافه بر وظایف نقابت، مواقعی نیز در متن ها تاریخی آمده که برخی کارهایی که قدرت و نفوذ اشخاص حکومتی، ناتوان از گشایش آن بوده، با امداد نقباء سادات صورت گرفته میباشد. مواقعی مانند تضاربها بهخصوص برخوردهای شیعه و سنی، بخاطر احترام دو طرف به سادات، به مصالحه و سازگاری انجامیده میباشد.[۳۲] برخی از نقیبها در مسائل سیاسی نیز وارد میشدند. در جریان مشروطه، نقیب السادات، بالاترین رده نقابت در قاجاریه، با مشروطه مخالفت میکرد.[۳۳]
تفحص بیشتر
خالقی، محمدهادی، دیوان نقابت، طهران، پژوهشگاه علم ها و تمدن اسلامی، فصلتابستان ۱۳۸۷ش.[۳۴]

راهنمای آمادهسازی مسجد یا سالن برای مراسم ترحیم؛ از چیدمان تا امکانات رفاهی