در قرآن كریم مثال هایی تاریخی از این نوع سنت الهی ذكر گردیده است كه به صورت كلی می اقتدار آنان را در دو تیم قرار بخشید:
۱. امدادهای الهی به مؤمنانی كه به جهت ضعف و ناتوانی، اقتدار جنگ نظامی با معاند را نداشتند، اما در قبال اذیت و آزارشان استقامت كرده و از آیین و اعتقادات توحیدی خویش دست برنداشتند و پروردگار سبحان به پاس ایمان و استقامتشان، كمك های غیبی خویش را به کمک شان ارسال کرد و آنها را از دست كفار نجات اعطا کرد و دشمنانشان را نابود كرد. از شایسته ترین مثال های این سنت، اشکال عذاب هایی میباشد كه خدای تبارک بر رمز امت های قبلی كه دعوت انبیا را تكذیب كردند آورد، مانند فامیل نوح كه تمامی را غرق كرد، و قبیله هود كه زنده در ذیل سنگ و خاك دفن كرد، و خویشاوندان باتقوا و لوط و شعیب و آل فرعون و دیگرافراد كه هر یك را به عذابی مبتلا فرمود.۲۷
قرآن كریم بعداز گزارش هلاکت قبیله هود، پارسا و شعیب میفرماید:
نَجَّیْنا هُوداً وَ الَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ بِرَحْمَهٔ مِنّا...;۲۸ پس اورا با كسانی كه تشریفات ترحیم مشهد یاروهمدم او بودند به بخشش خود نجات دادیم.
مرحوم علامه طباطبایی در تعبیروتفسیر آیه شریفه میفرماید: این كه خدای سبحان دراین آیه «بخشش» را به طور نكره آورده و نفرمود «رحمتی» برای این میباشد كه بر نوع مخصوصی از عفو و بخشش دلالت كند و خیر عفو همگانی كه كل دنیا را فرا گرفته، و آن رحمتی میباشد كه اختصاصی مؤمنان بوده كه به عبارتی نصرت و برد بر معاندان باشد، هم چنان كه فرمود:
إِنَّا لَنَنصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِینَ آمَنُوا فِی الْحَیَاهِٔ الدُّنْیَا وَیَوْمَ یَقُومُ الْأَشْهَادُ;۲۹ ما به اطمینان کمک می كنیم فرستادگان خویش و گروندگان به وی را، هم در معاش عالم و هم در روزی كه گواهان بپا خواهند خاست.۳۰
همان گونه كه گفته شد جریان ذكر گردیده، فقط یك اتفاق تاریخی غیرقابل تكرار وجود ندارد، بلكه سنت همیشگی الهی میباشد و کلیه كسانی را كه در مسیر آن قرار گیرند در برمی گیرد، چنان كه در بعضی نشانهها، بعداز نقل موفقیت انبیا و هلاکت معارضان و كفار، به ضابطه و سنت بودن این اتفاق اشاره می کند. تحت عنوان مثال در سوره ابراهیم پس از نقل ایمان نیاوردن امت برخی انبیا و انذار آنها و در فیض هلاکت و عذاب استیصال آنها، به فلسفه شكست كفر و برد انبیا اشاره می كند و میفرماید:
وَ قالَ الَّذِینَ كَفَرُوا لِرُسُلِهِمْ لَنُخْرِجَنَّكُمْ مِنْ أَرْضِنا أَوْ لَتَعُودُنَّ فِی مِلَّتِنا فَأَوْحی إِلَیْهِمْ رَبُّهُمْ لَنُهْلِكَنَّ الظّالِمِینَ * وَ لَنُسْكِنَنَّكُمُ الاَْرْضَ مِنْ بَعْدِهِمْ ذلِكَ لِمَنْ خافَ مَقامِی وَ خافَ وَعِیدِ.۳۱
دراین آیه شریفه، آفریدگار متعال هم باعث هلاكت كفار را كه به عبارتی ظلم باشد ذكر فرموده و هم سبب ساز برد مؤمنان و اسكانشان را در زمین ذکر كرده میباشد كه خوف از قیامت باشد، و به اصطلاح مشهور، تعلیق حكم بروصف مشعر به علیت میباشد.۳۲ بدین ترتیب آیه شریفه در رده ذکر سنت تاریخی خدای سبحان میباشد; یعنی هر مکان و در هر مجال این انگیزه و سبب ساز ذكر گردیده پژوهشگر گردد، شكست كفار و برد مؤمنان را نیز در ادامه خواهد داشت.
۲. امدادهایی كه در صحنه نزاع و نزاع به امداد مؤمنان آمده و موجب برد و غلبه آنان بر كفار گردیدهاست، مثل رویدادها دارای شهرت بدر، حنین و احزاب. قرآن كریم، در یک سری آیه، این واقعیت را ذکر كرده میباشد، چنان كه درباره نبرد بدر میفرماید:
وَلَقَدْ نَصَرَكُمُ اللّهُ بِبَدْر وَأَنتُمْ أَذِلَّهٌٔ...;۳۳ و آفریدگار شمارا در «بدر»امداد كرد (و بر معاندان خطرناك موفق ایجاد کرد) در حالی كه شما ناتوان بودید.
و نیز از کمک غیبی الهی در مبارزه حنین صحبت به دربین میآورد:
لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللّهُ فِی مَوَاطِنَ كَثِیرَهٔ وَیَوْمَ حُنَیْن...;۳۴ پروردگار شمارا در جاهای متعددی کمک كرد (و بر معاندان موفق شدید) و در روز حنین (نیز کمک نمود).
خواسته از مواطن كثیره، مواطن جنگی از قبیل بدر، احد، خندق، خیبر و نظایر آن میباشد.۳۵ اما بعضی با به کار گیری از برخی احادیث، آیه را به تمامی نبرد های صدر اسلام كه بالغ بر هشتاد آیتم بوده، سرایت کردن داده اند.۳۶
به هر حالا، قرآن كریم، خیر صرفا اصل کمک پروردگار را ذكر می كند، بلكه به گستردن کیفیت این کمک و نیروهایی كه به كمك مسلمان ها شتافته و موجب موفقیت سپاهیان اسلام شدند میپردازد كه به برخی از آنان اشاره میشود:
الف ـ ارسال کردن ملائكه
یكی از طریق های نصرت الهی، ارسال کردن ملائكه میباشد كه تحت عنوان سربازان خدای سبحان به كمك مؤمنان می شتابند، مانند آن چه در بدر واقعه اتفاد:
وَلَقَدْ نَصَرَكُمُ اللّهُ بِبَدْر وَأَنتُمْ أَذِلَّهٌٔ... * إِذْ تَقُولُ لِلْمُؤْمِنِینَ أَلَن یَكْفِیكُمْ أَن یُمِدَّكُمْ رَبُّكُم بِثَلاَثَهِٔ آلاَف مِّنَ الْمَلآئِكَهِٔ مُنزَلِینَ;۳۷ خدا شمارا در نبرد بدر کمک كرد (و بر معاندان خطرناك، برنده ایجاد کرد)، در حالی كه شما (نسبت به آنها) ناتوان بودید * در آن هنگام كه تو، به مؤمنان می گفتی آیا كافی وجود ندارد پروردگارتان شمارا به سه هزار نفر از ملائکه كه (از عرش) فرود آیند امداد كند.
آیه شریفه، ذکر گر حقیقت تاریخی صدر اسلام، یعنی نبرد بدر میباشد كه مسلمانها در مقایسه با كفار از نگاه نفرات و امکانات نظامی در نقطع ی عطف ضعف قرار داشتند، به نحوی كه تعداد نیروهای اسلام را ۳۱۳ نفر با امکانات كم، و تعداد نیروهای كفار را هزار نفر با امکانات فراوان گفته شده، و قرآن كریم نیز بهاین ضعف مسلمانها تصریح کرده است. دراین موقعیت، زمانی مسلمانها از خدای سبحان تقاضای كمك می كردند (إِذْ تَسْتَغِیثُونَ رَبَّكُمْ فَاسْتَجَابَ لَكُمْ;۳۸ آن زمانی كه به پروردگارتان استغاثه می كردید و پروردگار استغاثه تان را مستجاب كرد) خدا متعال با پست کردن ملائکه الهی به یاریشان شتافت و موفقیت مؤمنان و شكست كفار را رقم زد.
مثال دیگری كه خدای سبحان، مؤمنان را به وسیله ملائکه، امداد فرموده و در فیض، كفار را شكست داده، پیکار حنین میباشد:
لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللّهُ فِی مَوَاطِنَ كَثِیرَهٔ وَیَوْمَ حُنَیْن... وَضَاقَتْ عَلَیْكُمُ الأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّیْتُم مُّدْبِرِینَ... * وَأَنزَلَ جُنُودًا لَّمْ تَرَوْهَا وَعذَّبَ الَّذِینَ كَفَرُواْ وَذَلِكَ جَزَاء الْكَافِرِینَ;۳۹ پروردگار شمارا در جاهای متعددی کمک كرد و در روز حنین (نیز کمک كرد)... و زمین با کلیه وسعتش بر شما تنگ شد، آنگاه پشت (به معاند) كرده فراروگریز نمودید،... * و خدا لشكرهایی ارسال کرد كه شما نمی دیدید و كافران را مجازات كرد.
ماجرای پیکار احزاب، مثال پرنور دیگری از این نوع امدادهاست. در سال پنجم هجری، سپاه كفر، با تشكیل ائتلاف بزرگی از مشركان و یهود، نیروی عظیمی از طوایف و قبایل گوناگون مهیا كرد و برای هلاکت و ریشه كن نمودن اسلام، به سوی شهر مدینه هجوم آورده، آن شهر را حدود یك ماه محاصره كردند. خدا متعال در آیه های ذیل از این موضوع، خاطر كرده میباشد:
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْكُرُوا نِعْمَهَٔ اللَّهِ عَلَیْكُمْ إِذْ جَاءتْكُمْ جُنُودٌ... * إِذْ جَاؤُوكُم مِّن فَوْقِكُمْ وَمِنْ أَسْفَلَ مِنكُمْ...;۴۰ ای كسانی كه ایمان آوردید! نعمت آفریدگار را بر خویش حافظه بیاورید در آن هنگام كه لشكرهایی (بزرگ) به سراغ شما آمدند... * (به خیال بیاورید) وقتی را كه آنها از طرف بالا و زیر (شهر) بر شما وارد شدند (مدینه را محاصره كردند)... .
اقتدار بزرگ معاند و محاصره شهر مدینه، وحشت عظیمی در دل مسلمانها ساخت و ساز كرده بود كه قرآن كریم حالت روحی مسلمان ها را اینگونه ذکر می كند:
و اذ زَاغَتْ الْأَبْصَارُ وَبَلَغَتِ الْقُلُاینترنتُ الْحَنَاجِرَ وَتَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا...; وقتی را كه دیده ها از شدت وحشت، خیره گردیده بود، جان ها به لب رسیده بود و گمان های مختلف بدی به خداوند می بردید.
در واقع، آیه شریفه، ذکر گر این میباشد كه مسلمانها در آن روز آن قدر ترسیدند كه به حالا جان دادن افتادند كه در آن درحال حاضر، دیده، تعادل خویش را از دست میدهد و جان به گلوگاه میرسد.۴۱
در اینگونه وضعیت نابرابری كه مسلمان ها از نظر نظامی در مقایسه با كفار، بسیار ضعیف بودند، خدای سبحان نیروهای غیبی كه باد و ملائکه بودند، به امداد شان ارسال کرد:
فَأَرْسَلْنَا عَلَیْهِمْ رِیحًا وَجُنُودًا لَّمْ تَرَوْهَا; البته ما باد و گردباد مشقت بر آن ها فرستادیم و لشكریانی كه آنها را نمی دیدند.
و به این شکل، موفقیت بزرگی را برای سپاه اسلام رقم زد و این برد، نقطه عطفی در تاریخ اسلام بود و كفه موازنه قوا را دربین اسلام و كفر به عایدی مسلمانها برهم زد و موفقیت در آن كلیدی بود برای موفقیت های آتی و در واقعیت، كمر معاندان اسلام درین غزوه شكست و آنگاه نتوانستند كار مهمی شکل دهند.۴۲
ب ـ ساخت واهمه در دل معارضان مؤمنان
به عنوان مثال امدادهای الهی كه نقش والا در سرعت بخشیدن برد مؤمنان هنگام جنگ و جهاد با كافران دارااست، ساخت خوف در دل كفار میباشد. در واقع، واهمه و وحشت تحت عنوان سپاه درونی به نزاع كفار میآید و در شكستن روحیه یا این که تحت آوردن مقاومت آن ها تأثیر شگرفی داراست. در احادیث شیعه و سنی آمده، فرستاده آفریدگار(صلی الله علیه وآله)قضیه رعب را یكی از خصائص خویش دانسته كه خدای گران قدر بین همگی انبیا فقط به آن جناب داده و بهوسیله آن اورا کمک كرده و دشمنانش را از در بین برده میباشد.۴۳ در روایتی اینگونه آمده میباشد:
نصرت بالرعب فهو یصیر امامی مسیره شهر; بهوسیله رعب و وحشت در دل معاندان، کمک گردیده ام به گونه ای كه در پیشاپیش اینجانب به اندازه یك ماه راه و روش طی طرز می كند.۴۴قرآن كریم، حادثه ها مختلفی را نقل می كند كه خدای سبحان، هنگام پیکار با كفار، از این نحوه به كمك مؤمنان شتافته و موجب شكست معاندان گردیدهاست، مانند این آیه شریفه:
هُوَ الَّذِی أَخْرَجَ الَّذِینَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مِن دِیَارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ مَا ظَنَنتُمْ أَن یَخْرُجُوا وَظَنُّوا أَنَّهُم مَّانِعَتُهُمْ حُصُونُهُم مِّنَ اللَّهِ فَأَتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ حَیْثُ لَمْ یَحْتَسِبُوا وَقَذَفَ فِی قُلُاینترنتِهِمُ الرُّعْبَ;۴۵ وی كسی میباشد كه كافران اهل كتاب را در اول واکنش با مسلمانها از منزل هایشان خارج راند، گمان نمی كردید آن ها بیرون شوند و خودشان نیز گمان می كردند كه دژهای محكمشان آنانرا از عذاب الهی بازدارنده می گردد، ولی آفریدگار از آن جا كه گمان نمی كردند به سراغشان آمد و در دلهایشان هراس و وحشت افكند.
در قرآن كریم مثال هایی تاریخی از این نوع سنت الهی ذكر گردیده است كه به صورت كلی می اقتدار آنان را در دو تیم قرار بخشید:
۱. امدادهای الهی به مؤمنانی كه به جهت ضعف و ناتوانی، اقتدار جنگ نظامی با معاند را نداشتند، اما در قبال اذیت و آزارشان استقامت كرده و از آیین و اعتقادات توحیدی خویش دست برنداشتند و پروردگار سبحان به پاس ایمان و استقامتشان، كمك های غیبی خویش را به کمک شان ارسال کرد و آنها را از دست كفار نجات اعطا کرد و دشمنانشان را نابود كرد. از شایسته ترین مثال های این سنت، اشکال عذاب هایی میباشد كه خدای تبارک بر رمز امت های قبلی كه دعوت انبیا را تكذیب كردند آورد، مانند فامیل نوح كه تمامی را غرق كرد، و قبیله هود كه زنده در ذیل سنگ و خاك دفن كرد، و خویشاوندان باتقوا و لوط و شعیب و آل فرعون و دیگرافراد كه هر یك را به عذابی مبتلا فرمود.۲۷
قرآن كریم بعداز گزارش هلاکت قبیله هود، پارسا و شعیب میفرماید:
نَجَّیْنا هُوداً وَ الَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ بِرَحْمَهٔ مِنّا...;۲۸ پس اورا با كسانی كه تشریفات ترحیم مشهد یاروهمدم او بودند به بخشش خود نجات دادیم.
مرحوم علامه طباطبایی در تعبیروتفسیر آیه شریفه میفرماید: این كه خدای سبحان دراین آیه «بخشش» را به طور نكره آورده و نفرمود «رحمتی» برای این میباشد كه بر نوع مخصوصی از عفو و بخشش دلالت كند و خیر عفو همگانی كه كل دنیا را فرا گرفته، و آن رحمتی میباشد كه اختصاصی مؤمنان بوده كه به عبارتی نصرت و برد بر معاندان باشد، هم چنان كه فرمود:
إِنَّا لَنَنصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِینَ آمَنُوا فِی الْحَیَاهِٔ الدُّنْیَا وَیَوْمَ یَقُومُ الْأَشْهَادُ;۲۹ ما به اطمینان کمک می كنیم فرستادگان خویش و گروندگان به وی را، هم در معاش عالم و هم در روزی كه گواهان بپا خواهند خاست.۳۰
همان گونه كه گفته شد جریان ذكر گردیده، فقط یك اتفاق تاریخی غیرقابل تكرار وجود ندارد، بلكه سنت همیشگی الهی میباشد و کلیه كسانی را كه در مسیر آن قرار گیرند در برمی گیرد، چنان كه در بعضی نشانهها، بعداز نقل موفقیت انبیا و هلاکت معارضان و كفار، به ضابطه و سنت بودن این اتفاق اشاره می کند. تحت عنوان مثال در سوره ابراهیم پس از نقل ایمان نیاوردن امت برخی انبیا و انذار آنها و در فیض هلاکت و عذاب استیصال آنها، به فلسفه شكست كفر و برد انبیا اشاره می كند و میفرماید:
وَ قالَ الَّذِینَ كَفَرُوا لِرُسُلِهِمْ لَنُخْرِجَنَّكُمْ مِنْ أَرْضِنا أَوْ لَتَعُودُنَّ فِی مِلَّتِنا فَأَوْحی إِلَیْهِمْ رَبُّهُمْ لَنُهْلِكَنَّ الظّالِمِینَ * وَ لَنُسْكِنَنَّكُمُ الاَْرْضَ مِنْ بَعْدِهِمْ ذلِكَ لِمَنْ خافَ مَقامِی وَ خافَ وَعِیدِ.۳۱
دراین آیه شریفه، آفریدگار متعال هم باعث هلاكت كفار را كه به عبارتی ظلم باشد ذكر فرموده و هم سبب ساز برد مؤمنان و اسكانشان را در زمین ذکر كرده میباشد كه خوف از قیامت باشد، و به اصطلاح مشهور، تعلیق حكم بروصف مشعر به علیت میباشد.۳۲ بدین ترتیب آیه شریفه در رده ذکر سنت تاریخی خدای سبحان میباشد; یعنی هر مکان و در هر مجال این انگیزه و سبب ساز ذكر گردیده پژوهشگر گردد، شكست كفار و برد مؤمنان را نیز در ادامه خواهد داشت.
۲. امدادهایی كه در صحنه نزاع و نزاع به امداد مؤمنان آمده و موجب برد و غلبه آنان بر كفار گردیدهاست، مثل رویدادها دارای شهرت بدر، حنین و احزاب. قرآن كریم، در یک سری آیه، این واقعیت را ذکر كرده میباشد، چنان كه درباره نبرد بدر میفرماید:
وَلَقَدْ نَصَرَكُمُ اللّهُ بِبَدْر وَأَنتُمْ أَذِلَّهٌٔ...;۳۳ و آفریدگار شمارا در «بدر»امداد كرد (و بر معاندان خطرناك موفق ایجاد کرد) در حالی كه شما ناتوان بودید.
و نیز از کمک غیبی الهی در مبارزه حنین صحبت به دربین میآورد:
لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللّهُ فِی مَوَاطِنَ كَثِیرَهٔ وَیَوْمَ حُنَیْن...;۳۴ پروردگار شمارا در جاهای متعددی کمک كرد (و بر معاندان موفق شدید) و در روز حنین (نیز کمک نمود).
خواسته از مواطن كثیره، مواطن جنگی از قبیل بدر، احد، خندق، خیبر و نظایر آن میباشد.۳۵ اما بعضی با به کار گیری از برخی احادیث، آیه را به تمامی نبرد های صدر اسلام كه بالغ بر هشتاد آیتم بوده، سرایت کردن داده اند.۳۶
به هر حالا، قرآن كریم، خیر صرفا اصل کمک پروردگار را ذكر می كند، بلكه به گستردن کیفیت این کمک و نیروهایی كه به كمك مسلمان ها شتافته و موجب موفقیت سپاهیان اسلام شدند میپردازد كه به برخی از آنان اشاره میشود:
الف ـ ارسال کردن ملائكه
یكی از طریق های نصرت الهی، ارسال کردن ملائكه میباشد كه تحت عنوان سربازان خدای سبحان به كمك مؤمنان می شتابند، مانند آن چه در بدر واقعه اتفاد:
وَلَقَدْ نَصَرَكُمُ اللّهُ بِبَدْر وَأَنتُمْ أَذِلَّهٌٔ... * إِذْ تَقُولُ لِلْمُؤْمِنِینَ أَلَن یَكْفِیكُمْ أَن یُمِدَّكُمْ رَبُّكُم بِثَلاَثَهِٔ آلاَف مِّنَ الْمَلآئِكَهِٔ مُنزَلِینَ;۳۷ خدا شمارا در نبرد بدر کمک كرد (و بر معاندان خطرناك، برنده ایجاد کرد)، در حالی كه شما (نسبت به آنها) ناتوان بودید * در آن هنگام كه تو، به مؤمنان می گفتی آیا كافی وجود ندارد پروردگارتان شمارا به سه هزار نفر از ملائکه كه (از عرش) فرود آیند امداد كند.
آیه شریفه، ذکر گر حقیقت تاریخی صدر اسلام، یعنی نبرد بدر میباشد كه مسلمانها در مقایسه با كفار از نگاه نفرات و امکانات نظامی در نقطع ی عطف ضعف قرار داشتند، به نحوی كه تعداد نیروهای اسلام را ۳۱۳ نفر با امکانات كم، و تعداد نیروهای كفار را هزار نفر با امکانات فراوان گفته شده، و قرآن كریم نیز بهاین ضعف مسلمانها تصریح کرده است. دراین موقعیت، زمانی مسلمانها از خدای سبحان تقاضای كمك می كردند (إِذْ تَسْتَغِیثُونَ رَبَّكُمْ فَاسْتَجَابَ لَكُمْ;۳۸ آن زمانی كه به پروردگارتان استغاثه می كردید و پروردگار استغاثه تان را مستجاب كرد) خدا متعال با پست کردن ملائکه الهی به یاریشان شتافت و موفقیت مؤمنان و شكست كفار را رقم زد.
مثال دیگری كه خدای سبحان، مؤمنان را به وسیله ملائکه، امداد فرموده و در فیض، كفار را شكست داده، پیکار حنین میباشد:
لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللّهُ فِی مَوَاطِنَ كَثِیرَهٔ وَیَوْمَ حُنَیْن... وَضَاقَتْ عَلَیْكُمُ الأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّیْتُم مُّدْبِرِینَ... * وَأَنزَلَ جُنُودًا لَّمْ تَرَوْهَا وَعذَّبَ الَّذِینَ كَفَرُواْ وَذَلِكَ جَزَاء الْكَافِرِینَ;۳۹ پروردگار شمارا در جاهای متعددی کمک كرد و در روز حنین (نیز کمک كرد)... و زمین با کلیه وسعتش بر شما تنگ شد، آنگاه پشت (به معاند) كرده فراروگریز نمودید،... * و خدا لشكرهایی ارسال کرد كه شما نمی دیدید و كافران را مجازات كرد.
ماجرای پیکار احزاب، مثال پرنور دیگری از این نوع امدادهاست. در سال پنجم هجری، سپاه كفر، با تشكیل ائتلاف بزرگی از مشركان و یهود، نیروی عظیمی از طوایف و قبایل گوناگون مهیا كرد و برای هلاکت و ریشه كن نمودن اسلام، به سوی شهر مدینه هجوم آورده، آن شهر را حدود یك ماه محاصره كردند. خدا متعال در آیه های ذیل از این موضوع، خاطر كرده میباشد:
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْكُرُوا نِعْمَهَٔ اللَّهِ عَلَیْكُمْ إِذْ جَاءتْكُمْ جُنُودٌ... * إِذْ جَاؤُوكُم مِّن فَوْقِكُمْ وَمِنْ أَسْفَلَ مِنكُمْ...;۴۰ ای كسانی كه ایمان آوردید! نعمت آفریدگار را بر خویش حافظه بیاورید در آن هنگام كه لشكرهایی (بزرگ) به سراغ شما آمدند... * (به خیال بیاورید) وقتی را كه آنها از طرف بالا و زیر (شهر) بر شما وارد شدند (مدینه را محاصره كردند)... .
اقتدار بزرگ معاند و محاصره شهر مدینه، وحشت عظیمی در دل مسلمانها ساخت و ساز كرده بود كه قرآن كریم حالت روحی مسلمان ها را اینگونه ذکر می كند:
و اذ زَاغَتْ الْأَبْصَارُ وَبَلَغَتِ الْقُلُاینترنتُ الْحَنَاجِرَ وَتَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا...; وقتی را كه دیده ها از شدت وحشت، خیره گردیده بود، جان ها به لب رسیده بود و گمان های مختلف بدی به خداوند می بردید.
در واقع، آیه شریفه، ذکر گر این میباشد كه مسلمانها در آن روز آن قدر ترسیدند كه به حالا جان دادن افتادند كه در آن درحال حاضر، دیده، تعادل خویش را از دست میدهد و جان به گلوگاه میرسد.۴۱
در اینگونه وضعیت نابرابری كه مسلمان ها از نظر نظامی در مقایسه با كفار، بسیار ضعیف بودند، خدای سبحان نیروهای غیبی كه باد و ملائکه بودند، به امداد شان ارسال کرد:
فَأَرْسَلْنَا عَلَیْهِمْ رِیحًا وَجُنُودًا لَّمْ تَرَوْهَا; البته ما باد و گردباد مشقت بر آن ها فرستادیم و لشكریانی كه آنها را نمی دیدند.
و به این شکل، موفقیت بزرگی را برای سپاه اسلام رقم زد و این برد، نقطه عطفی در تاریخ اسلام بود و كفه موازنه قوا را دربین اسلام و كفر به عایدی مسلمانها برهم زد و موفقیت در آن كلیدی بود برای موفقیت های آتی و در واقعیت، كمر معاندان اسلام درین غزوه شكست و آنگاه نتوانستند كار مهمی شکل دهند.۴۲
ب ـ ساخت واهمه در دل معارضان مؤمنان
به عنوان مثال امدادهای الهی كه نقش والا در سرعت بخشیدن برد مؤمنان هنگام جنگ و جهاد با كافران دارااست، ساخت خوف در دل كفار میباشد. در واقع، واهمه و وحشت تحت عنوان سپاه درونی به نزاع كفار میآید و در شكستن روحیه یا این که تحت آوردن مقاومت آن ها تأثیر شگرفی داراست. در احادیث شیعه و سنی آمده، فرستاده آفریدگار(صلی الله علیه وآله)قضیه رعب را یكی از خصائص خویش دانسته كه خدای گران قدر بین همگی انبیا فقط به آن جناب داده و بهوسیله آن اورا کمک كرده و دشمنانش را از در بین برده میباشد.۴۳ در روایتی اینگونه آمده میباشد:
نصرت بالرعب فهو یصیر امامی مسیره شهر; بهوسیله رعب و وحشت در دل معاندان، کمک گردیده ام به گونه ای كه در پیشاپیش اینجانب به اندازه یك ماه راه و روش طی طرز می كند.۴۴قرآن كریم، حادثه ها مختلفی را نقل می كند كه خدای سبحان، هنگام پیکار با كفار، از این نحوه به كمك مؤمنان شتافته و موجب شكست معاندان گردیدهاست، مانند این آیه شریفه:
هُوَ الَّذِی أَخْرَجَ الَّذِینَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مِن دِیَارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ مَا ظَنَنتُمْ أَن یَخْرُجُوا وَظَنُّوا أَنَّهُم مَّانِعَتُهُمْ حُصُونُهُم مِّنَ اللَّهِ فَأَتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ حَیْثُ لَمْ یَحْتَسِبُوا وَقَذَفَ فِی قُلُاینترنتِهِمُ الرُّعْبَ;۴۵ وی كسی میباشد كه كافران اهل كتاب را در اول واکنش با مسلمانها از منزل هایشان خارج راند، گمان نمی كردید آن ها بیرون شوند و خودشان نیز گمان می كردند كه دژهای محكمشان آنانرا از عذاب الهی بازدارنده می گردد، ولی آفریدگار از آن جا كه گمان نمی كردند به سراغشان آمد و در دلهایشان هراس و وحشت افكند.

راهنمای آمادهسازی مسجد یا سالن برای مراسم ترحیم؛ از چیدمان تا امکانات رفاهی