سنت حضرت پیامبر(ص) پشتیبان اصلی مجوز تبرک میباشد. نبی اکرم (ص) در برخی احادیث، اصحاب را به تبرک پیدا کردن از خودش تشویق نموده است. بنابر بعضا احادیث، رسول (ص) به اصحاب دستورداد که از چاه ناقه باتقوا تبرک بجویند و این عامل بر مجوز تبرک به اثرها انبیا و صالحان میباشد، اگرچه از عالم رفته باشند.[۵۶] گفتهاند که در شب تزویج حضرت فاطمه(س)، فرستاده اکرم(ص) بعداز وضو، سایر آب وضوی خود را به رمز و شکل و تن وی پاشید و از معبود خواست تا به وی و نسلش برکت تشریفات ترحیم مشهد بخشد.[۵۷]
امام علی(ع) در روایتی ذکر میکند که به برکت لمس کردن چشمان او بوسیله رسول (ص) در نزاع خیبر که به شدت درد میکرد، دیگر گرفتار دیده درد نشده میباشد.[۵۸]
در نقلی اورده شده که حضرت آب وضویش را بر روی شخص بیماری جاری شد و به برکت آن شفا یافت.[۵۹]
در تعدادی قصه بیان شده که وی بعد از اجرا اجرا حج، موهای خود را تراشید و مسلمان ها موها را برای تبرک در میان خویش تقسیم کردند.[۶۰]
در شب معراج، در جای هایی که منسوب به پیامبران بوده، نماز خواندند. [۶۱] این نماز تلاوت در آن جای ها وجهی نداشته جز اینکه آن جای ها به واسطه آن پیامبران متبرک گردیده بود.
در جریان دفن فاطمه بنت اسد؛ مامان حضرت علی(ع)، نبی(ص) او را با خرقه خودشان کفن نمود[۶۲] و پیش از به خاک اختیار وی، لحظاتی در قبرش خوابید تا به واسطه وی رنج قبر بر وی راحت خواهد شد.[۶۳]
عبدالله بن ابی نیز از حضرت درخواست کرد که اورا در لباسی که بر بدن داشتهاند به خاک بسپارد و با این شغل درپی تبرک به خرقه حضرت و خودداری از عذاب الهی بوده میباشد.[۶۴][یادداشت ۵]
پیامبر قریش در جریان صلح حدیبیه حکایت مینماید که اصحاب فرستاده (ص) آنچنان نسبت به وی دقت داراهستند که اذن نمیدهند حتی قطرهای از آب وضوی وی بر روی زمین بریزد و هرگاه وضو می گیرند، صحابه قطرات آب وضوی وی را به طور خویش میمالند.[۶۵]
با وجود اینکه این فعالیت که در پیش دیده حضرت حادثه میبهزمینخورد و وی منعی از آن نکردهاند، تحت عنوان تقریر معصوم میتواند مستندی برای حکم به مجوز و مباح بودن این شغل باشد.
همان گونه که تبرک به آب وضوی وی و باقی مانده آن خیر فقط با منعی از سوی حضرت روبرو نشده، بلکه در بعضا مفاد، خودشان به اصحاب میفرمودند به آن آب تبرک بجویند.
تایید صلاحیت تبرک در سیره اهل بیت(ع)
فاطمه زهرا(س) دختر نبی (ص) بعداز وفات پدرش بر رمز قبر وی حاضر شد و تربت وی را به آرم تبرک بر رمز و شکل خود میمالیدند.[۶۶]
در منابع روایی تبرک امام حسین(ع)،[۶۷] امام درست گو(ع)،[۶۸] امام رضا(ع)[۶۹] و امام جواد(ع)[۷۰] به قبر فرستاده نقل گردیده است.
امام حسن(ع) نیز به واسطه برکت قبر نبوی، وصیت نمود در شکل قابلیت و امکان و فارغ از اینکه سبب مبارزه گردد، در کنار وی به خاک ودیعت گردد.[۷۱]
تبرک امام درستگو(ع) به عصای فرستاده(ص)[۷۲] و نیز تبرک حضرت علی(ع) به باقیمانده حنوط فرستاده پروردگار(ص)[۷۳] شاهدهای دیگری بر این سیره میباشد.
تبرک در سیره صحابه و مسلمانها
صحابه در حین حیات نبی (ص) و بعداز وفات وی، به وی تبرک میجستند.[۷۴] تبرک به فرستاده به دو استدلال بود؛ یک کدام از فراهم نمودن اثرها معنوی از شخصیت فرستاده و دیگری اظهار ارادت و محبت به رسول (ص) و اهل بیتش (ع).
تبرک جویی مسلمانها، به سه شکل بود: تبرک به تن نبی، تبرک به اشیای وابسته به رسول و تبرک به جای های مربوط به نبی.
تبرک به تن نبی (ص)
اصحاب، مو راز رسول را برای تبرک و تَیَمُّن نزد خود نگاه میداشتند.[۷۵]
ظرفی که داعیه میگردد مو فرستاده در آن محافظت میگردد
در نقلهای تاریخی و کتابهای حدیث نقل شده که در جریان صلح حدیبیه هنگامی پیامبر پروردگار (ص) گیسو رمز خویش را اصلاح میکردند، صحابه به دور وی انباشته شده بودند و هر تار مویی که بر زمین میزمین خورد را تحت عنوان تبرک بر میداشتند.[۷۶]
خالد بن ولیدنیز پیشانیبندی که چندین تار مو سر حضرت در آن قرار داشت را تحت عنوان تبرک و تیمن برای برد در مبارزه به رمز خویش میبست.[۷۷]
تبرک به عرق وی نیز از سایر موردها برکتجویی اصحاب میباشد. تبرک انس بن صاحب [۷۸] و امسلیم[۷۹] به عرق وی از این مورد ها میباشد.
باقی مانده آب شرب،[۸۰] پیاله آب وی،[۸۱] آب چاه حیطه حدیبیه که به واسطه حضرت متبرک گردیده بود[۸۲] و نیز آب وضوی حضرت از موردها آیتم اعتنا اصحاب بوده میباشد.[۸۳]
در نقلی نیز نقل شده که اصحاب دهانه مَشکی را که فرستاده (ص) از آن آب خورده بودند را بریدند و به قصد تبرک برای خویش برداشتند.[۸۴]
در منابع تاریخی اسم بیست چشمه و چاه آمده که توسط حضرت متبرّک گردیده است و صحابه نسبت به تبرک به آنها دقت متعددی داشتند.[۸۵]
سنت حضرت پیامبر(ص) پشتیبان اصلی مجوز تبرک میباشد. نبی اکرم (ص) در برخی احادیث، اصحاب را به تبرک پیدا کردن از خودش تشویق نموده است. بنابر بعضا احادیث، رسول (ص) به اصحاب دستورداد که از چاه ناقه باتقوا تبرک بجویند و این عامل بر مجوز تبرک به اثرها انبیا و صالحان میباشد، اگرچه از عالم رفته باشند.[۵۶] گفتهاند که در شب تزویج حضرت فاطمه(س)، فرستاده اکرم(ص) بعداز وضو، سایر آب وضوی خود را به رمز و شکل و تن وی پاشید و از معبود خواست تا به وی و نسلش برکت تشریفات ترحیم مشهد بخشد.[۵۷]
امام علی(ع) در روایتی ذکر میکند که به برکت لمس کردن چشمان او بوسیله رسول (ص) در نزاع خیبر که به شدت درد میکرد، دیگر گرفتار دیده درد نشده میباشد.[۵۸]
در نقلی اورده شده که حضرت آب وضویش را بر روی شخص بیماری جاری شد و به برکت آن شفا یافت.[۵۹]
در تعدادی قصه بیان شده که وی بعد از اجرا اجرا حج، موهای خود را تراشید و مسلمان ها موها را برای تبرک در میان خویش تقسیم کردند.[۶۰]
در شب معراج، در جای هایی که منسوب به پیامبران بوده، نماز خواندند. [۶۱] این نماز تلاوت در آن جای ها وجهی نداشته جز اینکه آن جای ها به واسطه آن پیامبران متبرک گردیده بود.
در جریان دفن فاطمه بنت اسد؛ مامان حضرت علی(ع)، نبی(ص) او را با خرقه خودشان کفن نمود[۶۲] و پیش از به خاک اختیار وی، لحظاتی در قبرش خوابید تا به واسطه وی رنج قبر بر وی راحت خواهد شد.[۶۳]
عبدالله بن ابی نیز از حضرت درخواست کرد که اورا در لباسی که بر بدن داشتهاند به خاک بسپارد و با این شغل درپی تبرک به خرقه حضرت و خودداری از عذاب الهی بوده میباشد.[۶۴][یادداشت ۵]
پیامبر قریش در جریان صلح حدیبیه حکایت مینماید که اصحاب فرستاده (ص) آنچنان نسبت به وی دقت داراهستند که اذن نمیدهند حتی قطرهای از آب وضوی وی بر روی زمین بریزد و هرگاه وضو می گیرند، صحابه قطرات آب وضوی وی را به طور خویش میمالند.[۶۵]
با وجود اینکه این فعالیت که در پیش دیده حضرت حادثه میبهزمینخورد و وی منعی از آن نکردهاند، تحت عنوان تقریر معصوم میتواند مستندی برای حکم به مجوز و مباح بودن این شغل باشد.
همان گونه که تبرک به آب وضوی وی و باقی مانده آن خیر فقط با منعی از سوی حضرت روبرو نشده، بلکه در بعضا مفاد، خودشان به اصحاب میفرمودند به آن آب تبرک بجویند.
تایید صلاحیت تبرک در سیره اهل بیت(ع)
فاطمه زهرا(س) دختر نبی (ص) بعداز وفات پدرش بر رمز قبر وی حاضر شد و تربت وی را به آرم تبرک بر رمز و شکل خود میمالیدند.[۶۶]
در منابع روایی تبرک امام حسین(ع)،[۶۷] امام درست گو(ع)،[۶۸] امام رضا(ع)[۶۹] و امام جواد(ع)[۷۰] به قبر فرستاده نقل گردیده است.
امام حسن(ع) نیز به واسطه برکت قبر نبوی، وصیت نمود در شکل قابلیت و امکان و فارغ از اینکه سبب مبارزه گردد، در کنار وی به خاک ودیعت گردد.[۷۱]
تبرک امام درستگو(ع) به عصای فرستاده(ص)[۷۲] و نیز تبرک حضرت علی(ع) به باقیمانده حنوط فرستاده پروردگار(ص)[۷۳] شاهدهای دیگری بر این سیره میباشد.
تبرک در سیره صحابه و مسلمانها
صحابه در حین حیات نبی (ص) و بعداز وفات وی، به وی تبرک میجستند.[۷۴] تبرک به فرستاده به دو استدلال بود؛ یک کدام از فراهم نمودن اثرها معنوی از شخصیت فرستاده و دیگری اظهار ارادت و محبت به رسول (ص) و اهل بیتش (ع).
تبرک جویی مسلمانها، به سه شکل بود: تبرک به تن نبی، تبرک به اشیای وابسته به رسول و تبرک به جای های مربوط به نبی.
تبرک به تن نبی (ص)
اصحاب، مو راز رسول را برای تبرک و تَیَمُّن نزد خود نگاه میداشتند.[۷۵]
ظرفی که داعیه میگردد مو فرستاده در آن محافظت میگردد
در نقلهای تاریخی و کتابهای حدیث نقل شده که در جریان صلح حدیبیه هنگامی پیامبر پروردگار (ص) گیسو رمز خویش را اصلاح میکردند، صحابه به دور وی انباشته شده بودند و هر تار مویی که بر زمین میزمین خورد را تحت عنوان تبرک بر میداشتند.[۷۶]
خالد بن ولیدنیز پیشانیبندی که چندین تار مو سر حضرت در آن قرار داشت را تحت عنوان تبرک و تیمن برای برد در مبارزه به رمز خویش میبست.[۷۷]
تبرک به عرق وی نیز از سایر موردها برکتجویی اصحاب میباشد. تبرک انس بن صاحب [۷۸] و امسلیم[۷۹] به عرق وی از این مورد ها میباشد.
باقی مانده آب شرب،[۸۰] پیاله آب وی،[۸۱] آب چاه حیطه حدیبیه که به واسطه حضرت متبرک گردیده بود[۸۲] و نیز آب وضوی حضرت از موردها آیتم اعتنا اصحاب بوده میباشد.[۸۳]
در نقلی نیز نقل شده که اصحاب دهانه مَشکی را که فرستاده (ص) از آن آب خورده بودند را بریدند و به قصد تبرک برای خویش برداشتند.[۸۴]
در منابع تاریخی اسم بیست چشمه و چاه آمده که توسط حضرت متبرّک گردیده است و صحابه نسبت به تبرک به آنها دقت متعددی داشتند.[۸۵]

راهنمای آمادهسازی مسجد یا سالن برای مراسم ترحیم؛ از چیدمان تا امکانات رفاهی