رجزها در روز عاشورا
در حادثه کربلا رجزهای مختلفی از عباس(ع) نقل گردیدهاست؛[۷۶] به عنوان مثال:
أقسَمتُ بِالله الأَعَزِّ الأَعظَم
وَ بِالحَجونِ صادِقاً وَ زَمزَم
وَ بِالحَطیمِ وَالفَنَا المُحَرَّمِ
لَیُخضَبَنَّ الیَومَ جِسمی بِدَمی
دونَ الحُسَینِ ذِی الفَخارِ الأَقدَمِ
إمامُ أهلِ الفَضلِ وَالتَّکَرُّم[۷۷]
ترجمه: به خدای عزیزترین و شکوهمندترین، صادقانه قسم و نیز به حجون و به آب زمزم. به منزل معبود و ساحت مسجد الحرام قسم که امروز پیکرم به خون رنگین گردد. پیش پای حسین که صاحب و مالک و پیشگام در فضیلتها و افتخارات میباشد پیشوای اهل فضیلت تشریفات ترحیم مشهد و کرامت.
لا أرهَب الموتَ إذ الموتُ زقا
حتی أُواری فی المصالیت لقا
نفسی لنفس المصطفی الطُّهر وَقا
انی أنا العباس أغدو بالسِّقا
و لا أخاف الشر یوم المُلتقی
و لا أخاف الشر یوم الملتقی[۷۸]
ترجمه: از مرگ نمیترسم وقتی که بانگ زند، تا هنگامی که در بین مردان شغل آزموده افتاده و به خاک پوشیده نحس، جان اینجانب سپر و جان نثار جان حسین میباشد که برگزیده و تمیز میباشد، اینجانب عباس هستم که با مشک میایم و روز مبارزه از شر معاندان هیچ باکی ندارم.
مرگ درصورتی که مرگ میباشد گو نزد اینجانب آی
تا در آغوشش بگیرم تنگ تنگ
اینجانب از آن عمری ستانم جاودان
وی زمن دلقی ستاند رنگ رنگ[۷۹]
وَاللهِ إن قَطَعتُمُ یَمینی
إنّی اُپشتیبان أبَداً عَن شرعی
وعَن إمامٍ صادِقِ الیَقینِ
نَجلِ النَّبِیِّ الطّاهِرِ الأَمین[۸۰]
ترجمه: به پروردگار قسم و سوگند! درحالتی که چه دست راستم را انقطاع نمودید، اما اینجانب پیوسته از دینم و از امامی که در یقینش درستگو میباشد و فرزند فرستاده تمیز و امین میباشد، پناه می کنم.
شهید شدن
سید مرتضی آوینی:
دستان عباس بن علی انقطاع گردیده بود که آن لعنت شده توانست گرز بر رمز وی بکوبد. البته تا دستان ظواهر بریده نشود، بال و پرهای بهشتی نخواهد رست. در حالتیکه اسمان عالم فردوس میباشد، عرش فردوس کجاست که عباس بن علی پرنده آن اسمان باشد؟[۸۱]
بنابر نوشته محمدحسن مظفر حیث اکثریت مورخان آن میباشد که عباس(ع) حتماً در روز ۱۰ محرم شهید شدهاست. مظفر دو عهد و پیمان دیگر هم بر طبق شهیدشدن در روزهای هفتم محرم و نهم محرم بیان کرده و آنان را ضعیف و بسیار معدود دانسته میباشد.[۸۲]
گزارشهای مختلفی از نبردهای عباس(ع) در روز عاشورا و کیفیت شهیدشدن وی نقل شدهاست.[۸۳] مبتنی بر نقل برخی منابع، عباس تا شهید شدن واپسین نفر از اصحاب امام حسین و بنیهاشم به میدان نرفته میباشد.[۸۴]
به گفته روضه خوان اثرگذار، امام حسین و عباس بن علی با هم به میدان رفتند، اما سپاه قدمت سعد میان این دو حائل شدند. امام حسین زخمی شد و به چادر رجوع و عباس به تنهایی جنگید تا جایی که به شدت زخمی شد و دیگر قدرت رزم نداشت. دراین حالا زید بن ورقاء حنفی و حَبستنی بن طٌفَیل سِنبِسی اورا کشتند.[۸۵] روحانی موءثر جزئیات دیگری نقل نکرده میباشد. در مقتل ابیمخنف نیز جزئیات شهیدشدن حضرت عباس نقل نشده میباشد.[۸۶] به نقل بَلاذُری در اَنْساب الاَشراف، بعضا می گویند حرملة بن کاهل با گروهی، هرکدام به عباس ضربهای زدند و اورا کشتند.[۸۷] در روایتی از امام باقر(ع)[۸۸] و در زیارت منطقه غیرمشهور،[۸۹] یزید بن رُقاد وَ حَکِیم بن طُفَیلِ طائِی تحت عنوان قاتلان حضرت عباس نام بردهاند.
بر طبق بعضا دیگر از منابع، بعد از شهید شدن تمامی اصحاب و قوم و قبیله بنیهاشم، عباس قصد کرد تا برای چادرها آب بیاورد. وی به سمت شریعه فرات حمله کرد و توانست از دربین نگهبانان شریعه خویش را به آب برساند. در شیوه رجوع و برگشت، معاند به وی حمله کرد. وی در نخلستان با معاند مبارزه میکرد و به سمت چادرها میرفت که زید بن ورقاء جهنی از پشت نخلی خارج پرید و ضربهای به دست راستش وارد کرد. عباس خنجر را به دست چپش گرفت و به پیکار با معاند خاطر نشان نمود. حکیم بن طفیل طائی که پشت درختی خویش را مخفی کرده بود ضربهای به دست چپش وارد کرد و آنگاه نیز عمودی بر رمز عباس وارد کرد و اورا به شهیدشدن رساند.[۹۰] براساس گزارش المناقب و المثالب، روز عاشورا، دست و پاهای عباس را انقطاع کردند.[۹۱]
بر پایه ی گزارش خوارزمی، زمانی عباس(ع) شهید شد امام حسین(ع) بر نعش اخوی حاضر شد، به شدت فغان کرد و فرمود: اَلآنَ اِنکَسَرَ ظَهری وَ قَلَّت حیلَتی: در حال حاضر کمرم ناکامی و راهکارام اندک شد.[۹۲] با این حالا خوارزمی عباس را واپسین کسی نمیداند که به میدان نزاع رفته میباشد.[۹۳]
در منابع سن عباس هنگام شهید شدن ۳۴ سال مذکور میباشد.[۹۴]
رجزها در روز عاشورا
در حادثه کربلا رجزهای مختلفی از عباس(ع) نقل گردیدهاست؛[۷۶] به عنوان مثال:
أقسَمتُ بِالله الأَعَزِّ الأَعظَم
وَ بِالحَجونِ صادِقاً وَ زَمزَم
وَ بِالحَطیمِ وَالفَنَا المُحَرَّمِ
لَیُخضَبَنَّ الیَومَ جِسمی بِدَمی
دونَ الحُسَینِ ذِی الفَخارِ الأَقدَمِ
إمامُ أهلِ الفَضلِ وَالتَّکَرُّم[۷۷]
ترجمه: به خدای عزیزترین و شکوهمندترین، صادقانه قسم و نیز به حجون و به آب زمزم. به منزل معبود و ساحت مسجد الحرام قسم که امروز پیکرم به خون رنگین گردد. پیش پای حسین که صاحب و مالک و پیشگام در فضیلتها و افتخارات میباشد پیشوای اهل فضیلت تشریفات ترحیم مشهد و کرامت.
لا أرهَب الموتَ إذ الموتُ زقا
حتی أُواری فی المصالیت لقا
نفسی لنفس المصطفی الطُّهر وَقا
انی أنا العباس أغدو بالسِّقا
و لا أخاف الشر یوم المُلتقی
و لا أخاف الشر یوم الملتقی[۷۸]
ترجمه: از مرگ نمیترسم وقتی که بانگ زند، تا هنگامی که در بین مردان شغل آزموده افتاده و به خاک پوشیده نحس، جان اینجانب سپر و جان نثار جان حسین میباشد که برگزیده و تمیز میباشد، اینجانب عباس هستم که با مشک میایم و روز مبارزه از شر معاندان هیچ باکی ندارم.
مرگ درصورتی که مرگ میباشد گو نزد اینجانب آی
تا در آغوشش بگیرم تنگ تنگ
اینجانب از آن عمری ستانم جاودان
وی زمن دلقی ستاند رنگ رنگ[۷۹]
وَاللهِ إن قَطَعتُمُ یَمینی
إنّی اُپشتیبان أبَداً عَن شرعی
وعَن إمامٍ صادِقِ الیَقینِ
نَجلِ النَّبِیِّ الطّاهِرِ الأَمین[۸۰]
ترجمه: به پروردگار قسم و سوگند! درحالتی که چه دست راستم را انقطاع نمودید، اما اینجانب پیوسته از دینم و از امامی که در یقینش درستگو میباشد و فرزند فرستاده تمیز و امین میباشد، پناه می کنم.
شهید شدن
سید مرتضی آوینی:
دستان عباس بن علی انقطاع گردیده بود که آن لعنت شده توانست گرز بر رمز وی بکوبد. البته تا دستان ظواهر بریده نشود، بال و پرهای بهشتی نخواهد رست. در حالتیکه اسمان عالم فردوس میباشد، عرش فردوس کجاست که عباس بن علی پرنده آن اسمان باشد؟[۸۱]
بنابر نوشته محمدحسن مظفر حیث اکثریت مورخان آن میباشد که عباس(ع) حتماً در روز ۱۰ محرم شهید شدهاست. مظفر دو عهد و پیمان دیگر هم بر طبق شهیدشدن در روزهای هفتم محرم و نهم محرم بیان کرده و آنان را ضعیف و بسیار معدود دانسته میباشد.[۸۲]
گزارشهای مختلفی از نبردهای عباس(ع) در روز عاشورا و کیفیت شهیدشدن وی نقل شدهاست.[۸۳] مبتنی بر نقل برخی منابع، عباس تا شهید شدن واپسین نفر از اصحاب امام حسین و بنیهاشم به میدان نرفته میباشد.[۸۴]
به گفته روضه خوان اثرگذار، امام حسین و عباس بن علی با هم به میدان رفتند، اما سپاه قدمت سعد میان این دو حائل شدند. امام حسین زخمی شد و به چادر رجوع و عباس به تنهایی جنگید تا جایی که به شدت زخمی شد و دیگر قدرت رزم نداشت. دراین حالا زید بن ورقاء حنفی و حَبستنی بن طٌفَیل سِنبِسی اورا کشتند.[۸۵] روحانی موءثر جزئیات دیگری نقل نکرده میباشد. در مقتل ابیمخنف نیز جزئیات شهیدشدن حضرت عباس نقل نشده میباشد.[۸۶] به نقل بَلاذُری در اَنْساب الاَشراف، بعضا می گویند حرملة بن کاهل با گروهی، هرکدام به عباس ضربهای زدند و اورا کشتند.[۸۷] در روایتی از امام باقر(ع)[۸۸] و در زیارت منطقه غیرمشهور،[۸۹] یزید بن رُقاد وَ حَکِیم بن طُفَیلِ طائِی تحت عنوان قاتلان حضرت عباس نام بردهاند.
بر طبق بعضا دیگر از منابع، بعد از شهید شدن تمامی اصحاب و قوم و قبیله بنیهاشم، عباس قصد کرد تا برای چادرها آب بیاورد. وی به سمت شریعه فرات حمله کرد و توانست از دربین نگهبانان شریعه خویش را به آب برساند. در شیوه رجوع و برگشت، معاند به وی حمله کرد. وی در نخلستان با معاند مبارزه میکرد و به سمت چادرها میرفت که زید بن ورقاء جهنی از پشت نخلی خارج پرید و ضربهای به دست راستش وارد کرد. عباس خنجر را به دست چپش گرفت و به پیکار با معاند خاطر نشان نمود. حکیم بن طفیل طائی که پشت درختی خویش را مخفی کرده بود ضربهای به دست چپش وارد کرد و آنگاه نیز عمودی بر رمز عباس وارد کرد و اورا به شهیدشدن رساند.[۹۰] براساس گزارش المناقب و المثالب، روز عاشورا، دست و پاهای عباس را انقطاع کردند.[۹۱]
بر پایه ی گزارش خوارزمی، زمانی عباس(ع) شهید شد امام حسین(ع) بر نعش اخوی حاضر شد، به شدت فغان کرد و فرمود: اَلآنَ اِنکَسَرَ ظَهری وَ قَلَّت حیلَتی: در حال حاضر کمرم ناکامی و راهکارام اندک شد.[۹۲] با این حالا خوارزمی عباس را واپسین کسی نمیداند که به میدان نزاع رفته میباشد.[۹۳]
در منابع سن عباس هنگام شهید شدن ۳۴ سال مذکور میباشد.[۹۴]

راهنمای آمادهسازی مسجد یا سالن برای مراسم ترحیم؛ از چیدمان تا امکانات رفاهی