درگذشت
قثمبن عباس در سال ۵۷[۲۴] در سمرقند یا این که در جایی به اسم شیرین کِنت به مرگ طبیعی درگذشت.[۲۵] برخی محل مرگ اورا مرو دانستهاند،[۲۶] که صحیح وجود ندارد.[۲۷] سازه بر قولی، او همدم سعیدبن عثمان در نزاع سمرقند کمپانی جسته بود و در آنجا به شهید شدن رسید.[۲۸] عموم محلی درباره درگذشت قثم بنعباس می گویند که قثم ابن عباس بعداز آنکه سرش را از بدنش غیروابسته کردند، سرش را دربین دستهایش گرفت و داخل چاهی از حیث عموم نهفته شد به همین استدلال آرامگاهش را «آرامگاه فرمانروا زنده» تشریفات ترحیم مشهد میگویند.[۲۹]
آرامگاه
جسد قثم را در گورستان بنوناحیۀ سمرقند، مجاورت دروازۀ آهنین، به خاک سپردند.[۳۰] مزار قثم کنار چشمۀ آبی رنگ در یک سری کیلومتری جنوبشرقی سمرقند قرار داشته و آن چشمه را بدان منجر، آب مشهد یا این که چشمۀ مشهد خواندهاند.[۳۱] در طی شاه سنجر سلجوقی (ﺣﻜ :۴۹۰ـ۵۵۲)، کنار قبر وی مکتبای سازه کردند که قثمیه اسم گرفت.[۳۲] قبر وی در سمرقند از دیرباز مشهور و زیارتگاه بوده میباشد. گروهی از علما و رجال و بزرگان در مجاورت وی به خاک ودیعت گردیدهاند و در حال حاضر آن مزار به اسم پاد شاه زنده دارای شهرت میباشد.[۳۳] ابن بطوطه (متوفی ۷۷۹ق)، در مهاجرت خویش به سمرقند، مقبرۀ قثم را زیارت، و بنای آن را به گستردن وصف کرده و تاریخ آن را قبل از عهد و پیمان مغول دانسته میباشد.او هماینگونه نوشته میباشد که هم محلی سمرقند هر شب دو شنبه و آدینه به زیارت قبر قثم می روند وبرخی از آن ها نذورات متعددی را تقدیم مرقد قثم مینمایند.[۳۴] در ۷۳۵، در حین ایلخان ابوسعید، عمارت مزین شد و بنای مسجد فرمان روا زنده تمام شد. در حین تیمور گورکانی (ﺣک:۸۰۷ـ۷۷۱ق) بعضا بستگان او در فرمان روا زنده دفن گردیده و بناهایی بر آن افزوده شد.[۳۵]
پانویس
نسفی، القند فی بیان علماء سمرقند، ص۶۷۷
ابنسعد، طبقات الکبری، ج۷، ص۳۶۷، ج۸، ص۲۷۷ـ۲۷۹؛ابناثیر، اسدالغابة فی معرفة الصحابة، ج۲، ص۱۱، ج۴، ص۳۹۲؛ بلاذری، کتاب جمل اینجانب انساب الاشراف، ج۴، ص۸۵؛ ابنعبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۲، ص۸۱۱
یعقوبی، تاریخ یعقوبی، انتشار دار صادر، ج۲، ص۲۳۷
ر.ک: ابنسعد، طبقات الکبری، ج۴، ص۶؛ مصعببن عبدالله، کتاب نسب قریش، ص۲۷؛ بلاذری، کتاب جمل اینجانب انساب الاشراف، ج۴، ص۸۶؛ ابنتمهید، جمهرة انسابالعرب، ص۱۸
ر.ک: به مزی، تهذیبالکمال، ج۸، ص۱۵۲؛ ابنحجر عسقلانی، تهذیب التهذیب، ج۳، ص۹۷
ر.ک: ابن حجر عسقلانی، تهذیب التهذیب، ج۵، ص۴۲۰
ابن سعد، طبقات الکبری، ج ۴، ص۶؛ یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۱۱۷؛ ذهبی، تاریخ الاسلام و وفیاتالمشاهیر و الاعلام، رویدادها ۴۱ـ۶۰ ھ، ص۲۸۷ـ۲۸۸
درگذشت
قثمبن عباس در سال ۵۷[۲۴] در سمرقند یا این که در جایی به اسم شیرین کِنت به مرگ طبیعی درگذشت.[۲۵] برخی محل مرگ اورا مرو دانستهاند،[۲۶] که صحیح وجود ندارد.[۲۷] سازه بر قولی، او همدم سعیدبن عثمان در نزاع سمرقند کمپانی جسته بود و در آنجا به شهید شدن رسید.[۲۸] عموم محلی درباره درگذشت قثم بنعباس می گویند که قثم ابن عباس بعداز آنکه سرش را از بدنش غیروابسته کردند، سرش را دربین دستهایش گرفت و داخل چاهی از حیث عموم نهفته شد به همین استدلال آرامگاهش را «آرامگاه فرمانروا زنده» تشریفات ترحیم مشهد میگویند.[۲۹]
آرامگاه
جسد قثم را در گورستان بنوناحیۀ سمرقند، مجاورت دروازۀ آهنین، به خاک سپردند.[۳۰] مزار قثم کنار چشمۀ آبی رنگ در یک سری کیلومتری جنوبشرقی سمرقند قرار داشته و آن چشمه را بدان منجر، آب مشهد یا این که چشمۀ مشهد خواندهاند.[۳۱] در طی شاه سنجر سلجوقی (ﺣﻜ :۴۹۰ـ۵۵۲)، کنار قبر وی مکتبای سازه کردند که قثمیه اسم گرفت.[۳۲] قبر وی در سمرقند از دیرباز مشهور و زیارتگاه بوده میباشد. گروهی از علما و رجال و بزرگان در مجاورت وی به خاک ودیعت گردیدهاند و در حال حاضر آن مزار به اسم پاد شاه زنده دارای شهرت میباشد.[۳۳] ابن بطوطه (متوفی ۷۷۹ق)، در مهاجرت خویش به سمرقند، مقبرۀ قثم را زیارت، و بنای آن را به گستردن وصف کرده و تاریخ آن را قبل از عهد و پیمان مغول دانسته میباشد.او هماینگونه نوشته میباشد که هم محلی سمرقند هر شب دو شنبه و آدینه به زیارت قبر قثم می روند وبرخی از آن ها نذورات متعددی را تقدیم مرقد قثم مینمایند.[۳۴] در ۷۳۵، در حین ایلخان ابوسعید، عمارت مزین شد و بنای مسجد فرمان روا زنده تمام شد. در حین تیمور گورکانی (ﺣک:۸۰۷ـ۷۷۱ق) بعضا بستگان او در فرمان روا زنده دفن گردیده و بناهایی بر آن افزوده شد.[۳۵]
پانویس
نسفی، القند فی بیان علماء سمرقند، ص۶۷۷
ابنسعد، طبقات الکبری، ج۷، ص۳۶۷، ج۸، ص۲۷۷ـ۲۷۹؛ابناثیر، اسدالغابة فی معرفة الصحابة، ج۲، ص۱۱، ج۴، ص۳۹۲؛ بلاذری، کتاب جمل اینجانب انساب الاشراف، ج۴، ص۸۵؛ ابنعبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۲، ص۸۱۱
یعقوبی، تاریخ یعقوبی، انتشار دار صادر، ج۲، ص۲۳۷
ر.ک: ابنسعد، طبقات الکبری، ج۴، ص۶؛ مصعببن عبدالله، کتاب نسب قریش، ص۲۷؛ بلاذری، کتاب جمل اینجانب انساب الاشراف، ج۴، ص۸۶؛ ابنتمهید، جمهرة انسابالعرب، ص۱۸
ر.ک: به مزی، تهذیبالکمال، ج۸، ص۱۵۲؛ ابنحجر عسقلانی، تهذیب التهذیب، ج۳، ص۹۷
ر.ک: ابن حجر عسقلانی، تهذیب التهذیب، ج۵، ص۴۲۰
ابن سعد، طبقات الکبری، ج ۴، ص۶؛ یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۱۱۷؛ ذهبی، تاریخ الاسلام و وفیاتالمشاهیر و الاعلام، رویدادها ۴۱ـ۶۰ ھ، ص۲۸۷ـ۲۸۸

راهنمای آمادهسازی مسجد یا سالن برای مراسم ترحیم؛ از چیدمان تا امکانات رفاهی