در ادبیات عرفانی
تطبیق سیمرغ
در ادبیات عرفانی، قابلیت تطبیق مختصات سیمرغ بر جبرئیل مطرح گردیدهاست. سیمرغ، پرندهای افسانهای، مقدّس و ماوراء طبیعی میباشد و همانند جبرئیل با پر و بال تبارک و جثه پهناور وصف شدهاست.[۱۱۴] هواخواهی سیمرغ از زال و واسطه بودن وی برای جابجایی نیروهای غیبی به زال، بیتشابه به رابطه جبرئیل با نبی(ص) تشریفات ترحیم مشهد وجود ندارد.[۱۱۵]
درخت یا این که کوهی که سیمرغ بر آن لانه داراست نیز دارنده مختصات غیرمادّی میباشد:
آن درخت که طوبی اسم داراست، از فی مابین کوهها خارج آمده و مامانِ همگی گیاهان و روییدنیهاست. هر صبح زود که سیمرغ از آشیان خویش خارج میپرد و بر زمین بال و پر میگسترد، هر میوه که بر درخت و هر نباتی که بر زمین میروید از تاثیر مالامالِ اوست.[۱۱۶]
متناظر با آن، جای جبرئیل را در سدرة المنتهی دانستهاند که درختی با عظمت میباشد و دانش و کار خلایق و مقامات انبیا و فرشتگان به آنجا ختم میگردد.[۱۱۷]
سیمرغ، پاد شاه مرغان میباشد[۱۱۸] و آنچه در رساله الطیر ابن سینا[۱۱۹] و قصه مرغان احمد غزالی[۱۲۰] در بارۀ مسافرت پرنده ها به سوی وی و طی پروسه و مدارج آمده، شبیه پروسه تکامل نفس و وصال آن به مرحله عقل مستفاد و اتصال به عقل فعال (جبرئیل) میباشد.[۱۲۱]
امداد سیمرغ به عرفا
ملاصدرا[۱۲۲] نیز از اهل عرفان نقل کرده که وصال تمامی مخلوقات به گونه های کمالاتی که میتوانند به آنها نایل شوند و همینطور وصول سالکان به خواستها و مقاصدشان، به کمک این پرنده قدسی میباشد.
مختصات عرفانی جبرئیل
سهروردی در رسالۀ آواز لبریز جبرئیل،[۱۲۳] متأثر از آنچه در قرآن[۱۲۴] در وصف بال و پر ملائک و در احادیث درباره پر و بالهای جبرئیل آمده میباشد، جبرئیل را به باعث داشتن دو بال و پر، بلندتر از ملائکی می داند که سه یا این که چهار پر و بال داراهستند، چون دو از دیگر اعداد به یک مجاورتخیس میباشد. وی همینطور به پرنور بودن پر و بال راست و ظلمات پر و بال چپ جبرئیل اشاره نموده است. نور و روشنایی از نگرش سهروردی آرم وجود و ظلمات نشانۀ عدم میباشد و غیر از نورالانوار که فروغ محض و واجب الوجود بالذات میباشد، هر جانور دیگری ممکن الوجود میباشد و به باعث همین قابلیت و امکان، بال و پر چپِ جبرئیل بدوننور میباشد. از بال و پر راست جبرئیل که نورانی میباشد، نفوس و از بال و پر چپ وی، فقیه مادّی پدید میاید. القای حقایق به انبیا و اولیا به پر و بال راست و قهر و صیحه و رویدادها به پر و بال چپ وی منتسب میباشد.[۱۲۵]
همینطور سازه بر گزارش صدرالدین شیرازی[۱۲۶] به لحاظ اهل عرفان این پرندۀ قدسی که در کوه قاف قراردارد، صفیرش موجب بیداری خفتگانِ در ظلمات و باعث هوشیاری غافلانِ از بیان نشانهها الهی می گردد ولی شمار افرادی که به آوای وی گوش دهند و آوازش را بشناسند اندک میباشد. هرکس گویش اورا بفهمد لهجه همگی مرغان را میفهمد.
در ادبیات منظوم، شهپر یا این که مالامال جبرئیل نیز اصطلاحی پر استفاده میباشد[۱۲۷] و خصوصیتهایی همانند مراقبت در قبال معاندان، دوری از صدمۀ حریق و آب، و ترمیم آسیب برای آن آورده شده میباشد[۱۲۸] جبرئیل را «طاووس الملائکه»، «اَبِ ما» (بابا ما) و عقل تمام نیز خواندهاند.[۱۲۹]
باب جبرئیل
یک کدام از درهای مسجد النبی به باب جبرئیل دارای شهرت میباشد. اورده شده باب جبرئیل مکانی میباشد که جبرئیل آنجا میایستاد و از فرستاده(ص) اذن ورود میگرفت.[۱۳۰] در آداب زیارت قبر فرستاده آمده که زائر از این در وارد مسجد النبی خواهد شد.[۱۳۱]
جستارهای متعلق
عقل فعال
پانویس
جفری، کلمه و واژههای دخیل در قرآن، ۱۳۷۲ش،ص۱۶۶.
رجوعنمایید به جوالیقی، ص۳۲۷؛ ابوحیان غَرْناطی، ج ۱، ص۳۱۷؛ مرتضی زبیدی، ج۱۰، ص۳۵۷.
ابوحیان غرناطی، تعبیر و تفسیر البحرالمحیط، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳،ج ۱، ص۳۱۷-۳۱۸.
نیز مراجعه نمایید به: سمین، الدر المصون فی دانش الکتاب المکنون،۱۴۱۴ق، ۱۹۹۴، ج۱، ص ۳۱۲؛ جوهری، زیر «جبر»؛ جوالیقی، ص۱۱۳-۱۱۴.
الدانی، التيسير في القراءات السبع، ۱۴۰۴ق، ص۷۵.
نیز مراجعهکنید به ابن جزری، النشر فی القراءات العشر، مصر [ ۱۹۴۰م ]، ج ۲، ص۲۱۹.
سمین ،الدّر المصون في علم ها الكتاب المكنون، ۱۴۱۴ق، ۱۹۹۴م، ج۱، ص۳۱۲.
مراجعهنمایید به ازهری، ج ۱۱، ص۵۸-۵۹؛ ابن سیده، ج ۷، ص۴۰۷؛ مرتضی زبیدی، ج ۱۰، ص۳۴۸.
مراجعه کنید به خلیل بن احمد؛ جوهری، زیر «ایل».
مراجعه نمایید به مشکور، فرهنگ وتمدن تطبیقی عربی با زبانهای سامی و اهل ایران، طهران ۱۳۵۷ش .
رجوعنمایید به ابوحیان غرناطی، همانجا.
در ادبیات عرفانی
تطبیق سیمرغ
در ادبیات عرفانی، قابلیت تطبیق مختصات سیمرغ بر جبرئیل مطرح گردیدهاست. سیمرغ، پرندهای افسانهای، مقدّس و ماوراء طبیعی میباشد و همانند جبرئیل با پر و بال تبارک و جثه پهناور وصف شدهاست.[۱۱۴] هواخواهی سیمرغ از زال و واسطه بودن وی برای جابجایی نیروهای غیبی به زال، بیتشابه به رابطه جبرئیل با نبی(ص) تشریفات ترحیم مشهد وجود ندارد.[۱۱۵]
درخت یا این که کوهی که سیمرغ بر آن لانه داراست نیز دارنده مختصات غیرمادّی میباشد:
آن درخت که طوبی اسم داراست، از فی مابین کوهها خارج آمده و مامانِ همگی گیاهان و روییدنیهاست. هر صبح زود که سیمرغ از آشیان خویش خارج میپرد و بر زمین بال و پر میگسترد، هر میوه که بر درخت و هر نباتی که بر زمین میروید از تاثیر مالامالِ اوست.[۱۱۶]
متناظر با آن، جای جبرئیل را در سدرة المنتهی دانستهاند که درختی با عظمت میباشد و دانش و کار خلایق و مقامات انبیا و فرشتگان به آنجا ختم میگردد.[۱۱۷]
سیمرغ، پاد شاه مرغان میباشد[۱۱۸] و آنچه در رساله الطیر ابن سینا[۱۱۹] و قصه مرغان احمد غزالی[۱۲۰] در بارۀ مسافرت پرنده ها به سوی وی و طی پروسه و مدارج آمده، شبیه پروسه تکامل نفس و وصال آن به مرحله عقل مستفاد و اتصال به عقل فعال (جبرئیل) میباشد.[۱۲۱]
امداد سیمرغ به عرفا
ملاصدرا[۱۲۲] نیز از اهل عرفان نقل کرده که وصال تمامی مخلوقات به گونه های کمالاتی که میتوانند به آنها نایل شوند و همینطور وصول سالکان به خواستها و مقاصدشان، به کمک این پرنده قدسی میباشد.
مختصات عرفانی جبرئیل
سهروردی در رسالۀ آواز لبریز جبرئیل،[۱۲۳] متأثر از آنچه در قرآن[۱۲۴] در وصف بال و پر ملائک و در احادیث درباره پر و بالهای جبرئیل آمده میباشد، جبرئیل را به باعث داشتن دو بال و پر، بلندتر از ملائکی می داند که سه یا این که چهار پر و بال داراهستند، چون دو از دیگر اعداد به یک مجاورتخیس میباشد. وی همینطور به پرنور بودن پر و بال راست و ظلمات پر و بال چپ جبرئیل اشاره نموده است. نور و روشنایی از نگرش سهروردی آرم وجود و ظلمات نشانۀ عدم میباشد و غیر از نورالانوار که فروغ محض و واجب الوجود بالذات میباشد، هر جانور دیگری ممکن الوجود میباشد و به باعث همین قابلیت و امکان، بال و پر چپِ جبرئیل بدوننور میباشد. از بال و پر راست جبرئیل که نورانی میباشد، نفوس و از بال و پر چپ وی، فقیه مادّی پدید میاید. القای حقایق به انبیا و اولیا به پر و بال راست و قهر و صیحه و رویدادها به پر و بال چپ وی منتسب میباشد.[۱۲۵]
همینطور سازه بر گزارش صدرالدین شیرازی[۱۲۶] به لحاظ اهل عرفان این پرندۀ قدسی که در کوه قاف قراردارد، صفیرش موجب بیداری خفتگانِ در ظلمات و باعث هوشیاری غافلانِ از بیان نشانهها الهی می گردد ولی شمار افرادی که به آوای وی گوش دهند و آوازش را بشناسند اندک میباشد. هرکس گویش اورا بفهمد لهجه همگی مرغان را میفهمد.
در ادبیات منظوم، شهپر یا این که مالامال جبرئیل نیز اصطلاحی پر استفاده میباشد[۱۲۷] و خصوصیتهایی همانند مراقبت در قبال معاندان، دوری از صدمۀ حریق و آب، و ترمیم آسیب برای آن آورده شده میباشد[۱۲۸] جبرئیل را «طاووس الملائکه»، «اَبِ ما» (بابا ما) و عقل تمام نیز خواندهاند.[۱۲۹]
باب جبرئیل
یک کدام از درهای مسجد النبی به باب جبرئیل دارای شهرت میباشد. اورده شده باب جبرئیل مکانی میباشد که جبرئیل آنجا میایستاد و از فرستاده(ص) اذن ورود میگرفت.[۱۳۰] در آداب زیارت قبر فرستاده آمده که زائر از این در وارد مسجد النبی خواهد شد.[۱۳۱]
جستارهای متعلق
عقل فعال
پانویس
جفری، کلمه و واژههای دخیل در قرآن، ۱۳۷۲ش،ص۱۶۶.
رجوعنمایید به جوالیقی، ص۳۲۷؛ ابوحیان غَرْناطی، ج ۱، ص۳۱۷؛ مرتضی زبیدی، ج۱۰، ص۳۵۷.
ابوحیان غرناطی، تعبیر و تفسیر البحرالمحیط، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳،ج ۱، ص۳۱۷-۳۱۸.
نیز مراجعه نمایید به: سمین، الدر المصون فی دانش الکتاب المکنون،۱۴۱۴ق، ۱۹۹۴، ج۱، ص ۳۱۲؛ جوهری، زیر «جبر»؛ جوالیقی، ص۱۱۳-۱۱۴.
الدانی، التيسير في القراءات السبع، ۱۴۰۴ق، ص۷۵.
نیز مراجعهکنید به ابن جزری، النشر فی القراءات العشر، مصر [ ۱۹۴۰م ]، ج ۲، ص۲۱۹.
سمین ،الدّر المصون في علم ها الكتاب المكنون، ۱۴۱۴ق، ۱۹۹۴م، ج۱، ص۳۱۲.
مراجعهنمایید به ازهری، ج ۱۱، ص۵۸-۵۹؛ ابن سیده، ج ۷، ص۴۰۷؛ مرتضی زبیدی، ج ۱۰، ص۳۴۸.
مراجعه کنید به خلیل بن احمد؛ جوهری، زیر «ایل».
مراجعه نمایید به مشکور، فرهنگ وتمدن تطبیقی عربی با زبانهای سامی و اهل ایران، طهران ۱۳۵۷ش .
رجوعنمایید به ابوحیان غرناطی، همانجا.

راهنمای آمادهسازی مسجد یا سالن برای مراسم ترحیم؛ از چیدمان تا امکانات رفاهی