اصحاب عَقَبه، گروهی از صحابه که در مسیر رجوع و برگشت از غزوه تبوک به سمت مدینه قصد جان رسول(ص) را داشتند. تاریخنویسان درباره تعداد، اشخاص و همینطور تدبیر صحابه از اسم آنها اختلاف داراهستند. بعضا مفسران نزول آیه ۷۴ سوره توبه را درباره آن ها می دانند. عقبه به معنای منش طاقت فرسا در کوه[۱] و گردنه میباشد.[۲] در مسیر رجوع و برگشت فرستاده از مبارزه تبوک به سوی مدینه گردنهای قرار داشت که بعضا از صحابه گرفتار گردیده به نفاق در آنجا قصد جان فرستاده را کردند. در بعضی منابع از این اشخاص به اصحاب عقبه خاطر تشریفات ترحیم مشهد گردیده است.[۳]
همینطور به گروهی از صحابه که در سالهای دوازدهم و سیزدهم بعثت در خط مش منا به مکه با رسول بیعت کردند و عهدوپیمان آن ها به بیعت عقبه دارای شهرت میباشد، اصحاب عقبه گفته میگردد.[۴]
همینطور ملاحظه کنید: بیعت عقبه
ترور نافرجام نبی
در رمضان سال نهم قمری، زمانی که فرستاده از غزوه تبوک گشوده میگشت؛ گروهی از صحابه بر رمز منش آن حضرت در گردنه کوهی کمین کرده و تصمیم داشتند حضرت را ترور نمایند، آنها میخواستند شتر نبی را رَم دهند تا فرستاده از کوه پرتاب و کشته خواهد شد.[۵] [یادداشت ۱] معبود، فرستاده را از قصد آن ها خبر اعطا کرد و وی نیز تمهیدات مورد نیاز را اندیشید. فرستاده به حذیفه بن یمان و عمار امرکرد؛ یک کدام از در جلوی وی و دیگری در پشت راز، روش بیفتند و از فرستاده حفظ نمایند[۶] و همینطور امر کرد سایر سپاه از ذیل کوه بروند.[۷] سپاهیان از تحت کوه جنبش کردند ولی منافقانی که قصد ترور داشتند به دامنه کوه رفتند. فرستاده صدای آنهارا شنید و عصبانی شد. به حذیفه امر کرد آنهارا متفرق نماید و در فیض آنها دور از هم گردیده و به طور مخفیانه به سپاه پیوستند.[۸]
اُسَید بن حُضَیر از پیامبر پروردگار اذن خواست تا آنها را به قتل برساند[۹] البته فرستاده با این دستور مخالفت کرده و استدلال خویش را اینگونه بیان مینماید: دوست ندارم عرب در زمینه ی اینجانب بگوید: بعداز آنکه با امداد اصحابش به موفقیتهایی دست یافت؛ آغاز به کشتن اصحابش کرد.[۱۰]
تعداد و اسامی
مورخان و سیرهنویسان تعداد اصحاب عقبه را فی مابین ۱۲ تا ۱۵ بدن بیان کردهاند.[۱۱] منابع در انتخاب نام و نشان این اشخاص اختلاف حیث داراهستند. گروهی شماری از آن ها را از قریش و از بنیامیه دانستهاند. بر پایه ی روایتی از امام باقر(ع) شمار آنها ۱۲ بدن دانسته گردیده که ۸ بدن از قریش بوده میباشد.[۱۲] روضه خوان صدوق مطابق روایتی ۱۲ بدن از آنها را از بنیامیه و ۵ بدن را از دیگر قبایل دانسته میباشد.[۱۳]
اسامی
همینطور منابع تاریخی درباره دور اندیشی اصحاب نبی از اسم آنها اختلاف داراهستند. بعضی بر این باروند که رسول صرفا اسامی این اشخاص را به حذیفه گفته[۱۴] ولی فرستاده او را از افشای اسامی آنها بازداشته میباشد.[۱۵] سازه بر گزارش واقدی، نبی عمار یاسر را نیز از اسم آنها با خبر ایجاد کرد.[۱۶]
بعضا احتمال دادهاند که رخدادهای سیاسی بعداز رسول اکرم۰ص سبب ساز گردیده تا برخی از این اشخاص حذف و اشخاص دیگری جایگزین آن ها شوند[۱۷]؛ به عنوان مثال در بعضی منابع از عبدالله بن ابی و ابوعامر راهب در شمار اصحاب عقبه ذکر شده، در حالیکه آورده شده عبدالله بن ابی در پیکار تبوک حضور نداشته و ابوعامر راهب نیز تا قبل از این به روم رفته بود.[۱۸]
در بعضا منابع سعد بن ابیسَرح، ابوحاضر اعرابی، جُلاس بن سُوَید، مجمع بن جاریه، مُلَیح تَیمی، حُصَین بن نُمَیر، طُعَیمَة بن اُبَیرِق و مُرَّة بن رَبیع از اصحاب عقبه دانسته گردیدهاند.[۱۹]
آیهها مرتبط
برخی مفسران نزول آیه ۷۴ سوره توبه «و هَمّوا بِما لَم ینالوا»[یادداشت ۲] را در شأن اصحاب عقبه میدانند.[۲۰] اما برخی احادیث نزول این آیه را مرتبط با ماجرای ترور فرستاده در سال دهم قمری و بعد از حجة الوداع در گردنه هَرشا[۲۱] میدانند؛ که ۱۴ بدن از صحابه تصمیم گرفتند فرستاده را ترور نمایند.[۲۲]
طبرسی ماجرای اصحاب عقبه را در زیر آیه ها ۶۴-۶۵ سوره توبه نیز آورده میباشد.[یادداشت ۳][۲۳] در روایتی از امام درست گو(ع) منظور از...اِنَّمَا میباشدَزَلَّهُمُ الشَّیطانُ بِبَعضِ ما کسَبوا... اصحاب عقبه معرفی شدهاست.[۲۴]
پانویس
راغب، مفردات، ج۱، ص۳۴۱.
قرشی، قاموس، ۱۴۱۲ق، ج۵، ص۲۳.
مسعودی، التنبیه و الاشراف، قاهره، ص۲۳۶؛ یعقوبی، تاریخ، بیروت، ج۲، ص۶۸؛ واقدی، المغازی، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۱۰۴۴.
ابن هشام، السیرة النبویه، بیروت، ج۱، ص۴۶۸؛ یعقوبی، تاریخ یعقوبی، بیروت، ج۲، ص۳۸.
طباطبایی، الميزان في تفسير القرآن، ۱۳۹۱ق، ج۹، ص۳۲۶و۳۳۲.
ابن کثیر، البدایة و النهایة، ۱۴۰۷، ج۵، ص۱۹.
طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲، ج ۵، ص۷۹.
بیهقی، دلائل النبوة، ۱۴۰۵، ج ۵، ص۲۵۶.
واقدی، المغازی، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۱۰۴۳.
ثعلبی نیشابوری، الکشف و البیان، ۱۴۲۲ق، ج۵، ص۶۴؛ طبرسی، جامعه ها الجامع، ۱۳۷۷ش، ج ۲، ص۷۱.
واقدی، المغازی، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۱۰۴۵-۱۰۴۴؛ البدایه و النهایه، ج۵، ص۲۰.
طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۵، ص۷۹.
روحانی صدوق، الخصال، ۱۳۶۲ش، ج۲، ص۳۹۸.
یعقوبی، تاریخ یعقوبی، بیروت، ج۲، ص۶۸.
واقدی، المغازی، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۱۰۴۵.
واقدی، المغازی، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۱۰۴۴.
تاریخ نبی اسلام، ص۵۲۳.
بیهقی، ج۵، ص۲۵۸.
بیهقی، ج۵، ص۲۵۸.
طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۵، ص۷۹.
«هرشی» مانند کسری تلفظ میگردد [یعنی هاء در آن مفتوح و نقطه پايان آن الف مقصوره میباشد] (سمهودی، خلاصة الوفاء، ج۲، ص۷۵۴).
قمی، تعبیر و تفسیر، ۱۴۰۴ق، ج۱، ص۱۷۴.
طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۵، ص۷۰.
عیاشی، تعبیر و تفسیر، ۱۳۸۰ق، ج۱، ص۲۰۱.
یادداشت
اصحاب عَقَبه، گروهی از صحابه که در مسیر رجوع و برگشت از غزوه تبوک به سمت مدینه قصد جان رسول(ص) را داشتند. تاریخنویسان درباره تعداد، اشخاص و همینطور تدبیر صحابه از اسم آنها اختلاف داراهستند. بعضا مفسران نزول آیه ۷۴ سوره توبه را درباره آن ها می دانند. عقبه به معنای منش طاقت فرسا در کوه[۱] و گردنه میباشد.[۲] در مسیر رجوع و برگشت فرستاده از مبارزه تبوک به سوی مدینه گردنهای قرار داشت که بعضا از صحابه گرفتار گردیده به نفاق در آنجا قصد جان فرستاده را کردند. در بعضی منابع از این اشخاص به اصحاب عقبه خاطر تشریفات ترحیم مشهد گردیده است.[۳]
همینطور به گروهی از صحابه که در سالهای دوازدهم و سیزدهم بعثت در خط مش منا به مکه با رسول بیعت کردند و عهدوپیمان آن ها به بیعت عقبه دارای شهرت میباشد، اصحاب عقبه گفته میگردد.[۴]
همینطور ملاحظه کنید: بیعت عقبه
ترور نافرجام نبی
در رمضان سال نهم قمری، زمانی که فرستاده از غزوه تبوک گشوده میگشت؛ گروهی از صحابه بر رمز منش آن حضرت در گردنه کوهی کمین کرده و تصمیم داشتند حضرت را ترور نمایند، آنها میخواستند شتر نبی را رَم دهند تا فرستاده از کوه پرتاب و کشته خواهد شد.[۵] [یادداشت ۱] معبود، فرستاده را از قصد آن ها خبر اعطا کرد و وی نیز تمهیدات مورد نیاز را اندیشید. فرستاده به حذیفه بن یمان و عمار امرکرد؛ یک کدام از در جلوی وی و دیگری در پشت راز، روش بیفتند و از فرستاده حفظ نمایند[۶] و همینطور امر کرد سایر سپاه از ذیل کوه بروند.[۷] سپاهیان از تحت کوه جنبش کردند ولی منافقانی که قصد ترور داشتند به دامنه کوه رفتند. فرستاده صدای آنهارا شنید و عصبانی شد. به حذیفه امر کرد آنهارا متفرق نماید و در فیض آنها دور از هم گردیده و به طور مخفیانه به سپاه پیوستند.[۸]
اُسَید بن حُضَیر از پیامبر پروردگار اذن خواست تا آنها را به قتل برساند[۹] البته فرستاده با این دستور مخالفت کرده و استدلال خویش را اینگونه بیان مینماید: دوست ندارم عرب در زمینه ی اینجانب بگوید: بعداز آنکه با امداد اصحابش به موفقیتهایی دست یافت؛ آغاز به کشتن اصحابش کرد.[۱۰]
تعداد و اسامی
مورخان و سیرهنویسان تعداد اصحاب عقبه را فی مابین ۱۲ تا ۱۵ بدن بیان کردهاند.[۱۱] منابع در انتخاب نام و نشان این اشخاص اختلاف حیث داراهستند. گروهی شماری از آن ها را از قریش و از بنیامیه دانستهاند. بر پایه ی روایتی از امام باقر(ع) شمار آنها ۱۲ بدن دانسته گردیده که ۸ بدن از قریش بوده میباشد.[۱۲] روضه خوان صدوق مطابق روایتی ۱۲ بدن از آنها را از بنیامیه و ۵ بدن را از دیگر قبایل دانسته میباشد.[۱۳]
اسامی
همینطور منابع تاریخی درباره دور اندیشی اصحاب نبی از اسم آنها اختلاف داراهستند. بعضی بر این باروند که رسول صرفا اسامی این اشخاص را به حذیفه گفته[۱۴] ولی فرستاده او را از افشای اسامی آنها بازداشته میباشد.[۱۵] سازه بر گزارش واقدی، نبی عمار یاسر را نیز از اسم آنها با خبر ایجاد کرد.[۱۶]
بعضا احتمال دادهاند که رخدادهای سیاسی بعداز رسول اکرم۰ص سبب ساز گردیده تا برخی از این اشخاص حذف و اشخاص دیگری جایگزین آن ها شوند[۱۷]؛ به عنوان مثال در بعضی منابع از عبدالله بن ابی و ابوعامر راهب در شمار اصحاب عقبه ذکر شده، در حالیکه آورده شده عبدالله بن ابی در پیکار تبوک حضور نداشته و ابوعامر راهب نیز تا قبل از این به روم رفته بود.[۱۸]
در بعضا منابع سعد بن ابیسَرح، ابوحاضر اعرابی، جُلاس بن سُوَید، مجمع بن جاریه، مُلَیح تَیمی، حُصَین بن نُمَیر، طُعَیمَة بن اُبَیرِق و مُرَّة بن رَبیع از اصحاب عقبه دانسته گردیدهاند.[۱۹]
آیهها مرتبط
برخی مفسران نزول آیه ۷۴ سوره توبه «و هَمّوا بِما لَم ینالوا»[یادداشت ۲] را در شأن اصحاب عقبه میدانند.[۲۰] اما برخی احادیث نزول این آیه را مرتبط با ماجرای ترور فرستاده در سال دهم قمری و بعد از حجة الوداع در گردنه هَرشا[۲۱] میدانند؛ که ۱۴ بدن از صحابه تصمیم گرفتند فرستاده را ترور نمایند.[۲۲]
طبرسی ماجرای اصحاب عقبه را در زیر آیه ها ۶۴-۶۵ سوره توبه نیز آورده میباشد.[یادداشت ۳][۲۳] در روایتی از امام درست گو(ع) منظور از...اِنَّمَا میباشدَزَلَّهُمُ الشَّیطانُ بِبَعضِ ما کسَبوا... اصحاب عقبه معرفی شدهاست.[۲۴]
پانویس
راغب، مفردات، ج۱، ص۳۴۱.
قرشی، قاموس، ۱۴۱۲ق، ج۵، ص۲۳.
مسعودی، التنبیه و الاشراف، قاهره، ص۲۳۶؛ یعقوبی، تاریخ، بیروت، ج۲، ص۶۸؛ واقدی، المغازی، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۱۰۴۴.
ابن هشام، السیرة النبویه، بیروت، ج۱، ص۴۶۸؛ یعقوبی، تاریخ یعقوبی، بیروت، ج۲، ص۳۸.
طباطبایی، الميزان في تفسير القرآن، ۱۳۹۱ق، ج۹، ص۳۲۶و۳۳۲.
ابن کثیر، البدایة و النهایة، ۱۴۰۷، ج۵، ص۱۹.
طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲، ج ۵، ص۷۹.
بیهقی، دلائل النبوة، ۱۴۰۵، ج ۵، ص۲۵۶.
واقدی، المغازی، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۱۰۴۳.
ثعلبی نیشابوری، الکشف و البیان، ۱۴۲۲ق، ج۵، ص۶۴؛ طبرسی، جامعه ها الجامع، ۱۳۷۷ش، ج ۲، ص۷۱.
واقدی، المغازی، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۱۰۴۵-۱۰۴۴؛ البدایه و النهایه، ج۵، ص۲۰.
طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۵، ص۷۹.
روحانی صدوق، الخصال، ۱۳۶۲ش، ج۲، ص۳۹۸.
یعقوبی، تاریخ یعقوبی، بیروت، ج۲، ص۶۸.
واقدی، المغازی، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۱۰۴۵.
واقدی، المغازی، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۱۰۴۴.
تاریخ نبی اسلام، ص۵۲۳.
بیهقی، ج۵، ص۲۵۸.
بیهقی، ج۵، ص۲۵۸.
طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۵، ص۷۹.
«هرشی» مانند کسری تلفظ میگردد [یعنی هاء در آن مفتوح و نقطه پايان آن الف مقصوره میباشد] (سمهودی، خلاصة الوفاء، ج۲، ص۷۵۴).
قمی، تعبیر و تفسیر، ۱۴۰۴ق، ج۱، ص۱۷۴.
طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۵، ص۷۰.
عیاشی، تعبیر و تفسیر، ۱۳۸۰ق، ج۱، ص۲۰۱.
یادداشت

راهنمای آمادهسازی مسجد یا سالن برای مراسم ترحیم؛ از چیدمان تا امکانات رفاهی