loading...

مجله خبری تشریفات

بازدید : 86
پنجشنبه 23 اسفند 1403 زمان : 12:46


عبدالله بن ابی‌حصین ازدی
با عبدالله بن ابی حصین ازدی بجلی غلط نشود.
عبدالله بن ابی‌حصین ازدی
ویژگی ها شخصی
اسم بدون نقص عبدالله بن ابی‌حصین ازدی
وفات ۳۷ق
شهیدشدن ، صفین
روش شهیدشدن شهیدشدن در پیکار صفین
ویژگی ها فقهی
از یاران امام علی(ع)
عمل‌ها قاری قرآن

عبدالله بن ابی‌حصین ازدی (شهید شدن در۳۷ق)، از یاران امام علی(ع) و از شهدای مبارزه صفین میباشد.[۱]

در پیکار صفین وقتی که سپاه امام علی(ع) از روی پلی در رقه عبور می کرد، بر تاثیر ازدحام کلاه عبدالله بن ابی‌حصین ازدی و عبدالله بن حجاج ازدی به‌زمین‌خورد. آن دو پیاده شدند و کلاه خویش را برداشتند. عبدالله بن حجاج به عبدالله بن ابی‌حصین تشریفات ترحیم مشهد اعلام کرد:

«در حالتی که درنگ فال‌بینان از روی جنبش طیوران صحیح باشد، به زودی اینجانب کشته می شوم، تو نیز کشته می‌شوی.» عبدالله بن ابی‌حصین اعلام‌کرد: «چیزی را بیشتر از اینکه گفتی دوست ندارم.»[۲]
عبدالله بن ابی‌حصین از قاریانی بود که به یار و همدم عمار بن یاسر به میدان رفت و کشته شد[۳] مخنف بن سلیم قبل از عزیمت وی به میدان به او گفته بود: ما بیش تر از عمار، به تو نیاز داریم اما وی نپذیرفت و یاور عمّار رفت و کشته شد.[۴]

پانویس
زرکلی، الاعلام، ۱۹۸۹م، ج۴، ص۸۳.
طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج۴، ص۵۶۶؛ منقری، وقعة صفین، ۱۴۰۴ق، ص۱۵۲.
طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج۴، ص۵۶۶، ج۵، ص۲۷؛ ابن‌خلدون، دیوان المبتدأ و الخبر، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۶۳۱؛ ابن‌اثیر، الکامل، ۱۳۸۵ق، ج۳، ص۲۸۱.
منقری، وقعة صفین، ۱۴۰۴ق، ص۱۵۲.
منابع
ابن‌اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، بیروت، دارصادر، ۱۳۸۵ق/۱۹۶۵م.
ابن‌خلدون، عبدالرحمن بن محمد، دیوان المبتدأ و الخبر فی تاریخ العرب و البربر و اینجانب عاصرهم اینجانب ذوی الشأن الأکبر، استیناف خلیل شحادة، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۸ق/۱۹۸۸م.
زرکلی، خیرالدین، الأعلام قاموس تراجم لأشهر الرجال و النساء اینجانب العرب و المستعربین و المستشرقین، بیروت، دارالعلم للملایین، ۱۹۸۹م.
طبری، محمد بن جریر، تاریخ الأمم و الملوک، بازرسی محمدابوالفضل ابراهیم، دارالتراث، بیروت، ۱۳۸۷ق/۱۹۶۷م.
منقری، نصر بن مزاحم، وقعة صفین، رسیدگی: عبدالسلام محمد هارون، قاهرة، المؤسسة العربیة الحدیثة، الطبعة الثانیة، ۱۳۸۲، افست قم، منشورات مکتبة المرعشی النجفی، ۱۴۰۴ق.

بازدید : 55
چهارشنبه 22 اسفند 1403 زمان : 16:30


رجزها در روز عاشورا
در حادثه کربلا رجزهای مختلفی از عباس(ع) نقل گردیده‌است؛[۷۶] به عنوان مثال:

أقسَمتُ بِالله الأَعَزِّ الأَعظَم
وَ بِالحَجونِ صادِقاً وَ زَمزَم‏
وَ بِالحَطیمِ وَالفَنَا المُحَرَّمِ
لَیُخضَبَنَّ الیَومَ جِسمی بِدَمی
دونَ الحُسَینِ ذِی الفَخارِ الأَقدَمِ
إمامُ أهلِ الفَضلِ وَالتَّکَرُّم‏[۷۷]
ترجمه: به خدای عزیزترین و شکوه‌مندترین، صادقانه قسم و نیز به حجون و به آب زمزم. به منزل معبود و ساحت مسجد الحرام قسم که امروز پیکرم به خون رنگین گردد. پیش پای حسین که صاحب و مالک و پیشگام در فضیلت‌ها و افتخارات میباشد پیشوای اهل فضیلت تشریفات ترحیم مشهد و کرامت.

لا أرهَب الموتَ إذ الموتُ زقا
حتی أُواری فی المصالیت لقا
نفسی لنفس المصطفی الطُّهر وَقا
انی أنا العباس أغدو بالسِّقا
و لا أخاف الشر یوم المُلتقی
و لا أخاف الشر یوم الملتقی[۷۸]
ترجمه: از مرگ نمی‌ترسم وقتی که بانگ زند، تا هنگامی که در بین مردان شغل آزموده افتاده و به خاک پوشیده نحس، جان اینجانب سپر و جان نثار جان حسین میباشد که برگزیده و تمیز میباشد، اینجانب عباس هستم که با مشک میایم و روز مبارزه از شر معاندان هیچ باکی ندارم.

مرگ درصورتی که مرگ میباشد گو نزد اینجانب آی
تا در آغوشش بگیرم تنگ تنگ
اینجانب از آن عمری ستانم جاودان
وی زمن دلقی ستاند رنگ رنگ[۷۹]


وَاللهِ إن قَطَعتُمُ یَمینی
إنّی اُپشتیبان أبَداً عَن شرعی‏
وعَن إمامٍ صادِقِ الیَقینِ
نَجلِ النَّبِیِّ الطّاهِرِ الأَمین[۸۰]
ترجمه: به پروردگار قسم و سوگند! در‌حالتی که چه دست راستم را انقطاع نمودید، اما اینجانب پیوسته از دینم و از امامی که در یقینش درستگو میباشد و فرزند فرستاده تمیز و امین میباشد، پناه می کنم.

شهید شدن
سید مرتضی آوینی:
دستان عباس بن علی انقطاع گردیده بود که آن لعنت شده توانست گرز بر رمز وی بکوبد. البته تا دستان ظواهر بریده نشود، بال و پر‌های بهشتی نخواهد رست. در حالتی‌که اسمان عالم فردوس میباشد، عرش فردوس کجاست که عباس بن علی پرنده آن اسمان باشد؟[۸۱]

بنابر نوشته محمدحسن مظفر حیث اکثریت مورخان آن میباشد که عباس(ع) حتماً در روز ۱۰ محرم شهید شد‌ه‌است. مظفر دو عهد و پیمان دیگر هم بر طبق شهیدشدن در روزهای هفتم محرم و نهم محرم بیان کرده و آنان را ضعیف و بسیار معدود دانسته میباشد.[۸۲]

گزارش‌های مختلفی از نبردهای عباس(ع) در روز عاشورا و کیفیت شهیدشدن وی نقل شد‌ه‌است.[۸۳] مبتنی بر نقل برخی منابع، عباس تا شهید شدن واپسین نفر از اصحاب امام حسین و بنی‌هاشم به میدان نرفته میباشد.[۸۴]

به گفته روضه خوان اثرگذار، امام حسین و عباس بن علی با هم به میدان رفتند، اما سپاه قدمت سعد میان این دو حائل شدند. امام حسین زخمی شد و به چادر رجوع و عباس به تنهایی جنگید تا جایی که به شدت زخمی شد و دیگر قدرت رزم نداشت. در‌این حالا زید بن ورقاء حنفی و حَبستنی بن طٌفَیل سِنبِسی او‌را کشتند.[۸۵] روحانی موءثر جزئیات دیگری نقل نکرده میباشد. در مقتل ابی‌مخنف نیز جزئیات شهیدشدن حضرت عباس نقل نشده میباشد.[۸۶] به نقل بَلاذُری در اَنْساب الاَشراف، بعضا می گویند حرملة بن کاهل با گروهی، هرکدام به عباس ضربه‌ای زدند و او‌را کشتند.[۸۷] در روایتی از امام باقر(ع)[۸۸] و در زیارت منطقه غیرمشهور،[۸۹] یزید بن رُقاد وَ حَکِیم بن طُفَیلِ طائِی تحت عنوان قاتلان حضرت عباس نام برده‌اند.

بر طبق بعضا دیگر از منابع، بعد از شهید شدن تمامی اصحاب و قوم و قبیله بنی‌هاشم، عباس قصد کرد تا برای چادر‌ها آب بیاورد. وی به سمت شریعه فرات حمله کرد و توانست از دربین نگهبانان شریعه خویش را به آب برساند. در شیوه رجوع و برگشت، معاند به وی حمله کرد. وی در نخلستان با معاند مبارزه میکرد و به سمت چادر‌ها میرفت که زید بن ورقاء جهنی از پشت نخلی خارج پرید و ضربه‌ای به دست راستش وارد کرد. عباس خنجر را به دست چپش گرفت و به پیکار با معاند خاطر نشان نمود. حکیم بن طفیل طائی که پشت درختی خویش را مخفی کرده بود ضربه‌ای به دست چپش وارد کرد و آنگاه نیز عمودی بر رمز عباس وارد کرد و او‌را به شهیدشدن رساند.[۹۰] براساس گزارش المناقب و المثالب، روز عاشورا، دست و پاهای عباس را انقطاع کردند.[۹۱]

بر پایه ی گزارش خوارزمی، زمانی عباس(ع) شهید شد امام حسین(ع) بر نعش اخوی حاضر شد، به شدت فغان کرد و فرمود: اَلآنَ اِنکَسَرَ ظَهری وَ قَلَّت حیلَتی: در حال حاضر کمرم ناکامی و راهکار‌ام اندک شد.[۹۲] با این حالا خوارزمی عباس را واپسین کسی نمی‌داند که به میدان نزاع رفته میباشد.[۹۳]

در منابع سن عباس هنگام شهید شدن ۳۴ سال مذکور میباشد.[۹۴]

بازدید : 77
سه شنبه 21 اسفند 1403 زمان : 15:44


سیر تدوین و قانونی شدن انجیل‌های چهارگانه
انجیل‌نویسی از وسط دهه ۶۰ میلادی آغاز شد. آغاز انجیل مَرقُس، آن‌گاه متّی و لوقا نوشته شدند و در نقطه پایان قرن اولیه، نیز انجیل یوحنا کتابت شد.[۳۷] به یقین مسیحیان، بعداز عروج عیسی(ع) در سال ۳۰م،[۳۸] سخنان و رویدادهای مرتبط با وی به طور شفاهی نقل میشد[۳۹] تا اینکه در نصفه قرن اولیه میلادی فکر کتابت این سنت شفاهی میان مسیحیان قوت گرفت و گردآوری‌ای به تایپ کردن معاش‌طومار و سخنان عیسی(ع) تشریفات ترحیم مشهد پرداختند.[۴۰]

کتابت انجیل‌ها هم‌زمان با تبلیغ مسیحیت بوسیله پولُس و تشکیل کلیساهای گوناگون بود. ازاین‌رو اشخاص مختلفی با مدل و کتابت خاصی به تایپ کردن معاش‌طومار و رویدادها مرتبط با عیسی(ع) پرداختند و انجیل‌های زیادی پدیدآمد.[۴۱] به گفته توماس میشل، مسیحیان اول با یاری روح‌القدس از فی مابین نوشته‌های متفاوت،‌ چهار انجیل و ۲۳ کتاب دیگر را تحت عنوان کتاب مقدس و نوشته‌های الهام‌گردیده پذیرفتند.[۴۲]

راجع به مجال رسمیت یافتن انجیل‌های چهارگانه بینش‌ها گوناگون میباشد: یک لحاظ این میباشد که در سال ۳۹۷ میلادی در مجمع شیخ «کارتاژ»، کلیه انجیل‌ها، غیر از انجیل‌های چهارگانه کنار نهاده شدند و در اوایل قرن پنجم، چهار انجیل تحت عنوان انجیل‌های قانونی و رسمی در عهدوپیمان نو شناخته و ثبت شد.[۴۳] بعضی معتقدند انجیل‌های چهارگانه به طور تقریبً از سال ۱۵۰ میلادی به‌منزله اثرها رسولان شمرده میشد و برای آن ها حجیت قائل بودند و نزدیک به سال ۱۷۰م مقام اثر ها رسمی و قانونی را استخراج کرده بودند؛ ولی به لهجه آورده نمی شد.[۴۴] در پیشگفتار قول تازه ترجمه موفق سیار آمده نخست سده سوم میلادی، چهار انجیل به رسمیت شناخته شدند و آن گاه مناقشه‌ای در آن ها شکل نگرفت.[۴۵]

خصوصیت‌های انجیل‌های چهارگانه
درباره نویسندگان چهار انجیل تردیدهایی وجود دارااست و انتساب آن‌ها‌را مسلم و قطعی نمی‌دانند.[۴۶] حسین توفیقی در کتاب شناخت با ادیان والا می‌نویسد مسیحیان معتقدند چهار انجیل را حواریون یا این که شاگردان حواریون، سال‌ها بعداز عیسی(ع) نگاشته‌اند.[۴۷] به گفته توماس میشل، مسیحیان نویسندگان قول نو را فرستاده نمی‌دانند؛ بلکه معتقدند آن ها از رهروان عیسی(ع) بودند و آن کتاب‌ها را با الهام الهی نوشته‌اند.[۴۸] میگویند گویش انجیل‌های چهارگانه، آغاز یونانی بوده میباشد.[۴۹]

مَتّی
انجیل مَتّی او‌لین کتاب از کتاب‌های عهد و پیمان تازه میباشد.[۵۰] به‌گزارش توماس میشل، پژوهشگران کتاب مقدس معتقدند که انجیل متّی با مقصود اعلام کرد‌وگو و جدل با برخی از بزرگان یهودی کتابت یافته میباشد.[۵۱] درباره مجال و جای کتابت این انجیل اختلاف می‌باشد. سال ۳۸م، در میان سال‌های ۵۰ تا ۶۰م[۵۲] و سال ۷۰م[۵۳] نگرش‌ها درباره فرصت کتابت آن میباشد و فلسطین و انطاکیه سوریه[۵۴] نگرش‌ها درباره جای آن میباشد.

این کتاب، عیسی(ع) را متمّم آیین یهود، استاد اعظم، موسای تازه و مالک شریعت پیمان نو معرفی می‌نماید.[۵۵] محتوای این انجیل را اینگونه ذکر کرده‌اند: نسب‌طومار عیسی(ع)، روش میلاد او، آزمون وی به دست شیطان، فرامین اخلاقی به عموم و شاگردانش، معجزات عیسی(ع)، گزینش دوازده نبی، ظواهر شدن موسی(ع) و الیاس بر وی، دسیسه قتل عیسی(ع) و بلند شدن وی از قبر.[۵۶]

متی،‌ تالیف کننده این انجیل، از حواریون عیسی(ع) بود که آورده شده پیش از ایمان به عیسی(ع)، مأمور دریافت مالیات و باجگیر بوده میباشد.[۵۷] در پیشین، انجیل متی را او‌لین و سابق‌ترین انجیل می‌دانستند؛ البته محققین امروز انجیل مرقس را کهن‌ترین انجیل میدانند.[۵۸]

مَرقُس

بازدید : 78
دوشنبه 20 اسفند 1403 زمان : 16:14


حزب بعث عراق

حزب بَعثْ عراق شاخه ناحیه‌ای حزب عربی سوسیالیستی بعث میباشد که در اوایل دهه ۱۹۵۰م/۱۳۳۰ش تأسیس و طی ۳۵ سال حکمرانی (۱۹۶۸-۲۰۰۳م) در عراق به سرکوب شدید شیعه‌ها و کردها پرداخت و استدلال پیکار کشور‌ایران و عراق (۱۹۸۰-۱۹۸۸م) و اشغال کویت (اوت۱۹۹۱م)، به حساب میآید. مقر اجتماعی حزب بعث عراق، اقلیت اهل سنت عرب عراقی محسوب می شد و برای مهار شیعه ها عرب و کردها به انواع متعدد سرکوب از قبیل ترور، اعدام، دستگیر‌های غیر رسمی، شکنجه و تبعید اجباری اقدام ورزید. مراسم‌های مذهبی شیعه ها از قبیل سوگواری عاشورا و پیاده‌روی اربعین محصور و ممنوع شوید، مراجع تاسی و روحانیون بلند محور مثل آیت الله خویی و آیت الله محمدباقر صدر محدود و یا این که اعدام گردیدند. هر نوع تظاهرات مسالمت‌آمیز و اقدامات مسلحانه شیعه‌ها بارها در شهرهای نجف، کربلا و بصره با به کارگیری از ارتش و پلیس و در مواقعی با به کار گیری از سلاح‌های کشتار جمعی سرکوب تشریفات ترحیم مشهد شوید.

حزب بعث در اوایل دهه ۱۹۴۰م/۱۳۲۰ش در سوریه تأسیس و او‌لین کنگره آن در ۱۹۴۷م/۱۳۲۶ش در دمشق برگزار شوید. شاخه‌های ناحیه‌ای حزب بعث نیز در دهه ۱۹۵۰م بالاتر از سوریه در عراق، اردن و لبنان، آغاز به عمل کردند. درین دربین شاخه‌های اهل سوریه و عراقی به ترتیب در ۱۹۶۳م/۱۳۴۲ش و ۱۹۶۸م/۱۳۴۷ش از روش شورش به توان رسیدند و مقصود وحدت عربی که آرمان نخستین بعث بود، به گذر زمان کمرنگ شوید و مسایل ملی حق تقدم یافت.

حزب بعث عراق در ۹ آوریل ۲۰۰۳م/۱۳۸۲ش با تهاجم قوای غربی به رهبری آمریکا ایالات متحده و بریتانیا از توان کنار زده شد و دولت موقت ائتلاف غربی در ماه می به عبارتی سال، این حزب را غیرقانونی و ممنوع گفت. صدام حسین رهبر وقت بعث به اتهام قتل عام شیعه ها در دجیل و جنایت علیه بشریت در ۲۰۰۶م/۱۳۸۵ش محاکمه و در ۳۰ دسامبر به عبارتی سال، به طور همزمان با عید قربان به‌دار آویخته شد. رهبری حزب منحله بعث عراق را بعد از صدام، عزت ابراهیم الدوری پذیرفت و افسران گذشته بعثی نقش کلیدی در تشکیلات داعش بازی کردند.

عنایت و رده
حرکت بعث از تأثیرگذارترین جریان‌های سیاسی خاورمیانه در نصفه دوم قرن بیستم معرفی گردیده که در سوریه و عراق توان سیاسی را به‌دست گرفت.[۱] با این‌که حزب بعث یک جریان سیاسی سکولار تمجید گردیده ولی در کار اخلاق فرقه‌گرایانه داشته میباشد.[۲] اقلیت سنی عراق در رژیم بعث، با انحصار اقتدار به سرکوب بی نقص شیعه ها و کردها پرداخت.[۳] بر طبق گزارش منابع خبری، افسران قدیمی بعثی، در جریان‌های تروریستی مثل داعش و القاعده نیز نقش پررنگ بازی کردند.[۴] حکمرانی اقلیت علوی که در سوریه موجب تحریک احساسات اهل سنت شوید[۵] و تامین کشورهای ناحیه از داعش و دیگر دسته‌های تندور سنی در جریان مبارزه سوریه (۲۰۱۲-۲۰۱۷م) در همین راستا تعبیر گردیده است. همینطور دولت‌های حزب بعث در سوریه و عراق در تحولات حیطه‌ای تأثیرگذار بوده‌اند. دولت سوریه یکی محورهای عربی در نبرد‌های اعراب و اسرائیل به شمار می‌رود[۶] و دولت بعثی عراق، دلیل اساسی مبارزه‌ جمهوری اسلامی ایران و عراق ۱۹۸۰-۱۹۸۸م و اشغال کویت در دوم اوت ۱۹۹۰م و در پی آن نزاع خلیج عجم ۱۹۹۰-۱۹۹۱م به حساب میآید.[۷]

تأسیس

فواد الرکابی او‌لین رییس حزب بعث عراق (۱۹۵۱-۱۹۵۸م)
حزب بعث عراق به‌تیتر شاخه‌ حیطه‌ای (مرزوبوم) حزب بعث در اوایل دهه ۱۹۵۰م استارت به کار کرد.[۸] عبدالرحمن الدامین که با عبدالخالق الخُضَیری در او‌لین کنگره حزب بعث در سوریه نیز حضور داشتند، [۹] اول کارایی‌ها برای ساخت‌و‌ساز حزب بعث عراق را با یاری تعدادی دانشجوی اهل سوریه عضو بعث برای مثال فیاض اسماعیل، جاری ساختن بخشید.[۱۰] از فئواد الرکابی که شیعه مذهب نیز معرفی گردیده، به‌تیتر اولی رییس و بنیانگذار حزب بعث در عراق مذکور‌ می‌گردد.[۱۱] شاخه عراقی حزب بعث در ۱۹۵۲م از سوی فرماندهی ملی بعث، بومی در سوریه به رسمیت شناخته شد.[۱۲] طالب‌حسین شبیب(۱۹۵۸-۱۹۶۲م)، علی پارسا السعدی (۱۹۶۲-۱۹۶۵م) و احمد حسن الکبر (۱۹۶۵-۱۹۷۹م) دیگر رهبران حزب بعث عراق قبل از صدام حسین بودند، بودند. [۱۳]

بازدید : 46
شنبه 18 اسفند 1403 زمان : 15:18


آخر و عاقبت معاش
بهبهانی بعد از رجوع و برگشت از تبعید، هر چندین سِمَت قانونی در مجلس نداشت، نفوذش در مجلس و محافل سیاسی آشکار بود. در مجلس دوم که مجدد از دو دسته اکثریت اعتدالی و اقلیت دموکرات صورت گرفته بود، اعتدالی‌ها بیشتر از بهبهانی تقلید می‌کردند و دموکرات‌ها در مخالفت با وی خواهان تدوین ضوابط عرفی و ترک قانون ها شرع بودند و انفکاک بدون نقص قوه سیاسی از قوه روضه خوان را دنبال می‌کردند.[۲۶] دموکرات‌ها معتقد بودند که بهبهانی نفوذ خویش را بلندتر از مشروطه می داند و مجلس را تضعیف می‌نماید. در مقابل، اعتدالی‌ها نیز برنده شدند که فتوایی دالّ بر غیردینی بودن موضع ها نظری تقی زاده، رهبر دموکرات‌ها، از دو مجتهد ذی نفوذ نجف و مدافع مشروطه، آخوند خراسانی و روحانی عبدالله مازندرانی، بگیرند. این سیرتکامل تصور می شد که وسیله و واسطه این مبادرت، بهبهانی بوده تشریفات ترحیم مشهد میباشد.

پیرو همین رویدادها، بهبهانی در ۸ رجب ۱۳۲۸ق[۲۷] موازی با ۲۴ تیر ۱۲۸۹ش[۲۸]، در منزل خویش به دست چهار نفر دارای اسلحه به قتل رسید. با تکثیر این خبر، بازار تعطیل شد و عموم قصد انتقام‌جویی از قاتلان را داشتند که سیدمحمد، پسر سیدعبدالله، آن ها را به وقار دعوت کرد.

هرچند نام و نشان قاتلان مشخص و معلوم نشد، عموم این قتل را به دموکرات‌ها، به‎‌ویژه تقی زاده و حیدرخان عمواغلی، نسبت می‌دادند؛ به این دلیل‌که بیشتر ترورها در آن مجال «‌کمیته دِهْشَت‌» به رهبری حیدرعمواُغلی بود که خویش از شُعَب «‌انجمن آذربایجان‌» به رهبری سید حسن تقی زاده به اکانت می‌آمد. تقی زاده که جان خویش را در خطر می‌روئت کرد، طهران را به قصد تبریز و بعد استانبول شکاف کرد، هر یکسری هیچ ارتباط مستقیمی فی مابین وی و قاتلان ثابت نشد.[۲۹]

کسروی در متن کتاب تاریخ هیجده ساله آذربایجان می نویسد: هرچند اسم آحاد قاتلان دانسته نشد البته بی‌گمان از گروه حیدرعمو اغلی بودند و این خون‎ریزی را با امر تقی زاده کردند. همو در یادداشتی در پانویس می نویسد: چنانكه آن گاه دانسته شد يكی از ايشان، رجب اسم سَرابی بود كه از قفقاز آمده و در تبريز در شمار مجاهدان قفقازی در نزاع‌ها دست داشت و آن‌گاه به طهران آمده به عمو اغلی پيوست و به امر وی به آن كار برخاست و بعد از كشته شدن بهبهانی در طهران نايستاده مجدد به تبريز رجوع و برگشت و در آنجا بود تا در پیکار محرم ۱۳۳۰ با روسيان تيری به دهانش خورده كشته گرديد. می‎‌گويند: شادروان بهبهانی را نيز از دهانش زده بود.[۳۰]

لاشه بهبهانی بعد از تشییع عظیمی که تا آن فرصت در طهران معدود سوابق بود، در نجف در بقعه خانوادگی دفن شوید.[۳۱]

پانویس
آقابزرگ طهرانی، ج۱، قول ۳، ص۱۱۹۴؛ حبیب آبادی، ج۵، ص۱۶۸۴
صبح زود، ج۲، ص۲۸۴؛ واعظ خیابانی، ص۳۴۶
صفائی، رهبران مشروطه، ج۱، ص۱۷۳
آقابزرگ طهرانی، ج۱، عهدوپیمان ۳، ص۱۱۹۳؛ انصاری، ص۲۲۷ـ۲۲۸
آقابزرگ طهرانی؛ ج۱، عهد ۳، ص۱۱۹۴ واعظ خیابانی، ص۳۴۶؛ یغمایی، ص۸۶
اعتمادالسلطنه، المآثر و الآثار، ص۲۴۵ـ۲۴۶
اصفهانی کربلایی، ص۱۳۴
آقابزرگ طهرانی؛ ج۱، قول ۳، ص۱۱۹۴، حبیب آبادی؛ ج۵، ص۱۶۸۴ واعظ خیابانی، ص۳۴۶
دولت آبادی، حیات یحیی، ج۱، ص۱۰۹.
ناظم الاسلام کرمانی، نصیب ۱، پیشگفتار، ص۱۳۲ـ۱۳۳؛ ملکزاده، ج۱، ص۲۲۱؛ کسروی، تاریخ مشروطه جمهوری اسلامی ایران، ص۳۲، ۳۴
ناظم الاسلام کرمانی، قسمت ۱، ج۱، ص۱۳۹، ۱۸۶ـ۱۸۸؛ کسروی، تاریخ مشروطه کشور ایران، ص۳۷ـ۳۸؛ دولت آبادی، ج۲، ص۴؛ ملکزاده، ج۱، ص۲۲۹ـ۲۳۰
کسروی، تاریخ مشروطه جمهوری اسلامی ایران، ص۴۸ـ۴۹، ۵۴؛ ناظم الاسلام کرمانی، نصیب ۱، ج۱، ص۱۹۱ـ۱۹۲، ۲۶۰؛ ملکزاده، ج۲، ص۲۵۲
ناظم الاسلام کرمانی، قسمت ۱، ج۲، ص۲۷۴ـ ۳۰۸؛ دولت آبادی، ج۲، ص۱۰ـ۳۳؛ کسروی، تاریخ مشروطه، ص۵۸ـ۷۴؛ ملکزاده، ج۲، ص۲۶۶ـ۳۰۹
دولت آبادی، ج۲، ص۳۵ـ۳۶؛ ملکزاده، ج۲، ص۳۲۰، ۳۲۹، ۳۳۷؛ ناظم الاسلام کرمانی، قسمت ۱، ج۲، ص۳۴۴ـ ۳۴۵
ناظم الاسلام کرمانی، نصیب ۱، ج۳، ص۴۰۴ـ۴۱۱؛ کسروی، تاریخ مشروطه کشور‌ایران، ص۹۵ـ۱۰۱؛ دولت آبادی، ج۲، ص۶۸ـ۷۱
ناظم الاسلام کرمانی، قسمت ۱، ج۳، ص۴۲۱ـ۴۲۸؛ کسروی، تاریخ مشروطه جمهوری اسلامی ایران، ص۱۰۳ـ۱۰۷؛ دولت آبادی، ج۲، ص۷۰ـ۷۱
دولت آبادی، ج۲، ص۷۸، ۸۲؛ کسروی، تاریخ مشروطه کشور‌ایران، ص۱۲۰
کسروی، تاریخ مشروطه جمهوری اسلامی ایران، ص۱۶۸؛ دولت آبادی، ج۲، ص۸۸ـ۸۹؛ ملکزاده، ج۲، ص۳۸۲
دولت آبادی، ج۲، ص۱۳۰ـ۱۳۱؛ هدایت، ص۱۵۵؛ صفائی، ص۱۸۵
کسروی، تاریخ مشروطه جمهوری اسلامی ایران، ص۲۵۵، ۲۸۶ـ۲۸۷، ۳۵۸ـ ۳۵۹، ۴۴۷، ۴۵۶، ۵۲۸؛ دولت آبادی، ج۲، ص۱۰۸ـ۱۰۹، ۱۳۱، ۱۳۳، ۱۴۰؛ هدایت، ص۱۵۷، ۱۶۴؛ ملکزاده، ج۳، ص۵۰۲ ـ۵۰۴، ۵۰۹ ـ۵۱۰، ۵۸۹، ۵۹۰

بازدید : 47
پنجشنبه 16 اسفند 1403 زمان : 12:02


قلم
قَلَم کلمه و واژه‌ای که پروردگار در قرآن به آن قسم خورده میباشد. سوره‌ای در قرآن، به اسم سوره خودکار وجود دارااست. در احادیث، تعبیرهای اکثری درباره آن آمده به عنوان مثال؛ او‌لین عبد و بنده آفریدگار، وسیله‌ای که ملائکه با آن وحی یا این که طومار اجرا را می‌نویسند، نامی برای امام علی(ع) و یا این که فرشته‌ای از مال فروغ. بعضا از عارفان مسلمان معتقدند خودکار سکو‌ای وجودی دارااست و اولی بنده خدا یا این که به عبارتی «عقل اولیه» میباشد. همینطور میگویند دانش معبود به مخلوقاتش، به طور اجمالی در خودکار وجود دارااست و مداد آن را به شرح در لوح تولید تشریفات ترحیم مشهد می‌نماید.

واژه و کلمه‌شناسی
مداد در لغت، وسیله‌ای میباشد که با آن می‌نویسند.[۱] در قرآن کریم ومهربان چهار جايگاه این کلمه نام برده میباشد.؛ سوره مداد، آیه۱؛ سوره آل عمران، آیه۳؛ سوره لقمان، آیه۲۷؛ سوره علق، آیه۴. به علاوه اینکه یکی سوره‌های قرآن، خودکار اسم دارااست که معبود در اولی آیه آن، به خودکار قسم و سوگند خورده میباشد.[۲] مفسران در تعبیر و تفسیر این کلمه در سوره خودکار، یک‌سری عقیده گفته‌اند برای مثال اینکه؛ مراد قلمی میباشد که ملائکه با آن وحی الهی، یا این که طومار جاری ساختن بشر‌ها را می‌نویسند.[۳] تخصیص به مداد خاصی ندارد و منظور هر نوع قلمی میباشد.[۴] او‌لین عبد و بنده پروردگار یا این که به عبارتی خودکار آفرینش میباشد.[۵]

احادیث مرتبط
در منابع حدیثی، احادیث متفاوتی در زمینه‌ی مداد نقل شد‌ه‌است.[۶] بعضی از احادیث، مداد را فرشته‌ای میدانند که خبر‌ها و علم ها را به لوح می‌سپارد تا اینکه لوح آن را به اسرافیل؛ اسرافیل آن را به میکائیل؛ وی نیز به جبرئیل و بعد از آن پیامبران برساند.[۷] در بعضی دیگر نام برده که با امر پروردگار، خودکار، استارت تا نقطه پايان آفرینش را، با جوهری که در نهری به اسم نون بود، بر لوح نوشت.[۸] در روایتی، مداد اولی بنده آفرینش معرفی گردیده[۹] و نبی(ص) نیز در حدیثی، نون و مداد را دو فرشته از کالا روشنایی معرفی نموده است.[۱۰] در حدیثی از امام کاظم(ع) بیان شده که نون، نامی برای رسول(ص) و خودکار نامی برای امیرالمؤمنین میباشد.[۱۱]

علامه طباطبایی دراین باره میگوید تفاسیری که برای واژگان قرآنی همچون لوح، مداد، کرسی و افق در احادیث نقل شده، از باب تمثیل و برای مجاورت کردن معارف حقیقی وواقعی به شعور عموم در پوسته کارها محسوس میباشد.[۱۲]

درجه مداد در عرفان اسلامی
سازه بر اطمینان عارفان اسلامی، کتاب آفرینش از کلمه ها وجودی آفریدگار تشکیل‌شده و کلمه و واژه‌های لوح و «خودکار» رتبه و معنای وجودی دارا هستند.[۱۳] به یقین آنها، اولی موجودی که خدا خلق و خوی کرده، خودکار اعلی (مداد آفرینش) میباشد.[۱۴] ابن تُرکه اصفهانی می گوید او‌لین موجودی که اخلاق و رفتار گردیده، از آن جهت که تدوین و کتابت دنیا هستی بر ذمه اوست «مداد اعلی» و از آن جهت که خازن و حفیظ میباشد «عقل اولیه» اسم داراست.[۱۵] ابن عربی اعتقاد دارد «خودکار الهی» که در روایات نیز آمده، نزد هر گروهی، نامی منحصربه‌فرد به خویش می گیرد؛ در فلسفه «عقل نخستین» اسم داراست. گردآوری‌ای به آن «روح کلی» و توده‌ای دیگر به آن واقعیت محمدیه می گویند.[۱۶]

در عالم‌شناسی عرفانی، لوح محفوظ از «خودکار اعلی» سرچشمه می گیرد.[۱۷] ابن‌ عربی در‌این‌باره می گوید دانش آفریدگار به مخلوقاتش در مداد به صورت اجمال وجود دارااست و خودکار به صورت تفصیلی آن را در لوح ساخت و ساز می‌نماید و نقش می‌بندد.[۱۸]

بازدید : 93
سه شنبه 14 اسفند 1403 زمان : 15:59


واقعیت محمدیه
حَقیقَت مُحَمَّدیّه در عرفان نظری، او‌لین تَجَلّی (پدیدار شدن) ذات الهی که در قامت نبی(ص) به‌تیتر مصداق آدم بدون نقص ظهور یافته میباشد. واقعیت محمدیه متساوی مضمون‌ اولی عبد در صحبت و عقل نخستین در فلسفه به‌شمار رفته ر تشریفات ترحیم مشهد میباشد.

واقعیت محمدیه از مفاهیم اصلی در عقیده بشر بی نقص ابن‌عربی به‌شمار می‌رود. این معنا ریشه اصلی مباحث ولایت، نبوت و رسالت در عرفان نظری دانسته گردیده است. ابن‌عربی برای تبیین این معنا از بعضا احادیث نبوی به کارگیری نموده است. از شارحان شیعه ابن‌عربی، اشخاصی زیرا سید حیدر آملی، آقا محمدرضا قمشه‌ای و امام خمینی بدین معنا اعتنا داشته‌اند و همت کرده‌اند تا این مضمون‌ را درباره بقیه معصومان(ع) تبیین نمایند.

مصداق واقعیت محمدیه در پوسته بشر بدون نقص (یعنی وجود فرستاده) دارنده دو رخ مُلْکِی (دنیایی) و ملکوتی میباشد: صورت ملکوتی آن او‌لین عبد و بنده و واسطه اخلاق بقیه مخلوقات میباشد؛ صورت ملکی آن در هر زمانٔ تاریخی در بشر بی نقص آن زمان از پیامبران ظهور می‌نماید تا با استقرار در وجود ملکی رسول(ص) نقطه نهایی یابد. شارحان شیعه ابن‌عربی، واقعیت محمدیه را دارنده امتداد ملکی و ملکوتی در وجود آدم‌های بدون نقص بعد از نبی(ص) دانسته‌اند. این امتداد در نگاه آنها در بستر مضمون‌ ولایت ایفا پذیرفته میباشد؛ امتدادی که بعد از استقرار در وجود ملکوتی امام علی(ع) و بقیه ائمه شیعه(ع) در معنی خاتم اولیاء، که از سوی بعضا، مصداق آن امام فرصت(ع) دانسته گردیده، نقطه پایان مییابد. این امتدادِ واقعیت محمدیه، واقعیت عَلَاوّه خوانده شد‌ه‌است.

چیستی و مقام
واقعیت محمدیه، مفهومی در عرفان نظری،[۱] که به‌معنای او‌لین تَعَیُّن (قید) بر ذات معبود معنی گردیده است.[۲] این تعین به عبارتی تعریف‌شدن ذات الهی به توحید دانسته گردیده‌است.[۳] در هستی‌شناسی عرفانی، این تعین اولی تَجَلّی (پدیدار شدن) ذات الهی میباشد که به عبارتی فعالیت آفرینش دانا میباشد؛[۴] به همین ادله، واقعیت محمدیه اولی بنده و واسطه دربین حق و اخلاق دانسته گردیده‌است.[۵] در آدم‌شناسی عرفانی، نمود واقعیت محمدیه بشر بدون نقص[۶] و وجود رسول(ص) مصداق بی نقص آن دانسته گردیده‌است.[۷] واقعیت محمدیه در عرفان نظری متساوی مضمون‌ او‌لین بنده در حرف[۸] و عقل نخستین در فلسفه[۹] به‌شمار رفته میباشد.

واقعیت محمدیه از مفاهیم اصلی در عقیده بشر بی نقص ابن‌عربی به‌شمار رفته میباشد.[۱۰] این معنا ریشه مباحث ولایت، نبوت و رسالت در عرفان نظری دانسته گردیده است.[۱۱] این سه معنا خویش از مباحث مطرح در بشر‌شناسی عرفانی و گفت و گو بشر بی نقص تلقی گردیده‌اند.[۱۲] بیان شده[۱۳] که ابن‌عربی برای تبیین این معنی از بعضی احادیث نبوی به کارگیری نموده است.[۱۴] از شارحان شیعه ابن‌عربی، افرادی زیرا سید حیدر آملی،[۱۵] آقا محمدرضا قمشه‌ای[۱۶] و امام خمینی[۱۷] به‌این معنا اعتنا کرده‌اند و بعضا از آن‌ها عملکرد کرده‌اند تا آن را برای بقیه معصومان(ع)، به‌تیتر مصادیق بشر‌ بدون نقص، تبیین نمایند.[۱۸]

تبیین و خصوصیت‌ها
تُوشی‌هیکو ایزُوتسُو، کارشناس حکمت و عرفان اسلامی، واقعیت محمدیه را، با توکل بر اثرها ابن‌عربی[۱۹] و برخی شارحان وی،[۲۰] اینگونه تبیین نموده است: واقعیت محمدیه او‌لین تجلی الهی میباشد که پیش از هر عبد و بنده دیگری وجود داشته میباشد.[۲۱] این واقعیت به عبارتی نام اعظم و جامع تمامی اسما‌ء الهی و بلندتر از آنهاست.[۲۲] ظهور نام اعظم در واقعیت محمدیه، در پوسته جان دار رفیعتر آفرینشْ (بشر بدون نقص) صورت داده که مصداق آن وجود رسول(ص) میباشد؛[۲۳] مصداق واقعیت محمدیه در پوسته آدم بدون نقص (یعنی وجود نبی) دارنده دو رخ ملکی و ملکوتی میباشد: صورت ملکوتی آن اولی بنده و واسطه رفتار بقیه مخلوقات میباشد؛ صورت ملکی آن در هر زمانٔ تاریخی در آدم بدون نقص آن عصر ظهور می‌نماید.[۲۴] این صورت پشت سرهم در پیامبران الهی، زیرا انسان(ع)، نوح(ع)، ابراهیم(ع)، موسی(ع) و عیسی(ع) ظهور می‌نماید تا آنکه در واپسین تجلی تاریخی خویش در وجود ملکی رسول اسلام(ص) به‌نقطه پايان میرسد.[۲۵] تصویری از این دو فیس واقعیت محمدیه در پوسته آدم بدون نقص در روایتی از فرستاده(ص) آمده میباشد: اینجانب رسول بودم در حالی که انسان(ع) در آب و گل بود.[۲۶]

واقعیت محمدیه به‌نظر جایگاهی که از لحاظ هستی‌شناسی و آدم‌شناسی عرفانی داراست واجد خصوصیت‌هایی برشمرده شد‌ه‌است: برای مثال اینکه این واقعیت، به‌ادله بیشترین رابطه با حق، مهم‌ترین و پر‌نور‌ترین استدلال بر وجود وی در فقید میباشد؛[۲۷] همینطور، اینکه دانش وی به حق، به‌ادله به عبارتی رابطه بی نقص، بدون نقص‌ترین دانش و سرچشمه معرفت انسانی به واقعیت میباشد.[۲۸]

بازدید : 80
دوشنبه 13 اسفند 1403 زمان : 15:32


مرجعیت
در شرایطی که چه بخش اعظمی از عموم و جمع‌ای از بزرگان، در مدتی که آیت‌الله بروجردی در بروجرد بود، اورا تحت عنوان مرجع پیروی خود برگزیده بودند، عصر در آغاز مرجعیت وی به‌طور قانونی، با نشر رساله عملیه شروع شد. مراجع محلی که با آیت‌الله بروجردی شناخت داشتند، مقلدان خویش را به وی ارجاع تشریفات ترحیم مشهد می‌دادند.[۲۶]

یک‌سال بعداز اقامت آیت‌الله بروجردی در قم و پس از ارتحال آیت‌الله سید ابوالحسن اصفهانی، اکثر مقلدان وی به آیت‌الله بروجردی برگشت کردند و پس از رحلت آیت‌الله سید حسین طباطبایی قمی، آیت‌الله بروجردی، آوازه او بیشتر شد.

اجازات
اذن اجتهاد از محمدکاظم خراسانی، فتح‌الله غروی اصفهانی و سید ابوالقاسم دهکردی.

اذن ماجرا از آخوند خراسانی، روحانی الشریعه اصفهانی، محمدتقی آقا نجفی اصفهانی، سید ابوالقاسم دهکردی اصفهانی، آقابزرگ تهرانی و دانش­ الهدی ملایری.

رده علمی، شیوه درس دادن

مجلس درس سید حسین بروجردی کنار صحن آستانه مقدسه قم
در اذن اجتهادی که استادش آخوند خراسانی برایش صادر کرده او‌را کسی دانسته که به نقطع ی عطف اجتهاد مطلق نائل گشته و تک تک مناصبی را که مجتهد مطلق حائز میباشد. (مانند: فتوا دادن و قضاوت) برای وی اثبات و تاسی از او‌را بر عموم واجب و مخالفت با او‌را حرام دانسته میباشد.[۲۷] [یادداشت ۱]

نحوه وی در درس دادن دانش اصول، بی آلایش گویی و کوتاه کردن مطالب و اجتناب از مباحث زائد بود. وی همانند علمای سلف مثل روحانی اثر گذار، سید مرتضی، روضه خوان طوسی، روحانی طبرسی و علامه بحرالعلوم، در علم ها اسلامی دارنده جامعیت بود. در فقه نحوه ای استنباطی را به فعالیت پیروزی. ضمن این، به تتبع و کاوش در اقوال پیشینیان و نظرها قدما در فقه (چه شیعه و چه سنی) می پرداخت.

وی در دانش رجال روشی اختصاصی و ابتکاری داشت. سندهای روایات کتاب کافی، تهذیب، استبصار و… را از متن ها آن‌ها مستقل کرده و با تمرکز تفحص می کرد و این فعالیت دست‌آوردهای ارزشمندی قسمت پژوهشگران می کرد.

خصوصیت‌های فردی و اخلاقی
اخلاص: وی پروردگار را با تک تک وجود اطمینان کرده بود، هر وقت حرف از سرویس ها وی به بین می‌آمد، می‌اعلام‌کرد: «خلص العمل فان الناقد بصیر؛ شغل خویش را خالص کن چون بازرس فعالیت بسیار بیناست.»[۲۸]
شوق و اشتیاق به آموزش دانش: وی تا انتها قدمت لحظه‌ای دست از استحصال دانش و معرفت برنداشت. از وی نقل میباشد که: «اینجانب از مطالعات علمی خسته نمیشوم؛ بلکه هرگاه از شغل های دیگر خسته می شوم، با مطالعات علمی خستگی خویش را رفع می کنم.»[۲۹]
سعه صدر: وی در عین اقتدار و بضاعت، تملک نفس علامت داده؛ بی‌مهری‌های معارضان خویش را با تفصیل صدر شگفت‌انگیزی نادیده می‌گرفت و از لغزش‌های آن ها صرف حیث میکرد و این خویش یکی‌از کارداران بسیار اصلی در سازمان یافتن سر گروهی بدون نقص و بلاعزل برای وی بود.[۳۰]
اهتمام به آیین: در واپسین روزهای عمرشان زمانی خبر دادند پرفسور موریس کارشناس قلب، از پاریس برای درمان وی به قم آمده میباشد، وی را به حضور نپذیرفتند و از ملازمان خواستند اتاق را تروتمیز نمایند و کتف‌ای به وی بدهند تا محاسن خویش را تر و تمیز نماید و زمانی به وی پهنا کردند؛ اشکالی ندارد؛ زیرا حالا شما خیلی عالی وجود ندارد؛ گفته بود: «اینجانب امروز پیشوای مسلمین هستم، نباید در مقابل یک بیگانه به‌این اکنون باشم.»[۳۱]
کظم غیظ: آیت‌الله بروجردی در کارها دنیایی با خویش قسم کرده بود، در‌صورتی‌که عصبانی گردد 1سال تک تک روزه بگیرد و یک توشه که عصبانی شد، 1 سال مجموع (به غیر از روزهای حرام) روزه گرفت.[۳۲]
آرزوی شهیدشدن: آیت‌الله سید محمد رضا گلپایگانی نقل می‌نماید: «مرحوم آیت‌الله بروجردی بسیار اظهار تأسف می کردند، به سبب ساز این که با مهیا شدن مسئله شهید شدن، این سود گران قدر را فهم و شعور نکردند و به جایگاه شهید شدن نایل نشدند.»[۳۳]
پر‌نور‌بینی: مرتضی مطهری می گوید: «یک کدام از مزایای پررنگ آیت‌الله بروجردی که نماینده روش درنگ پر‌نور او بود، عشق‌مندی او به تأسیس مدرسه ابتدایی‌ها و متوسطه‌های نو زیر حیث سرپرستان متدین بود که علم آموزان را هم دانش بیاموزند و هم آئین. وی دیانت عموم را در بی‌خبری و بی‌اطلاعی و بی‌سوادی کاوش نمیکرد؛ بلکه معتقد بود که در حالتی‌که عموم فقیه شوند و آیین هم به‌طور درست و سنجیده به آن ها آموختن شود؛ هم عالم خواهند شد و هم متدین. آن کمی که اینجانب استحضار دارم، مبالغ متعددی از وجوه و سهم امام را اذن بخشید که صرف تأسیس برخی از متوسطه‌ها خواهد شد.»[۳۴]

بازدید : 91
شنبه 11 اسفند 1403 زمان : 15:18


محققان و اثرها علمی آنها درین عصر

با همگی این وضع، در‌این عصر نیز حوزه نجف از تکاپوی علمی بدور نماند. از ابوعلی طوسی، فرزند روضه خوان طوسی، (متوفی ۵۱۵) اثری زیرا المرشد الی سبیل المتعبد و الامالی به مکان باقی‌مانده میباشد. او نزد علمای شیعه باعنوان موءثر ثانی آوازه دارااست.[۱۴] ابن شهرآشوب مازندرانی، ابوعلی فضل و ادب بن حسن طبرِسی مؤلف مجمع البیان و ابوعبدالله حسین بن احمدبن طحّال مقدادی تربیت یافتگان محضر اویند.[۱۵] همینطور روحانی ابوالوفاء عبدالجبار رازی، روحانی ابومحمدحسن بن بابویه قمی و روحانی ابوعبدالله محمدبن هبةالله طرابلسی معاصران وی و جملگی از شاگردان پدرش در حوزه علمیه نجف بوده‌اند.[۱۶] کتاب تفصیل کافیه ابن حاجب و تفصیل قصائد ابن ابی الحدید از نجم الائمة رضی الدین محمد استرآبادی (متوفی ۶۸۶)[۱۷] الایماقی فی گستردن الایلاقی و گستردن تعریب الزبدة در طب از عبدالرحمان بن عتائقی از علمای حلّه و آن‌گاه نجف اشرف[۱۸] و التنقیح الرایع فی تفصیل مختصرالشرایع مقداد بن عبداللّه سیوری پر اسم و رسم به فاضل مقداد (متوفی ۸۲۶)[۱۹] برای مثال اثر ها پژوهشگرانِ این عصر حوزه نجف تشریفات ترحیم مشهد میباشد.

عصر پژوهشگر اردبیلی
از نصفه دوم قرن دهم رونق علمی به حوزه نجف رجوع و برگشت. اقدامات اثرگذاری زیرا سهل ساختن دسترسی به آب‌شرب از روش حفر رودها به وسیله صفویه و تشکیل داد قلعه‌های پایدار و تأمین امنیت جانی ساکنان، تحت عنوان کارداران شکوفایی دوباره حوزه نجف شمرده شد‌ه‌است؛[۲۰] اما قبل از صفویان، برخی فرمانروایان و امیران ایلخانی و جلایری با رویکردی سیاسی به احیای نجف با ماهیت شیعی در قبال بغداد با اکثریت سنی به اقدامات مشابهی دست زده، البته موفقیت چندانی استخراج نکرده بودند.[۲۱]

برخی معتقدند مولی احمد بن اردبیلی در بازیابی رونق حوزه علمیه نجف نیز موثر بوده میباشد. حضور پژوهشگر اردبیلی در حوزه نجف و مورد قبول افتادن مدرسه دینی وی، یعنی تتبع در روایات و اعتنا به روایات درست السند ـ که چه بسا گزینه بی‌اعتنایی یا این که اعراض فقهای سَلَف قرار گرفته بودـ در قبال عهد به تایید فتوای معروف، محققان و طلاب اکثری را در حلقات درس وی حاضر ایجاد کرد.[۲۲] شمس الدین محمد بن علی عاملی و صاحب و مالک معالم از شاگردان وی میباشند.[۲۳]

برخی علماء و اثرها علمی آن ها درین زمان

محی الدین بن محمود نجفی (متوفی ۱۰۳۰ق) در شعر و وقار دستی داشت.[۲۴]
رکن الدین علی قُهپایی از شاگردان مدرسه اردبیلی، در دانش ماجرا و رجال متبحر بود و کتاب مجمع الرجال وی از اثر ها دیگرش مشهورتر میباشد.[۲۵]
ملا عبداللّه یزدی (متوفی ۹۸۱ق) مؤلف لبه بر قسمت منطق تهذیب المنطق و الکلام تاثیر تفتازانی وابسته به همین عصر حوزه نجف بوده و کتاب وی همچنان یکی‌از درسنامه‌های رایج در ناحیههای علمیه میباشد.[۲۶]
روضه خوان ابوالحسن فتونی عاملی نجفی (متوفی ۱۱۴۰ق) که از وی تحت عنوان افقه المحدثین خاطر گردیده، مالک نوشته‌هایی زیرا مرآة الانوار در تعبیروتفسیر و ضیاءالعالمین در صحبت میباشد. کتاب اخیر در زمره مفصّل‌ترین تألیفات کلامی به شمار می‌رود.[۲۷] او همینطور کتابی با تیتر تنزیه القمیین در نفی نسبت تشبیه و رؤیت به محدّثان قم، نگاشته میباشد.

بازدید : 88
پنجشنبه 9 اسفند 1403 زمان : 13:16


اطلاق عامل
استدلال وجوب و استحباب یک تکلیف مرکب، مشتمل بر هر دو موقعیت (مقدور و عدم مقدور بودن یک جزء، شرط و یا این که مصداق) می‌گردد. به عبارت دیگر اطلاق ادله بر وجوب مرکب همانطور که دربرگیرنده تکلیف مرکب بتمامه می گردد، دربرگیرنده برخی از اجزای آن که مقدور و یا این که غیر مقدور می‌باشند، نیز می‌گردد. [۲۳] به عنوان مثال آیه مبارکه {وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا} [۲۴] حج را بر مسلمانها واجب می‌نماید؛ چه رمی جمرات مقدور باشد و چه غیرممکن. چنانچه بضاعت بر اجرا رمی جمرات نباشد و وجوب آن ساقط خواهد شد، اطلاق برهان بر وجوب بقیه مناسک همچنان به قوه خویش باقی میباشد و وجوب آن ها ساقط تشریفات ترحیم مشهد نمی شود.[۲۵]

استصحاب
اجزای مقدور یک تکلیف مرکب، قبل از معذور شدن یکی اجزا، واجب بوده‌اند، هم اکنون تردید می کنیم که اجزای مقدور همچنان بر وجوب باقی میباشند یا این که از وجوب ساقط گردیده‌اند؟. اصل استصحاب اثبات می‌نماید که وجوب اجزاء مقدور، همچنان باقی میباشد.[۲۶] ولی در‌صورتی‌که ادله «اطلاق عامل» کل باشد، دفعه به استصحاب نمیرسد؛ چون با فرض وجود اطلاق استدلال وجوب اجزاء و وضعیت ما‌نده مشخص میباشد و شکی باقی نمی‌ماند که وهله به استصحاب آن رسد. به اصطلاح علمای اصول اطلاق عامل از امارات میباشد و استصحاب از اصول عملیه، با وجود اماره وهله به اصول عملیه نمی رسد.[۲۷] سید محمدحسن بجنوری در کتاب القواعد الفقهیه، برای استصحاب در‌این قضیه پنج تقریر بیان و فقط یک کدام از آنها‌را خالی از گونه های دانسته میباشد.[۲۸]

سیره عقلاء
مکارم شیرازی، این قاعده را یک قاعده عقلائی می داند. در‌صورتی‌که جاری ساختن جمیع اشخاص یا این که اجزاء یک مرکب را مقدور نباشد، عقلاء اشخاص و اجزاء میسور را سوراخ نمیکنند. به این ترتیب در‌صورتی‌که احادیث این قاعده از حیث سندی و دلالی مشکلی نداشته باشند که اشکالات زیادی دارا هستند، در جایگاه تأسیس قاعده نیستند؛ بلکه شارع آن‌چه را که عقلا پذیرفته‌اند و در معاش شان به فعالیت میگیرند، امضا نموده است. ازاین‌رو دلیل بدین احادیث برای تأسیس یک قاعده خطا میباشد، ولی از باب سیره عقلا می‌اقتدار آن را به عهده گرفت.[۲۹]

اجماع فقها
بعضا برای ثابت این قاعده به اجماع فقها برهان کرده‌اند. هرچند که ممکن میباشد برای این تیتر عام اینگونه اجماعی یافت نشود؛ ولی راجع به بعضا از مصادیق آن؛ همچون حج و نماز و در امر اجزای که رکن وجود ندارد، نمی‌قدرت آن را انکار کرد.[۳۰] بعضی دیگر صرفا در زمینه ی نماز اجماعی بودن این قاعده را پذیرفته‌اند؛ هرچند که در بقیه مسائل نیز جایگاهی دارااست.[۳۱] برهان به‌این قاعده قبل از قرن هشتم سوابق نداشته میباشد. اولیه توشه محمد بن الحسن بن يوسف بن المطهر الحلی دارای شهرت به فخر المحققین در کتاب ایضاح الفوائد[۳۲] به صراحت از این قاعده استعمال نموده است.[۳۳] مستندات روائی آن نیز قبل از ابن أبی جمهور احسائی نقل نشده میباشد، به این ترتیب ادعای اجماع بر آن بسیار طاقت فرسا به حیث میرسد. از علمای متأخر سید ابوالقاسم خوئی و همفکران وی که آوازه را جابر ضعف گواهی نمی‌دانند، تک تک بودن این قاعده را نپذیرفته‌اند. او به شرح از استصحاب و احادیث گزینه استناد، جواب داده و سود گرفته میباشد که‌این قاعده نیمه تمام میباشد. آری در بعضی از تکالیف مثل نماز که عامل خاص بر وجوب اجزاء مقدور وجود داراست، می‌قدرت جریان این قاعده را عهده دار شد. [۳۴] پژوهشگر بحرانی نیز این قاعده را به جهت ضعف سندی احادیث آیتم استناد، نپذیرفته میباشد. [۳۵]

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 504
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 131
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 126
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 342
  • بازدید ماه : 670
  • بازدید سال : 3369
  • بازدید کلی : 33774
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی