loading...

مجله خبری تشریفات

بازدید : 101
چهارشنبه 8 اسفند 1403 زمان : 16:36


تائیه دعبل

قَصیدۀ تائیّۀ دِعْبِل، شعری میباشد از دِعْبل خُزاعی درباره اهل‌بیت(ع). این شعر را از شایسته ترین روضه‌سرایی‌ها دربارهٔ اهل‌بیت دانسته‌اند. این قصیده ۱۲۰ بیت دارااست و در آن خلافت و ولایت امام علی(ع) و فضیلت ها و مصائب اهل‌بیت(ع) مطرح تشریفات ترحیم مشهد گردیده‌است.

دِعْبل این شعر را اولیه‌توشه، برای امام رضا(ع) در مَرْو خواند که با استقبال امام مواجه شد. امام رضا(ع) در مقابل این شعر، سکه‌هایی از طلا جواهرات یا این که نقره که به نامش ضرب گردیده بود و نیز تی شرت خویش را به دعبل کادو اعطا کرد و با اضافه‌کردن تعدادی بیت، مضمون آن را بی نقص‌خیس کرد. بر این قصیده گستردن‌های مختلفی درج شده که به عنوان مثال آن‌ها «گستردن و ترجمه قصیده تائیه دعبل»، نوشتهٔ علامه مجلسی میباشد.

منزلت
قصیده تائیه دعبل، سروده دِعْبِل بن علیّ خُزاعی از یاران امام رضا(ع)، از شایسته ترین شعرها و فاخرترین روضه‌ها درباره اهل‌بیت(ع) دانسته گردیده است.[۱] جعفر سبحانی، تاریخ‌نگار و مرجع تبعیت شیعه، این قصیده را سندی تاریخی و جاودان دانسته که در آن سیاست بنی‌امیه و بنی‌عباس در قبال اهل‌بیت(ع) اورده شده میباشد.[۲] به گفته سید محسن امین در کتاب اَعیانُ‌الشیعه، این شعر از چنان شهرتی شامل است که همگی تاریخ‌نگاران به آن پرداخته‌اند و شاعران در شعر‌های خویش به آن اشاره کرده‌اند.[۳]

قضیه قصیده و انگیزه اسم‌گذاری

آرامگاه منسوب به دعبل خزاعی در شهر شوش
این قصیده در مدح و منقبتِ اهل‌بیت سروده گردیده و مصائب آنها‌را ذکر نموده است. ولایت امام علی(ع)، علاقه به آل‌محمد، جفای معاندان به امام علی(ع) و بستگان وی پس از رحلت رسول(ص)، اتفاق کربلا و قیام علویان در قبال خلافت بنی‌امیه و بنی‌عباس، از موضوعات مطرح‌گردیده درین قصیده میباشد.[۴]

در ادبیات عرب، قصیده‌های اساسی بر مبنای حرف اخر قافیه‌ها اسم‌گذاری میشود. ازاین‌رو این قصیده را تائیه دعبل نامیده‌اند.[۵] این قصیده به «مَدارس آیه ها» (محل یادگیری آیه‌ها قرآن) نیز پر اسم و رسم میباشد[۶] و به «اَلتّائیةُ الکبری» و «اَلتّائیةُ الْخالده» (تائیه جاودان) نیز شناخته می‌گردد.[۷] دعبل این قصیده را بر پارچه‌ای نوشت و در آن پارچه احرام بست و وصیت کرد آن را در کفنش قرار دهند.[۸]

ورژن‌های گوناگون شعر
به گفته علامه امینی در کتاب الغدیر، در گزارش‌های متفاوت، تعداد بیت‌های این شعر ۱۲۰ بیت میباشد.[۹] اما یاقوت حَمَاو تاریخ‌نویس قرن ششم و هفتم، ورژن‌های این شعر را متعدد دانسته و احتمال داده بعضا شیعه‌ها ابیاتی را به آن افزوده باشند.[۱۰] سید محسن امین احتمال یاقوت حموی را ناصحیح شمرده و گفته اختلاف ورژن‌های این شعر به‌انگیزه اختلاف ذوق ناقلان این شعر، در دستچین‌کردن ابیات این قصیده بوده میباشد؛ چون قصیده تائیه وقتگیر میباشد و بعضا اشخاص، در نقل این شعر، ابیاتی از آن را حذف و صرفا بعضا از آن‌ها‌را نقل کرده‌اند.[۱۱]

بازدید : 93
سه شنبه 7 اسفند 1403 زمان : 16:52


طلحة بن عبیدالله

طلحة بن عبیدالله از اصحاب نبی اسلام(ص) و از اولیه مسلمانها بود. وی در مبارزه‌های صدر اسلام رشادت‌هایی از خویش نماد بخشید.‌ طلحه پسرعموی ابوبکر بن ابوقحافه خلیفه اولیه مسلمان ها بود. او بعداز وفات نبی(ص) به همیاری با خلفای اولیه روی آورد و در کشورگشایی‌های آن ها حضور فعال داشت. طلحه از سوی خلیفه دوم تحت عنوان یکی اعضای شورای شش نفره برای گزینش خلیفه سوم معرفی شد. منابع تاریخی از حضور او در ماجرای قتل عثمان و تحریک عموم به قتل خلیفه نیز حرف تشریفات ترحیم مشهد گفته‌اند.

طلحه بعد از کشته شدن عثمان، با حضرت علی(ع) بیعت کرد؛ البته بعداز مدتی بیعت خویش را باخت و به یار و همدم زبیر و عایشه همسر فرستاده(ص) و بعضا امویان که به ناکثین آوازه یافتند، پیکار جمل را علیه امام علی(ع) به‌پا‌کرد و درین پیکار بوسیله مروان بن حکم (که در سپاه ناکثین حضور داشت) کشته شد. اورا یکی سران عثمانیه قلمداد کرده‌اند.

طلحه نزد اهل سنت از منزلت بالایی شامل است و اورا یک کدام از عشره مبشره دانسته‌اند.

معاش‌طومار
طلحة بن عبیدالله، از تیره بنی گروه بن مرة، از فامیل قریش بود که کمتر از ۱۰ سال پیش از بعثت چشم به جهان گشود. مادرش صعبة بنت حضرمی، در روزگار نبی(ص) می‌زیست و بنابر گفتار بعضی از قوم طلحه، مسلمان از عالم رفته میباشد.[۱]

بنابر منابع تاریخی، طلحه، هفت زن و دو کنیز ام ولد داشت؛ حمنة بنت جحش، دخترعمه نبی(ص)، ام کلثوم دختر ابوبکر، سعدی بنت عوف، خولة بنت قعقاع، و ام حارث بنت قسامه بعضا از آن‌ها می باشند.[۲]

مسلمان شدن
طلحة بن عبیدالله بوسیله ابوبکر به اسلام تمایل یافته و مسلمان شد.[۳] بنابر نقلی دیگر، راهبی در شام خبر ظهور پیامبری به اسم احمد فرزند عبدالمطلب را به طلحه داده و وی بعد از وارد شدن به مکه، به یار و همدم ابوبکر مسلمان می‌گردد.[۴]

طلحه و ابوبکر، در اولِ مسلمان شدن، غالبا به وسیله نوفل بن خویلد بن عدویه یا این که عثمان بن عبیدالله، اخوی طلحه، شکنجه می‌گردیده‌اند. بنابر احادیث، نوفل (یا این که عثمان) این دو نفر را با یک طناب به هم می‌بسته تا از نماز قرائت‌شان پرهیز نماید.[۵]

طلحه بن عبیدالله، به عنوان مثال مهاجرانی میباشد که پیش از سفر فرستاده(ص)، به همدم بعضا از خانواده نبی(ص) به مدینه رفت[۶] و در منزل حبیب بن اساف از بنی حرث بن خزرج سکونت کرد.[۷] بنابر نقلی، او در جریان مسافرت، دو جامه سپید برای فرستاده(ص) و ابوبکر از شام آورده بود و آن دو، خرقه‌های سپید شامی را پوشیده و وارد مدینه گردیده‌اند.[۸]

رسول(ص) در مکه، در میان طلحه و زبیر بن عوام[۹] یا این که سعید بن زید[۱۰] یا این که سعد بن ابی وقاص[۱۱] عقد اخوت بست. حضرت محمد(ص) همینطور بعد از سفر به مدینه، در میان طلحه و کعب بن صاحب[۱۲] یا این که ابوایوب انصاری[۱۳] یا این که ابی بن کعب[۱۴] در ماجرای عقد اخوت، قسم برادری بست.

طلحه برای مثال راویانی میباشد که قصه مشهوری از فرستاده را نقل کرده که بر طبق آن، نبی در جواب به‌این پرسش که چه طور بایستی بر وی صلوات ارسال کرد، جواب داده‌اند: بگو: «اللَّهمّ صل علی محمد و علی آل محمد کما صلیت علی إبراهیم إنک حمید مجید و بارک علی محمد و علی آل محمد کما بارکت علی آل إبراهیم إنک حمید مجید.»[۱۵] کسانی که از او روایاتی نقل کرده‌اند، عبارتند از فرزندانش: یحیی، موسی و عیسی و همینطور قیس بن ابوحازم، احنف بن قیس، سائب بن یزید، ابوعثمان نهدی و ابوسلمة بن عبدالرحمن.[۱۶]

بازدید : 296
دوشنبه 6 اسفند 1403 زمان : 15:50


شب ضربت‌میل کردن امام علی(ع)
شب ضربت‌میل کردن امام علی(ع) به شب ۱۹ رمضان گفته می شود که امام علی(ع) در سحرگاه آن به سال ۴۰ق با ضربه خنجر زخمی شد. این رخداد در مسجد کوفه بوسیله ابن‌ملجم مرادی وقوع افتاد و به شهید شدن امام علی(ع) در روز ۲۱ رمضان تشریفات ترحیم مشهد انجامید.


نگارگری ضربت‌تناول کردن علی(ع)، تاثیر یوسف عبدی‌نژاد
ضربت‌تناول کردن امام علی(ع)
نوشته‌ی‌علمیٔ اساسی: شهید شدن امام علی(ع)
امام علی(ع) در شب ۱۹ رمضان میهمان دخترش ام کلثوم بود.[۱] ابن‌سعد از امام حسن مجتبی(ع) نقل نموده است که امام علی(ع)، درین شب فرستاده(ص) را در خواب روءیت کرد و از ظلم‌هایی که به وی گردیده بود، شکایت کرد. فرستاده(ص) به وی توصیه کرد که عموم را نفرین کن و علی(ع) نیز اینگونه دعا کرد: خدایا به‌جاى ايشان بهترين افراد را به اینجانب بده و به‌جاى اینجانب بدترين كس را بر آن ها بگمار»[۲] این ماجرا در نهج‌البلاغه نقل شد‌ه‌است.[۳]

قاتلان امام علی(ع)
ابوبکر بن عیاش: همانا علی(ع) ضربتی زد که در اسلام موثرتر و ارزشمندتر از آن عدم وجود و آن ضربتی بود که به عمرو بن عبدود در پیکار خندق زد؛ و ضربتی به وی زده شد که نحس‌خیس از آن در اسلام خلا و آن ضربتی بود که ابن ملجم به وی زد. (اثر گذار، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۱۰۵)

به نقل از ابن‌سعد در الطبقات الکبری ابن‌ملجم مرادی با بَرَک بن عبیدالله تمیمی و عمرو بن دیده نشده تمیمی قرار گذاشتند که امام علی(ع)، معاویه و عمرو بن عاص را به قتل برسانند. ابن‌ملجم به کوفه آمد و با زنی به اسم قطام دختر شجنه بن عدی آشنا شد و از وی خواستگاری کرد. قطام بخشی از مهریه خویش را قتل امام علی(ع) قرار بخشید و ابن‌ملجم نیز ذکر کرد که به همین خواسته به کوفه آمده میباشد. وی شب ۱۹ را در خانه اشعث بن قیس کندی طی کرد. چاقو خویش را زهرآلود کرد و در سحرگاه ۱۹ رمضان، در مسجد کوفه امام علی را مضروب کرد. در‌این فعالیت شَبیب بن بَجَره اَشْجَعی نیز ابن‌ملجم را ملازمت میکرد.[۴] سازه به روایتی که در کتاب کَشف الغُمَّه نقل شد‌ه‌است ضربه ابن‌ملجم به به عبارتی جایی از راز امام خورد که در نبرد خندق ضربه خنجر عمرو بن عبدود اصابت کرده بود.[۵]بعداز ضربت میل کردن حضرت على (ع) جمعى از مسلمان‌ها در صدد دستگيرى ضاربين برآمدند، شبيب بن بجره (یکی خوارج که با ابن ملجم ملازمت و همراهی کرده بود البته زمانی شمشيرش را به طرف امام وارد آورد نادرست رفت و به طاق مسجد خو مردى اورا دستگير كرد و به زمين افكند و روى سينه اش جلسه و شمشيرش را گرفت تا باآن ، او‌را بكشد، ديد عموم سراسيمه به سوى وی مى آيند، آن مرد از خوف اينكه مبادا (در آن ازدحام ) اورا به غلط بگيرند و هرچه فرياد بزند (آدم کش اینجانب نيستم ) صدايش را نشنوند، از سينه شبيب برخاست و اورا رها كرد و شمشيرش را به كنارى انداخت. شبيب نیز از مجال به کار گیری كرده ، برخاست و از ميان ازدحام جمعيت گريخت و به منزل‌اش رفت و زیرا پسر عمویش که به دیدنش آمده بود فهمید در کشتن امام علی(ع) همدست ابن ملجم بوده اورا کشت.[یادداشت ۱]

مجال ضربت‌تناول کردن
احادیث درباره مجال ضربت‌تناول کردن امام علی(ع) متعدد میباشد سازه بر روایاتی وقتی که وارد مسجد شد آیتم حمله واقع شد،[۷] نقل‌های دیگری حاکی از آن میباشد که امام در درحال حاضر بیدارکردن عموم برای نماز بود.[۸] از میثم تمار گفته شده که امام علی در هم اکنون نماز بود و به نقلی در رکعت در آغاز ۱۱ آیه از سوره انبیاء راخوانده بود.[۹] که ابن‌ملجم بر راز وی ضربه زد و مطابق برخی گزارش‌ها جعدة بن هبیره (خواهرزاده و کارگزار وی) به مکان امام نماز را خاطر نشان کرد و بعضی گزارش‌ها حاکی از ادامه نماز بوسیله خویش امام به طور مختصر میباشد.[۱۰][یادداشت ۲]روحانی طوسی از عالمان شیعه، متقی هندی، ابن‌عساکر به گزارش کتاب فضائل ابن‌حنبل و ابن‌عبدالبر در استیعاب از علمای اهل‌سنت نیز اینگونه روایاتی را نقل کرده‌اند.[۱۱]

بازدید : 93
شنبه 4 اسفند 1403 زمان : 16:08


تاریخچه گاه‌شمار قم

۳۲ق فتح قم
قرن اولیه حمله دیلمیان
۸۲ق قتل عام زرتشتیان به دست احوص
۱۳۱ق پیکار قحطبه و ابن ضباره در جنگ ابومسلم خراسانی و بنی امیه
قرن دوم تضارب مأموران مأمون با اهل یک محل قم به خیال نپرداختن خراج
۲۵۲ق کودتا عموم قم به خیال انتصاب کارگزار غیرشیعی تشریفات ترحیم مشهد علیه خلیفه عباسی
سال ۲۵۶ق دیدار یعقوب لیث صفاری با بزرگان قم
سال ۲۹۲ سیل در قم
۳۴۵ق تضارب قمی‌ها با اصفهانی‌ها
سال ۳۴۷ ز‌لزله در قم
سال قتل عام عموم قم به دست جته نویان مأمور چنگیزخان به جرم رافضی بودن
سال ۱۴۰۴ سیل در قم
صفویه تست توپخانه در قم بوسیله پادشاه عباس دوم و حضور در نماز آدینه و اقتدا به سود
سلطان طهماسب غارت شهر بوسیله افغان‌ها
نادرشاه تخریب شهر به واسطه اذیت و آزار عده ای که با افغان‌ها همیاری کرده بودند
. قتل عام قمی‌ها بوسیله ابراهیم‌خان ابدالی
۶ خرداد ماه ۱۳۱۳ش سیل در قم
۱۳۴۰ درگذشت آیت الله بروجردی
۱۵ خرداد ماه ۱۳۴۲ قیام ۱۵ خرداد ماه
۱۳۵۷ قیام ۱۹ دی [۲۵]
نبو
به گفته بعضا از کشور ایران‌شناسان قم از قدیمی‌ترین سکونت‌گاه‌ها در فلات کشور‌ایران بوده میباشد.[۲۶] بیشتر تاریخ‌نگاران سوابق این شهر را به پیش از اسلام برگردانده و از شهر باستانی قم خاطر کرده‌اند.[۲۷] سازه به کشفیات تپه‌های قلی درویش در نزدیکی جمکران، قم قدمتی خیر هزار ساله داراست. به مدرک این کشفیات، قم در یکسری هزار سال پیش نیز ناحیه‌ای مذهبی به شمار می‌­رفته میباشد.[۲۸]

در منابع تاریخی اسم بعضی از حاکمان قم در زمان باستان آمده میباشد.[۲۹] ولی بعضا مورخان تأسیس این شهر را بعداز ورود اسلام به جمهوری اسلامی ایران[۳۰] و در سال ۸۳ق[۳۱] یا این که ۹۳ق دانسته‌اند.[۳۲] بیشتر مورخان، فتح قم را در ۲۳ق به دست ابوموسی اشعری دانسته‌اند.[۳۳] اما بعضا از گزارش‌ها، فاتح قم را صاحب و مالک بن عامر اشعری [۳۴] و برخی دیگر احنف بن قیس می دانند.[۳۵] در توده دربین دو قسم نیز گفته‌اند که مسلمانها در مکان شهر و قلعه‌های قدیم، شهر جدیدی تاسیس کرده‌اند.[۳۶] مبنا‌گذار شهر نو را طلحة بن احوص اشعری می دانند.[۳۷]

در عصر عباسیان
در حین عباسیان در قم قیام‌هایی علیه حاکمان وقت صورت گرفته میباشد:

قیام علیه مأمون؛ عموم قم در سال ۲۱۰ق از پرداخت خراج به خلیفه عباسی سرباز زدند، و علیه وی کودتا کردند. مأمون لشکری به فرماندهی علی بن هشام مروزی به سوی قم ارسال کرد و آنها را سرکوب کرد و مالیات را ارتقاء بخشید.[۳۸] انگیزه قیام اهل یک محل قم موافقت نکردن مأمون با درخواست آن‌ها مبتنی بر معافیت از خراج بوده میباشد. زمانی که مأمون از مرو به بغداد میرفت تعدادی روزی در ری اقامت کرد و عموم این شهر را از پرداخت خراج معاف داشت. عموم قم در طومار‌ای از مأمون خواستند تا آن ها را نیز از پرداخت مالیات معاف بدارد البته مأمون موافقت نکرد و این سبب ساز به کودتا علیه وی شد.[۳۹] همینطور در سال ۲۱۵ق عموم قم دست به کودتا زدند و حکم کننده عباسی را از شهر خارج کردند، مأمون سپاهی ارسال کرد کودتا را سرکوب کرد.[۴۰] حسن بن محمد قمی تاریخ این رخداد را سال ۲۱۷ق میداند.[۴۱]
قیام علیه معتصم؛ در اوایل خلافت معتصم عموم قم دست به کودتا زده و حکم دهنده شهر را خارج کردند. معتصم لشکری روانه قم کرد. لشکر وی خساراتی به‌این شهر وارد کرد.[۴۲]
قیام علیه معتز؛ در طی خلافت المعتز بالله فرزند متوکل یک توشه دیگر همسایه قم از اطاعت خلیفه تخلف کردند، معتز «موسی بن بغا» را که برای نبرد با علویان مازندران با لشکری انبوه گسیل داشته بود به قم ارسال کرد. آن ها قم را با اجبار تصرف کرد و دسته کثیری از عموم شهر را کشتند و جمع‌ای از رؤسا و مشاهیر قم را بازداشت کرده، به بغداد فرستادند.[۴۳] قمی‌ها از امام حسن عسکری(ع) راه حل‌جویی کردند، حضرت دعایی را که خودش در قنوت میخواند برای آن ها فرستاد تا آن را در قنوت نماز نماز وتر بخوانند. [۴۴][یادداشت ۱]
قیام علیه مقتدر؛ او با ارسال کردن حسین بن حمدان شیعی، توانست با قمی‌ها کنار بیاید،[۴۵] هنگام ورود حسین بن حمدان، عموم قم از او استقبال کردند، و گفتند: ما با کسی مبارزه می کنیم که با مذهب ما مخالف باشد. فی مابین ما و تو اختلافی وجود ندارد.[مستلزم منبع]
قیام علیه معتضد؛ معتضد حکمرانان غیر شیعی را به قم ارسال کرد. قمی‌ها حکمرانان او را از شهر خارج کردند، او ابراهیم بن کلیخ را برای دفع کودتا به قم ارسال کرد، ابراهیم نتوانست کودتا را مهار نماید، خلیفه از امیر اسماعیل سامانی برای دفع کودتا قم امداد خواست، امیر اسماعیل کودتا را خواباند، و یحیی بن اسحاق شیعی را به حکومت گماشت.[مستلزم منبع]

بازدید : 90
چهارشنبه 1 اسفند 1403 زمان : 15:47


علماء و روحانیون معروف

محمدحسن خسروی
محمدحسن خسروی: میلاد(۱۳۰۸ش/سنگ‌تخت)، فوت(۱۳۹۴/مشهد)
خسروی دروس مقدماتی حوزه را در سنگ‌تخت فرا گرفت. در ۱۳۲۵ش به مشهد، مهاجرت کرد. ادیب نیشابوری یک کدام از اساتید او بود. وی در ۱۳۳۱ش، به نجف مسافرت کرد. کامل شدن دروس رسائل، مکاسب و کفایةالاصول را از روحانی صدرا بادکوبه‌ای و روضه خوان مجتبی لنکرانی فرا گرفت.[۳۶] روضه خوان خسروی بعد به درس بیرون فقه سیدمحسن حکیم و درس بیرون اصول سیدابوالقاسم خویی حاضر شد. وی هم زمان کتاب‌های سطح های خوب حوزه یعنی رسائل و مکاسب را در مسجد هندی درس دادن می کرد.[۳۷] در فصل‌تابستان ۱۳۳۸ش، خسروی درس دادن را در محل تولد خویش آغاز کرد. طلاب از ولسوالی‌ها و ولایات اهالی در کلاس درس او حاضر می‌شدند.[۳۸] وی در ۱۳۵۱ش به نجف رجوع و دروس بیرون را نزد خویی، امام خمینی و سیدمحمد باقر صدر کامل شدن کرد. خسروی با مشقت بار‌گیری و فشار دولت عراق در ۱۳۵۴ش به افغانستان برگشت.[۳۹] در پائیز ۱۳۵۶ش، خسروی مقیم مشهد شوید و تا نقطه نهایی قدمت درین شهر تشریفات ترحیم مشهد ماند.[۴۰]

بعضا کار‌های سیاسی و اجتماعی او مشمول حفاظت و تاکید برای تشکیل حزب وحدت اسلامی، پشتیبانی از مقاومت غرب کابل و نیز تأیید مرجعیت آیت‌الله پژوهشگر کابلی میباشد.[۴۱] از صدها طلبه او می‌اقتدار به محمدحسین صادقی نیلی، سرور علم و روحانی یوسف واعظی اشاره نمود.

محمد یوسف واعظی: به دنیاآمدن (۱۳۲۴ش/شهرستان)، فوت (۱۳۹۳ش/کابل)
واعظی در سنگ‌تخت، مشهد و نجف دروس حوزوی را فرا گرفت. وی حدود چهار سال در حوزه نجف بود.[۴۲] واعظی آنگاه به قم آمد و علم آموزی درس بیرون را استارت کرد. البته در سال ۱۳۵۴ش، بوسیله ساواک بازداشت گردیده، و از کشور ایران اخراج شوید.[۴۳]

واعظی از فعالان سیاسی شیعه در افغانستان بود. واعظی از اعضای مهم سازمان نصر و نیز حزب وحدت اسلامی افغانستان به‌شمار می رفت.[۴۴] وی در لوی‌جرگه اضطراری(۱۳۸۱ش) و لوی‌جرگه قانون اساسی کشور(۱۳۸۳ش) کمپانی داشت. واعظی هم‌اینگونه عضویت شورای علماء افغانستان، شورای علمای شیعه، شورای اخوت اسلامی و نیز سمت وزیر مشاور حامد کرزی، رییس جمهور دیرین افغانستان را داشت.[۴۵]

محمدحسین درست گو نیلی: میلاد (۱۳۱۸ش/نیلی)، فوت (۱۳۶۹ش/نیلی)
صادقی تحصیلات حوزوی را تا لمعتین در سنگ‌تخت فراگیری رویت کرد و آنگاه در نیلی به عمل پرداخت.[۴۶] وی در ۱۳۴۹ش به نجف رفته و سه سال آنگاه رجوع و برگشت و در نیلی مکتب علمیه احداث کرد.[۴۷]

صادقی در فروددین ماه(حمل) ۱۳۵۸ش فرماندهی مجاهدین را برای آزادسازی بخشها دایکندی از اشخاص دولت کمونیستی پذیرفت.[۴۸] وی از مؤسسین تیم پاسداران جهاد اسلامی میباشد که در حزب وحدت اسلامی مخلوط شد و بعد به فرماندهی مجموع نیروهای این حزب گزینش شوید.[۴۹] صادقی در فصل پاییز ۱۳۶۹ش در نیلی به هم پا فرزند خردسالش ترور شد.[۵۰]

سرور علم: به دنیاآمدن (۱۳۴۰ش/اشترلی)
سرور علم شیخ، سیاست‌مدار، حقوق و دستمزد‌دان و نائب رئیس دوم کنونی سر کردگی جمهوری افغانستان میباشد. وی تحصیلات حوزوی را در سنگ‌تخت، نجف، دمشق و قم در نوردید. سرور علم ۱۵ تاثیر مشتمل بر تألیف و ترجمه به چاپ رسیده‌میباشد که ترجمه بعضا از تالیفات آیت‌الله فیاض را نیز در برمی‌گیرد.[۵۱] وی از ۱۳۶۱ش تا ۱۳۸۰ش رئیس و مسؤولیت مجلات متفاوت را نیز به ذمه داشته‌میباشد.[۵۲]

علم سوابق شغل در سازمان نصر، حزب وحدت اسلامی و سمت‌های والی دایکندی (۱۳۸۳ش)، وزیر عدلیه (۱۳۸۳ش–۱۳۸۸ش)، وزیر تحصیلات بهتر (۱۳۸۸ش–۱۳۹۰ش) را نیز در کارنامه داراست.[۵۳]

شخصیت‌های تاریخی
دولت بیگ، از اشخاص دارای اسم و رسم دای‌کندی میباشد که در حین پادشاه عباس صفوی، بر نیمی از هزارستان حکومت میکرد.[۵۴]
مداقه‌خان هزاره که در طول لشکرکشی احمدخان ابدالی(۱۱۴۲ش) به بخشها هزاره، حکم کننده دای‌کندی و نواحی دور و اطراف بود. وی سرسختانه به مدد از عموم برخاست.[۵۵]
سردار حسن، قاضی دای‌کندی (درگذشته ۱۲۳۹ش) که با دربار کابل، ارتباط مجاورت داشت.[۵۶]
ولایت دای‌کندی

ولایت دایکندی
دایکندی در راءس افغانستان جای دارد. در شرق با غزنی، در شمال با بامیان، در غرب و شمال غرب با غور، در جنوب غرب با هلمند و در جنوب با ارزگان اهل یک محل میباشد.[۵۷]

دایکندی دارنده ۹ ولسوالی میباشد: اَشتَرلَی، خِدیر، سنگ‌تخت و بندر، شهرستان، کِجران، کیتی، گیزاب، میرامور و نیلی. راس این ولایت، نیلی میباشد.[۵۸] [یادداشت ۴]

بازدید : 83
سه شنبه 30 بهمن 1403 زمان : 11:52


عمل‌های سیاسی در حوزه کربلا
انقلاب مشروطه جمهوری اسلامی ایران و عثمانی به عبارتی‌سیرتکامل که حوزه نجف را متلاطم کرد، بر حوزه کربلا نیز تأثیراتی گذاشت؛ با این تفاوت که کربلایی‌ها موضع منفی نسبت به مشروطه داشتند. به همین خیال علمایی مثل روحانی عبدالکریم حائری برای هجران‌گزینی از سیاست در عصر حضور در عراق، به کربلا رفتند. اما این بدان شکل عدم وجود کربلایی‌ها غیر سیاسی یا این که جملگی مشروطه‌ستیز بودند. سید اسماعیل صدر (۱۳۳۸ – ۱۲۵۸) که از دخالت در کارها غیردینی جلوگیری می کرد، راجع به رفتارهای استبدادی محمدعلی پاد شاه، به وجوب محاربه با محمد علی سلطان تشریفات ترحیم مشهد فتوا اعطا کرد.[مستلزم منبع]

محمد تقی شیرازی که بعداز سید یزدی مرجع شیعه ها بود، عَلَم نبرد با انگلیسی‌ها را از کربلا برافراشت، کربلا راس رهبری انقلاب ثورة العشرین شد و روحانیون کربلا غالب شدند ذیل رهبری میرزای شیرازی دوم، اداره خودمختار و غیروابسته شهر کربلا را تجربیات نمایند.[۱۷][۱۸]

در سال ۱۹۷۲م دولت عراق به خیال و خاطر اختلافاتی که با محمدرضا پاد شاه داشت، تعداد متعددی از اهل ایران‌ها اینجانب‌گزاره روحانیون را از عراق اخراج کرد. با موفقیت انقلاب اسلامی کشور‌ایران، بعثی‌ها توشه دیگر اهل ایران‌ها را از عراق اخراج کردند.[مستلزم منبع]

اخراج اجباری علمای اهل ایران از عراق منجر زخم دیدن حوزه نجف و کربلا شد؛ و بیشتر این زخم‌ها متوجه حوزه علمیه کربلا شد؛ چون با وجود آیت الله خوئی، حوزه نجف شغل علمی خویش را مثل پیشین خاطر نشان نمود و علما و طلاب به نجف هجرت کردند؛ البته حوزه کربلا از علما خالی شد. انگیزه دیگر از رونق افتادن حوزه علمیه کربلا این بود که علمای کربلا در عوض مسائل سیاسی مخصوصا مباحثی که به شعائر فقاهتی مرتبط بود، آشکارا موضع می‌گرفتند به همین خیال حاکمان وقت با آن‌ها سرگرم می‌شدند. افزون بر این، کربلا در طی تاریخ در معرض تهاجم‌ها بود و این تهاجم‌ها بر جنبش علمی درین شهر تأثیر منفی می‌گذاشت ولی نجف چنین عدم وجود.[۱۹]

در نصفه دوم قرن بیستم بعضی اولاد میرزای شیرازی در کربلا به رهبری سید محمد شیرازی شعله نزاع سیاسی را در کربلا پر‌نور نگه داشتند. هرچند استارت تأثیرگذاری حوزوی سید محمد شیرازی با ارتقا تنش در بین نجف و کربلا همپا شد و مراجع نجف، مجتهد بودن او‌را تأیید نکردند. تبعید سید محمد شیرازی از عراق سبب ساز شد که کربلایی‌ها عمل سیاسی خویش را در خارج از مرزهای کشورشان ادامه دهند.[۲۰]

بعضا از بزرگان حوزه کربلا
از مراجع تقلیدی که در عصر‌های اخیر در‌این حوزه سکنی گزیده بودند می‌قدرت به اشخاص ذیل اشاره نمود:

سید حسین قمی؛
میرزا مهدی شیرازی؛
سید علی بهبهانی؛
روحانی محمد خطیب؛
سید عبدالحسین حجت؛
محمدرضا اصفهانی
سید حسن قمی؛
محمدعلی سیبویه؛
میرزا هادی خراسانی؛
سید محمد هادی میلانی.[۲۱]

بازدید : 45
دوشنبه 29 بهمن 1403 زمان : 15:54


استنادها به روایات خاصف‌النعل
طبق پاره‌ای از گزارش‌ها، هنگامی‌که عایشه تصمیم گرفت برعلیه امام علی(ع) کودتا نماید، از ام‌سلمه خواست تا اورا ملازمت نماید.[۵۸] ام‌سلمه او‌را نهی کرد و در ذکر فضیلت ها امام، به روایتی از فرستاده اکرم(ص) که جانشین خویش را خاصف‌النعل دانسته بود، استناد کرد.[۵۹] عایشه سخنان ام‌سلمه را پذیرش کرد؛[۶۰] ولی حاضر نشد دست از مخالفت با امام بردارد.[۶۱] مبتنی بر بعضی نقل‌ها عایشه بعداز شنیدن گفته‌های ام‌سلمه، تصمیم گرفت دست از کودتا بر علیه امام علی(ع) بردارد، ولی عبدالله بن زبیر اورا از این فعالیت پشیمان تشریفات ترحیم مشهد تشکیل داد.[۶۲]

خویش امام علی(ع) نیز در پاره‌ای از سخنانش به روایات خاصف‌النعل استناد[۶۳] و بدین قضیه افتخار می کرد.[۶۴] از جمله، احمد بن علی طبرسی محدث و متکلم شیعه در قرن ششم قمری، در کتابش، الاحتجاج به گزارشی پرداخته که امام برای ثابت حقانیت خویش در نزاع جمل به‌این زمینه تمسک جسته میباشد.[۶۵]

انگیزه به کارگیری از کنیه
بیان شده ادله استعمال رسول اسلام(ص) از تعبیر و تفسیر خاصف‌النعل برای امام علی(ع)، نشانه دادن نقطع ی عطف تواضع امام با وجود مقام ویژه و رابطه مجاورت وی با رسول اسلام(ص) بود. طبق این کلام، نبی به‌شکل غیرمستقیم عموم را به رهبری فردی که از خصوصیت تواضع برخوردار‌است، رهنمون تشکیل داد.[۶۶] بعضی معتقدند که به کارگیری از تعبیر و تفسیر نو به‌مکان اسم دارای شهرت، سبب ساز ماندگاری آن در یادها می شود و نبی با به کارگیری از تعابیر متفاوت برای معرفی امام علی(ع)، مورد را برای ماندگاری بیشتر وی در اذهان عموم آماده نمود؛ چنان‌که به کار گیری نبی از تفسیر ابوتراب برای علی(ع) در همین راستا بوده میباشد.[۶۷]

در نظم و شعر

کتاب علیٌ(ع) خاصفُ نَعلِ النَّبی(ص)
احادیث خاصف‌النعل در اشعار شاعران در طی تاریخ رفلکس داشته میباشد.[۶۸] مثلا سید حِمیَری، [۶۹] ابوعلویه اصفهانی، سید مهدی بحرالعلوم و دیگر افراد در اشعارشان، به حدیث خاصف‌النعل اشاره کرده‌[۷۰] یا این که از تیتر خاصف‌النعل به‌تیتر لقبی برای امام علی(ع) خاطر کرده‌اند.[۷۱] کتاب‌های گوناگونی به نقل این اشعار پرداخته‌اند.[۷۲]

تک‌نگاری
کتاب «علیٌ(ع) خاصفُ نَعلِ النَّبی(ص) و قراءةٌ فی رُموزِ الْحدیث و معانیه» به گویش عربی، نوشته ماجد عطیه میباشد. تالیف کننده با بیان حدیث نبوی خاصف‌النعل، به‌دنبال ثابت امامت و خلافت بلافصل، امام علی(ع) میباشد.[۷۳]
نقطه پایان‌طومار‌ ارشد با تیتر «ثابت امامت بلافصل امیرالمومنین(ع) در حدیث مقاتله (خاصف‌النعل)، با تأکید بر نحوه علامه میر حامد حسین» نگاشته گردیده که به اعتبارسنجی و دلالت‌سنجی حدیث پرداخته میباشد.[۷۴]
نوشته‌ی‌علمی‌ای با تیتر «معناکاوی داستان‌های نزاع تأویل» به رسیدگی معنای ظریف تأویل در داستان جنگ خاصف‌النعل برای تأویل قرآن پرداخته میباشد.[۷۵]

بازدید : 101
يکشنبه 28 بهمن 1403 زمان : 17:42


تفاوت با حسد و حسرت
نوشته ی علمیٔ مهم: حسد
در غبطه، فرد امید می‌نماید، نعمتی که دیگری دارااست را داشته باشد فارغ از آن که خواهان زوال آن نعمت برای دیگری باشد؛ ولی در حسد، حسود و بخیل امید می‌نماید نعمتی که دیگری دارااست، از میان برود.[۱۲] ابن ابی‌الحدید در ذکر تفاوت حسد و غبطه میگوید: «مرز حسادت این میباشد که از آنچه که قسمت دیگری گردیده خشمگین شوی و دوست داشته باشی از وی زائل گردیده و به تو رسد؛ البته غبطه آن میباشد که از روزی دیگری اندوهگین نشوی و زوالش را نخواهی و صرفا دوست داشته باشی مثل آن قسمت تو تشریفات ترحیم مشهد هم بشود.»[۱۳]
غبطه، از فضائل اخلاقی و صفات نیکو میباشد؛[۱۴] در حالی که سازه به گفته ملامهدی نراقی حسد، از بدترین رذائل اخلاقی و امراض نفسانی به شمار می‌رود که صاحبش را مبتلای به عقوبت مادی و عذاب اخروی می‌نماید[۱۵] و در قرآن و احادیث مذمت گردیده‌است.[۱۶]
غبطه با حسرت نیز تفاوت دارااست.[۱۷] حسرت به معنای ناراحتی شدید بر چیزی که از دست رفته میباشد.[۱۸] حسرت، یک برخورد عاطفی و نوعی ناراحتی میباشد که شخص، وقتی که شم حیف کردن بهره و امتیازی داشته باشد، آن را تجارب می‌نماید.[۱۹]

تک‌نگاری
کتاب «جامع الاحادیث حسد: غبطه و منافسه» نوشته علی‌رضا برازش. تالیف کننده در‌این کتاب به جمع و تیم‌بندی احادیث پیرامون حسد و موضوعات مربوط به آن مانند غبطه، از منابع دارای اعتبار روایی شیعه، پرداخته میباشد. این کتاب در یک مجلد از سوی انتشارات امیرکبیر چاپ شده است.[۲۰]

پانویس
فیومی، مصباح المنیر،۱۴۱۸ق، ج۱، ص۴۴۲.
ابن مراد، لسان العرب، ۱۴۱۴ق، ج۷، ص۳۵۸-۳۵۹.
موسسه دایره المعارف الفقه الاسلامی، تمدن فقه فارسی، ۱۳۸۷ش، ج۵، ص۵۳۵.
علامه حلی، تذکرة الفقها، ۱۴۱۴ق، ج۲، ص۸۰.
موسسه دایره المعارف الفقه الاسلامی، الموسوعه الفقهیه، ۱۴۲۳ق، ج۱۷، ص۵۹.
کلینی، الکافی، ۱۴۳۰ق، ج۳، ص۷۴۹.
آمدی، غررالحکم و دررالکلم، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۲۰۰.
آمدی، غررالحکم و دررالکلم، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۲۲۸.
نوری، مستدرک الوسائل، ۱۴۰۸

بازدید : 88
شنبه 27 بهمن 1403 زمان : 11:50


تکبر
اخلاق و رفتار

آیه ها اخلاقی
آیه‌ها افک • آیه اخوت • آیه اطعام • آیه نبأ • آیه نجوا • آیه مشیت • آیه بر • آیه اصلاح ذات فی مابین • آیه ایثار
روایات اخلاقی
حدیث قرب نوافل • حدیث مکارم کردار • حدیث معراج • حدیث جنود عقل و جهل
فضیلت ها اخلاقی
تواضع • قناعت • سخاوت • کظم غیظ • اخلاص • خشیت • حلم • زهدوتقوا • شجاعت • عفت • انصاف • اصلاح ذات البین • عیب‌پوشی • بلاکشی
رذایل اخلاقی
تکبر • حرص • حسد • لاف • غایب بودن • صحبت‌چینی • افترا • بخل • عاق پدر و مادر • حدیث نفس • عجب • عیب‌جویی • سمعه • جدا رحم • ترویج فحشاء • کفران نعمت
اصطلاحات اخلاقی
جهاد نفس • نفس لوامه • نفس اماره • نفس مطمئنه • به حساب آوردن • مراقبه • مشارطه • گناه • درس خوی • استدراج
عالمان خلق و خوی
ملامهدی نراقی • ملا احمد نراقی • میرزا جواد ملکی تبریزی • سید علی حکم دهنده • سید رضا بهاءالدینی • سید عبدالحسین دستغیب • عبدالکریم حق‌شناس • عزیزالله خوشوقت • محمدتقی بهجت • علی‌اکبر مشکینی • حسین مظاهری • محمدرضا مهدوی کنی
منابع اخلاقی
قرآن • نهج البلاغه • مصباح الشریعة • مکارم الاخلاق • المحجة البیضاء • رساله لقاءالله (کتاب) • دسته وَرّام • جامع السعادات • معراج السعادة • تشریفات ترحیم مشهد المراقبات
نبو
تَکَبُّر یا این که کِبر به معنای خودبزرگ‌بینی از رذایل اخلاقی میباشد که قرآن مهربان و احادیث آن را از صفات بسیار نکوهیده انسان شمرده‌اند. برای تکبر اقسامی مانند تکبر در قبال پروردگار، تکبر نسبت به پیامبران و تکبر در قبال دیگر بشر‌ها بیان کرده‌اند. گردن‌کشی در قبال معبود را که منشأ آن نا‌آگاهی و گمراهی میباشد، بد‌ترین نوع تکبر خوانده‌اند.

تکبر در قبال دیگر آدم‌ها نیز در متن‌ها فقاهتی شماتت گردیده‌است؛ حتی تکبر مؤمن بر اهل شرک و کفر. زیرا استمرار ایمان در مؤمن و بی دینی در کافر یقینی وجود ندارد و چه‌بسا که در آتی‌ای به دور یا این که مجاورت، مکان آن دو با یکدیگر عوض خواهد شد.

امام راست گو(ع): ما مِن أَحَدٍ یتیهُ إِلاّ مِن ذِلَّةٍ یجِدُ‌ها فی نَفسِهِ (ترجمه: هیچ کس وجود ندارد که تکبّر ورزد، مگر بر تاثیر خواری و حقارتی میباشد که در خویش می‌بیند.)

کافی، ج۲، ص۳۱۲.

معنی‌شناسی
تکبر به معنای خودبزرگ پنداشتن آمده میباشد[۱] و آن را حالتی نفسانی دانسته‌اند که فرد متکبر دیگر افراد را در قبال خویش حقیر و خوار می‌شمارد؛ حالتی که در گفتار و خلق فرد نمود پیدا می‌نماید.[۲] تکبر را از نتیجه ها عجب و غرور که حالتی فردی میباشد دانسته‌اند؛ چون فرد مغرور سوای مقایسه خویش با دیگرافراد فقطً در نفس خویش شم بزرگی و عظمت می‌نماید.[۳]

تکبر در قرآن
وَلَا تَمْشِ فِي الْأَرْ‌ضِ مَرَ‌حًا إِنَّ اللَّـهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ‌ (ترجمه: و در زمین با ناز منش مرو که خداوند متکبر خودستا را دوست نمی‌دارااست.)

سوره لقمان، ۱۸، ترجمه فولادوند.

در قرآن مهربان تکبر از صفات بسیار نکوهیده انسان شمرده گردیده است. در بعضی آیه‌ها به کلمه و واژه متکبر تصریح شد‌ه‌است؛ آیاتی که دوزخ و جهنم را منزلت متکبران معرفی می‌نماید،[۴] از این پاراگراف میباشد. در بعضا آیه‌ها نیز با عبارات مستکبر[۵] و استکبار[۶] و خرامنده فخرفروش (مُختالٍ فَخور)[۷] بدین معنی اشاره گردیده است. در آیه ۷۲ سوره زمر، ملائکهِ عذاب از در بین کل رذایل آدم بر تکبر دوزخیان تأکید دارا‌هستند؛ از این نکته می‌قدرت اخذ که سرچشمه اساسی گناهان، تکبر و تسلیم‌نشدن به حق میباشد. در قبال، به قرینه آیه ۵۰ سوره نحل می‌اقتدار نشان نفی استکبار را فعالیت به دستورات الهی فارغ از زیرا و چرا دانست.[مستلزم منبع]

معبود در قرآن یکبار با وصف «الْمُتَكَبِّرُ» تعریف گردیده، [۸] و در تفسیرش بیان شده، معبود کسی میباشد که با خرقه کبریایی، خویش را می‌نمایاند.[۹] در نکوهیده بودن تکبر آدم و نیکو بودن تکبر معبود، به‌این نکته اشاره گردیده که تکبر و خودبزرگ‌بینی در کسی نیکو میباشد که واقعاً دارنده عظمت و کبریا باشد.[۱۰] امام علی(ع) در خطبه قاصعه، ابلیس را ازآن‌جهت منحرف و معاند آفریدگار دانسته که «در خرقه( صفت) عظمت و بزرگی باایمان به مبارزه برخاست».[۱۱]

در احادیث
امام علی (ع):
فَاعْتَبِجایز بِمَا کَانَ مِنْ فِعْلِ اللهِ بِإِبْلِیسَ، إِذْ أَحْبَطَ عَمَلَهُ الطَّوِیلَ، وَجَهْدَهُ الْجَهِیدَ، وَکَانَ قَدْ عَبَدَ اللهَ سِتَّةَ آلاَفِ سَنَة، لاَ یُدْرَى أمِنْ سِنِی الدُّنْیَا أَمْ مِنْ سِنِی الاْخِرَةِ، عَنْ کِبْرِ سَاعَة وَاحِدَة. فَمَنْ بَعْدَ إِبْلِیسَ یَسْلَمُ عَلَى اللهِ بِمِثْلِ مَعْصِیَتِهِ؟ کَلاَّ، مَا کَانَ اللهُ سُبْحَانَهُ لِیُدْخِلَ الْجَنَّةَ بَشَراً بِأَمْر أَخْرَجَ بِهِ مِنْهَا مَلَکاً (ترجمه: پس، از آنچه پروردگار به شیطان کرد ارشاد گیرید، که اخلاق دراز برهه زمانی اورا فسخ گرداند و کارایی فراوان وی بی‌ثمر ماند. وی شش هزار سال با پرستش پروردگار زیست از سالیان جهان یا این که آخرت دانسته وجود ندارد البته با ساعتی که تکبر کرد خدایش از پردیس خارج آورد، و بعد از ابلیس که ایمن بود که آفریدگار را چنان نافرمانی نکند؟ هیچ زمان معبود انسانی را به پردیس درنیاورد به کاری که بدان فعالیت، فرشته‌ای را از فردوس برون پیروزی.)

نهج البلاغه، ترجمه شهیدی، خطبه ۱۹۲، ص۲۱۱.

احادیث در مذمت تکبر فراوان میباشد و طیف وسیعی از مصادیق را در برمی‌گیرد. امام درست گو(ع) ابتدا حدیث جنود عقل و جهل قصه پر اسم و رسم به شمارش (جنود= لشگریان) عقل و جهل، بعد از اشاره به خلقت جهل، استکبار جهل را باعث لعنت شده شدن وی از سوی خدا دانسته و در‌پی تواضع را نوزدهمین لشگر از لشگریان عقل و نقطه مقابلش تکبر را از لشگریان جهل برشمرده میباشد التَّوَاضُعُ وَ ضِدَّهُ الْكِبْرَ. [۱۲] به عنوان مثال، احادیث در مذمت تکبر روایاتی میباشد که به تکبر شیطان اشاره داراست؛ [۱۳] روایاتی که تکبر را از خلق و خوی کفار می‌شمرد[۱۴] و منجر وجوب نماز را غلبه عرب جاهلی بر کبر می خواند؛ [۱۵] روایاتی که به سرانجام متکبران در روز قیامت می پردازد؛ [۱۶] و روایاتی در ذکر سیره رسول(ص) و اهل بیت علیهم السلام در تقبیح کبر و مدح تواضع.[۱۷] آنچه از مضمون این احادیث برمی‌آید، مداقه غربت از تکبر در مورد ایمان میباشد؛ چنانکه هماهنگ با قرآن مهربان تکبر را منافی ایمان و بازدارنده از تسلیم‌شدن به حق خوانده‌اند.[۱۸]

در دانش اخلاق و رفتار
در دانش رفتار، تکبر از رذایل اخلاقی و یکی لوازم غضب الهی به شمار میاید.[۱۹] حتی بعضا آن را منشأ بقیه رذایل دانسته[۲۰] و با بی دینی در یک‌ جايگاه گذاشته‌اند.[۲۱] تعریف و تمجید تکبر در دانش رفتار بر‌خیس فهمیدن خویش از سایر افراد و خوار دیدن و تحقیر آنها میباشد.[۲۲] قسمت اولیه این تمجید با تعریف‌و‌تمجید عُجب مشترک میباشد و این دستور از رابطه مفهومی کِبر و عُجْب حکایت داراست، چنانکه کبر را از حاصل عجب و در مفهوم مشابه آن دانسته‌اند.[۲۳] تفاوت کبر و عجب در آن میباشد که کبر، مغایر عجب، صرفِ بر‌خیس فهمیدن و تعالی پنداشتن خویش وجود ندارد و نیازمند خوار دیدن بقیه افراد هم می‌باشد.[۲۴]

بازدید : 97
پنجشنبه 25 بهمن 1403 زمان : 11:06


داوران بنی‌اسرائیل
بعد از یوشع(ع)، شخصیت‌های زیادی بنی‌‌اسرائیل را رهبری کردند که داوران بنی‌‌اسرائیل نامیده‌ می گردند. آنها سلطان نبودند و تنها به حل اختلافات داخلی بنی‌‌اسرائیل می‌پرداختند. واپسین داور بنی‌‌اسرائیل سموئیل بود. پس از وی، بعد از ظهر پادشاهان بنی‌‌اسرائیل با طالوت و آن‌گاه داوود و سلیمان(ع) تشریفات ترحیم مشهد استارت شد.[۸]


نگارگری گوستاو زمان نقاش دارای اسم و رسم فرانسوی از کوروش، فتح بابِل و آزادی بنی‌اسرائیل.
به‌گفته عهد و پیمان عتیق، بعد از مرگ سلیمان(ع)، فرزندش حکومت را به دست گرفت، البته به‌انگیزه ستمکاری وی ده طایفه از طایفه‌های دوازده‌گانه بنی‌‌اسرائیل از دستور وی راز گشوده زدند و فقط نوادگان یهودا و بنیامین در سرزمینی خرد به اسم یهودا که مشمول شهر اورشلیم (قدس) می شد، برای وی باقی ماند. اسم یهودی از اینجا ریشه گرفته میباشد. ده طایفه دیگر حکومت مستقلی به اسم اسرائیل به رهبری یکی‌از سرداران سلیمان(ع) تشکیل دادند.[۹]

هیکل سلیمان
هیکل سلیمان اسم معبدی میباشد که سلیمان(ع) در هفت سال و نیم آن را سازه کرد. این محل پرستش در اورشلیم بر کوه موریا سازه گردیده بود.[۱۰] بعداز طلاق بنی‌اسرئیل از یکدیگر، بُخْتُ‌النَّصْر پاد شاه بابِل این محل پرستش را تخریب کرد و این بستگان به اسارت به بابِل برده شدند.[۱۱] مدتی آن گاه، کشور‌ایران توان یافت و کوروش بابِل را فتح کرد و به بنی‌‌اسرائیل اذن اعطا کرد به مرز و بوم خویش برگردند. آن ها مجدد محل پرستش را مرمت کردند، اما پس از مدتی فی مابین‌شان اختلاف ساخت‌و‌ساز شد و رومی‌ها که از حضورشان شم خطر می‌کردند، در سال ۷۰م اورشلیم را اشغال و محل عبادت سلیمان(ع) را برای توشه دوم حاد کردند. بعد از آن، بنی‌‌اسرائیل به‌کلی در بخش ها متفاوت دور از هم شدند.[۱۲]

بنی‌اسرائیل در قرآن
در قرآن، واژه و کلمه «بنی‌اسرائیل» ۴۱ توشه به شغل برده گردیده‌است.[۱۳] آنچه در قرآن بیشتر استفاده کننده این‌ اسم‌ قرار گرفته، رهروان موسی(ع) و به عبارت دیگر، نسل یعقوب بعد از موسی میباشد.[۱۴] بعضی از موضوعات مطرح‌گردیده در قرآن در مورد بنی‌اسرائيل عبارت‌اند از: نقیبان بنی‌اسرائيل، نعمت‌های معبود برای بنی‌اسرائيل، عبور بنی‌اسرائیل از دریا، دستورهای خداوند به آنها و مذمت آن‌ها:

دوازده نقیب
نوشته‌علمیٔ مهم: نقبای بنی‌اسرائیل
در قرآن، دوازده «نقیب» به بنی‌اسرائیل منسوب شده میباشد که مفسران مسلمان برای آن معانی مختلفی بیان کرده‌اند:[۱۵] به عنوان مثال:

رئیسان بنی‌اسرائيل[۱۶]
شاهدانی که در قبال آن‌ها معبود یا این که موسی(ع) با بنی‌اسرائیل بیعت کردند[۱۷]روضه خوان طوسی چهار قسم درباره نقیب نقل کرده که عبارتند از: ضمانت کننده، امین، شاهد و مدیریتِ کارگزاران. [۱۸]
ضامنانی که خداوند یا این که موسی(ع) از آن ها عهد و پیمان گرفت[۱۹]
فرزندان یعقوب (اسرائیل).[۲۰]

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 504
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 57
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 126
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 268
  • بازدید ماه : 596
  • بازدید سال : 3295
  • بازدید کلی : 33700
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی