loading...

مجله خبری تشریفات

بازدید : 40
چهارشنبه 10 ارديبهشت 1404 زمان : 15:56


برای دیگر کاربردها عدل (عدم وضوح‌زدایی) را ملاحظه کنید.
خلقت اجباری
عدل و داد تشریعی
عدل الهی به شغل پروردگار براساس حسن و قبح عقلی و عدم جاری ساختن هرگونه قبیحی از سوی وی اشاره دارااست. قبیح را هر چیزی که عقل از آن تنفر داشته باشد مانند لاف و ظلم دانسته‌اند. مبتنی بر عدل الهی آحاد شغل های معبود در کارها تكوینى مانند خلقت و کارها تشریعى مانند پست کردن پیامبران، در عالم و آخرت تمامی از روى حكمت و مصلحت تشریفات ترحیم مشهد میباشد.

امام درستگو(ع) عدل الهی را در کنار توحید، شالوده آیین معرفی نموده است. بعضی از اصول آئین مانند نبوت، امامت و معاد، همینطور مباحثی مانند پردیس، دوزخ و حسابرسی جاری ساختن در قیامت نیز متوقف بر عدل الهی‌اند.

امامیه و معتزله عدل الهی را از اصول پنجگانه آیین به اکانت آورده‌اند. به همین جهت به آن ها عدلیه نیز گفته می گردد. در مقابل، اشاعره معتقدند هرآنچه از خدا صادر گردد، پسندیده میباشد حتی در شرایطی که ظلم باشد. آن ها به دلیل یقین به حسن و قبح دینی معتقدند فعالیت خدا ملاک عدل میباشد.

روضه خوان طوسی با این برهان که اعمال فعل قبیح، نقص در خدا میباشد و بنابر براهین عقلی، نقص در خدا مکان ندارد، به ثابت عدل الهی پرداخته میباشد. وی همینطور این نظر را دارد اجرا فعل قبیح یا این که از روی جهل میباشد و یا این که از روی احتیاج که‌این دو درباره معبود منتفی میباشد. نشانه‌ها قرآن و احادیث نیز بر وجود صفت عدل در خدواند دلالت دارا هستند.

منزلت و التفات
عدل الهی از نقاط تمایز در میان دو مذهب گرانقدر اسلامی دانسته گردیده‌است. شیعه‌ها عدل الهی را از اصول پنجگانه آئین[۱] و یا این که حداقل از اصول مذهب میدانند.[۲] چنان‌که معتزلیان نیز عدل را اصل دوم از اصول آئین خویش قرار داده‌ بودند.[۳]

متکلمان مسلمان در کتاب‌های خویش قسمت غیر وابسته‌ای به عدل تخصیص داده‌اند.[۴] یقین به عدل الهی در یکسری گفت و گو اعتقادی تأثیر‌گذار میباشد؛ تأثیر در آغاز آن در مباحث خداشناسی میباشد. شیعه‌ها عدل را از صفات فعل[۵] ثبوتی‏[۶] خدا می دانند. بنابر روایتی امام راست گو(ع) عدل را در کنار توحید، مبنا آئین معرفی می‌نماید.[۷] [یادداشت ۱] عبدالرزاق لاهیجی متکلم شیعه این نظر را دارد عدل نماد‌دهنده كمال خدا در افعال اوست.[۸] همینطور از دید متکلمان شیعه عدل بی نقص‌کننده توحید میباشد و بقیه اصول آئین مانند نبوت، امامت و معاد متعلق به آنند.[۹]

مباحث دیگری مانند فردوس، دوزخ و جهنم و حسابرسی اجرا در قیامت نیز متوقف بر عدل الهی‌اند.[۱۰] همینطور اعتقاد و باور یا این که عدم یقین به عدل در مسائل اساسی بشر‌شناختی مانند جبر و سپردن، قضا و قدر، مورد شرور و سختی‌های معاش، خوشبختی و بدبختی[۱۱] سپردن و عزم آدم تأثیر دارااست.[۱۲] از لحاظ باورمندان به عدل الهی حتی آشنایی احکام عملی آیین نیز متعلق به عدل الهی میباشد. زیرا قاعده ملازمه و تأثیر مصالح و مفاسد حقیقی و واقعی در احکام و تایید نقش عقل در اجتهاد با تایید عدل الهی ممکن میباشد.[۱۳] در تعبیر مثال عدل ركن اصلی اسلام دانسته گردیده که هیچ یک از مسائل نظریه‌‏اى و عملى، فردى و اجتماعى، خالى از روح عدل وجود ندارد.[۱۴]

تاریخچه و موضوع‌های گفت و گو
اعتقادات شیعه
‌خداشناسی
توحید ثابت آفریدگار • توحید ذاتی • توحید صفاتی • توحید افعالی • توحید عبادی • صفات ذات • صفات فعل
فروع توسل • شفاعت • تبرک • استغاثه
عدل الهی
حُسن و قُبح • بداء • دستور دربین الامرین
نبوت
طهارت پیامبران • خاتمیت • فرستاده اسلام • اعجاز• اصالت قرآن
امامت
باورها پاکی امامان • ولایت تكوینی • دانش غیب • خلیفة‌الله • غایب بودن • مهدویت • انتظار فرج • ظهور• رجعت • امامت تنصیصی
امامان امام علی • امام حسن • امام حسین • امام سجاد • امام باقر • امام راست گو • امام کاظم • امام رضا • امام جواد • امام هادی • امام عسکری • امام مهدی
معاد
برزخ • معاد جسمانی • حشر • صراط • تطایر کتاب ها • ترازو
مسائل پر رنگ
اهل‌بیت • چهارده معصوم • کرامت • تقیه • مرجعیت • ولایت فقید • ایمان مرتکب کبیره

دعوا درباره عدل الهی جزو دیرین‌ترین گفت و گو‌های کلامی در دنیا اسلام میباشد. مرتضی مطهری این نظر را دارد مهم ترین ادله طرح مشاجره عدل الهی، آموزه‌های قرآن میباشد که شاخه‌های متعدد عدل (تکوینی، تشریعی، اخلاقی و اجتماعی) را مطرح نموده است.[۱۵]

سابق‌ترین اختلاف‌ها در حوزه عدل الهی را درباره نسبت دادن افعال قبیح انسانی به آفریدگار دانسته‌اند.[۱۶] اختلاف آجل دراین مورد این بود که افعال آدم‌ بنده خویشِ اوست یا این که عبد آفریدگار؟[۱۷] در همین روزگار بود که جریان فکری قَدَریه با مقصود مدد از عدل الهی صورت گرفت.[۱۸] بعداز آن مشاجره یارا محصل شد که پیوستگی روشنی به گفت و گو عدل الهی داراست.[۱۹] و همین‌‌طور شاخه‌های مربوط به عدل الهی آیتم دعوا و نبرد قرار گرفت تا این که عدل عظیم‌ترین باب دانش سخن شد.[۲۰]

عدل از لحاظ مذهبها متعدد
اختلاف‌ها بر راز مورد عدل الهی سبب شد که در قرنها اولیه اسلامی فرقه‌های مسلمان به دو جریان والا عدلیه و غیرعدلیه تقسیم شوند. امامیه و معتزله به «عدلیه» دارای شهرت میباشند.[۲۱] زیرا عدل را از اصول آیین خویش اکانت کرده‌اند.[۲۲]

جریان عدلیه حسن و قبح اشیا را عقلی می دانند و معتقدند این‌که معبود عادل میباشد بدین مضمون‌ میباشد که وی براساس بهتر بودن اشیا شغل می‌نماید، و ظلم را به دلیل قبیح بودن آن اعمال نمی‌دهد.[۲۳] عدل پروردگار بدین مفهوم فرع ثابت حسن و قبح عقلی میباشد.[۲۴] ظهور قضیه عدل و طرح تیتر آن در کتاب‌های کلامی به اسم معتزله تصویب گردیده است.[۲۵]

در مقابل، غیرعدلیه که شاخص‌ترین نماینده آن ها اشاعره می باشند، معتقدند ملاک عادلانه بودن یک کردار، فعالیت پروردگار میباشد و هر چه معبود جاری ساختن دهد پسندیده و عدل میباشد حتی چنانچه با نگاه بشر‌ها ظلم باشد. بنابر این عامل بر عدل پروردگار عامل فقاهتی میباشد.[۲۶] بنابر عقیده غیرعدلیه عقل بشر‌ها ملاکی برای تشخیص عدل از غیرعدل ندارد. و نمی‌اقتدار با ملاک‌های پیشینی و فارغ از توکل بر اوامر الهی افعال را عادلانه یا این که ظالمانه دانست.[۲۷]

به نظریه برخی، مذهب عدلیه در مقابل مذهب جبریه میباشد.[۲۸]

بازدید : 68
سه شنبه 9 ارديبهشت 1404 زمان : 10:44


تعمیر مسجد
مسجد جمکران در زمان‌های متعدد تعمیر و مرمت گردیده است؛ سازه بر کتیبه‌ای که با تاریخ ۱۱۶۷ق مو جود میباشد، میرزا علی‌اکبر جمکرانی در سال ۱۱۶۷ق مسجد را تعمیر نموده است. همینطور بر طبق کتیبه ذکر شده، سازه در آن فرصت دربرگیرنده مسجدی به بعدها ۱۷×۵ متر، در جنوبِ صحنی به بعد ها ۱۷×۱۳ متر بوده میباشد.[یادداشت ۳][۴۵] بعد ها علی‌قلی جمکرانی، ایجاد کرد یک طرف صحن مسجد را شروع کرده، اما صحن ناتمام باقیمانده تا آنکه علی‌اصغرخان اتابک در اوایل حکومت مظفرالدین پادشاه قاجار (۱۲۳۲-۱۲۸۵ش) آن را تعمیر کرد.[۴۶] محمدتقی بافقی (درگذشته ۱۳۲۵ش) از علمای قم در زمان پهلوی، تعمیراتی در مسجد اجرا داده میباشد.[۴۷]‌ همینطور شخصی به اسم سید محمد آقازاده، در سال ۱۳۳۲ش، نصیب‌هایی از مسجد را تعمیر کرد و تالاری در جنوب صحن آن تاسیس تشریفات ترحیم مشهد نمود.[۴۸]

در نصیب جنوب شرقی مسجد، گلدسته آجری به طول ۱۷ متر قرار داشته که با استناد به کتیبه‌ای، در ۱۳۱۸ش تاسیس شده است.[۴۹]

توسعه و گسترش سازه در جمهوری اسلامی

صحن مهم مسجد جمکران
بعداز انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ش در کشور ایران، شورای رئیس حوزه علمیه قم، هیئت امنای مسجد جمکران را معرفی کرد و اداره وقف و کارها خیریه، رسیدگی بر کارها آن را بر ذمه گرفت.[۵۰] و توسعه و گسترش مسجد سرعت گرفت. بعد از آن ۴۰ هکتار زمین در مشت مسجد جمکران قرار گرفت که ۵/۵ هکتار آن به محوطه و صحن اساسی تخصیص یافت.[۵۱] همینطور در سال ۱۳۸۲ش برنامه ای ثبت شد که برای گروه مسجد جمکران، حدود ۲۵۰ هکتار زمین در لحاظ گرفته گردیده بود و در حدود ۳۰ هزار مترمربع آن به مسجد رده و شبستان‌ها تخصیص داشت و مابقی، مرتبط با صحن و ساختمان‌های ادارای و خدماتی میشد. درین طرح، ساختمان‌های مسجد به جز مسجد رده، مرمت شد.[۵۲]

مسجد جمکران با واحدهای مختلفی مانند واحد مراسم و تبلیغات، رابطه ها همگانی، کتابخانه، انتشارات، تصویب کرامات و نذورات و هدایا، اداره میشود. سید علی‌اکبر اُجاق‌نژاد تولیت مسجد را بر ذمه دارااست.[۵۳] قبل از وی، محمدحسین رحیمیان و ابوالقاسم وافی ذمه ‌دار تولیت مسجد جمکران بوده‌اند.[۵۴]

معماری و ساختمان
تیم مسجد جمکران از بخش‌های مختلفی مانند مسجد رده، شبستان‌ها، صحن اساسی و ساختمان‌های تشکیلات ادرای تشکیل‌شده میباشد.


مسجد جایگاه
ساختمان شبستان مهم مسجد جمکران، مسجد مَقام نامیده می گردد و حدود ۱۱۰۰ متر مربع مساحت داراست. حیاط ورودی مسجد، از روش سه ورودی به شبستان خط مش داراست و در حوالی تراس، دو مناره‌با طول ۶۰ متر جای‌دارد. شبستان دارنده هشت ردیف میباشد که گنبد مسجد با بنا‌ای فلزی بر فراز آنان پایدار گردیده‌است. در ساقه گنبد، ۲۳ پنجره درنظرگرفته شده میباشد که روشنایی شبستان را تأمین می‌نمایند. سطح فرنگی گنبد نیز با کاشی‌های فیروزه‌ای پوشیده و با کتیبه‌های تهلیل و تُرَنج‌هایی با عبارت «یا این که مهدی ادرکنی» در باطن آن، تزئین شد‌ه‌است. سطح داخلی گنبد مزین به کاشی‌های معرق با تلفیق خشت میباشد. همینطور ردیف‎ها، محراب و تراس ورودی شبستان و دو مناره گوشه و کنار آن با کاشی‌های معرق و مقرنس‌کاری تزیین گردیده‌است.[۵۵]

صحن مهم
مسجد جمکران، شش ورودی دارااست که ورودی شمال شرقی، مستقیما به شبستان مهم مسجد می رسد.[۵۶] در اطرف صحن، مناره‌هایی درست شده که سازه به گفته مسئولان مسجد جمکران، تعداد آنان به ۱۴ خواهد رسید.[۵۷]

شبستان‌ها
شبستان‌های غربی و شرقی: در دو طرف مسجد جایگاه، دو شبستان وجود دارااست که هر مورد با ۴ هزار متر مربع زیربنا در دو طبقه تشکیل‌شده‌اند. بخش‌های داخلی این شبستان‌ها آیینه‌کاری گردیده است و هر مورد دارنده دو گنبد قرینه‌اند.[۵۸]
چاه عریضه
نوشته‌ی‌علمیٔ اساسی: چاه عریضه

چاه عریضه
در محوطه بیرونی مسجد، و در پشت ساختمان مسجد جایگاه، چاهی وجود داراست که به چاه عریضه دارای شهرت میباشد.[۵۹] برخی از شیعه‌ها با یقین به تقدس این چاه، عریضه‌ و طومار‌های خویش به امام مجال را در آن می‌اندازند.[۶۰] به گفته بعضا از دانشمندان، برای چاه سندی یافت نشده و هیچ یک از مراجع تبعیت برای آن قداستی قائل نیستند.[۶۱] آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر ایران[۶۲] و آیت‌الله مکارم شیرازی[۶۳] از مراجع پیروی، با پرتاب کردن طومار به درون چاه ذکر شده مخالفت کرده‌اند. همینطور بیان شده فی مابین محراب مسجد، چاه کوچکی قرار داشته که برخی زائران برای تبرک از داخل آن خاک برمی‌داشته‌اند. در محراب مسجد، قطعه سنگی نیز وجود داشته که میان آن تاثیر یک گام تبارک، به نشانه قدمگاه بودن مسجد، حجاری گردیده بوده که در ۱۳۵۰ق، به امر آیت‌الله نتیجه قمی (متوفی ۱۳۷۰ق) به نشان بدعت بودن، تخریب شد‌ه‌است.[۶۴]

سازه بر گزارش بعضی از وب سایت‌های خبری، این چاه در آبان سال ۱۳۹۹ش تعطیل گردیده است.[۶۵]

بازرسی بیشتر
کتاب مسجد مقدّس جمکران: تجلیگاه صاحب و مالک الزمان، جعفر میرعظیمی در‌این کتاب آغاز به تاریخچه مسجد جمکران پرداخته[۶۶] آنگاه سخنان بعضی از علما و مراجع پیروی را درباره آن بیان نموده است.[۶۷] درپی بعضی از کراماتی که در‌این مسجد به وقوع پیوسته و نیز اشعاری در تکریم مسجد گرد آورده میباشد.[۶۸] انتشارات مسجد جمکران این کتاب را یکسری توشه چاپ نموده است.

جستارهای متعلق

بازدید : 22
دوشنبه 8 ارديبهشت 1404 زمان : 10:43


رَوضَةُ الْواعِظین وَ بَصیرَةُ الْمُتَّعِظین نوشته فتال نیشابوری (م ۵۰۸) از علمای ۵ و ۶ هجری قمری درباره تاریخ زندگانی نبی اکرم(ص) و اهل بیت(ع) میباشد. این کتاب در ۹۶ مجلس تهیه گردیده و همواره گزینه دقت و استناد عالمان و بزرگان آئین قرار داشته میباشد. روضة الواعظین یکی منابع بحارالانوار به شمار می‌رود. در بعضی مفاد روضة الواعظین به غلط به روحانی اثرگذار منسوب تشریفات ترحیم مشهد شده میباشد.

تالیف کننده
نوشته‌علمیٔ مهم: محمد بن حسن فتال نیشابوری
محمّد بن حسن بن علی بن احمد بن علی فَتّال نیشابوری، دارای اسم و رسم به ابن فتال و ابن فارسی، دانا و فقیه قرن پنجم و ششم هجری قمری میباشد. لقب‌اش ابو جعفر و در بعضا از کتاب‌ها ابو علی میباشد. او از مشایخ ابن شهر آشوب بوده و از روضه خوان طوسی و سید مرتضی داستان نموده است. وی دارنده دو تاثیر به اسم‌های روضة الواعظین و التنویر فی معانی التفسیر بوده که در انتساب آن ها به ابن فتال تردیدی وجود ندارد. برخی نیز کتاب مونس الحزین را به او منتسب می دانند. فتال نیشابوری در سال ۵۰۸ هجری قمری به دست شهاب الاسلام به قتل رسید. اورا با کنیه شهید نیز حافظه کرده‌اند.

اسم و قضیه کتاب
اسم کتاب سازه بر آن چه در اولِ کتاب آمده «روضة الواعظین و بصیرة المتعظین» میباشد ولی بعضا منابع به اسم «روضة الواعظین و تبصرة المتعظین» از آن حافظه کرده‌اند.[۱]

این کتاب درباره تاریخ و مناقب چهارده معصوم و همینطور مواعظ و اخلاقیات و به گفته خویش مؤلف در اصول و فروع آیین و زهدو تقوا و مواعظ میباشد.

محتوا
این کتاب مشابه کتاب‌های امالی، در ۹۶ مجلس تهیه و تنظیم گردیده‌است.

سه مجلس در ماهیت عقل و برتری آن و معرفت آفریدگار و شگفتی‌هایی که بر بزرگی آفریدگار دلالت دارااست.
مجلس چهارم تا ششم درباره نبوت.
مجلس هفتم تا یازدهم درباره امیرالمؤمنین(ع).
مجلس دوازدهم درباره ایمان ابوطالب و گستردن اکنون فاطمه بنت اسد.
مجلس سیزدهم تا شانزدهم درباره حضرت زهرا(س).
مجلس هفدهم تا سی و یکم تفصیل هم اکنون و مناقب ائمه اطهار و بعداز آن فروع آئین و مباحث اخلاقی میباشد.
این مجالس به فراخور قضیه، گاهی کامل (مانند مجلس دوم) و گاهی مختصر (مانند مجلس نوزدهم) میباشد. فتال در تهیه و تنظیم مجلس‌ها، پیوستگی تاریخی را رعایت نکرده میباشد مانند اینکه به دنیاآمدن نبی(ص) را بعداز بعثت می آورد و برخی مباحث مانند مبارزه‌ها و مغازی رسول را هم طرح نکرده میباشد.[۲]

اولیه مقاله کتاب در مجلس نخستین درباره ماهیت عقل و فضیلت آن میباشد. این فصل با سه آیه از قرآن شروع گردیده که عبارتند از: آیه ۱۹۰ سوره آل‌عمران إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَویَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لَآيَاتٍ لِأُولِي الْأَلْبَابِ به طبعً در آفرينش عرش‌ها و زمين، و در پى يكديگر داخل شدن شب و روز، براى خردمندان آرم‌هايى [قانع كننده‌] میباشد.آیه ۵۴ سوره طه كُلُوا وَارْعَوْا أَنْعَامَكُمْ ۗ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَاتٍ لِأُولِي النُّهَىٰ «بخوريد و دام‌هايتان را بچرانيد كه به طبعً در اينها براى خردمندان نماد‌هايى میباشد» و آیه ۵ سوره فجر هَلْ فِي ذَٰلِكَ قَسَمٌ لِذِي حِجْرٍآيا در اين، براى خردمند [نياز به‌] سوگندى [ديگر] میباشد؟ [۳]

واپسین فصل کتاب درباره دوزخ و چگونگی آن میباشد که با آیاتی از قرآن آغاز گردیده است و واپسین روایتش از ابن عباس درباره درهای دوزخ و جهنم و عذاب‌های جان دار در دوزخ میباشد. نقطه پایان قسمت کتاب نیز اشعاری درباره روز قیامت و شرایط بشر فاسق در پیشگاه خداوند میباشد.برخی ازابیات این سروده این میباشد:

إلهي كأنّی في القيامة واقف‌
و قد فاض دمعي حين أقرأ كتابيا
يقول لي الجبّار اقرأ فإنني‌
أثيبك يا عبدي بما كنت ساعيا
فيا سوأتي اینجانب موقفي و صحيفتي‌
تخبره تحصي عليَّ الدواهي
[۴] [یادداشت ۱]

علت کتابت
فتال در پیشگفتار می‌نویسد:

از جوانی برای عموم مجالسی داشتم و به سوال‌های آن ها درباره اصول و فروع جواب می‌دادم. آن‌گاه از اینجانب خواستند ارشادوراهنمایی و پند و سخنان مانع از گناه برایشان بیان کنم البته آن را در کتابی جامع نیافتم به همین جهت خویش به‌این فعالیت مبادرت کرده و به گردآوری‌آوری سخنان معصومان و خبرها آنها عملکرد گماشتم که خویش کاری لبریز زحمت بود. سندها این احادیث را هم حذف کردم چون برای خبر ها رایج و معروف، نیازی به عنوان کردن اوراق وجود ندارد.[۵]
بها و اعتبار کتاب
کتاب روضة الواعظین از فرصت تألیف، گزینه دقت و استناد قرار گرفته میباشد. این کتاب یک کدام از منابع بحارالانوار به شمار می‌رود. مؤلف تأکید می‌نماید که هیچ روایتی درین کتاب نیاورده، مگر اینکه معنای درست و بر اساس نگرش شیعه برای آن داشته میباشد.[۶]


تصویر ترجمه کتاب بوسیله محمود مهدوی دامغانی
منابع کتاب
منابع این کتاب عبارتند از: کافی از محمد بن یعقوب کلینی، کتاب ها مختلف روحانی صدوق مانند امالی، خصال، عیون خبر‌ها الرضا، کمال الدین و معانی الاخبار، کتاب ها روحانی موءثر بخصوص امالی و ارشادوراهنمایی، کتاب ها روضه خوان طوسی که در برنده موردها، کلمات آنها آمده و در مواقعی تلخیص یا این که تلفیق گردیده‌است.[۷]

گاهی به نادرست این کتاب به روضه خوان اثرگذار منسوب شده که صحیح وجود ندارد. ظاهرا مراد از روحانی موءثر، ابو بنده الله محمد بن محمد بن نعمان درگذشته ۴۱۳ق وجود ندارد. بلکه خواسته محمد بن حسین نیشابوری ملقب به اثر گذار میباشد که بابا والا ابوالفتوح رازی و اخوی روضه خوان عبدالرحمن اثر گذار نیشابوری میباشد.[۸]

ترجمه و چاپ
این کتاب در سال ۱۳۶۶ش بوسیله محمود مهدوی دامغانی، به فارسی ترجمه و پاورقی بر آن زده گردیده است. بعضا چاپ‌ها عبارت میباشد از:

چاپ سنگی سال ۱۳۰۳ق در تبریز، در کتابخانه حاج ملا عباس علی.
چاپ سال ۱۳۷۷ق در قم، در کتابخانه مصطفوی.
چاپ بیروت در سال ۱۴۰۶ق در مؤسسه اعلمی.
چاپ نجف در سال ۱۳۸۶ق در چاپخانه الحیدریة.

بازدید : 37
شنبه 6 ارديبهشت 1404 زمان : 16:22


بقای روح بعداز مرگ
نوشته‌علمیٔ اساسی: جاودانگی
بقای روح بعداز مرگ و طلاق از تن را از معارف اساسی قرآن[۹۷] و از اصول اعتقادی آیین و دینداری شمرده‌اند.[۹۸] به گفته جعفر سبحانی، بقای روح بعد از مرگ، در فلسفه اسلامی به یک زمینه قطعی درآمده و کلیه فیلسوفان بلندمرتبه مسلمان همانند ابن سینا، روحانی اشراق و ملاصدرا به آن براین باوراند.[۹۹] بعضا متکلمان شیعی همانند روضه خوان صدوق[۱۰۰] نیز معتقدند که روح جاودانه میباشد و با مرگ تن از در بین نمی‌رود. در مقابل روضه خوان اثر گذار، بقا و جاودانگی روح را با آیاتی مانند «کُلُّ مَنْ عَلَیْهَا فَانٍ وَیَبْقَىٰ وَجْهُ رَ‌بِّکَ ذُو الْجَلَالِ وَالْإِکْرَ‌امِ؛ هر چه بر [زمین‌] میباشد فانی‌شونده میباشد و ذات باشکوه و ارجمند پروردگارت باقی خواهد ماند.»[۱۰۱] در مغایرت دانسته و آن را حیث فیلسوفان ملحد و هواداران تناسخ شمرده میباشد.[۱۰۲] به گفته حسن معلمی، همگی اندیشمندان مسلمان به بر خلاف ظواهر عبارت روضه خوان اثر گذار، روح و نفس را باقی و جاویدان تشریفات ترحیم مشهد میدانند.[۱۰۳]

فخر رازی نیز در تعبیر پهناور خویش با اعتنا به آیه «کُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْت‏؛ هر نفسی چشنده مرگ میباشد»[۱۰۴] لحاظ فیلسوفان درباره بقا و نمردن روح بشر را فسخ دانسته میباشد.[۱۰۵]

از نگاه ناصر مکارم شیرازی، آیه ۱۱ سوره سجده (قُلْ يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ) که با تفسیر «تَوَفّی» دلالت بر قبض روح داراست،‌ آرم میدهد که روح استقلال دارااست و بعداز طلاق از تن باقی می ماند.[۱۰۶] آیت‌الله سبحانی نیز اعتقاد دارد آیه ۱۵۴ سوره بقره، آیه ۲۵-۲۷ سوره یس و آیه ۲۵ سوره نوح نیز به صراحت بر بقای روح بعد از مرگ دلالت دارا هستند.[۱۰۷]

رابطه با ارواح
نوشته‌ی‌علمیٔ اساسی: رابطه با ارواح
آیت‌الله جعفر سبحانی متکلم شیعی این نظر را دارد رابطه با ارواح گذشتگان ممکن بوده و آیاتی مانند ۱۶۹-۱۷۱ سوره آل عمران، آیه ۷۹ و ۹۳ سوره اعراف و آیه ۴۵ سوره زخرف و احادیث زیادی بر این رابطه دلالت دارا هستند.[۱۰۸] از لحاظ وی، انکار اینگونه ارتباطی، مخالف با آیه‌ها قرآن و سنت مسلم اسلامی و روایات پشت سرهم میباشد.[۱۰۹] درباره حرمت یا این که تایید صلاحیت اِحضار ارواح در حالتی که که نیازمند دستور حرامی مانند ضرروزیان زدن و آزردن مؤمن نباشد، اختلاف حیث وجود داراست.[۱۱۰]

در شکل حقیقی وواقعی بودن رابطه با ارواح مردگان، این فرمان را علامت‌ای از تجرد روح و معاش بعداز مرگ دانسته‌اند.[۱۱۱]

کتاب‌شناسی

کتاب روح و نفس، تاثیر سید محمد خامنه‌ای
درباره روح اثر ها زیادی با شیوه‌های متعدد منتشر شد‌ه‌است که بعضا از آن ها عبارتند از:

‌ یسألونک عن الروح، تاثیر فخرالدین رازی (درگذشت ۶۰۶ق)، این کتاب که از تعبیروتفسیر مفاتیح الغیب فخررازی برگرفته گردیده،‌ به وسیله مکتبة القرآن در قاهره به چاپ رسیده میباشد.
‌ کتاب الروح،‌ تاثیر ابن قیم جوزی (درگذشت ۷۵۱ق)، مکه،‌ دار فقیه الفوائد، چاپ نخستین، ۱۴۳۲ق. تالیف کننده با استناد به آیه ها و احادیث، مسائل مربوط به روح همانند مضمون‌ روح، ابدی یا این که فانی بودن آن و عذاب قبر و برزخ مطرح نموده است.[۱۱۲]
اصالت روح از حیث قرآن، جعفر سبحانی، قم، مؤسسه امام درستگو(ع)، چاپ اولیه، ۱۳۹۳ش. تالیف کننده درین کتاب مباحث مربوط به روح را در دوازده قسمت و با استناد به نشانه‌ها قرآن مطرح نموده است. رابطه روح با تن، تجرد روح، جاودانگی روح به عنوان مثال مباحث این کتاب میباشد.[۱۱۳]
‌ نفس و روح در فلسفه اسلامی و آیه ها و احادیث، تاثیر حسن معلمی، طهران، پژوهشگاه تمدن و پندار اسلامی، چاپ اولیه، ‌۱۳۹۴ش.
موسوعة الروح، تاثیر علی بن سعید العبیدی. این کتاب به لهجه عربی در چهار جلد و بوسیله مؤسسة الدرر السنیة منتشر گردیده‌است. جلد در آغاز به بینش اهل سنت، جلد دوم به طریقه متکلمان و فیلسوفان، جلد سوم به اهل کتاب و ادیان دیگر و جلد چهارم نیز به بینش‌های فرقه‌های معاصر پرداخته میباشد.[۱۱۴]
برای مثال دیگر کتاب‌هایی که درباره روح چاپ گردیده عبارتند از: «روح از لحاظ آئین، عقل و دانش روحی تازه» نوشته محمدآصف محسنی قندهاری، «واقعیت روح؛ دانشی اندک از دانش الارواح» تاثیر احمد زمردیان، «روح و نفس» نوشته سید محمد خامنه‌ای و «الروح فی دراسات المتکلمین و الفلاسفة» تاثیر محمد سید احمد المسیر. تعدادی کتاب نیز با تیتر «یسئلونک عن الروح» به لهجه عربی و بوسیله نویسندگان و ناشران گوناگون منتشر گردیده‌است.[۱۱۵]

بازدید : 35
سه شنبه 2 ارديبهشت 1404 زمان : 11:35


حَوّا، اول زن، همسر حضرت بشر و مامان نسل آدم میباشد. در کتاب ها مقدس یهودی-مسیحی از وی مذکور گردیده البته در قرآن اسم حوا بیان نشده و صرفا با تیتر همسر انسان به وی اشاره می‌گردد. در کتاب ها تفسیری، تاریخی و روایی مسلمانها اسم حوا آمده و ماجرا‌هایی درباره خلقت وی، تناول کردن وی و بشر از میوه ممنوعه، هبوط‌شان به زمین و معاش آن ها بعداز هبوط نقل گردیده است. درباره محل دفن حوا اختلاف میباشد و مرقدی در جده ایالات متحده عربی به وی تشریفات ترحیم مشهد نسبت داده می‌گردد.

کلمه و واژه‌شناسی حوا
این اسم در قول قدیم به عبری به طور (حَوّاه) آمده میباشد. این کلمه و واژه در ترجمه یونانی تورات، Evα و در لاتینی، Heva بوده و از لاتینی نیز به طور Eve وارد لهجه‌های غربی گردیده‌است. درباره ریشه‌شناسی کلمه حوا اختلاف میباشد؛ چنان‌که نُه ریشه محتمل برای آن بیان کرده‌اند.

عقیده نخستین: بنابر قول عتیق حضرت انسان همسر خویش را حوّا نامید، از آن رو که وی مامان همگی زندگان میباشد.
عقیده دوم: ممکن میباشد تغییریافته کلمه و واژه حَیاه (به معنای زنده/ حی) باشد. به حیث اسکینر اصل وجود یک اسم جداگانه (حوّا) برای همسر بشر یا این که اول زن، احتمالاً از عقیده‌ای دیرین در خصوص خاستگاه آدم میراث که براساس آن، اول مامان، نماینده وحدت نسل میباشد؛ براین اساس، واژه و کلمه حوّا بایستی ابتدا متضمن معنای حیات و آن‌گاه منبع حیات، یعنی مامان باشد.
عقیده سوم: سومی ریشه پیشنهادی بر طبق مشابهت آوایی واژه و کلمه حوّا با کلمه آرامی حیوی یا این که حِویا به معنای مار میباشد؛ بدین ترتیب ریشه‌شناسی، وجه تسمیه حوا این میباشد که وی در فریفتن انسان مانند مار شغل کرد؛ به عبارتی‌طور که مار موجب نابودی حوّا شد، حوّا هم مارِ همسرش شد.[۱]
در منابع کلمه‌شناسی لهجه عربی نیز درباره اشتقاق حوّاء اختلاف است که تحت دو ریشه «حوو» و «حوی» به آن اشاره کرده‌اند؛ در عین هم اکنون، حوّاء در لحاظ لغت شناسان نام خاص میباشد و به معنی آن سوای ذکر هرگونه وجه و رابطه لغوی، تنها عبارت «زوج بشر» را آورده‌اند.[۲]

به‌طور کلی شکل نوشتاری کلمه حَوّاء در گویش عربی در یکسری معنای مهم یافت میگردد: یکی‌از تحت مادّه «ح و و» (دالّ بر سیاه مشابه به سبز یا این که قرمز رنگ مایل به سیاه)، مؤنث أحوی، صفت چیزی یا این که زنی که رنگ تیره و مایل به سیاه دارااست[۳] دیگری تحت مادّه «ح ی ی» (با دو دلالت معاش و مار)، به معنای مارگیر.[۴] همینطور ابن خواسته حَوّاء به یار الف لام را اسم یک اسب دانسته میباشد.[۵]

حوّا در سنّت یهودی
آفرینش حوا
در قول قدیم درباره آفرینش بشر دو داستان آمده میباشد. در ماجرا در آغاز، بشر به طور مرد و زن (نر و ماده) آفریده گردیده و بنابر داستان دوم، آغاز مرد و بعد زن آفریده گردیده‌است. دانشمندان معتقدند این دو ماجرا وابسته به دو مرحله ویرایشی متفاوت از متن تورات میباشد.

در قصه سابق‌خیس، معبود بعد از آفرینش مرد، حیوان ها کم آبی و پرنده ها را از خاک می‌آفریند. انسان به هر مورد از این آفریده‌ها نامی میدهد، اما از میان آنان همدم قابل قبولی برای خویش نمی‌یابد. به همین سبب ساز، خداوند بشر را به خواب عمیقی فرو می برد، یکی‌از دنده‌های او‌را برمی‌گزیند، از آن زنی می‌آفریند و به بشر عرضه می‌نماید.

هبوط بشر و حوا از پردیس
بنابر قول قدیم، بشر و زن وی، هر دو، در فردوس عریان بودند سوای آنکه حس خجالت نمایند. مار زن را فریب بخشید و او‌را به میل کردن میوه درخت معرفت نیک و بد تشویق کرد که پروردگار وی و بشر را از خوردنش نهی کردن کرده بود. زن این میوه را خورد و به انسان نیز خوراند و در فیض، دیده هر دوی آنها گشوده شد و فهمیدند که عریانند. زیرا پروردگار انسان را بازخواست کرد، انسان زن خویش را و وی نیز مار را جنایتکار کرد. پس آفریدگار، انسان و زن و مار را به منجر جرمی که مرتکب گردیده بودند، مجازات کرد. مثلا به زن گفته شد: «درد و حاملگی‌ات را بسیار زیاد خواهم کرد؛ با درد طفل خواهی زایید و اشتیاقت به شوهرت خواهد بود و وی بر تو حکمرانی خواهد کرد». آنگاه، انسان و حوّا از پردیس رانده شدند مبادا که از درخت حیات نیز بخورند و تا ابد زنده بمانند.

بازدید : 37
دوشنبه 1 ارديبهشت 1404 زمان : 16:19


خرابه شام مکانی در دمشق که یزید بن معاویه، اسیران کربلا را در آن مکان اعطا کرد. در منابع روایی این جای فارغ از سقف و با دیوارهای سست تعریف گردیده است و ساکنان آن از سوز‌و‌سرما و گرما در مدد نبودند. بنابر بعضی نقل‌ها شهید شدن حضرت رقیه دراین جا چهره داده میباشد. بعضا از پژوهشگران معاصر حضور اسیران کربلا در خرابه شام را نپذیرفته و معتقدند به خیال و خاطر وضعیت اجتماعی و احترامی که اهل بیت نزد عموم داشتند، یزید نمی‌توانسته آن‌ها را در خرابه مکان دهد. ازاین‌رو، یزید آن‌ها‌را در قصر خویش مکان داده و قصر یزید در «محلة الخراب» تشریفات ترحیم مشهد بوده میباشد.

خرابه شام در ادبیات عاشورایی به ویژه در مرثیه‌سرایی، روضه‌خوانی و مدیحه‌خوانی گزینه دقت قرار گرفته میباشد.

نامگذاری و شرایط
بیان شده یزید بن معاویه، اسیران کربلا را در دمشق در خرابه‌ای بی سقف مکان اعطا کرد.[۱] در ادبیات عاشورایی از آن با تیتر خرابه شام حافظه میگردد.[۲] سازه به نقل روحانی موثر محل اقامت اسیران، منزل‌ای متصل به کاخ یزید بوده میباشد.[۳]

تعریف در احادیث
در بعضا احادیث[۴] توصیفاتی برای خرابه شام آمده میباشد.[یادداشت ۱] به عنوان مثال اینکه منزل‌ای که سقف نداشته و دیوارهایش سست بوده میباشد.[۵] همینطور برپایه گفتگویی که سید نعمت الله جزایری از منهال بن عمرو با امام سجاد(ع) نقل کرده منزل سایبان نداشته و آفتاب به داخلش می‌تابیده[۶] و اسیران را از سوز و سرما و گرما نگهداری نمی‌نموده است.[۷] برخی از اسیران می‌گفتند یزید ما‌را درین خرابه رسول تا بر راز ما وخیم خواهد شد[۸] و ما کشته شویم.[۹]

اسیران کربلا در خرابه
از بعضی احادیث برمی‎آید که اسیران کربلا در خرابه حالت قابل قبولی نداشته‌اند؛ آفتاب آن ها را اذیت می‌کرده[۱۰] و بر تاثیر آن، شکل‌هایشان پوست انداخته بود.[۱۱] آن ها در خرابه برای امام حسین(ع) روضه‌سرایی و فغان می‌کردند.[۱۲] همینطور در بعضی از احادیث آمده میباشد یزید بر خرابه نگهبانانی گمارده بود که لهجه عربی نمی‌دانستند.[۱۳]

درباره دوران اقامت اسیران کربلا در خرابه شام، اختلاف میباشد. در برخی منابع آمده میباشد آنان‌را در آنجا نگه داشتند تا اینکه شکل‌هایشان پوست انداخته بود.[۱۴] برخی از نویسندگان، توقف کاروان اسرا در خرابۀ شام، را حدود یک هفته تقریب زده‌اند.[۱۵] بعضی از تاریخ‌پژوهان برپایه روایتی از امام سجاد(ع)، مقطع اقامت در خرابه را دو روز بیان کرده‌اند.[۱۶]

اتفاق ها در خرابه
زمانی که اسیران کربلا در خرابه شام به رمز می‌بردند اتفاقاتی فیس بخشید به عنوان مثال:

شهید شدن رقیه
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: رقیه دختر امام حسین
بر اساس بعضا از منابع، دختر خردسالی از امام حسین(ع) در خرابه شام از عالم رفته میباشد.[یادداشت ۲] به نقل از کتاب بی نقص بهائی، این دختر عذروبهانه پدرش را گرفت. یزید امر کرد راز امام حسین را نزد وی بردند وی راز بابا را در دامن گرفت و آن قدر فغان کرد تا از جهان رفت.[۱۹] بعضا از منابع متأخر اسم این دختر را رقیه گفته‌اند.[۲۰] میرزا جواد تبریزی، بقاع منسوب به حضرت رقیه را از اولیه دارای اسم و رسم و حسین مظاهری همین جای را مرقد او دانسته‌ میباشد.[۲۱]

بازدید : 33
يکشنبه 31 فروردين 1404 زمان : 17:26


حمله رژیم صهیونیستی به لبنان، در جریان هواخواهی‌های حزب‌الله لبنان از دسته حماس اجرا گرفت. در‌این حمله که به طور قانونی از ۲ مهر ۱۴۰۳ش (۲۳ سپتامبر ۲۰۲۴م) استارت شد؛ ارتش اسرائيل، حملاتی را به بخشها جنوبی لبنان استارت کرد. این حمله ها به طور راکتی و هوایی اجرا می‌گرفت. قبل از استارت قانونی تهاجم ها،‌ دو اتفاق افتاد انفجار پیجرهای حزب‌الله در لبنان صورت گرفت که به شهید شدن و زخمی شدن تنی چند از اعضای این حزب انجامید. طی این تهاجم ها سید حسن نصرالله دبیرکل حزب‌الله در بمباران ساختمان مرکزی حزب‌الله در ضاحیه بیروت به شهید شدن تشریفات ترحیم مشهد رسید.

مسئله و مقصود حمله به لبنان
حمله اسرائیل به لبنان، یکی تنش‌های نظامی در حوزه‌ غرب آسیاست که بعد از عملیات گردباد‌الاقصی و حمله اسرائیل به نوار غزه به تنش آن افزوده شد‌ه‌است. بعداز آنکه نوار غزه به مقطع ۱۰ ماه گزینه تجاوز و کشتار نیروهای صهیونیستی قرار گرفت، ارتش اسرائیل به گذر زمان، دقت بیشتر خویش را به سمت جناح شمال و مرزهای لبنان معطوف کرد. مقصود اساسی اسرائیل از تهاجم ها به خاک لبنان،‌ سرکوب نیروهای مقاومت حزب‌الله و خودداری از تهاجم ها این مجموعه به مقر‌های ارتش اسرائیل میباشد.[۱] نتانیاهو، ابتدا وزیر وقت رژیم صهیونیستی گفت که پیکار در لبنان، تا‌هنگامیکه شهرک‌نشینان صهیونیستی بخش ها شمالی به محل معاش خویش بازنگردند، ادامه خواهد داشت.[۲]

لبنان به وسیله نیروهای اسرائیلی بارها آیتم تجاوز و حمله قرار گرفته میباشد. او‌لین حمله قانونی دربین اسرائیل و لبنان در سال ۱۹۸۲م اعمال گرفت. آنگاه در سال‌های ۱۹۸۳ تا ۱۹۸۶، حملاتی فی مابین دو طرف شکل گرفت. در سال ۱۹۹۳م، جنگی هفت روزه فی مابین اسرائیل و حزب الله اعمال شد. در سال ۱۹۹۶م، تجاوزی ۱۶ روزه به لبنان شکل گرفت[۳] و در سال ۲۰۰۶م، یک نزاع کل عیار بر علیه لبنان شکل گرفت که به نزاع ۳۳ روزه جهانی شد. در‌این نزاع ۱۲۰۰ نفر از اهل یک محل لبنان و ۱۶۰ نظامی صهیونیستی کشته شدند.[۴] این مبارزه در غایت با قطعنامه ۱۷۰۱ شورای امنیت به صلح انجامید.[۵] این تضارب‌ها تا سال ۲۰۲۳م فروکش کرد تا بعداز عملیات گردباد الاقصی، با تامین‌های حزب‌الله از حماس، تضارب‌ها دوباره شدت بخشیده شد.[۶]

تاریخچه حمله ها
از مجال استارت نبرد حماس و اسرائیل و نگهبانی نیروهای حزب الله لبنان از نیروهای مقاومت حماس، اسرائیل بارها به لبنان حمله هوایی نموده است. به گفته مقامات نظامی رژیم صهیونیستی، ارتش اسرائیل برای غرض قرار دادن ۱۵۰۰ غرض در خاک لبنان، بیشتراز ۲۵۰ جت جنگی را به خاک لبنان پیامبر میباشد.[۷]‌

در ۲۷ شهریور سال ۱۴۰۳ش، به صورت ناگهانی، تعداد متعددی از پیجرهای اعضای حزب‌الله لبنان و جمعی دیگر از اهل یک محل لبنان، منفجر شدند. این پیجرها بوسیله حزب‌الله لبنان برای اعضایش، از یک کمپانی تایوانی خریداری گردیده بود.[۸] به گفته منابع،‌ نیروهای موساد درین پیجرها، مواد منفجره شغل گذارده بودند و با انفجار آن، ۵۰۰۰ نفر از نیروهای حزب‌الله، در معرض ترور قرار گرفتند. با این درحال حاضر در حدود ۳ هزار پیجیر منفجر شدند.[۹] این انفجار ۱۲ کشته و ۲۸۰۰ زخمی بر مکان گذاشت. روز آن‌گاه، بیسیم‌های اعضای حزب الله منفجر شدند که باعث به کشته شدن ۹ نفر و زخمی شدن ۳۰۰ نفر دیگر شد.[۱۰]

تهاجم ها اسرائیل به لبنان به طور قانونی، از ۲ مهر ۱۴۰۳ش آغاز شد.[۱۱] منابع قانونی اعلام کرده‌اند که تا ۵ مهر ۱۴۰۳ش، بیش تر از ۱۱۵ حمله به خاک لبنان انجام شده میباشد.[۱۲] البته منابع غیر قانونی از ۲۰۰۰ حمله اسرائیل به لبنان خاطر کرده‌اند.[۱۳]

تلفات و خسارات
به گفته مقامات نظامی ارتش رژیم صهیونیستی، در حمله ها انجام شده به لبنان تا تاریخ ۵ مهر ۱۴۰۳ش، تعداد ۴۰۰ لانچر موشک دربین‌موفقیت، ۷۰ انبار تسلیحات و ۸۰ پهپاد و موشک زمین به زمین حزب‌الله مقصود هجوم ها اسرائیل قرار گرفته‌اند.[۱۴]

وزارت بهداشت لبنان، قربانیان حمله ها اسرائیل به لبنان را تا ۶ مهر ۱۴۰۳ش، ۷۰۰ شهید و ۲۶۰۰ زخمی اعلام‌کرد.[۱۵] به گفته بعضا منابع غیرقانونی از ۲ مهر ۱۴۰۳ش، ۱۵۴۰ نفر از عموم لبنان مثلا ۵۰ نوپا و ۹۴ زن کشته و ۵۴۱۰ نفر نیز زخمی شدند.[۱۶]

بازدید : 68
شنبه 30 فروردين 1404 زمان : 11:34


تأسیس

فواد الرکابی اولی رییس حزب بعث عراق (۱۹۵۱-۱۹۵۸م)
حزب بعث عراق به‌تیتر شاخه‌ حوزه‌‌ای (مرزوبوم) حزب بعث در اوایل دهه ۱۹۵۰م استارت به شغل کرد.[۸] عبدالرحمن الدامین که با عبدالخالق الخُضَیری در او‌لین کنگره حزب بعث در سوریه نیز حضور داشتند، [۹] اول سعی‌ها برای ساخت‌و‌ساز حزب بعث عراق را با یاری یک سری دانشجوی اهل سوریه عضو بعث مثلا فیاض اسماعیل، اجرا اعطا کرد.[۱۰] از فئواد الرکابی که شیعه مذهب نیز معرفی گردیده، به‌تیتر اولی رییس و بنیانگذار حزب بعث در عراق مذکور‌ می‌گردد.[۱۱] شاخه عراقی حزب بعث در ۱۹۵۲م از سوی فرماندهی ملی بعث، ساکن در سوریه به رسمیت شناخته شد.[۱۲] طالب‌حسین شبیب(۱۹۵۸-۱۹۶۲م)، علی باتقوا السعدی (۱۹۶۲-۱۹۶۵م) و احمد حسن الکبر (۱۹۶۵-۱۹۷۹م) دیگر رهبران حزب بعث عراق قبل از صدام حسین بودند، تشریفات ترحیم مشهد بودند. [۱۳]

حوزه نفوذ
گفته می‌گردد که از اولِ تأسیس حزب بعث عراق تمرکز آن بر جذب دانشجو ها، علم‌آموزان، روشنفکران و متخصصین شهری از قشر معدود‌درآمد و عرب سنی‌مذهب بود.[۱۴] از دید جغرافیایی آغاز بغداد و استان الناصریه مرکزها جذب نیرو بود، [۱۵] البته بعد از روی عمل داخل شدن احمد حسن البکر و صدام حسین حوزه جذب کادرهای مهم بعث به تکریت متمرکز شوید.[۱۶]

اقدامات سیاسی قبل از حصول توان
او‌لین مبادرت سیاسی حزب بعث عراق به ۱۹۵۵م/۱۳۳۴ش برمی‌خواهد شد، بعث در آن سال و در مخالفت با عهدوپیمان بغداد؛ پیمانی در امتداد ناتو (NATO) و سینتو (SENTO)، اعتصابی را سازماندهی کرد.[۱۷] یکسال آن‌گاه، حزب بعث عراق یار با دیگر جریان‌های ملی‌گرا، همسویی دولت عراق با بریتانیا در چالش شبکه سوئز (۱۹۵۶م/۱۳۳۵ش) را محکوم و با آن مخالفت کردند.[۱۸] به‌دنبال حزب بعث و دیگر احزاب مخالف دولت وقت عراق «جناح متحد ملی» را ساخت و ساز کردند که انقلاب ۱۴ژوئیه ۱۹۵۸م را به موفقیت رساندند.[۱۹] الرکابی رهبر وقت حزب بعث، در کابینه افسران آزاد به‌رهبری عبدالکریم قاسم به وزارت توسعه و گسترش رسید.[۲۰]

الرکابی و هفت عضو دیگر کابینه قاسم در فوریه ۱۹۵۹م/۱۳۳۸ش در برخورد به‌مخالفت عبدالکریم قاسم با طرح پیوستن عراق به جمهوری متحده عربی (۱۹۵۸-۱۹۶۱م)، استعفا کردند.[۲۱] گزارش شد‌ه‌است که قاسم میل ملی‌گرایانه داشت و مخالف پان عربیسم بود. دکمجیان میل نهفته شیعی قاسم را از دلایل مخالفت وی با پان عربیسم دانسته و این نظر را دارد که حزب الدعوة الاسلامیة، به‌تیتر تجلی سیاسی شیعه‌ها بعد از آن ظهور کرد که قاسم اذن بخشید احزاب سیاسی تشکیل شوند.[۲۲] حزب بعث در اکتبر ۱۹۵۹م/۱۳۳۸ش عملیات نافرجام ترور قاسم را جاری ساختن کرد[۲۳] و در نوامبر به عبارتی سال منحل و رهبران آن متواری گردیدند.[۲۴]

حصول اقتدار

احمدحسن البکر چهار‌مین رییس حزب بعث عراق (۱۹۶۵-۱۹۷۹م) و رییس جمهور عراق (۱۹۶۸-۱۹۷۹م)
حزب بعث و متحدینش در ۸ فوریه ۱۹۶۳م/۱۳۴۱ش با سرنگونی حکومت عبدالکریم قاسم، توان را دستیابی کردند.[۲۵] احمدحسن البکر رهبر وقت حزب بعث عراق، به‌ ابتدا‌وزیری رسید.[۲۶] حزب بعث در‌این بازه در گیر اختلافات داخلی بود.[۲۷] عدم هماهنگی بعثی‌ها منجر شوید که عارف، رییس جمهور وقت، در پیاله خیر ماه همگی اعضای بعث را از دولت اخراج نماید.[۲۸] حزب بعث با پناه تنی چند از افسران ناراضی غیر بعثی، در ۱۷ ژوئیه ۱۹۶۸م/۱۳۴۷ش با اجرای کودتای دیگر حکومت عبدالرحمن عارف (اخوی عبدالسلام عارف که بعداز وی رییس جمهور گردیده بود) را سرنگون و مجدد به اقتدار برگشت.[۲۹] افسران غیر بعثی (عبدالرزاق النایف، ابراهیم عبدالرحمن داوود و سعدون غیدان) که در شورش نقش کلیدی بازی کرده بودند، طی کودتای دیگر در سی‌ام به عبارتی ماه عزل و یا این که وادار به تایید عضویت بعث شدند.[۳۰][۳۱]

بازدید : 30
پنجشنبه 28 فروردين 1404 زمان : 11:26


کارکردها
در بعضا از نوشته‌ها درباره وقف، از اثرها اقتصادی و اجتماعی وقف هم حرف آمده میباشد.[۲۵] بر پایه ی گزارش‌های تاریخی، بعضا از مورد ها وقف و مصارف ‌آنان عبارت بوده میباشد از: تاسیس مساجد، مدرسه های، کتابخانه‌ها و درمان گاه‌ها، تیمارستان‌ها، آب‌انبارها، قنات‌ها و تحقیق به فقرا و ایتام و معلولان و زندانیان و تأمین هزینه های معاش علما.[۲۶] ازاین‌رو گفته‌اند وقف در ناحیههای تأمین اجتماعی، بهداشت و معالجه و پیشرفت علم ها و فوت و فن نقش تشریفات ترحیم مشهد داشته میباشد.[۲۷]

بعضا برپایه پژوهش‌های تاریخی، کارکردهای وقف را به چهار مورد ذیل تقسیم کرده‌اند:

کارها فرهنگی؛ مانند تأسیس مدرسه ها و کتاب‌ها و کتابخانه‌ها
کارها بهداشتی؛ مانند تأسیس درمان‌گاه، تیمارستان و خزینه
کارها اجتماعی و رفاهی؛ مانند تاسیس کاروان‌سرا، پل، رباط، آب‌انبار، قنات و کارگاه
کارها مذهبی؛ مانند ساختن مساجد و زیارتگاه‌ها.[۲۸]
امروزه، اماکن مذهبی مانند بقاع امامان، مساجد، ناحیههای علمیه عمدتاً از روش درآمد نتایج از موقوفات اداره می گردند.[مستلزم منبع]

اداره وقف

وقف‌طومار کتاب تذکرةالفقها برای حوزه علمیه‌ای در اصفهان
پیشرفت موقوفات در میهن‌های اسلامی، باعث تأسیس سازمان‌های دولتی در کشورهای مسلمان گردیده است. این موضوع پیشینه‌ای دراز دارااست و سازه به نقل از‌های تاریخی، به بعد از ظهر امویان برمی‌شود. در‌این زمان، توبة بن نَمِر، حکم کننده شهر بصره، امر کرد موقوفات تصویب شوند. وی همینطور دیوان اوقاف را درین شهر راه و روش انداخت.[۲۹]

در دروه ایلخانان، تشکیلاتی به اسم «حکومت موقوفات» وجود داشت که تحت حیث حاکم‌القضات شغل میکرد؛[۳۰] در کشور‌ایرانِ عصر صفویه، برای نخسین بار تشکیلاتی غیر وابسته برای اداره موقوفات تأسیس شد. این اداره در شهرهای تبارک نمایندگانی داشت که «وزیر اوقاف» نامیده می‌شدند.[۳۱]

در کشورهای اسلامی، سازمان‌های مخصوصی برای اداره موقوفات وجود داراست که مثلا آنان سازمان اوقاف و کارها خیریه کشور ایران،[۳۲] دیوان وقف شیعی و دیوان وقف سنی عراق،[۳۳] وزارت اوقاف مصر،[۳۴] وزارت اوقاف و کارها اسلامی کویت[۳۵] و شورای خوب اوقاف ایالات متحده عربی سعودی میباشد.[۳۶]

موقعیت صدق وقف
فقیهان قوانینی را برای درستی وقف، در‌این چهار مورد مطرح کرده‌اند: (عین موقوفه)مالی که وقف می‌گردد، واقف (وقف‌کننده)، (موقوف علیهم)افرادی که وقف برایشان شکل میگیرد و کارِ وقف‌کردن.

مالی که وقف میشود
مالی که وقف میگردد، بایستی چهار شرط داشته باشد:

وجود فرنگی معین داشته باشد. طبق این شرط، نمی‌توانیم مالی را که پیش کسی داریم، وقف کنیم یا این که منزل‌ای را وقف کنیم، سوای اینکه معین کنیم کدام منزل مدنظر میباشد.
به دست آوردن جنس وقفی از واقف، روا باشد. براین اساس واقف نمی‌تواند مالی را که از آنِ دیگری میباشد، وقف نماید؛ زیرا به چنگ آوردن آن محصول روا وجود ندارد و قابلیت و امکان ملکیت داشته باشد. مبنی بر این شرط، برای مثال، خوک را نمی‌قدرت وقف کرد؛ زیرا به ملکیت مسلمان در نمی‌آید.
امکان تسلیم داشته باشد، به همین جهت وقف عبد و بنده فراری درست وجود ندارد.[۳۷]
بشود از منافع آن بهره مند شد و با این شغل، اصل محصول از میان نرود. بر شالوده این شرط، پول را نمی‌قدرت وقف کرد؛ زیرا به کار گیری از منافع آن، نیازمند از فی مابین رفتن اصل آن میباشد.
[۳۸]

واقف
واقف بایستی بالغ باشد، به رویش عقلی رسیده باشد و همینطور اذن تصرف در مالش را داشته باشد.[۳۹]

بازدید : 33
چهارشنبه 27 فروردين 1404 زمان : 18:24


امویان اندلس
با سقوط حکومت اموی، بخش اعظمی از بنی‌امیه به دست عباسیان کشته شدند، البته یکی‌از آنان به اسم عبدالرحمن بن معاویة بن هشام، دارای شهرت به عبدالرحمن باطن از چنگ آنان گریخت و بعداً به اندلس رفت و در آنجا حکومتی تأسیس کرد[۶۸] که به حکومت امویان‌ اندلس آوازه یافت و از ۱۳۸ تا ۴۲۲ قمری طولانی شد. در‌این عصر بیشتراز شانزده امیر اموی، از عبدالرحمن درون تا هشام بن محمد به حکومت تشریفات ترحیم مشهد رسیدند.[۶۹]

بنی‌امیه در احادیث
مطابق روایتی که عالمان گرانقدر و مفسران شیعه مثلا روضه خوان طوسی و محدث بحرانی،[۷۰] و نیز مفسران اهل سنت مثلا سیوطی و آلوسی[۷۱] نقل نموده‌اند، نبی اسلام قبل از وفات خویش در رؤیایی مشاهده کرد که بنی‌امیه همچون خوش‌یمن‌ها از منبر وی بالا میروند. این خواب بسیار برای وی نا مطلوب بود، به‌حدی که تا مجال وفاتش دیگر هیچ زمان نخندید. بعداز این رؤیا، آیه ۶۰ سوره اسراء نازل شد که شجره ملعونه را فتنه( تست عموم) دانسته میباشد:
وَ ما جَعَلْنَا الرُّؤْیا این که الَّتی أَرَیناک إِلاَّ فِتْنَةً لِلنَّاسِ وَ الشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِی الْقُرْآنِ وَ نُخَوِّفُهُمْ فَما یزیدُهُمْ إِلاَّ طُغْیاناً کبیراً.
و آن خوابی را که به تو نشانه دادیم و نیز درخت نفرین شده در قرآن را جز برای تست عموم قرار ندادیم؛ و ما آن‌ها‌را [از سرانجام کارشان] می‌ترسانیم، اما در آن ها جز طغیانی گرانقدر نمی‌افزاید.
امام علی(ع) در نهج البلاغه به افترا زنی بنی امیه مبنی برمشارکت وی در کشتن عثمان اشاره کرده و از این اتهام با اعتنا به سوابق‌اش در اسلام تعجب نموده است. [۷۲]
در روایتی از امام حسین‌(ع‌)، از نبی اسلام نقل شد‌ه‌است که «الخلافة محرمة علی آل ابی‌سفیان‌؛ خلافت بر آل ابوسفیان حرام میباشد‌.»[۷۳]
در زیارت عاشورا تک تک بنی امیه آیتم لعن قرار گرفته‌اند «لَعَنَ اللَّهُ بَنى اُمَیَّةَ قاطِبَةً» [۷۴][یادداشت ۳]
براساس بعضی گزارش‌های تاریخی امام علی(ع) قبل از شهیدشدن در بخشی از وصیت‌هایی که به فرزندش امام حسن کرد به وی سفارش کرد که بعداز دفنش قبر را نهفته نماید به دلیل آنکه بنی امیه در شرایطی که متوجه می‌شدند نبش قبر می‌کردند و تن را خارج آورده و می‌سوزاندند.[۷۵]
در روایتی از امام راست گو(ع) آمده میباشد که بنى اميّه یاددادن ايمان را براى عموم آزاد گذاشتند ، ولی شناختن کفر را آزاد نگذاشتند، تا در حالتی‌که آن ها را به بی دینی کشاندند متوجّه نشوند. [۷۶]
[یادداشت ۴]

پانویس
عماد طبری، بدون نقص بهائی، ۱۳۸۳ق، ص۵۲۳؛ الکوفی، الاستغاثه فی بدع الثلاثه، ج۱، ص۷۶.
نهج البلاغة، ص۳۷۵.
علامه مجلسی، بحار الأنوار، ۱۴۰۳ق، ج۳۳، ص۱۰۷.
ابن ابی الحدید، تفصیل نهج البلاغه،چاپ کننده: مکتبة آیة الله العظمی المرعشي النجفي (ره) ج۱۵، ص۱۱۹.
ابن‌کلبی، جمهرة النسب، ۱۴۰۷ق، ص۳۷؛ بلاذری، جمل اینجانب انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص۷.
ابن‌کلبی، جمهرة النسب، ۱۴۰۷ق، ص۳۸؛ بلاذری، جمل اینجانب انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص۸-۱۰.

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 504
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 178
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 126
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 389
  • بازدید ماه : 717
  • بازدید سال : 3416
  • بازدید کلی : 33821
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی