loading...

مجله خبری تشریفات

بازدید : 99
چهارشنبه 23 آبان 1403 زمان : 13:11


تشکیل خلافت اموی در سال ۴۱ق به دست معاویة بن ابی سفیان، خلافت اسلامی را با چالش مشروعیت مواجه تشکیل داد. معاویه خلیفه‌ای بود که خیر مسلمانها او‌را در هیئت و مسلک خلفای قبلی می‌دیدند و خیر حتی شهرتی نیک داشت. خویش وی نیز به صورت صریح بیان کرد که خلافت را خیر با رضایت بلکه با اجبار به دست آورده[۲۹] و خویش را مَلِک و اولیه سلطان نامید و از زوال خلافت خبر بخشید.[۳۰] او حکومت را امتیازی الهی برای تشریفات ترحیم مشهد بستگان خود محسوب کرد.[۳۱] آیتم اخیر به بینش غالبی تبدیل شد که ضمن اینکه ارثی‌شدن خلافت بین امویان را در‌پی داشت، معنا خلافت اسلامی را با دستاویزی مذهبی به سلطنت اسلامی مبدل ایجاد کرد. این دستور بعد ها با حدیثی منسوب به رسول، با مضمون «خلافت سی سال میباشد و بعداز آن پادشاهی میباشد»،[۳۲] تأکید و حتی به نوعی تأیید شد.

زمانی که یزید در سال ۶۰ق به خلافت رسید، خلال پایین پا نهادن قیمت‌های اسلامی، مجموع مخالفت‌ها را با خشونت سرکوب کرد. واکنش با امام حسین (ع) و اتفاق حره از این گزاره میباشد.[۳۳] از آن پس، مشروعیت خلافت با پایبندی‌ به حق معقول نمیشد، بلکه خویش وی ترازو حق و فسخ بود.[۳۴] برپایی قیام‌های معارضان علامت میدهد که‌این نوع تلقی از خلیفه‌گری، اگرچه مسلط، البته همگی‌گیر نبوده و به جز خویشان فرستاده که موضع خویش را در قیام کربلا نشانه دادند، دسته‌هایی از مسلمان ها، به ویژه اهل یک محل حرمین (مکه، مدینه) و عراق هم آن را برتابیدند.[۳۵]

یک کدام از دیگر از ادعا‌داران خلافت، عبدالله بن زبیر بود که بعداز مرگ یزید در سال ۶۴ق، بر مبنا «فعالیت به کتاب آفریدگار، سنت پیامبر و سیره خلفای پارسا»، عموم را به بیعت با خود فراخواند.[۳۶] این فراخوان که داعیه میکرد مقصود اساسی‌اش رجوع و برگشت به صورت نخستین خلافت میباشد، با گوشه‌گیری معاویة بن یزید از خلافت و اوضاع و احوال نابسامان امویان، به ندرت بعد ها بزرگ‌ای یافت و از محدوده حجاز (محل شروع قیام ابن زبیر) بالاتر رفت.

خلافت مروانیان از سال ۶۴ق شروع شد و با ده خلیفه تا سال ۱۳۲ق تداوم یافت. مروانیان، راه سلطنت‌‌مآبانه در خلافت را تداوم بخشیدند و در ارتقای بیشتراز پیش رده معنوی خلیفه کوشیدند و معنای قدسی برای آن ساخت کردند.[۳۷]

سیطره سیاسی و تبلیغات پهناور امویان باعث شد تا معنا چیره خلافت و خلیفه در ذهن ها همگانی مسلمان‌ها، حتی بعداز زمانه امویان، به عبارتی مضمون‌ ترویجی امویان باشد. با این هم اکنون، به جهت خلق و خوی ظالمانه آنان با خویشان نبی، رخ حکومت آنان مخدوش و غیر قابل ترمیم باقی ماند.[۳۸] از همین رو اکثری از مؤلفان مسلمان در زمان تاریخ، از کاربرد واژه و کلمه امیرالمؤمنین یا این که حتی خلیفه برای امویان جلوگیری کرده‌اند. حتی وجود دو خلیفه اصلاح‌گر اموی، قدمت بن عبدالعزیز و یزید بن ولید، یا این که همت‌های بعضی مؤلفان برای توجیه سعی امویان[۳۹]، در پاکسازی صورت منفی آنها تأثیر چندانی نداشته میباشد.

عباسیان
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: عباسیان
سومی زمانه خلافت اسلامی، زمان عباسیان میباشد که بیشتراز پنج قرن (۱۳۲ـ۶۵۶ق) با ۳۷ خلیفه، بر قلمرو دنیا اسلام حکم کننده بود. صورت‌گیری این خلافت با شعار «الرضا اینجانب آل محمد (ص)» بود و بیعت با سفاح بر مبنای احقاق دستمزد اهل بیت و برگشت به جا مانده الهی (جانشینی) فرستاده (ص) به خاندانش شکل گرفت.[۴۰] وراثت در ساختار خلافت عباسیان، رکن موردنیاز‌الاجرا به شمار می‌آمد.

بیعت با خلیفه، در‌این عصر با آداب و رسومی خاص یار و همدم بود.[۴۱] اثر ها مرتبط با تشریفات و آداب و رسوم دربار خلفا، از به عبارتی قرنها دوم و سوم نگاشته شد و تجملات و تشریفات در تمامی بعدها در زمره شئون مورد نیاز برای خلیفه و دستگاه خلافت[۴۲] معرفی شد.

نسل‌های نخستین خلفای عباسی شأن مذهبی ـ سیاسی مقتدرانه‌ای داشتند و توان فقهی آن ها محور اقتدار سیاسیشان محسوب می شد[۴۳] ولی قدرت سیاسی خلیفه به ندرت افول کرد؛ تا آنجا که برکنار و نصب خلفا و تداوم حکومت و حتی مرگ و معاش‌شان به صورت مطلق در دست نظامیان رخنه‌، آل بویه و سلجوقیان قرار گرفت.[۴۴]

خلافت عباسی در ۶۵۶ق پیرو تهاجم هلاکوخان مغول به بغداد سرنگون شد. این سقوط از یک سو به سرخوردگی افرادی انجامید که با دیده تقدس بدین خلافت مینگریستند،[۴۵] و از سوی دیگر، بعضا از اهل سنّت را درین سو و آن سوی عالم اسلام، ترغیب به ادعای خلافت کرد.

فاطمیان
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: فاطمیان
فاطمیان ۲۷۰ سال (۲۹۷ـ۵۶۷ق) با چهارده خلیفه، بر مصر، مغرب و بیشتر نواحی شام حکم راندند و در برخی ادوار، دامنه نفوذشان تا دیار دیده نشده، دیار ربیعه، حجاز و یمن توسعه یافت.[۴۶]

نظام فکری خلافت فاطمی دارنده ساختار تشکیلاتی حاذق و غامض‌ای بود که خیر تنها بر طبق مراقبت خلافت بلکه پیرو اشاعه راه مذهبی آن (تشیع اسماعیلی) در سراسر عالم اسلام بود. بر همین اصل، خلیفه فاطمی خلال خلیفه، امام بر حق (امام به معنای خاص اسماعیلی) بود و ‌شأن معنوی این امام یا این که خلیفه به مراتب بیشتراز خلیفه عباسی معرفی می شد.[۴۷] ضمن کنیه امیرالمؤمنین و القابی که منحصر هر خلیفه بود، عناوینی زیرا اما آفریدگار، موقف نبوی، حجت خداوند، خلیفه آفریدگار، استدلال خداوند، نایب و وارث نبوت رسما درباره آنها به فعالیت می رفت.[۴۸]

بعداز مرگ مستنصر (۴۸۷ق)، اختلاف بر راز جانشینی او، دربار فاطمی را به دو دسته مستعلویان و نزاریان تقسیم کرد و (در کنار دست اندرکاران دیگر) به انحطاط فاطمیان انجامید؛ به گونه ای که واپسین خلیفه فاطمی، العاضِد، در سیطره بی نقص صلاح‌الدین ایوبی، شاه سنّی‌مذهب طرفدار عباسیان قرار گرفت و مرگ وی در سال ۵۶۷ق نقطه نهایی خلافت فاطمیان بود.[۴۹]

حکومت عثمانی
حکومت عثمانی که با در دست داشتن قلمروی وسیعی از استپ‌های روسیه تا دریای سیاه، قسمت‌هایی از اروپا و آفریقا، عراق، حجاز و شام، حکومت مقتدر نو‌نفسی به شمار می رفت، در سال ۹۲۳ق بعد از تصرف مصر، به طور رسمیً تیتر خلافت یافت. فرمانروا عثمانی مشروعیت مذهبی را جز از روش اتصال به خلیفه عباسی مصر میسر نمی‌رویت کرد[۵۰] و حتی سلیم نخستین، مبدع نظام خلافت عثمانی نیز قبل از ادعای خلافت میکوشید تا به اعتبار خلیفه عباسی متوسل گردد.[۵۱] توسعه قلمرو عثمانی که نتیجه ها فتوحات سلیم در کشور‌ایران، آسیای صغیر، حجاز، شام و شمال افریقا بود، به ندرت عثمانیان را به کوشش برای استحصال فرمانروایی بر دنیا اسلام سوق بخشید. بعداز مبارزه چالدران در سال ۹۲۰ق که به موفقیت سلیم انجامید، اورا «خلیفه آفریدگار و فرستاده» خطاب کردند.[۵۲]

خلافت عثمانی هیچگاه مقر معنوی درخور توجهی نداشت. غیرعرب و غیرقریشی بودن این خلفا و عدم انتسابشان به خویشاوندان فرستاده، با یقین در بروز این حال و روز سهم بخش اعظمی داشت، چنانکه در به عبارتی اول قرن اعلام خلافت عثمانی، یک دولتمرد پررنگ عثمانی با تألیف رساله‌ای همت کرد اطلاق تیتر خلیفه و امام به سلاطین غیرقریشی (به‌طور معلوم، سلاطین عثمانی) را مشروعیت بخشد.[۵۳] این دستور گویای پایین سؤال بودن مشروعیت خلیفه عثمانی حتی‌د‌ر قلمرو اساسی میباشد.[۵۴]

در سال ۱۳۰۱ش/ ۱۹۲۲م با رأی نمایندگان مجمع ملی آنکارا، خلافت عثمانی به مقامی شیخ محصور و از سلطنت تفکیک شد. 1 سال آنگاه، با کنسل نظام سلطنت، جمهوری ترکیه صورت گرفت که با برخورد منفی خلافت‌گرایان مسلمان مواجه شد و حتی شخصیت‌هایی زیرا سید امیرعلی هندی از شیعه ها امامی و آقاخان (رهبر اسماعیلیه) را چنان نگران ایجاد کرد که به نمایندگی از حرکت خلافت به ترکیه هجرت کردند و در دیدار با مدیریت جمهور و در آغاز‌وزیر ترکیه، خواهان تجدیدنظر در‌این تصمیم شدند. این اقدامات سود‌ای نداشت و در سال ۱۳۰۳ش/ ۱۹۲۴م، ترکان به الغای مستمر نظام خلافت رأی دادند.[مستلزم منبع]

رویکردهای نو به مورد خلافت
در قرن نوزدهم و بیستم، عالمان مسلمان نظرها متفاوتی درباره خلافت ذکر کرده‌اند:

عبدالرحمن کواکبی(درگذشت: ۱۳۲۰ق): اندیشمندی مصری بود که اگرچه با نگرشی قومی خواستار رجوع خلافت به اعراب بود، جهت‌گیری کلی وی خیر پشتیبانی از نظام خلافت بلکه پناه از حکومتی بود که هاله تقدس بر گرد آن نباشد و به اقتدار مطلقه منتهی نگردد، چنانکه محدوده اقتدار خلیفه را تا حد رهبری شرعی کاهش بخشید.[۵۵]

سید جمال الدین اسدآبادی(۱۲۵۴ـ۱۳۱۴ق): دیدگاه مثبتی به خلافت و به صورت معلوم خلافت عثمانی داشت.[۵۶] این طریق تلقی، با علت‌ها و هدف ها غایی وی یعنی اتحاد دنیا اسلام، رهایی مسلمان ها از عقب‌ماندگی و جهل، و بازیابی قوت و شوکت مسلمان‌ها در قبال استعمار، ارتباطی بی واسطه داشت. وی معتقد به احیای توان خلافت (تحت عنوان شالوده اتحاد عالم اسلام)، خیر به صورت سنّتی آن بلکه در چهارچوبی تازه (دقت به ﺣﻘﻮق ﺷﻬﺮوﻧﺪي و دستمزد متقابل حکومت و عموم) بود. این شیوه مثبت و امیدوارانه او در اواخر عمرش و در‌پی اقدامات سوء دستگاه خلافت استانبول و فرد عبدالحمید دوم (خلیفه وقت) به یأس بدل شد.[۵۷]

محمد رشیدرضا (۱۲۸۲ـ۱۳۵۴ق/ ۱۸۶۵ـ۱۹۳۵م): از مدافعان سرسخت نظام خلافت که موضع‌گیری نخستینش بر نگهبانی از خلافت عثمانی تمرکز داشت.[۵۸] این موضع‌گیری، در‌پی تفکیک خلافت عثمانی از سلطنت در ۱۳۰۱ش/ ۱۹۲۲ و توسعه و گسترش ناسیونالیسم عربی، به ضدیت با خلافت عثمانی (که او آن را مایه خرابی و انحراف نظام خلافت معرفی کرد) تبدیل شد و رشیدرضا به طریق کواکبی به طرح مورد خلافت عربی پرداخت.[۵۹]

بازدید : 63
يکشنبه 20 آبان 1403 زمان : 9:14


عید فطر اولین روز ماه شوال و از مهمترین اعیاد مسلمان ها. بنابر روایاتی که از امامان شیعه گفته شده، عید فطر عید کسانی
افرادی
اشخاصی
عده ای تشریفات ترحیم مشهد
کسانی
می‌باشد که روزه و عبادات آنها پذیرفته شده و از آن رو عید قرار داده شده که مسلمان ها گرد هم آیند و معبود را حمد کنند. روزه به دست آوردن در عید فطر حرام و پرداخت زکات فطره بر مسلمانان واجب هست.

آداب و احکامی برای شب و روز عید فطر گفته شده می‌باشد؛ از جمله شب‌زنده‌داری، قرائت نماز و دعا، تلاوت قرآن، غسل و بیان کردن تکبیرهای خاص. کشورهای اسلامی به‌مناسبت عید فطر، دو روز یا بیشتر از آن را تعطیل اعلام می‌کنند. مسلمانان نماز عید فطر را به جماعت برگزار می‌کنند و طبق آداب و رسوم خود جشن میگیرند. شاعران فارسی‌زبانی از جمله سعدی شیرازی، عبدالرحمن جامی و قیصر امین‌پور، درباره عید فطر اشعاری سروده‌اند.

رده و اهمیت
عید فطر اولین روز ماه شوال می‌باشد و در روایات اسلامی، روزه مشوق‌های آفریدگار،[۱] روز پاداش نیکوکاران[۲] و روز آمرزش گناهان[۳] معرفی گردیده‌است. بنابر روایتی که از امام علی(ع) بیان شده، عید فطر عید کسی می باشد که خداوند روزه اورا پذیرفته و عبادتش را قبول کرده است.[۴] در ماجرا دیگری منقول از امام رضا(ع)، آورده شده که روز فطر عید قرار داده شده تا مسلمانان در آن روز گرد هم آیند و معبود را برای نعمت‌هایی که به آنها داده ستایش کنند، و از همین رو تکبیر در نماز آن بیشتراز روزهای دیگر قرار داده شد‌ه‌است.[۵]

نامگذاری
کلمه «فِطر» از ریشه فَطر، به‌معنای شکافتن، استارت و نوآوری، گرفته گردیده‌است.[۶] نقل شده که «عید فطر» نیز از همین ریشه می باشد، زیرا روزه‌دار دهانش را در روز عید فطر بر خوردنی‌ها و آشامیدنی‌ها باز می‌کند.[۷]

احکام

نماز عید فطر در مصلای تهران به امامت آیت‌الله خامنه‌ای (سال ۱۴۳۷ق) [۸]
زکات فطره: بنابر عهد و پیمان دارای اسم و رسم فقها، زمان وجوب زکات فطره، آغاز شب عید فطر می باشد، اما سید ابوالقاسم خویی، مجال آن را هنگام طلوع فجر روز عید دانسته می باشد.[۹] همچنین به‌فتوای مراجع تاسی، وقت پرداخت زکات فطره در روز عید فطر تا ظهر می‌باشد؛[۱۰] البته از این میان، سید موسی شبیری زنجانی تمام روز را مجال پرداخت زکات فطریه دانسته می باشد.[۱۱] با این هم اکنون گفته شده که اگر کسی نماز عید فطر می‌خواند، باید زکاتش را پیش از نماز پرداخت کند یا به‌فتوای بعضا، آن را از اموالش جداگانه کند.[۱۲]
نماز عید: قرائت نماز عید در زمان غیبت امام مهدی(عج) مستحب، و در بعد از ظهر حضور و حاکمیت امام(ع) واجب هست.[۱۳]
روزه تصاحب کردن در روز عید فطر حرام می‌باشد.[۱۴]
جاری ساختن و آداب
شب عید
در کتاب‌های ادعیه، جاری ساختن و آدابی برای شب عید فطر توصیه شده است؛ مثلا:

تلاوت دعا، نماز و تلاوت قرآن.[۱۵]
قرائت دعای استهلال به‌هنگام رؤیت هلال شوال.[۱۶]
زیارت امام حسین(ع).[۱۷]
غسل کردن: وقت غسل شب عید فطر، از اولیه مغرب تا اذان صبح می باشد.[۱۸]
قرائت این دعا پس از نماز مغرب و نافله آن: «یَا ذَا الْمَنِّ وَالطَّوْلِ، یَا ذَا الْجُودِ، یَا مُصْطَفِیَ مُحَمَّدٍ وَ ناصِرَهُ صَلِّ عَلَیٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاغْفِرْ لِی کُلَّ ذَنْبٍ أَحْصَیْتَهُ وَ هُوَ عِنْدَکَ فِی کِتابٍ مُبِینٍ؛ ای مالک نعمت و کرم، ای دارای جود، ای برگزیننده محمّد و ای یاور او، بر محمّد و قوم محمّد درود فرست و بر من بیامرز هر گناهی که شماره نمودی‌اش و آن پیش تو در کتابی آشکار هست.» پس از آن باید سجده کند و صد بار در سجده بگوید: «أَتُوبُ إِلَی اللّٰهِ». بعد هر حاجتی که دارد از خدا بخواهد.[۱۹]
تکبیرهای اختصاصی: مستحب است بعداز نماز مغرب و عشای شب عید فطر این تکبیرها گفته گردد: «الله اکبر، الله اکبر، لا اله الا الله و الله اکبر، ولله الحمد، الحمدلله علی ما هدانا، وله الشکر علی ما اولانا.[۲۰][یادداشت ۱]
شب‌زنده‌داری: در روایتی که امام کاظم(ع) از امام علی(ع) نقل کرده، آمده می باشد: منرا خوشحال می‌سازد هر کسی که در زمان سالْ خودش را در چهار شب (برای عبادت) فارغ سازد: شب عید فطر، شب عید قربان، شب نیمه شعبان و شب نخستین ماه رجب.[۲۱] همچنین از امام باقر(ع) گفته شده که علی بن حسین(ع) شب عید فطر را در مسجد می ماند و تا صبح نماز می‌خواند و شب‌زنده‌داری می کرد و می‌فرمود:‌ «این شب کمتر از شب قدر نیست».[۲۲]
روز عید
غسل: از مستحبات روز عید فطر غسل می‌باشد. آغاز زمان غسل از طلوع فجر هست، ولی در اینکه پایان وقت غسل، پیش از بیرون رفتن برای نماز عید است یا زوال خورشید (وقت نماز ظهر) و یا غروب آفتاب، نظرها مختلفی وجود دارد.[۲۳]
افطار: مستحب می‌باشد قبل از نماز عید، خوراکی‌ای به‌ویژه خرما خورده شود.[۲۴]
گفتن تکبیرات خاص،«الله اکبر، الله اکبر، لا اله الا الله و الله اکبر، ولله الحمد، الحمدلله علی ما هدانا، وله الشکر علی ما اولانا.» پس از نماز صبح، نماز عید[۲۵] و همچنین پس از نماز ظهر و بعدازظهر[۲۶] روز عید مستحب است.
تلاوت نماز عید فطر.
تلاوت دعای ندبه.[۲۷]
آداب و رسوم
عید فطر از عیدهای مهم مسلمانها هست که با آداب و رسوم خاصی برگزار می گردد و به همین مناسبت یکسری روز تعطیل اعلام می‌گردد.[۲۸] مسلمان ها در عید فطر نماز عید فطر می‌خوانند، شیرینی‌های محلی می‌پزند، جشن و پایکوبی می‌گیرند و به دیدوبازدید قوم و قبیله می‌روند

بازدید : 99
شنبه 19 آبان 1403 زمان : 9:12


«ایمان»، صرفا یک «واژه و کلمه» وجود ندارد، بلکه یک «اطمینان قلبی» میباشد. باوری که به معاش بشر «جهت» می دهد و در «چه‌گونه زیستن» وی نقشی اصلیّ دارااست تشریفات ترحیم مشهد و اساس بها‌گذاری برای فکر‌ها و عملکردهای عموم میباشد.
به جهت همین مداقه میباشد که قدم نخستینِ ورود به مسیر بندگی و مسلمانی، «ایمان» میباشد و هر که این اعتقاد مقدّس را داشته باشد، «مؤمن» نامیده می‌گردد.
آیا تا به اکنون اندیشه کرده‌اید که ایمان، چه تعهّدات و مسؤولیت‌هایی برای «مؤمن» مهیا میاورد؟ نقش ایمان در معاش چیست؟ فرق یک مؤمن با شخص بی‌ایمان در کجاست؟
ایمان، تمایل قلبی و تعلق فکری و اعتقادی و روحی به‌یک جانور رفیعتر، به یک معبود توانمند، به یک مدرسه نجات قسمت، به یک معاش دیگرپس از این جهان (معاد)،به یک کتاب مقدّس که از سوی خداوند نازل گردیده‌است (قرآن)، به پیامبرانی که سفیرانِ الهی برای هدایت بشرند، به وحی و ما وراء الطبیعه و… میباشد.
اینها و برخی کارها دیگر، «متعلّقات ایمان»اند، یعنی اینها را می بایست قبول داشت و به‌دنبال این تایید و یقین،شغل کرد.
به تعبیروتفسیر قرآن، پیامبران الهی مأمور بودند تا بذر این ایمان را در دل‌های عموم بکارند و معاش‌ها را در سایه ایمان، از صفا و معنویت و عصمت و طهارت و عدل و داد بهره مند سازند.
عموم هم، اکثر اوقات عقلشان در چشمشان بود. زیرا به‌چشم‌ها و شنیده‌ها و محسوسات، بیشتر مأنوس بودند، تاییدِ «خدای نادیدنی» و «ملائکهِ نامرئی» و «دنیا آخرت» برایشان طاقت فرسا بود. از این رو گاهی سرسختی و لجاجت علامت می‌دادند و «خدای یکتا» باورشان نمیشد و به «معاش بعداز مرگ»، کافر می‌شدند و به پیامبران، نسبت‌های ناروا می‌دادند.
فرستاده اسلام فرموده میباشد:
«ایمان، اعتراف زبانی، آشنایی و تایید قلبی و کار با اعضاوجوارح و اعضا میباشد».
این تعریف‌و‌تمجید از ایمان، ریشه در قرآن مهربان دارااست.
در قرآن هم، درباره ایمان، روی دو جنبه «اعتقاد قلبی» و «شغل» بسیار تأکید گردیده‌است.زمانی قرآن می خوانید، بارها و بارها به‌تعبیر و تفسیر «آمَآوا وَ عَمِلوا الصّالحات» برمی‌خورید؛ یعنی ایمان در کنار شغلِ بهتر و لایق میباشد. در‌حالتی که ایمان را یک نهال و درخت بدانیم، «کار» میوه و ثمره آن میباشد. آیا شما میتوانید قبول نمایید که کسی به‌آفریدگار، قیامت، فردوس وجهنم، وحی، قرآن، پیامبران و ملائکه، ایمان و نظریه داشته باشد، البته رفتارش مثل بشر‌های غیر معتقد به آفریدگار و قیامت باشد؟
ایمان می بایست از «دل» به «جوارح» شیوع نماید و از «باطن» به «خارج» سرازیر خواهد شد و اطمینان درونی در کار فرنگی بشر تاثیر داشته باشد، وگرنه چه ایمانی؟
بعضا از ایمان‌ها سطحی و تقلیدی و متعصّبانه میباشد؛ بعضا هم عمیق و براساس آشنایی و تفکّر و بینایی. به‌همین عامل میگوییم دو نوع ایمان داریم: یک کدام از «ایمانِ بومیّ» و دیگری «ایمانِ مستودع».
«ایمان بومیّ» مثل درختی کهنسال، ریشه‌دار و پایدار میباشد و به‌این زودی‌ها از فی مابین نمی‌رود و مؤمن، با شنیدن شبهه‌ها، به‌شک و تردید نمی‌افتد. امّا «ایمان مستودع» حالتی مشابه منزل اجاره‌ای و اشیای عاریه‌ای داراست، مستمر واستوار وجود ندارد؛ زود زایل میشود و رنگ می‌بازد و زیرا براساس منطق و عامل وجود ندارد، با کمترین جراحت از فی مابین می‌رود، یا این که حدّ اقل از تأثیر گذاری در معاش فرد، گشوده میماند.
به چه چیزهایی بایستی ایمان داشت؟
نخست، اشاره‌ای به متعلّقات ایمان کردیم، اما زود گذر بود. فعلا مقداری با تأمّل بیشتر بدین مسأله مینگریم، آن هم براساس آیه ها قرآن. قرآن، هم صفات مؤمنان را ذکر می‌نماید، هم تکلیف و وظیفه صاحبان ایمان را، هم نشان‌های معاش یار با ایمان را، هم این را که به چه چیز می بایست «ایمان» داشت.
تمامی شما می دانید که قدم ابتداِ مسلمان بودن، ایمان به خدا میباشد، تحت عنوان معبود و مدبّر دنیا و روزی دهنده موجودات و هدایتگر کلیه هستی و بشر‌ها. البته علاوه برایمان به‌پروردگار، به کارها دیگری هم می بایست نظریه داشت، از قبیل:
«ایمان به آخرت» (حیات جاویدان بعد از مرگ، در سایه شغل مادی)؛
«ایمان به فرشتگان» (موجوداتی که در تمامی هستی پخشند و فرمان بردار و اجراکننده امر پروردگارند)؛
«ایمان به کتاب ها آسمانی» (گروه پیام‌های آفریدگار برای به روزی انسان که توسّط وحی برپیامبران نازل می شود)؛
«ایمان به پیامبران» (اشخاص برگزیده از سوی خداوند و رسول گردیده به سوی عموم)؛
«نبی اسلام» (به‌تیتر واپسین سفیر الهی و برگزیدگان پیامبران)؛
«قرآن» (واپسین و بی نقص‌ترین کتاب آسمانی)؛
«آیه ها آفریدگار» (چه سخنان پروردگار در قرآن کریم و مهربان، چه آرم‌های وجود معبود در عالم).
گاهی در ذکر ایمان، به مهم ترین رکن مسلمانی اشاره می شود، یعنی ایمان به «مبدأ» و «معاد».
نکات حافظه گردیده، در بعضا از نشانه‌ها قرآن آمده میباشد، مثلا درین آیه: «کُل آمَنَ باللّهِ ومَلائکتِهِ وَکُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ»1. در آیه دیگری، اشخاصی را که به معبود، ملائکه، کتاب ها آسمانی، فرستادگان الهی و روز قیامت بی دینی می‌ورزند، منحرف شمرده میباشد: «وَمَنْ یکفُرْ بِاللّهِ ومَلائکتهِ وَکُتُبهِ وَرُسُلِهِ وَالْیوْمِ الآخِرِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً بَعیداً»2.
حقیقت، مؤمن چه کسی است؟
به فرموده قرآن، مؤمنان معبود را یقین دارا‌هستند، فرمان بردار دستور اویند، از قیامت بیمناکند، توکّلشان برخداست،از گناهان خودداری می‌نمایند، پیوسته درپی‌اعمال اجرا صالحند، اهل زهد و تقوا و ایثارند، در شیوه معبود انفاق خالصانه می‌نمایند، اسم آفریدگار دلهایشان را آهسته می‌نماید، با نماز و عبادت به پروردگار مجاورت میگردند، به مژده‌ها و وعده‌های الهی امیدوارند، در منش معبود با معاندان می جنگند، کفّار ر به سرپرستی خویش نمی‌گیرند، دستور به مشهور و نهی از منکر می‌نمایند، جانشان را در منش آیین فدا می‌نمایند، دوستدار پروردگار و رسولند، در صورتی‌که غلط و گناه نمایند توبه و استغفار می‌نمایند، راست گو و صحیح کردارند، به والدین خود خیر و خوبی می‌نمایند، در قیامت شادمانند، به عهدی که باایمان بسته‌اند وفادارند و… خیلی صفات و خصوصیت‌های دیگر، که در‌این مختصر نمی‌گنجد.
ایمان، مؤمن، مؤمنون، آمَترانه، یؤمنون، از واژه و کلمه‌هایی می باشند که فراوان در قرآن کریم ومهربان به فعالیت رفته‌اند.
شما خودتان میتوانید به امداد کشف الآیات یا این که فهرست‌های موضوعی قرآن، نشانه‌ها مرتبط با ایمان را بازرسی فرمائید. یک عالم مقاله عالی و خواندنی در «کتاب پروردگار»ست، کتابی که شایسته ترین کتاب‌هاست.
قرآن را فراموش نکنیم و با آن بیشتر مأنوس باشیم.

بازدید : 106
پنجشنبه 17 آبان 1403 زمان : 10:53


در حدیثی، نقوش پدید آمده با گچ و رنگها در طرف قبله مسجد بلا بازدارنده بحساب آمده میباشد. از امام موسی بن جعفر (علیه‌السّلام) می پرسند از نماز تلاوت در مسجدی که در طرف قبله، قرآن یا این که چیزی از بیان معبود مندرج، حضرت جواب می دهد: «اشکالی ندارد.» و همینطور از مسجدی که با گچ تشریفات ترحیم مشهد یا این که رنگ، در قبله‌اش نقش و نگار گردیده باشد سئوال شد. فرمود: «مانعی ندارد.» فعالیت موفقیت نقوش و خطوط در قضیه نشانه‌ها قرآن، بصورت غیر بی واسطه، عبادتگاه را به یک کانون تبلیغ و بیان تبدیل می‌نماید. لطف این مورد درین میباشد که توسط این هنر بی آلایش، قرآن و حافظه پروردگار در متن معاش و عبادت عموم مسلمان، همواره مطرح میباشد و این، تاثیر تربیتی داراست و لینک معاش و مذهب را میرساند.
دیدگاه ها «تیتوس بورکهارت‌»، هنرمند سویسی درین‌باره اینگونه میباشد: «تکرار کتیبه‌های ماخوذ از آیه ها قرآن کریم و مهربان بر روی دیوارهای مساجد و بقیه ابنیه، آدم را حافظه آور این واقعیت می‌سازد که تارو پود حیات اسلامی از آیه‌ها قرآنی تنیده گردیده و از نظر معنوی متکی بر خواندن قرآن و نیز نماز و اوراد واذکاری میباشد که از آن کتاب آسمانی دریافت گردیده است. در‌حالتی که بتوان فیضی را که از قرآن کریم ومهربان سرچشمه می گیرد یک ارتعاش معنوی بخوانیم - و کلامی خوب از این برای تعبیر آن نداریم - از‌آنجا‌که این نفوذ قرآنی، هم معنوی و هم مسموع میباشد ‌بایستی بگوئیم تک تک هنر اسلامی می بایست بالضروره تاثیر این ارتعاش را داشته باشد...»[۱۳]
با‌یقین، اثر معنوی این سیرتکامل خط نوشته‌ها و کتیبه‌ها را نمی‌اقتدار انکار کرد. نوعی یاد‌آوری و یاداوری در چنین خط‌ها پنهان میباشد. در حدیث موسی بن جعفر (علیه‌السّلام) هم، حضرت، نماز تلاوت در مسجدی را که بر دیوار قبله‌اش آیه‌ها قرآن یا این که «بیان الله‌» -هر چه که حافظه آور خداوند باشد- مندرج باشد مجاز دانسته، حتی‌د‌ر احادیث میباشد که: در منزل امام راست گو (علیه‌السّلام) بدور تا بدور منزل، همینطور در طرف قبله سجده گاهش‌ «آیة الکرسی‌» مندرج بود.[۱۴] و این نوع تایپ کردن آیة الکرسی بر دورادور ساختمان‌های رفیعتر از هشت ذراع، بعنوان یک فرمان از طرف ائمه (علیهم‌السّلام)، آیتم تاکید و تشویق بوده میباشد.[۱۵] شاید این پیشنهاد، روی این نکته باشد که با تذکر وجود یکتا و زنده و حی و قیوم خدائی بر هستی، سیطره و تسلط و مالکیت دارااست (معنی آیةالکرسی) بناهای مرتفع، آدم را مغرور نسازد.

۵ - علاقه و محبت در‌این معماری
[بازنویسی]
با دقت به اینکه در آنچه بنای مساجد، نهی و تحریم گردیده، تذهیب و طلاکاری و «زخرف‌» میباشد خیر ظرافتکاری‌ها، به این ترتیب مسلمین در زمینه‌ی پرداختن ظریفانه به بنای مساجد و آفرینش‌های هنری در معماری آن، گزینه شماتت نیستند. محبت و ایمان و علاقه عموم اینگونه نوآوری و هنرنمائی‌ها را به ظهور و بروز میرساند. این سود نظریه و ایمان میباشد. تاریخ نشانه می دهد هر جا که مذهب خط مش پیدا کرده و عموم با ایمان و خلوص عمل کرده‌اند و چیزی را بعنوان اعتقادوباور فقاهتی ساخته‌اند، سرشار از زیبائی‌ها و نازکی‌های شگفت میباشد. گر چه ممکن میباشد معمار و هنرمند به امر صاحب و مالک توان و امیر و حاکمی ‌شغل نماید، اما نظریه قلبی وی این میباشد که‌ «مسجد» می‌سازد و «منزل معبود» برپا می‌نماید. طبیعی میباشد که هنرمند مسلمان و پروردگار جوی‌بار نسبت‌به ساختن مساجد بعنوان اماکن مقدس و معبدهای الهی از ذوق وسلیقه و حس و هنر و خلاقیت و ابتکار ‌خود مایه می گذارد و به هر شکل که بتواند، در رونق و شکوه آن میکوشد. در اینجا نقش علت ایمان مذهبی، بسیار قدرتمند و کارساز میباشد. علاقه و ایمانی که بعنوان نمونه نسبت ‌به اولیاء آیین و پیشوایان مذهب در دل شیعه‌ها و رهروان ائمه اطهار (علیهم‌السّلام) وجود دارااست چه امور که نمی‌نماید؟!...
هنگامی که مسلمانها، به پیشوایان آیین و پرچمداران انسانیت و فضیلت و ‌هادیان خوی به حق و نه و آزادی و طاعت ‌پروردگار، آن‌ اندازه ارج میدهند که برای بارگاهشان از جان و دل مایه می گذارند و هر چه درتوان دارا‌هستند خرج مرقد پاکشان می‌نمایند، برای محل عبادت و مسجد چرا نکنند؟! که آنجا را منزل پروردگار می دانند و مقدس‌ترین جا بشمار می آورند. این، تجلی زلال‌ترین علاقه و معرفت و خلوص بندگان در پیشگاه والای‌ «الله‌» و «اولیاء الله‌» میباشد. عموم مؤمن و حق‌اعتقاد، نسبت ‌به هرچه که خدائی باشد و در مسیر معبود، قیمت و کرامت قائلند و عملشان عملی احترام آمیز و ایثارگرانه و عاشقانه میباشد.
به عهدوپیمان شهید سید رضا تمیز نژاد: «در حالتی که به قریه‌های بدور و ده‌های مملکت جمهوری اسلامی ایران و بعضا نقاط دیگر بروید، از بدور منزل‌هائی تعدادی، حاد و خشتی، و در آن بین، یک عمارت خوشگل و پاک میدرخشد، در صورتی بپرسید از چه کسی است؟ پاسخ خواهید شنید: از حسین ، و بنام‌ «حسینیه‌». [۱۶] و درباره عشق و علاقه عموم به حسین (علیه‌السّلام) می‌نویسد: «...عموم، عطشان حمد آنکسی میباشند که لب تشنه با خویش مقدار بخش اعظمی انرژی معنوی در دل خاک مکان بخشید و امروز، گنبدش زیرا آئینه می درخشد که درخشش آن دیده هر ستمگری را بسوزاند و هر ستمدیده را مرهمی بر دل باشد. در آنجا تربتی میباشد بیان کننده معدن مغناطیس که اشخاص شیفته را که قابل جذبند مانند ذرات خرد آهن بسوی خویش جذب می‌نماید، آنجا مضجع مقدس سرباز فداکاری میباشد که رؤسای‌جمهور و پادشاهان، پیش از اینکه ترسیم سرباز گمنام و نهادن تیم گل معمول شود، عصاره گل، شایسته ترین بو را آوردند و بوسیدند و بوئیدند و پاشیدند و آرزوی این کردند که کاش در برابرش جنگیده و اسلام را امداد میکردند و کشته می‌شدند...» [۱۷]

۶ - آئین‌ و هنر در بنای مساجد
[بازنویسی]
مسلمین، خویش را نسبت‌به قیمت‌های مجسم گردیده در وجود ائمه، چنین وظیفه‌مند حس کرده و از اولیاء الله و بندگان بهتر معبود، تجلیل و تکریم می‌نمایند، به دلیل آنکه تعظیم این شعائر و تجلیل از این بزرگ مردان و پیشوایان و شهیدان، گرامیداشت ‌حق و فضیلت و درستی و حقیقت میباشد و تکریم عدل و آزادی و شرف و انسانیت... و چه کسی سزاوار‌خیس از آن‌ها، برای تقدیم عاشقانه‌ترین و صادقانه‌ترین اخلاص‌ها و تواضع‌ها و تکریم‌ها؟! درخصوص معبود و منزل خداوند نیز اینگونه میباشد و تمیز‌ترین شم‌ها و زیباترین ایثارها تقدیم ضریح وی میگردد.
ما با این حقیقت روبرو هستیم که هنر به وسیله مسلمین، در بناهای مقدس مساجد تا ‌اندازه وسیع و عمیقی جا گرفته و به فعالیت رفته میباشد و ذوق و سلیقه‌ها و ابداع‌ها در جهت رونق بخشیدن به مساجد، استخدام گردیده‌است. بالاخره مساجد، منزل آفریدگار میباشد (و ان المساجد لله سازه بر یک کدام از تفاسیر) و حدیث امام راستگو (علیه‌السّلام) دراین باره سپری شد. به این ترتیب، تا‌وقتی‌که آباد ساختن و حلال بخشیدن به محل عبادت مسلمین و مسجد اسلام، به روح توحید و اعتنا به خداوند ضرر و زیان نزند، خیر فقط مذموم و نکوهیده وجود ندارد، بلکه تشویق هم گردیده‌است. و از همینجاست که مساجد، محل تلاقی هنر و مذهب و میعادگاه بروز این دو عنصر است.

بازدید : 78
يکشنبه 13 آبان 1403 زمان : 11:54


«امام چه کسی است؟و چه اثری در معاش معنوی و دنیوی ما تواند داشته باشد؟» اینجانب به واقع نتوانم آشنایی اما توانم ذکر آنکس را که به درستی و معرفت،تالی پیمبر خاتم صلی الله علیه تشریفات ترحیم مشهد و آله و سلم بود و اشرف نوع بنی انسان، و وصی بلا فصل مسلم، امیر مؤمنان علی علیه السلام بود و رهبر عارفان کشش قسمت دل و جان، و وقار آموز انس و جان، خاطر نشان و نقل به مضمون کنم،باشد که روانها را شناخت دهد و برای رویت کرد اهل بینایی، نمایی پر‌نور پیش آورد. امیر مؤمنان علیه السلام به طارق بن شهاب‏ «که طریق افق امامت می‏جست و پیش شهاب (۱) می‏گرفت تا مگرش موسی‏وار «بقبس اینجانب النار» رساند و از آن نار،ره به کوی روشنایی الانوار یابد،فرمود:

«امام، کلمه و واژه خدائی میباشد، استدلال الاهی میباشد، جهت پروردگار می‌باشد (۲) و نماینده خواست خدا (۳).

امام،روشنایی یزدان میباشد،و واسطه معرفی صحیح‏خلق کننده فقید (۴).

امام،آیت کردگار میباشد و علامت خاص خداوند.

او را خدای بر می‏گزیند و از همگان رفیعتر و عالی می‏داند،و آن دانش و موفقیت و کمال که سزاوار جایگاه امامت است،در وی می‏نهد و بعد از آن‏«طاعت و ولایت او‏»را بر کلیه آفریدگانش واجب میکند (چون خیرشان در اطاعت اوست و کمالشان متعلق قبول ولایت وی.)

از آن پس،نماینده حق و اما مطلق،در آسمانها و زمین‏«امام‏»میباشد.

مجموع بندگان خدای در فقید شکل گیری و تشریع،عهد‏دار آنند که از این‏«وجود عزیز»فایده گیرند و از رهبری و هدایت وی،به جان،استقبال نمایند.

کسی که بر وی پیشی گیرد و بی‏امر او،کاری انجام دهد،نافرمانی خدای کرده و از مرز ایمان،به در رفته می‌باشد.

امام،هر چه را خداوند خواهد،نماید و به عبارتی که ایزد متعال خواهد،دلخواه وی همانست.

بر بازویش به خط قدرت نوشته :«و تمت کلمة ربک صدقا و عدلا» (۵)

بله،وجود امام،صحت محض می باشد و عدل تام و آحاد (خواهان حقیقت و صحت می بایست یکسر به وی چشم دوزد) و از اعمال و رفتارش دقیقا تبعیت نماید،و طالب اعطا کرد و سالم نفس،بایست درپی وی رود و پای، مکان پای وی نهد تا بدان میزان، خویش را سنجد و میانه‌روی بخشد،و اقامه قسط و عدل تواند.) (۶)

برای امام،ستونی پر‌نور و نورانی نصب گردیده که سری به افق داراست و پائی بر زمین، و بدین روشنی و نوروفروغ،امام تواند باطنها را بیند و نهانیها را اطلاع رسانی یابد و آنچه در دانا میباشد‏شناسد و همه موجودات ملکوتی و رفیعتر از آنرا نیز مشاهده نماید، و مهم‏خیس از کلیه، ایفا بندگان آفریدگار را واقف شود (و نظارتی که رده امامت را شاید، بر فقید و جهانیان داشته باشد، و به موقع و به جا،هدایت و دلالت‏نه کند.)

امام، حرف پرنده ها هم داند،و حرف غیر آدمی نیز شناسد،و به این منجر‏«ولایت‏بر آنها‏»هم مسلم اوست.

امام، وجودی است که معبود،سزاوار وحی خود دانسته،و سزاوار اطلاع از مسائل غیب شناخته، و به واژه خود مؤیدش ساخته،و حکمت‏خاصه‏اش بدو تلقین فرموده،و دل او را جایگاه ظهور برگه‏خود نموده، و او را سلطنت و چیرگی به عالم بخشیده، و امارت و فرمانروائی عالم داده، و کلیه را محکوم طاعت وی گردانیده.

امامت، ارثیه انبیاست و سکو اصفیا،خلافت‏خدائی می باشد و جانشینی به تمام معنای رسولان الاهی.

و همین منزلت می‌باشد که‏ «ولایت و سلطنت‏» از آن خیزد و «هدایت و پاکی‏» از آن تراود، و اینگونه درجه‏ای، واقعیت‏نمای بدون نقص آیین می باشد و از هر میزان و مکتبی،بهتر و عالی‏خیس تواند رهبری جانهای کمال جوی‌بار نماید.

امام، برهان راهروان شیوه حق می باشد، و روشنایی نصیب هدایت طلبان.

امام، روش سالکان کوی خداست و خورشید فروغ افشان دلهای آشنا.

ولایت وی مایه نجات میباشد و طاعت وی لازمه واقع حیات،و مددکار فقید بعداز ممات.

همین‏«ولایت‏»،مؤمنان را عزت دهد و گنهکاران را سبب شفاعت گردد،محبان را رهائی از بلا و عذاب بخشد و تابعان را به رستگاری و کامیابی رساند.

بله ‏«ولایت‏» شاخص‏ترین علامت اسلام میباشد، و برگزیدگان آرم استسلام،کمال ایمان بدان متعلق،و آشنایی‏حدود و احکام، بدان مربوط، سنتها را هم وی پر‌نور نماید و حرام از حلال، وی به صحیح‏گشوده کند.

و اینگونه درجه‏ای را (به نحو مطمئن و اتکا بخش) جز هر که خدایش برگزیده و لایق شناخته، حائز نگردد، و غیر آنکه پروردگارش مقدم داشته و امامت و حکمت‏بخشیده واجد نشود.

پس مراد از «ولایت‏»، نگهداری مرزهای ‏«اخلاق و رفتار و دین و انسانیت‏» می باشد و راهکار‏سازی پسندیده برای کارها «مادی و اخروی‏» و مجال را چنان گذراندن که لایق‏ «آدمیت و کمال‏» باشد.

امام، برای تشنگان، آب گواراست، و برای هدایت‏خواستار، استدلال و راهنما.

نمودار خوب این مرتبت را وجود علی بن ابی طالب و یازده فرزند گرامیش علیهم السلام شکل بود بخشید،از‌آنجا که به حق واقع،مرکز دایره ایمان بودند،و قطب حقیقی و واقعی وجود، و عرش جود، و شرف جانور، آن‌ها، اصل عز و مجد بودند، و مبدا و منشا بزرگی و جلال، و مضمون‌ و مبنای تبارک و کمال.

وه!که امام، لامپ لبریز نوروفروغ هدایت میباشد و روش پر‌نور به روزی.

امام، آب حیات بخشی میباشد که پیاپی فرا برسد (۷) و دریائی میباشد که دمادم، فزونی گیرد و همهمه نماید (۸).

امام، ماه تابان هست و ابر مالامال باران.

آن‌گاه که مهالک،چشم‏ها را کور سازد،وی شیوه کند و دست گیرد،و وقتی که تارهای حیات،نومیدی مهیا سازد،وی شمع به میان گردآوری آورد و تمامی را آرزو بخشد.

بحر وجود اورا کرانه وجود ندارد، و شرافت ذاتش را تعریف ممکن نی،و دست و چشم‏ها را وصول به دامن و جانش میسر خیر (۹).

وی چشمه جوشان است و بوستان گسترده و بی‏کران (۱۰)، و فزاینده نشاط جان (۱۱).

وجود امام،سرا پا عمل باتقوا می باشد، و کالای رابح و راجح.

شیوه مستقیم، وی کند، و داروی صحیح،وی دهد،و پدری، به آحاد، وی نماید، و در پیش آمدهای سخت، وی حفاظت رساند.

حکم دهنده،اوست و آمر به حق، وی، و ناهی از مغایر هم،وی،بر آفریدگان، از جانب خداوند، وی نگهبانی نماید و امین خدا بر حقایق، هموست.

رهنمائی بندگان را به دستور معبود، وی ذمه ‏دار میباشد، و تا هر جا که مرز حکومت‏خدائی حجم‏یافته، مسند دار قضا و داوری (۱۲) ، اوست.

ظواهر وجودش را قدرتی (جز آفریدگار) حکم کننده نگردد،و داخل او را هیچ فهم و شعور و درکی، به صحیح نشناسد، مثل و مانندش، بعدازظهر وی بخود نبیند، و کس، جايگاه و مرتبت او، هیچ گاه نیابد.

وی پرتو جلال کبریاست و شرف ارض و سماء.

عقل را تفکر در مقامش، حیرت دهد، و مغز را اعتنا به کمالش، مبهوت نماید.

(چون که فهم را مبنا، حس هست و قیاس،و امام، هم ازاین‌مقدار رفیعتر میباشد و هم از آن معیار،بالاتر)» (۱۳)

بویژه،امام مجال علیه السلام که خلاصه صفات و کمالات همه انبیا و اوصیای حق است و مدرسه او، جامع جمیع درسهای بزرگ و رشد.

کل پیمبران،پیشگفتار ظهور پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله و سلم بودند،و راه فهم و شعور کتاب دانشگاهی او‌را،هموار می‏کردند، و جانها را فراهم درک آن می‏ساختند تا فراز آید و«دین کامل‏»را به دانا و جهانیان اعلام داراست.

ولی اکنون فرستاده خاتم صلی الله علیه و آله و سلم و یازده امام و وصی وی علیهم السلام منتظر آنند که‏ «حجت‏بالغه چشم به راه» آید، و آن درسها که داده‏اند و آن تعلیمات که به هر زمان، اظهار نموده‏اند، شکل واقع و جامع دهد، و آن مقصود عالی و جامع که خداوند،از نظام هدایت داشت، نمایان سازد.

بله، وی، تحقق نصیب غرض انبیا و اوصیا است،و غرض الاهی و مراد خاص اوست، وی برای اصلاح کامل فقیه انسانی قیام خواهد کرد، و بساط اهریمنی و شر،به هم خواهد زد، و این تمامی سروصدا جان و اکنون، به راز خواهد آورد.

ما نیز به دنبال همه پیمبران و اوصیای وی، با دلی شوریده،ایستاده و نگران راهیم تا کی آن ‏«دولت عدل و صلاح‏» آغاز خواهد شد، و آن عصر‏ «کمال و فلاح‏» فرا برسد، طالبان را جانی دیگر بخشد، و مشتاقان را توانی بیشتر دهد.

به خداوند که درصورتی که می‏دانستیم عدم حضور امام، چه دردها به وجودمان داده؟
و چه زیانها به فهم و شعورمان رسانده؟

و چه اختلاف در میانمان افکنده؟

و چه بی‏سامانی،در اجتماعمان آماده آورده؟و چقدر شناخت طرز حق را دشوار کرده؟

و چه شبهه‏ها ساخت و ساز نموده؟

و چه اضطرابها و انحرافهائی را موجب شده؟

و چه‌طور مؤمنان، خوار گشته‏اند و فاسقان، عزت یافته‏اند؟

اهل دین را پریشانی و غربت، سراپا گرفته، و خواستاران هدایت را همه بال و پر شکسته، به خداوند که در حالتی‌که این همه عقب ماندگی از صلاح و رویش را در می‏یافتیم، و آن همگی نقص و عیب را شعور می‏کردیم، و اثر امام را در اجتماع مسلمین می‏شناختیم، و چاره کلیه بیچارگی‏ها را در حضور او می‏دانستیم،از فراق وی، فریاد می‏کشیدیم، و شب و روز به زاری از خدای، طلب ظهورش می‏کردیم، و لب به خنده نمی‏گشادیم و در غیبت او به هیچ امری، شادمان نبودیم.

در حال حاضر هم از خدای منان، استدعا می‏کنیم و به جان می‏خوا‌هیم که امام ما را اجازه ظهور بخشد و به یمن مقدم او، ارواح ما‌را صفا و طهارت دهد و به عزت و اثر وجودی وی، زندگی ما را با عدل و ایمان و فعالیت پارسا یار و همدم کند و به توان یاددادن او،این در روش ماندگان را به علم و ادراک و کمال رساند.

بازدید : 78
شنبه 12 آبان 1403 زمان : 10:53


گونه های روی داد با دقت به ساختار
تا اینجا با معنی روی داد چیست آشنا شدید و اشکال آن را از لحاظ موضوعی تفصیل دادیم. در مقابل رویدادهایی که برای سالگرد، پای کوبی، ورزشی و یا این که گرامیداشت اعیاد مذهبی و سیاسی برگزار میشوند بایستی بدانید که رویدادهایی نیز وجود دارا‌هستند که جهت ارائه مطالب علمی و عرضه‌ی محصول ها و… گرد‌همایی میگردند.

حادثه ها با دقت به ساختارشان به یکسری دسته اساسی تقسیم می شوند که به نیکی خواهید دانست که روی داد چیست و چه معنایی را تعبیر می‌کند. در تصویر پایین گونه های اتفاق افتاد را طبق ساختار آن‌ها گستردن داده ایم.

گونه های اتفاق افتاد با اعتنا به ساختار
12 نوع اتفاق افتاد با اعتنا به ساختار

کنفرانس و سمینار
مجلسی که در آن، فردی مطالب علمی را برای دیگر افراد ذکر می‌نماید، یعنی اجتماع توده‌ای کم راجع به مسائل سیاسی و یا این که اجتماعی را کنفرانس میگویند.

کنفرانس دربرگیرنده اشکال نشست‌ها هست که در مورد‌های متعدد برگزار می‌شود. به حیث اکثریت کنفرانس به نشست انجمنی گفته می گردد که با اپلیکیشن و امر گردهمایی قانونی به مراد گفت‌و‌گو، مشورت کردن و تبادل حیث برگزار می‌گردد.

درحال حاضر در کنار واژه و کلمه کنفرانس برای اتفاق افتاد، سمینار نیز وجود دارااست. شاید اکثریت بدانید سمینار چیست ولی در مجموع سمینار به نشست گفته می شود که توده‌ای از دانشجو یان پایین لحاظ اساتید خویش، در یک فن به تفحص بپردازند و سخنرانی‌هایی را نیز در‌این باب ارائه دهند.

کنگره و ورکشاپ یا این که به عبارتی کارخانه
یکی از دیگر از اشکال اتفاق افتاد چیست، کنگره یکی‌از دیگر از اشکال روی داد می باشد. کنگره به انجمن و گرد‌همایی آگاهان، صاحب و مالک نظران و … برای مشاجره و بحث با محوریت مسائل سیاسی، علمی و … گفته می شود. کنگره قانونی‌خیس و گران قدر‌خیس از ورکشاپ میباشد و دارنده چندین ویژگی پررنگ می باشد.

تعداد کمپانی کنندگان کنگره بسیار میباشد.
اپ در مسافت وقتی خاصی انجام میگردد.
کنگره معمولا یک سری روز برگزار می شود.
دارنده گرد هم آیی‌های خرد‌خیس مانند پانل، کنفرانس میباشد.
کلمه‌ای دیگر جهت پی بردن اتفاق افتاد چیست وجود داراست، ورکشاپ یا این که به عبارتی کارخانه میباشد. ورکشاپ به جلساتی گفته می شود که اکثرا در آن تبادل تفکر و ارائه طریق‌های عملی یک مهارت اجرا میشود. اشخاص حاضر در ورکشاپ برخلاف کنگره بسیار محصور میباشد و بر محوریت یک مسئله خاص با آزادی ذکر جاری ساختن میگردد.

جشنواره و جلسات (میتینگ)
فستیوال یا این که به عبارتی جشنواره هنگامی برگزار می گردد که اشخاص بخواهند اتفاق افتاد سال پیش را که قادر است در موضوع‌های علمی، فرهنگی و… باشد را گرامی و تعریف نمایند. جشنواره اکثرا به نرم‌افزار‌های خنده رو در موضوعات سیاسی، مذهبی، فرهنگی و… گفته میگردد.

جلسه‌هایی وجود دارا هستند که در میان دو کمپانی‌کننده جهت تبادل داده ها با محوریت، تجاری، اجتماعی و … برگزار میگردد که به‌این جلسه، جلسات یا این که میتینگ گفته میگردد. میتینگ‌های خرد دربین دو تا پانزده نفر و میتینگ‌های تبارک بیش تر از 15 کمپانی کننده دارا هستند.

مجمع های همگانی سالیانه (AGM)
مجمع همگانی از سایر گونه های اتفاق افتاد می باشد که بوسیله کمپانی‌های تجاری گرانقدر برگزار می گردد. قابل ذکر میباشد بدانید این نوع از گرد هم آیی‌‌ها در سال یکبار جاری ساختن میشوند.

به صورت نمونه: وقتی که سهامداران یک کمپانی بخواهند از موقعیت کوشش کمپانی با خبر شوند، از هیئت مدیره پرسش بپرسند و یا این که برای تعیین اعضای تازه هیئت مدیره مجمعی تشکیل میدهند که مجمع‌های همگانی سالیانه گفته میشود.

برگزاری یکبار در سال مجمع های همگانی سالیانه
برگزاری یکبار در سال مجمع های همگانی سالیانه

رویدادهای عرضه‌ی فرآورده و دربین المللی
در اتفاق افتاد عرضه کالا مجله نگاران، وب لاگ نویسان و تاثیرگذاران رسانه‌های اجتماعی به دور هم عده می شوند و رونمایی از اولی فرآورده یک کمپانی را تصویب می‌نمایند.

بلندمرتبه‌ترین گرد‌همایی جهانی، رویدادهای دربین‌المللی می باشد که در موقعیت معمولی دست‌کم 15 درصد، کمپانی کننده فرنگی در آن حضور دارا‌هستند.

سمپوزیوم
سمپوزیوم اکثر وقت ها مجمعی هست که بر مباحث فلسفی و علمی، افراد بدور هم عده میگردند و درباره موضوعی واحد سخنرانی می‌نمایند. مانند سمپوزیوم حکمت، فلسفه و یا این که سمپوزیوم نفت.

گردآوری‌ای از اشخاص نظریه دارا هستند که سمپوزیوم مانند یک خبر نامه تخصصی شغل می‌نماید و فقط بر یک مورد واحد تمرکز داراست، جلسات سمپوزیوم تماما تخصصی با حضور کارشناسان انجام می‌گردد.

نمایشگاه و نمایشگاه های گران قدر (Expo)
نمایشگاه به رویدادی گفته میشود که اشکال استخراج و امور در آن حضور دارا‌هستند و واپسین تولیدها خویش را اکران می دهند. این اتفاق افتاد، یک استراتژی تعالی هست که افتتاح کمپانی‌ها از این اتفاق افتاد بسیار ضروری و حیاتی میباشد.

این روی داد اکثر زمان ها در سطح جهانی و فی مابین المللی ایفا و انجام میگردد، مثلا یکی این حادثه ها Worlds Fair میباشد.

دورهمی‌ها و جلسه‌های همگانی
دورهمی‌ها، به عنوان مثال رویدادهایی می‌باشند که به طور تشریفات ترحیم مشهد غیر قانونی برگزار میشوند و در آن دورهمی میتوانند هدف ها و موضوعات آزادی را دنبال نمایند. مانند: کتابخوانی، پیاده‌روی، فیلم و … از مثال‌های دورهمی‌ها میباشد.

اتفاق افتاد دیگر گرد‌همایی‌های همگانی میباشد که معمولا به جلسات گرانقدر که کمپانی کنندگان آن از عامه مردم تشکیل می گردد. در گرد هم آیی‌های همگانی شغل‌ها را به طور تعلیق درمی‌آورند تا همه اشخاص بتوانند در جلسات کمپانی نمایند.

شام بیزنس و جلسات هیئت مدیره
شام استخراج وکار، یک سنت دیرینه میباشد که اکثر سازمان‌ها و کمپانی‌ها، در نقطه پايان سال مالی توفیق‌های به دست آمده در حین عصر مالی را با مشتریان اصلی و کلیدی خویش پای کوبی میگیرند.

جلسات هیئت مدیره جهت تصمیم‌گیری درمورد موضوعات اساسی و یا این که انتصاب و برکنار اشخاص آن، تشکیل می گردد. در‌این جلسات آحاد حقیقت‌ها ارائه می گردند و بعد از ارائه گزارشات و مشاهده خلاصه پرونده پرسنلی، شایسته ترین تصمیم ماه‌های پیش‌رو اتخاذ می گردد. همینطور مورد نیاز میباشد بدانید این گزارشات با استعمال از یک برنامه رئیس فروش خیلی خوب و ظریف‌خیس اعمال می گیرد.

تا اینجای نوشته‌علمی به نیکی دانستید که روی داد چیست و با اشکال روی داد، آشنا شدید. هم اکنون می خواهیم به دو نکته از اتفاقات اتفاق افتاده در روی داد اشاره کنیم.

بازدید : 114
پنجشنبه 10 آبان 1403 زمان : 12:39


گردیده‌است؛ نیز فرقان میباشد.

و آنچه از احادیث آورده از أئمه معصومین صلوات الله و سلامه علیهم أجمعین استعمال می گردد، آنستکه: قرآن به ‌تمام نشانه‌ها الهی گفته می گردد؛ خواه سفت باشد؛ و خواه متشابه؛ و فرقان به‌ خصوص آیه ها سفت إطلاق میشود. تشریفات ترحیم مشهد

درتفسیر نورالثَّقلینْ از اُصول‌ کافی، از علی بن ابراهیم، از پدرش از ابن‌سنان ‌یا این که غیر وی، از هر کس ‌او را بیان نموده است، قصه میکند که وی اظهار‌کرد:سَألْتُ أبَاعَبْدِاَلله عَلَیْهِ السَّلامُ عَنِ قرآن و الْفُرقَانِ. أ هُمَا شَیْئًانِ أوْ شَیْیءٌ وَاحِدٌ؟!

اینجانب از حضرت راستگو علیه السّلام پرسیدم از قرآن و فرقان، که ‌آیا آنان دو چیز میباشند؛ یا این که چیز واحدی؟!

فَقَالَ عَلَیْهِ السّلامُ: الْقُرْأنُ جُمْلَه ُ الْکِتَابِ؛ وَالْفُرقَانُ الْمُحْکَمُ الْوَاجِبُ الْعَمَلُ بِهِ[11]

حضرت فرمود: قرآن به ‌آحاد الهی گویند؛ و فرقان به‌ خصوص محکماتی که ‌فعالیت بدانها واجب میباشد.

وهمچنین درصحیفه سَّجادیَّه،دردعای ختم قرآن،پهنا میکند:

الَّهُمَّ إنَّکَ أعَنْتَنِی عَلَی خَتْمِ کِتَابِکَ الَّذِی أنْزَلْتَهُ نُوراً؛وَجَعَلْتَهُ مُهَیْمِناً عَلَی تمامِّ کتابٍ أنْزَلْتَهُ؛وَفَضَّلْتَهُ عَلَی کُلِّ حَدِیثٍ قَصَصْتَهُ! وَفُرْقَاناً فَرَقْتَ بِهِ بَیْنَ حَلَالِکَ وَحَرَامِکَ! وَقُرْأَنَّاأعْرَبْتَ بِهِ عَنْ شَرَائعِ أحْکَامِکَ![12]

(توشه پروردگارا! حقّاً تو من‌را بر ختم نمودن و به نقطه پايان رسانیدن کتاب خودت، امداد نمودی؛ آن کتابی که زیرا آن را فرو فرستادی، فروغ و روشنایی بود؛ و آنرا

مُهَیْاینجانب و مُسَیْطر و مُسلّط بر کل کتابهائی که فرو فرستادی، نمودی؛ و بر هر گفتاریکه آنرا ذکر کردی، برتریّت و مزیّت دادی! و آنرا فرقان قرار دادی، تا بدینجهت در میان حلالت و حرامت، منزه دهی! و آنرا قرآن قراردادی تا بدینوسیله از احکام وارده در شریعتت پرده برداری!)

قرآن‌ دارنده‌ مجد و عظمت‌ واستحکام‌ و روشنی‌ میباشد‌

در بخش اعظمی‌ از آیه‌ها قرآن، قرآن ‌را کتاب ‌با عظمت، و دارنده ‌مجد، و حکمت، و پر‌نور‌ و آشکارا تعریف میکند. همانند آیه: ق وَالْقُرْأَنِ الْمَجِیدِ.[13]

(قاف، و قسم و سوگند به قرآن که دارنده مجد و رفعت و کرامت و شرافت و جلالت میباشد).

و همانند آیه: بَلْ هُوَ قُْرأََنٌ مَجِیدٌ فِی لَوْحٍ مَحْفُوظٍ.[14]

(بلکه آن قرآنی میباشد دارنده مجد و رفعت و شرف و جلالت، که در لوح محفوظ خداوندی (و دانش أزلی و سرمدی او نگهداشته گردیده‌است.)

و همانند آیه:یس وَالْقُرآنِ الْحَکِیم.[15]

(یاسین،وسوگند به قرآن که سفت میباشد وقابل انفصال ووهن وسستی وبطلان وجود ندارد)

(و همانند آیه: إنَّه لَقُرآنٌ کَرِیم فِی کِتَابٍ مَکنُونٍ.[16]

( و حقاً و تحقیقاً آن قرآنی میباشد والا و بزرگوار، و دارنده أصالت، که در کتابی محفوظ در رازّ حق نهفته میباشد).

وهمچون آیه:آلرتِلْکَ أَیَاتُ الْکِتَابِ وَقُرْأن مُبیِنٍ.[17]

(ألف،لام،را اینست آیه ها کتاب،وقرآن آشکارا!)

وهمچون آیه:وَ هَذَا کِتَابٌ أنْزَلْنَاهُ مُبَارَکٌ مُصَدِّقُ الّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ.[18]

(واینست کتابی که ما آنرا نازل کردیم، کتاب مقرون به برکت میباشد، و مدرک دهنده بر آنچه در قبال آنست از حقائق و أحکام وارده در کتاب ها پیامبران گذشته).

بازدید : 111
چهارشنبه 9 آبان 1403 زمان : 15:40


استدلال‌های وجودی
نوشته ی علمیٔ اساسی: ادله وجودی
در‌این مجموعه از عامل‌ها که به ادله‌های وجودی به شهرت رسیده است، با بررسی و توجه در معنی معبود، وجود پروردگار ثابت می‌گردد. یعنی تمجید آفریدگار نیازمند آن میباشد که اینگونه موجودی وجود فرنگی تشریفات ترحیم مشهد داشته باشد. تقریرهای زیادی از این استدلال، در الهیات مسیحی ارائه شد‌ه‌است. قدیس آنسِلم (متولد ۵۰۳ق /۱۱۰۹م) اولیه شخصی میباشد که از این شیوه برای ثابت وجود پروردگار به کار گرفت. او سوای آن که از اسم عامل وجودی به کار گیری نماید، دو تقریر از این دلیل ارائه کرد. ابعاد کانت، این تیم از براهین را دلیل وجودی نامید. یکی‌از تقاریر ارائه گردیده از سوی آنسلم اینگونه میباشد:

مقدمه۱. خداوند موجودی میباشد که بی نقص‌خیس از وی نمی‌قدرت تصور کرد؛

مقدمه۲. درصورتی که فرض کنیم که معبود در بیرون وجود نداشته باشد، یعنی صرفا در ذهن آدم مو جود میباشد؛

مقدمه۳. موجودی که هم در ذهن می‌باشد و هم در بیرون، رفیعتر میباشد از موجودی که تنها در ذهن وجود داراست؛

مقدمه۴. براین اساس در‌صورتی‌که خداوند در بیرون جانور نباشد، یعنی معبود بدون نقص‌ترین موجودی که قابل تصور میباشد وجود ندارد و از وی بی نقص‌خیس نیز می‌اقتدار تصور کرد و این خلف میباشد؛

بدین ترتیب، معبود بایستی در سوا ذهن ما مو جود باشد و گرنه بر خلاف تمجید ماخواهد بود. [۴۰]

عامل اخلاقی
نوشته‌ی علمیٔ مهم: استدلال اخلاقی
ادله اخلاقی درصدد ثابت خدا از روش پاراگراف‌های و تجربیات‌های اخلاقی میباشد.[۴۱] بیان شده این دلیل اولیه توشه بوسیله ایمانوئل کانت ارائه شد؛[۴۲] ولی برخی افلاطون را مُبدِع این دلیل دانسته‌اند.[۴۳] تقریرهای مختلفی از این ادله ارائه شد‌ه‌است. از نگرش امام خمینی، گرایش به بی‌نقص بودن، فطرتی میباشد که با اسم عشق و علاقهِ به کمال از آن خاطر میشود. همگی شیفته علمی که جهل در آن وجود ندارد، قدرتی که ناتوانی در آن نباشد و حیاتی سوای مرگ می‌باشند. همگی معتقدند که شیدا کمال مطلق می‌باشند؛ یعنی کمالی که همگی چیز در آن بدون نقص و بی‌نقص باشد و زیرا همگی طالب آنند؛ با‌یقین، می‌بایست این کمال مطلق در دنیای خارج از ذهن تحقق یافته باشد و آن آفریدگار میباشد.[۴۴] انتقادهایی از سوی فیلسوفان و متکلمان به عامل اخلاقی وارداتی میباشد.[۴۵]

عامل باطل عزائم
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: ادله باطل عزائم
بُرهان فَسخِ عَزائِم برای مثال براهین ثابت معبود میباشد که از روش گسسته شدن تصمیم‌ها و سست شدن عزم‌های انسانی، به ثابت خداوند می پردازد.[۴۶] براساس این ادله، بشر‌ها گاه از تصمیمی پشیمان می گردند یا این که از اعتقادی دست می‌شویند. این تغییرهای درونی بایستی به عاملی خارج از بشر نسبت داده گردد که به عبارتی وجود پروردگار و عزم وی میباشد.[۴۷] امام علی(ع) دراین باره می فرماید: «عَرَفْتُ اللَّهَ سُبْحَانَهُ بِفَسْخِ الْعَزَائِمِ وَ حَلِّ الْعُقُودِ وَ نَقْضِ الْهِمَم‏؛ پروردگار را به شکستن اراده‌ها و باز کردن گره‌ها و نقض کردن کوشش‌ها شناختم».[۴۸] در ارتباط کیفیت دلالت باطل عزائم بر وجود آفریدگار، آنالیز‌های گوناگونی ارائه شد‌ه‌است. جمع‌ای آن را در پرتو آیه ها و احادیث ارزیابی کرده و برخی از شارحان متکلم یا این که فیلسوف آن را به بقیه براهین ثابت معبود همانند ادله حدوث یا این که عامل قابلیت و امکان و وجوب تحویل برده‌اند.[۴۹]

بعضی از آیه‌ها قرآن همانند آیه ۲۰ و ۲۱ سوره ذاریات، آیه ۲۴ سوره انفال و آیه ۲۵ سوره نجم را اشاره به استدلال باطل عزائم دانسته‌اند.[۵۰]

دلیل اعجاز
نوشته‌علمیٔ مهم: عامل اعجاز
دلیل اعجاز با استناد به معجزات و حادثه ها خارق العاده به ثابت وجود آفریدگار می پردازد.[۵۱] این عامل در آغاز، بوسیله اندیشمندان غربی مطرح شد.[۵۲] از حیث بیشتر محققان اسلامی، استدلال اعجاز برای ثابت وجود پروردگار کفاف نمی دهد و فقط نبوت پیامبران(ع) را ثابت می‌نماید؛[۵۳] البته بعضا همانند ملامهدی نراقی آن‌ را تحت عنوان برهانی برای ثابت وجود خداوند پذیرفته‌ میباشد.[۵۴]

ملامهدی نراقی عامل اعجاز را پنجمی برهان برای ثابت خداوند قرار داده و این‌سیرتکامل تقریر نموده است: به حکم عقل معجزات و کراماتی که از پیامبران و اولیاء صادر شد‌ه‌است، اموری می‌باشند که قابلیت و امکان ندارد از آدم صادر شوند. پس می بایست آفریننده حکیمی باشد که صدور این‌سیرتکامل کارها به باعث اقتدار و حکمت بدون نقص وی باشد.[۵۵]

استدلال‌های ثابت معبود در قرآن
درباره اینکه آیا در قرآن برای ثابت معبود، استدلال و استدلالی نام برده میباشد یا این که نه، در بین مفسران اختلاف حیث وجود داراست. به گفته محمدتقی مصباح یزدی، مجتهد شیعی، بخش اعظمی از مفسران به ویژه مفسران متکلم همانند فخر رازی، آیه ها زیادی را ناظر به ثابت وجود معبود دانسته و مورد ها آن‌ها را به طور براهینی در آورده‌اند که رجوع بیشتر آن‌ها به ادله نظم میباشد. در قبال این مفسران، توده‌ای دیگر معتقدند قرآن، وجود معبود را بی‌نیاز از عامل دانسته و درصدد ثابت وجود آفریدگار نبوده میباشد. از دید مجموعه دوم، براهینی که مجموعه نخستین داعیه کرده‌اند یا این که در جایگاه ثابت توحید و نفی کفر میباشد یااینکه به طور عامل در قرآن نیامده میباشد و مفسران بعضی از گفته ها قرآنی را با ضمیمه کردن مقدمات به طور استدلال درآورده‌اند.[۵۶] آیت الله مصباح یزدی وجه گردآوری این دو طریقه را به‌این دانسته میباشد که گفته خواهد شد هرچند قرآن به طور بی واسطه درصدد ثابت وجود پروردگار عدم وجود یا این که وجود معبود را بی‌نیاز از ادله و مبرهن می‌دانست؛ اما به هر هم اکنون می‌اقتدار از نشانه‌ها قرآن، دلیل‌هایی برای ثابت خداوند به دست آورد. از جمله بعید وجود ندارد آیه‌ای که مستقیماً درصدد ثابت یگانگی خداوند باشد؛‌ اما به طور غیرمستقیم اصل وجود آفریدگار را هم اثبات نماید

بازدید : 101
يکشنبه 6 آبان 1403 زمان : 10:37

بله پرستش درست عملیست در ظواهر معمولی البته تا مسائل فوق نباشد آن پرستش از آدم راز نمی زند.پرستش یعنی دل کندن از مادیات و پرواز دادن روح ,یعنی پارا بالاتر از جالب ها و شنیدنیها نهادن .پرستش هواخواهی کننده علاقه انسانهاست که گاهی با حمد و ثنا و وقتی با تسبیح و تقدیس و مقداری تایم ها با شکر و تشریفات ترحیم مشهد اظهار تسلیم ,آرامش خویش را نسبت به خدا اظهار می دارد.

مدار عبادت اثبات میباشد

همانطور که کرات آسمانی و زمین در عین حرکتهای متفاوت وضعی و انتقالی ,همواره مدار ثابتی دارا هستند ,عبادت نیز با همگی شکلها و صورتهای مختلفشان بر مدار ثابتی قرار دارا هستند که آن رضای معبود میباشد ,گرچه حالت وقتی و مکانی ,شخصی و اجتماعی نوع تکان در‌این مدار را عوض میکند.برای مثال هجرت, نمازرا دو رکعتی میکند و بیماری صورت نماز را تغییر‌و تحول میدهد ,ولی همگی اینها نماز میباشد و بر مدار حافظه معبود و رضای و اجرا امر وی قراردارد,((اقم الصواه لذکری)).

روحیه عبادت

عبادت غذای روح میباشد و همان گونه که شایسته ترین طعام آن میباشد که جذب تن خواهد شد ,شایسته ترین عبادت آن میباشد که جذب روح گردد یعنی با نشاط و حضور قلب ایفا گیرد .

غذای زیاد میل کردن عمل ساز وجود ندارد غذای موثر تناول کردن اصلی میباشد .لذا رسول اکرم (ص)به جابر ابن عبدالله انصاری فرمود :

((ان هذا الدین لمتین فاوغل فیه برفق و لا تبغض الی نفسک عباده الله))

همانا آئین پایدار میباشد پس نسبت به آن مدارا کن(و وقتی که امادگی روح نداری عبادت را بر خویش اجبار مکن )که به عبادت در نزد تو مبغوض میگردد.

میانه‌روی در عبادت:

وقتی روحیه عبادت در آدم زنده می ماند که بشر در جاری ساختن آن وسط رو باشد ,لذا در کتاب ها حدیث روایاتی با تیتر :باب الاقتصاد فی العباده,نقل گردیده‌است.

همان طور که بشر زمانی سلامت میباشد که بین اندامش تناسب داشته باشد و اگرعضوی بزرگتر و کوچکتر از حد معمولش باشد ناقص الخلقه میباشد ,در کارها معنوی نیز بشر بایستی ارزشها را بطور هماهنگ در خویش رشد دهد.

بازدید : 113
شنبه 5 آبان 1403 زمان : 10:30


اسطوره چيست؟ آيا حسيني كه در تاریخ و تمدن ماست اسطوره میباشد يا چيزي بيش از آن میباشد؟

بر اسكاچ پل ايرادي وارد نيست كه حسين را اسطوره نبيند زیرا تشریفات ترحیم مشهد اين نگاه مسيح را هم اسطوره مي‌بيند؛ چراكه مسيحيت ديني میباشد كه برخلاف مسيحيت با لهجه عینیت، دانش و واقعيت مسافت دارااست؛‌ آيات و اپلیکیشن‌هاي آن چندان به فقیه عين ربطي ندارد، لذا شرعی كاملا فردي میباشد و احکام اجتماعي ندارد.

مسيحيت بيشتر از اينكه شرعی ناظر به زمين باشد، ناظر به اسمان داراست؛ بيشتر از اينكه فقاهتی ناظر به ساحت عينيت باشد، مرتبط با ساحت داخل و مخفی ماست؛‌آشكار و عيني و در زمين نيست.

مسيحيت كه ديني آسماني میباشد در بين مردمي كه دانش و عقل دارا هستند قرار گرفته، ‌لذا در مواردي آموزه های این آئین با عموم درافتاده‌اند؛ هرچه تاريخ مسيحيت جلوتر مي‌رود ديده مي‌خواهد شد مسيحيت با فقید عين و با زندگي عموم بيگانه گردیده‌است و عالم ديگري را تبيين مي‌كند.

ولي در دين اسلام، واژه و کلمه‌هايي زیرا جهاد، نماز، روز، بيعت داريم كه همگي در متن زندگي ما جای دارد يعني واژه و کلمه‌هايي از فقید ديگر نيست، جدي‌ترين واژه و کلمه دين ما معنا «امامت» میباشد که مضمون‌ اجتماعی میباشد؛ امام عقب افتاده جسمی «مأموم» میباشد كه در شرایطی‌که آن نباشد کلمه امام معنی نخواهد بود درحاليكه مفاهيم اساسي مسيحيت اينگونه نيست و هرچه جلوتر مي‌آيد با متن واقع زندگي عموم مسافت مي‌گيرد و عموم در حالتی‌که مي‌خواستند به دين معتقد گردند راهکار‌اي نداشتند جز اينكه دين را به طور اسطوره‌اي درك كنند.

مسيحيت در زمان تاريخ مبتلا 3 آفت گردیده است:

1- از واقعيت زندگي بدور شد‌ه‌است؛ دانا واقع یکسری مقررات دارااست که هیچکدام در مسیحیت وجود ندارد.

2- با دانش در افتاده میباشد؛ سراسر تاريخ مسيحيت مخالفت دستگاه کلیسا با دانش (به عبارتی ساینس) میباشد؛ مسيحي‌ها دين را به عایدی دانش مصادره كردند يعني دين را در سرویس دانش قرار دادند.

3- با عقل هم در افتاده میباشد. عقل، دانش وجود ندارد؛ دانش مقررات ظاهری، ملموس میباشد البته عقل در ذهن میباشد.

مسیحیت هم با این ضوابط ظاهری در افتاده میباشد و هم با مفاهیم خیالی عقلی درافتاد هاست لذا متافیزیک آئین مسیحی یعنی الهیات مسیحی به عایدی عقل مصادره گردیده‌است و عقل ناچار گردیده الهيات مسیحی را به تأويل پیروزشود و الهیات سراسر تأویل را صحیح کرده اند.

رودلف بولتمان از متکلمان مسیحی آلمانی معاصر در سال 1941 نوشته‌ی علمی ای به اسم «انجیل و اسطوره» را نوشت كه نوشته‌ی علمی پرجنجالي بود و با‌ آن نيز مطرح شد و صادقانه نسبت عموم مسیحی با دينشان را تبيين كرد و در آن به جهاني كه مسيحيت ترسيم مي‌كند مي‌پردازد كه مشتمل بر عرش که بالا میباشد و قرارگاه ملائكه میباشد، زمين که میانه و جهنم که تحت میباشد و قرارگاه شيطان مي گردد و اعتقاد دارد ملائكه زمين را به اسمان بچسبانند، شياطين دائما مي خواهند زمين را به جهنم ببرند که‌این آحاد کیهان شناسی مسیحیت میباشد.

به مراد رفع تعارضات سه گانه فقید غرب راهکار‌هايي را ارائه اعطا کرد:

1- تئوري تفكيك ميان رسالت دين و دانش؛‌ اينكه دانش آمده تا علم را تبيين كند و دين آمده تا بها را تبيين نمايد؛ کاری که در مملکت ما دكتر سروش با كتاب «علم و قیمت» آن را تبیین کرد.

2- تفكيك قائل شدن بين ذاتیات دين و عرضات دين؛ كه اين كار را در جامعه ما «شبستري» اعمال اعطا کرد كه ذاتيات آیین را اصیل دانستند و غیر معارض با دستاوردهای علمی؛ و عرضيات را غیراصیل و معارض با دستاوردهای علمی تعریف و تمجید کردند و گفتند ذاتیان آیین آنهایی میباشند که می بایست تفاسیر تاریخی از آن ها ارائه بخشید؛ یعنی آموزه های تاریخی آئین میباشند.

3- دين را به آموزه‌هاي اثبات و متغير تقسيم كردند؛ كه رسالت اين دستور را نيز «كديور» بر ذمه گرفت

سروش، شبستري و كديور هر كدام نماينده یک جریانی می باشند در دنیای غرب که برای تعارض فی مابین الهیات مسیحی و معاش عموم مسیحی ارائه گردیده است.

راه حل چهارمي نيز در اروپا ارائه گردیده بود كه به جاي اينكه حوزه دين و دانش تعريف كنيم، يا در خویش دين به اثبات و متغير يا ذاتي و عرضي تقسيم كنيم، اصل را در زندگي همين دانش و عقل و حيات اجتماعي آدم بگيريم و دين را اسطوره دانا بكنيم يعني چيزي كه هم می باشد هم نيست؛ کلیه جا هم میباشد و قلمرو خاصي براي آن تعريف نكنيم.

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 504
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 1
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 126
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 211
  • بازدید ماه : 539
  • بازدید سال : 3238
  • بازدید کلی : 33643
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی