پیشگفتار: در دنیای امروز استحصال وکارها مستلزم دستیابی پشت گرمی فی مابین مخاطبین خویش می باشند. بازاریابی اجتماعی تحت عنوان واپسین فلسفه ی بازاریابی از اینگونه ظرفیتی شامل است و قادر است یاور با پیش گویی منافع جامعه به منافع استحصال وکار و مشتریان بی اندیشد. غرض اساسی تحقیق حاضر, ارائه سبک بازاریابی تشریفات ترحیم مشهد اجتماعی بر طبق میباشد. طریق استیناف: به خواسته وصال بدین مقصود, در مرحله کیفی خلال پژوهش ادبیات مورد و رای زنی با خبرگان بازاریابی و شهرداری, با طریق عقیده داده بنیاد, معیارهای اثر گذار با به کارگیری از اپ 3dsmax کیودا شناسایی شد. در مرحله آجل, معیارهای شناسایی گردیده با به کارگیری از رویه سبک سازی ساختاری تفسیری در بعدها جدیدی مجموعه بندی و سطح های مولفه ها و ارتباط ها فی مابین آنها مشخص و معلوم شدند یافته ها: حاصل پرسش اولیه باعث به شناسایی خیر دلیل اساسی مسئولیت گرایی, شیوه نامه گرایی, زیرساخت بازاریابی, میل به قابلیت و امکان های بازاریابی اجتماعی, فهم و شعور پویایی محیطی, فهم و شعور شهروندان, فهم خصوصیت های ملی, آمیخته بازاریابی اجتماعی و گسترش اعتقادوباور و دیدگاه شهروندان شد. حاصل سبک سازی ساختاری تفسیری علامت از تاثیرگذاری مسئولیت گرایی, زیرساخت بازاریابی و دستورالعمل گرایی تحت عنوان متغیر غیروابسته بر رغبت به امکان های بازاریابی اجتماعی داشت. سود گیری: درنهایت با استناد بر نتیجه ها مطالعه می اقتدار اذعان نمود با فایده مندی از استراتژی های بازاریابی اجتماعی و تاثیرگذاری بر طریقه و ذهنیت شهروندان, می قدرت گسترش اطمینان و طریقه شهروندان را موجب شد. ازاین رو بایستگی اعتنا روزافزون مدیران ارشد سازمان ها به نقش حیاتی و بی بدیل بازاریابی اجتماعی بایستگی داراست.
مهارت های گران بها و کاربردی:
دانشجو یان رغبت آئین و رسانه در زمان علم آموزی خویش، مهارت های پر ارزش و کاربردی زیادی را حصول می نمایند که در مورد های متعدد اثر گذار خواهد بود. برخی از این تشریفات ترحیم مشهد مهارت ها عبارتند از:
مهارت های مطالعه و بازرسی: بضاعت و توان گردآوری، آنالیز و ارائه داده ها
مهارت های کتابت و دستکاری: توانگری کتابت متنها بدیهی، ظریف و جالب
مهارت های ارتباطی: بضاعت برقراری رابطه اثر گذار با اشخاص گوناگون
مهارت های تامل انتقادی: بضاعت و توان تجزیه و آنالیز مسائل به طور عمیق و جامع
مهارت های حل قضیه: توان یافتن چاره های خلاقانه برای خطاها
شناخت با فرهنگ و تمدن ها و ادیان گوناگون: ادراک و احترام به تنوع فرهنگی و فقاهتی
3. قابلیت ادامه علم آموزی در مقاطع فراتر:
خارج از التحصیلان میل آیین و رسانه میتوانند در شکل میل، تحصیلات خویش را در مقاطع فراتر مانند فوق لیسانس و دکتری ادامه دهند. تمایل های مختلفی درین مقاطع وجود دارااست که دانشجو یان میتوانند با اعتنا به علایق و هدف ها خویش یکی آنهارا گزینش نمایند.
4. رابطه با بحران های اصلی جامعه:
تمایل آئین و رسانه به تحقیق معضل های اصلی جامعه در حوزه آئین و رسانه میپردازد. دانشجوها این تمایل با استیناف و پژوهش دراین مورد، میتوانند چاره های خلاقانه ای برای این بحران ها ارائه دهند.
5. ساختوساز تغییرات مثبت در جامعه:
خارج از التحصیلان میل آیین و رسانه میتوانند با به کارگیری از علم و مهارت های خویش، در جهت ساختوساز تغییرات مثبت در جامعه قدم بردارند. آنان میتوانند از روش کار در رسانه ها، سازمانهای فرهنگی و آموزشی و یا این که نهادهای عموم بنیان، به اشاعه بها های فقاهتی و اخلاقی، تقویت گفتگوی در میان ادیان و تولید جامعه ای صلح آمیز و با فرهنگ امداد نمایند.
به طور کلی، میل آیین و رسانه میتواند انتخابی مطلوب برای عده ای باشد که به دنبال ادامه تحصیلی جالب، پویا و با زمان های شغلی متنوع میباشند. خارج از التحصیلان این رغبت میتوانند با به کارگیری از علم و مهارت های خویش، نقشی اثرگذار در جامعه جاری ساختن نمایند و در جهت ساخت تغییرات مثبت قدم بردارند.
معایب میل آئین و رسانه برای ادامه علم آموزی و بازار شغل
همان طور که در جواب گذشته اشاره شد، رغبت آیین و رسانه مزایای زیادی برای ادامه علم آموزی و بازار عمل دارااست. با این حالا، مانند هر فن تحصیلی دیگری، این تمایل نیز ممکن میباشد معایبی داشته باشد که می بایست پیش از تعیین آن گزینه دقت قرار گیرد.
بعضی از این معایب عبارتند از:
1. بازار شغل رقابتی:
بازار عمل برای سوا التحصیلان رغبت آیین و رسانه، مدام به اندازه کافی لبریز رونق وجود ندارد. این دستور به جهت خیل عظیم خارج از التحصیلان این فن و محصور بودن مجال های شغلی مربوط به آن میباشد. به این ترتیب، خارج از التحصیلان این فن ممکن میباشد برای یافت کردن عمل مطلوب با بحران هایی روبرو شوند.
2. نیاز به مهارت های تخصصی:
برای توفیق در بازار عمل رغبت آیین و رسانه، نیاز به مهارت های تخصصی مانند مهارت های خبرنگاری، ویراستاری، ساخت محتوا و مدیر رسانه میباشد. این مهارت ها معمولاً در کالج تماما فراگیری داده نمیشوند و دانشجو ها می بایست آنها را به صورت خودآموز یا این که از روش تجارب استخراج نمایند.
3. محدودیت های مذهبی:
در برخی از کشورها، عمل در حوزه آئین و رسانه با محدودیت های مذهبی روبرو میباشد. این فرمان قادر است زمان های شغلی خارج از التحصیلان این حرفه را تا حدودی محصور نماید.
4. فشارهای کاری:
عمل در حوزه آئین و رسانه میتواند با فشارهای کاری متعددی یار و همدم باشد. این فرمان به جهت ماهیت عمل در رسانه ها و نیاز به ارائه داده ها ظریف و آپدیت میباشد.
5. مواجهه با نقد ها:
خارج از التحصیلان میل آئین و رسانه ممکن میباشد در حین اعمال عمل خویش با نقد ها مخاطبان و اشخاص گوناگون روبرو شوند. این دستور به جهت آلرژی موضوعات مربوط به آیین و رسانه میباشد.
در آحاد، گزینش میل آیین و رسانه برای ادامه علم آموزی تصمیمی میباشد که می بایست با اعتنا و با دور اندیشی از مزایا و معایب آن گرفته گردد. کسانی که عشق مند به شغل در این حوزه می باشند، بایستی از مهارت ها و توانگری های مایحتاج برای توفیق در آن منتفع باشند و شایستگی مواجهه با معضل های احتمالی را داشته باشند.
طریق قصّه گویی
گویش قصّه یا این که ماجرا یک کدام از مطلوب ترین طریق های یادگرفتن مفاهیم فقهی به خردسالان میباشد؛ چون خردسالان عاشق شنیدن قصّه و تلاوت قصه میباشند و این سبب ساز می گردد تا قسمت عمده آموختن و تربیت شرعی کودک ها از اینراه جاری ساختن پذیرد. هرچه استعمال از روایت های مطلوب تشریفات ترحیم مشهد بیش خیس باشد، تأثیر این یادگرفتن و وصال به مقاصد متبوع آن، بی آلایش خیس و سریع خیس شکل میگیرد. در اهمیّت این نحوه و فایده گیری از آن، همین بس که در قرآن کریم ومهربان و تعالیم انبیای الهی و کتاب های آسمانی هم این طرز مؤثر، یعنی گویش ماجرا و قصّه برای فراگیری، هدایت، القای مفاهیم و پیام های شرعی آیتم توجّه قرار گرفته میباشد. قرآن مهربان بخش اعظمی از مفاهیم، حقایق و آموزه های فقاهتی را در پوسته شایسته ترین قصّه ها، به زبانی بی آلایش، جذّاب و قابل فهم و شعور برای عموم ذکر کرده است. از جملهً، در روایت حضرت انسان و حضرت عیسی علیهماالسلام واقعیت و کیفیت آفرینش الهی تعبیروتفسیر می گردد؛ در ماجرا حضرت ابراهیم علیه السلام ثابت توحید و یگانگی خدا و در قصه عُزَیر چگونگی معاد ذکر شوید میباشد.
از آنجا که داستان و ماجرا آموزه ها و حقایق آموزشی را به صورت غیر بی واسطه ذکر میدارد، از حیث جاری شناسی تربیتی نیز یک کدام از مهمترین و مؤثرترین نحوه های آموزشی به حساب میآید. بدین ترتیب، معلّمان در یادگرفتن مفاهیم شرعی به خردسال ها میتوانند با به کار گیری از این شیوه، مفاهیم اعتقادی آئین اسلام، از قبیل مسأله توحید، نبوّت، امامت و معاد را در شکل ضرورت در پوسته روایت های مطلوب و با توجّه به مقتضای سن و وضعیت روحی علم آموزان دبستانی ذکر نمایند.
طرز یاداوری نعمت های الهی
معبود متعال نعمت های دنیوی و معنوی فراوانی برای آدم آفریده میباشد. همان، آفریدگار بشر را سرشار از نعمت های خود نموده و تمامی نوع نعمت در دست وی قرار داده میباشد. در قرآن، نعمت های الهی بر دو سیرتکامل اند: نعمت های ظاهری و نعمت های باطنی؛ چنان که قرآن کریم ومهربان در کریمه 20 سوره «لقمان» میفرماید: «وَ أَسْبَغَ عَلَیْکُمْ نِعَمَهُ ظاهِرَةً و باطِنَةً»؛ نعمت های آشکار و نهفته خویش را به صورت فراوان بر شما ارزانی داشته میباشد. درین که مراد از نعمت های «ظواهر» و «داخل» در آیه چیست، مفسّران بسیار کلام گفته اند. در احادیثی که از نبی مکّحافظه موقت اسلام صلی الله علیه و آله و ائمه اطهار علیهم السلام نقل گردیدهاست، نعمت ظاهری را رزق و آفرینش پسندیده و توحید و نبوت و اسلام، و نعمت باطنی را ولایت و مودت اهل بیت نبی صلی الله علیه و آله دانسته اند.(45) از سوی دیگر، قرآن کریم ومهربان در آیاتی چندین به تذکر نعمت های الهی توصیه کرده است. مثلا، در کریمه 3 سوره «فاطر» میفرماید: «یا این که اَیُّهَاالنّاسُ اذْکُرُوا نِعْمَتَ الله عَلَیْکُمْ هَلْ مِنْ تولیدکننده غیرُاللهِ یَرْزُقُکُمْ مِنَ السَّماءِ و الْارضِ لااله اِلاّ هُوَ فَاَنّی تُؤفَکُون.»(46) همینطور یکی طریق های تربیتی پیامبران الهی، تذکر نعمت های الهی میباشد تا بدین وسیله میل بشر ها را به سوی صاحب و مالک نعمت برانگیزند و تشکر گزاری از نعمت دهنده را، که از میل های ریشه دار و فطری بشر میباشد، در آنها بیدار سازند. چنان که حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام دراین مورد میفرماید: «فَبَعَثَ فیهِمْ رُسُلَهُ، وَ واتَرَ اِلَیْهِمْ اَنْبِیاءَهُ، لِیَسْتَأدُوهُمْ میثاقَ فِطْرَتِهِ، وَ یُذَکّروُ هُمْ مَنْسِیَّ نِعْمَتِهِ.»(47)
از این رو، در زمان مدرسه ابتدایی با دقت به تمایلات فطری و تمایل های ذاتی تمیز و دست نخورده خردسالان عالی می قدرت از طریق یادآوری نعمت های الهی در یادگرفتن و تعمیق دیدگاه الهی آنها استفاده نمود. تذکر نعمت های خدا میتواند به تقویت و تعمیق آشنایی طفل در مسأله خداشناسی یاری دهد تا بتواند اما نعمت خویش را بشناسد و وظایف خویش را از قبیل شکرگزاری و ایمان به وی، جاری ساختن نماید. با یاد آوری نعمت های الهی می اقتدار ذهن نوپا را به خدای کریم ومهربان متوجه کرد و تمایل و تمایل اورا نسبت به خدایی که تمامی چیز را آفریده و به همگی یاری می نماید، جلب نمود. بر این محور، در درس دادن و یادگرفتن خداشناسی و معاد به خردسالان، بایستی بیش خیس بر محبت و عشق و علاقه الهی به کلیه بشر ها و به ویژه نیکوکاران و دادن محرک و نعمت های بهشتی به آن ها در روز قیامت تأکید کرد و آنهارا نسبت به پروردگار و عفو وبخشش وی امیدوار و عشق مند ایجاد کرد و از ذکر عذاب و مشقت جهنم، که معاش بعد از مرگ را به طوری وحشتناک و دهشت انگیز رسم کند، دوری کرد.
شیوه نمایشی (نمادین)
مراد از اکران، مجسّم کردن و به طور مشهود و محسوس درآوردن پیام ها و آموزه هاست. شیوه نمایشی یکیاز نحوه های آموزشی میباشد که دارنده تأثیر فوق العاده ای است و از راه و روش آن می اقتدار آموزه های فقهی را در پوسته های قابل مشاهده و به طوری پرنور، راحت و محسوس به کودک ها فراگیری اعطا کرد. نمایشی کردن مفاهیم عقلی و انتزاعی، به ویژه برای خردسالان با دقت به غلبه واکنش شمّی آنها، موجب می گردد کهاین سیرتکامل مطالب عالی ادراک گردد و یادگیری عمیق تری صورت بپذیرد؛ معمولاً خردسال ها، خاطرات نمایشی را که در کودکی چشم اند، به صورت آگاهانه یا این که ناآگاهانه، تا انتها قدمت در یاد خویش مراقبت و حفظ می نمایند. در اصلً به کار گیری از طریق نمایشی، و به طور محسوس و مشهود در آوردن مفاهیم و مسائل آموزشی، برای مثال شیوه هایی میباشد که در قرآن کریم ومهربان نیز فراوان آیتم به کارگیری قرار گرفته میباشد. قرآن مهربان با به کار گیری از طریق نمایشی توانسته میباشد اصول اعتقادی را ثابت و برای عامه مردم قابل شعور و ادراک کند. قرآن کریم و مهربان وقتی که به عنوان مثالً درصدد تقویت ایمان مخاطبان به معاش بعداز مرگ و مسأله معاد میباشد، به ارائه مثال های شبیه احساسّی و قابل مشاهده دراین جهان میپردازد؛ یکیاز مثال های عینی که قرآن مجید بارها به آن پرداخته و برای ثابت این فرمان در قبال دیده همگان به معرض اکران قرار داده، زنده شدن دوباره گیاهان است.(48) خلال تعالیم وحی، معصومان علیهم السلام نیز در یه خرده از مفاد برای محسوس و مجسّم نمودن مفاهیم و حقایق شرعی از طریق نمایشی استعمال نموده اند. رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله در مفاد زیادی، مانند یادگرفتن نماز و حج از این طرز به کارگیری نموده و به عموم می فرمودند: «صَلُّواکَمارَاَیْتُمُونی اُصَلّی»؛(49) نماز بگزارید، آن سیرتکامل که میبینید اینجانب نماز می گزارم. در حدیثی آمده میباشد که روزی جمعی از بزرگان یهود به مدینه آمدند و از حضرت علی علیه السلام در امر پروردگار سؤالاتی نمودند؛ مثلا درباره مضمون گزاره «اَیْنَما تُوَلّوا فَثَمَّ وَجْهُ الله»؛ یعنی چطور ما به هر طرف رو کنیم، به طرف آفریدگار هستیم؟ حضرت علی علیه السلام به ابن عباس امر کرد هیزمی فراهم نموده و آتشی را برافروزند، بعد از آن از آن ها سؤال کرد: شکل حریق به کدام جهت میباشد؟ گفتند: ما که برای شعله حریق صورتی نمی یابیم؛ یعنی شعله حریق که پشت و رو ندارد. بعد حضرت فرمود: «کَذلِکَ ربّی اینما تولوا فثم وجه الله»؛ یعنی همانطور که شعله پشت و رو ندارد و شما در هر طرف آن باشید، روبه روی آن هستنید، خداوند نیز پشت و رو ندارد.(50)
بدین ترتیب، طبیعی میباشد که جنبه آموزشی طرز نمایشی مؤثرتر و پرجاذبه خیس از طریق گفتاری صرف میباشد؛ چراکه نحوه نمایشی هم زمان گوش و دیده کاربر را به عمل میگیرد. از این رو، در یادگرفتن مفاهیم فقهی کودک ها مورد نیاز میباشد تا آن جا که قابلیت و امکان دارااست مواد و مطالب آموزشی به طور نمایشی ارائه خواهد شد. یادگرفتن اکثری از مفاهیم فقاهتی اعمّ از اصول و مبانی ارزشی، اعتقادی و احکام عملی با به کارگیری از طریق نمایشی قابل یادگرفتن پذیر میباشد. برای مثالً، در باب با خداشناسی، مدرس میتواند علم آموزان را به مجاورت ساختمانی که اشخاصی سرگرم تشکیل داد و کامل شدن آن میباشند غالب شود تا آن ها با مشاهده زحمات و سعی های فراوانی که برای بنای آن شکل میگیرد، بدین فیض برسند که ساختمانی بدین کوچکی و بساطت مستلزم آفریننده ای میباشد، پس این زمین و افلاک و دیگر مخلوقات دانا که بسیار کبیر خیس و شکوهمندتر میباشند، محتاج خالقی با خبر و کار کشته میباشد.
توده بندی و دستاوردها
از آن جا این رسیدگی در دو قسمت «اصول» و «طرز های یادگرفتن» مفاهیم فقاهتی به خردسال ها دبستانی است، به دستاوردهای هر قسمت مستقل اشاره میکنیم. به لحاظ میرسد بین اصول مطرح گردیده، آنچه بسیار اساسی است، اصل دانایی بخشی در یادگرفتن مفاهیم فقهی میباشد. در بینش اسلام، باور بر این میباشد که گروه مفاهیم و آموزه های اعتقادی، اموری می باشند که با سرشت اول و دست نخورده نوپا و به تعبیر و تفسیر قرآنی، با فطرت وی سازگارند. چنان که آیه 30 سوره «روم» خویش شاهدی بر همین دست مایه های فطری میباشد. فطری بودن مفاهیم اعتقادی حاکی از این میباشد که قبل از هر نوع آموزشی، نوعی کشش به سمت آیین، معبود و معاد در بنیان طفل وجود داراست که میتواند رویش یابد و شکوفا خواهد شد. داستان نبوی «مجموع مولود یولد علی الفطرة»(51) نیز بر همین دستور دلالت دارااست. بر این شالوده، یادگرفتن مفاهیم شرعی به خردسالان، علی رغم اطمینان عده ای که آن را در سنین کودکی مطلوب نمی دانند، ممکن و قابل اجراست؛ چون ما در فراگیری مفاهیم فقاهتی به خردسال ها هیچ گاه در ادامه اضافه نمودن مطلبی خارج از وجود طفل نیستیم، بلکه هدف از فراگیری اعطای طریقه و تدبیر، یا این که همان، رویش و شکوفاسازی اموری میباشد که در سرشت نوباوه گذارده گردیده و فطری اوست. به همین استدلال، در یادگرفتن و جابجایی مفاهیم و آموزه های بر پایه ی فطرت، دیگر جایی برای خشونت و مشقت بار گیری، اجبار نظریه، القائات و به تبع آن، پیروی کورکورانه باقی نمی ماند؛ چراکه این مفاهیم با یادگرفتن مبنی بر درک و دوراندیشی ابدا سازگار وجود ندارد. از این رو، مهمترین اساسی که بایستی در جریان فراگیری مفاهیم فقاهتی به خردسالان آیتم دقت معلمان و مربیان قرار گیرد، اصل دوراندیشی بخشی میباشد و اصول دیگر نیز با اعتنا بهاین اصل اصلی و مهم قابل انجام هستند. البته دربین طریق های مطرح گردیده نیز، آنچه بسیار اصلی میباشد، به کار گیری از طریق نمایشی در یادگرفتن مفاهیم فقاهتی میباشد. تجربیات های آموزشی اثبات نموده است مفاهیم و آموزه هایی که با به کارگیری از طریق نمایشی یادگرفتن داده میشود، ضمن سهولت در یادگیری، از جهت کیفی نیز عالی و پایدارتر میباشد. به کار گیری از طریق نمایشی از روزگاران گذشته در مراسم های فقاهتی و اعتقادی نقش داشته و مانند زبانی مطلوب برای ذکر وضعیت و خصوصیت های عاطفی و باورهای اعتقادی به شغل رفته میباشد. در جامعه و خویشاوندان های ابتدایی، مراسم فقاهتی بیش خیس با استعمال از طریق نمایشی بوده، تا آن جا که تاریخچه اکران و تئاتر مدرن به مراسم و آئین های مذهبی گشوده میشود. به این دلیلکه کودک ها دبستانی گنجایش فهم و شعور و اخذ حقایق انتزاعی را ندارند، از این رو، با به کارگیری از طریق نمایشی می قدرت آموزه های فقهی را در پوسته های قابل مشاهده و به نحوی پرنور، راحت و محسوس به آن ها فراگیری بخشید.
کدام طریق کارآمدتر میباشد؟
الف. پیشنهادهای نظری
1. چرا که آموزش و پرورش در آیین اسلام دارنده عنصرها اصلی و اصلی همانند مبانی، اصول و نحوه های آموزشی میباشد، این تحقیق فقط قدم مقدماتی در ارائه اصول و طرز های فراگیری مفاهیم اعتقادی اسلام به کودک ها دبستانی بود که آیتم رسیدگی قرار گرفت. از این رو، سفارش می شود مبانی و هدف ها آموزش و پرورش در اسلام در پژوهشی غیروابسته دنبال خواهد شد.
2. دراین تفحص، اصول و شیوه های یادگرفتن مفاهیم فقهی به خردسال ها زمان دبستانی گزینه گفت و گو و نظارت قرار گرفت. توصیه میشود مشابه اینگونه پژوهشی در مقاطع گوناگون تحصیلی (زمان ارشاد و متوسطه) نیز تحت عنوان کامل کننده جاری ساختن گیرد.
3. جاری ساختن مطالعه های میدانی کبیر و در سطح بزرگ با تیتر «رسیدگی توان های شناختی و عاطفی خردسالان در فراگیری اصول اعتقادی اسلام» میتواند مسئله تحقیق های دیگری قرار گیرد که تکمیل کننده این تحقیق باشد.
همین نویسندة اسمآور به دنبال تعابیری بهفعالیت میگیرد که به تعریفی نوین می ماند، خیر تعبیروتفسیر معنای گذشته. براساس این تعریفوتمجید، آنچه گوهر ادیان آسمانی میباشد و نسخه ها آن جایز وجود ندارد، واقعیت اسم میگیرد و آنچه از وقتی تا وقتی دیگر تفاوت مییابد، شریعت خوانده می گردد: واقعیت عبارتی میباشد تشریفات ترحیم مشهد از معنی که نسخه ها بر آن جایز نباشد و از قول بشر تا فنای عالَم، حکم آن مساوی میباشد؛ زیرا معرفت حق... و شریعت عبارتی میباشد از معنی که نسخه ها و تبدیل بر آن جایز بود. (به عبارتی)
3. عبدالکریم قشیری (465 ـ 376 ق) بیآنکه نامی از طریقت بیاورد، شریعت را با بندگی و پرستش معبود لینک و پیوند می زند و واقعیت را با کشف و شهود عرفانی. وی می گوید: شریعت دستور بود به التزام بندگی، و واقعیت مشاهدت ربوبیت بود.... شریعت به تکلیف خوی آمدست و واقعیت مخابره کردن میباشد از تصریف حق. شریعت پرستیدن حق و واقعیت دیدن حق میباشد. شریعت بهپاخواستن میباشد به آنچه فرمود، و واقعیت دیدن میباشد آن را که قضا و تقدیر کردست. (بیتا: 43 و 127)
از شبلی (334 ـ 247 ق) نیز سخنی آوردهاند که در آن، بین پرستیدن (شریعت) و دیدن (واقعیت)، رینگ «طلبیدن» را میافزاید و آن را طریقت اسم مینهد: شریعت آن میباشد که اورا پرستی و طریقت آن میباشد که اورا طلبی و واقعیت آن میباشد که اورا بینی. (عطار نیشابوری، 1366: 633)
4. نجمالدین رازی (654 ـ 573 ق) شریعت و طریقت را به ترتیب به معنای اَعمال ظاهری و باطنی میداند. او به «واقعیت» همانند غرض پایانی این دو سیرتکامل جاری ساختن می نگرد و صدرالمتالهین شیرازی (1050 ـ 979 ق) در رویکردی شبیه، اینگونه تفسیری از آن بهدست می دهد: تطهیر جهتِ والای نفس و قوه عقلی از باورداشتهای فاسد و نا آگاهی. (1371: 128 و 129)
5. روحانی محمد لاهیجی (قرن نهم هجری)، شارح مشهور منظومة باغ سر، شریعت را با احکامی موازی می داند که «دربرگیرنده اوضاع خاصیت و عوام بوده، جمیع امّت در آن سهم دار باشند»؛ ولی طریقت «سیری میباشد منحصربهفرد سالکان شیوه اله» که در نقطه پايان به ظهور ذات حق میانجامد. (بیتا: 290 و 291)
6. سید حیدر آملی (متوفی بعد از 782 ق) از در بین تعاریف متعددِ این سه اصطلاح، بر تعریفی تأکید میورزد که بر اساس آن، شریعت بهمعنای آن میباشد که آدمی به سخنان انبیا دل بندد و آن را در فعالیت خود بهشغل گیرد. طریقت آن میباشد که اخلاق و رفتار و رفتاروخوی آنانرا الگوی خود سازد، و واقعیت بهمعنای اینکه با کشف و شهود درونی به مشاهده حالات و مقامات آنها بپردازد. (آملی: 1/ 57) روضه خوان عزیز نسفی (متوفای بعد از 680 ق) نیز با استناد به حدیث «الشریعةُ اَقوالی و الطریقة افعالی و الحقیقة احوالی» که به فرستاده منسوب شده میباشد، می گوید: ای درویش! کسی که قبول مینماید آنچه پیغمبر گفته میباشد از اهل شریعت میباشد. و هر کس مینماید آنچه پیغمبر نموده است، از اهل طریقت میباشد و کسی که میبیند آنچه پیغمبر چشم میباشد، از اهلواقعیت میباشد. (بیتا: 214؛ نیز ر.ک: Chittick, 1994:10)
7. در سرآغاز محل کار پنجم مثنوی، این سه کلمه و واژه به ترتیب با دانش و کار و وصال به مقصد، همچون گشتهاند. مولوی (672 ـ 604 ق) در این زمینه از نمونههای گوناگونی سود می گیرد و برای مثال، شریعت را همانند یاددادن دانش کمیاب میداند و طریقت را با کاربرد این راه و مِس را به کمیاب مالیدن همسان مینماید. در حیث او، واقعیت همانند تبدیل شدن به طلا جواهرات میباشد. (1375: دفتر کار پنجم، سرآغاز) با این همگی، میقدرت بیان کرد که در سخنان صوفیان، اصطلاح شریعت دارنده دو کاربرد اساسی میباشد که مبتنی بر هر مورد از آنها، طریقت و واقعیت نیز معنای خاصی مییابند.
در کاربرد نخستین، شریعت به معنای مجموعة مقررات مرتبط با جاری ساختن ظاهری میباشد که دانش فقه بدان میپردازد؛ چنانکه نجمالدین رازی مینویسد: شریعت [به معنای عام] را ظاهری میباشد و باطنی. ظواهر آن اجرا بدنی میباشد که کلید طلسمگشای شکل پوسته آمد و آن کلید را پنج دندانه میباشد؛ زیرا نماز و روزه و زکات و حج و خاطرنشان کردِ کلمة شهید شدن و داخل شریعت جاری ساختن قلبی و رازّی و روحی میباشد و آن را طریقت خوانند... و طریقت کلید طلسمگشای داخل آدم میباشد تا به دانا واقعیت رویه یابد. (نجمالدین رازی، 1373: 162)
بر محور این اصطلاح، خلق و خوی و عقاید، خارج از قلمرو شریعت مکان میگیرند و شریعتگریزی رویکردی میباشد که هرچند به حلال و حرام شرعی بیاعتناست؛ البته بر کارها اخلاقی تأکید میورزد و عبادت را جز سرویس خلق و خوی نمیداند. شریعت در کاربرد دوم، به معنای جنبة ظاهری همة آن چیزی میباشد که بر فرستاده(ص) وحی شده است. (Chittick, 1983: 170 – 171 & 260) بر این محور، همة آموزههای اسلامی، از حرکات بدنی تا اعتقادات، پوستی داراهستند و مغزی. پوست را شریعت می خوانند و مغز (و مغزِ مغز) را طریقت و واقعیت. این تعبیر به نیکی از سخنان ابنعربی قابل به کار گیری میباشد. (ر.ک: 1296: 4/ 743 ـ 741)
سید حیدر آملی، عارف پرآوازة شیعی نیز با اینگونه رویکردی هرکدام از اصول پنجگانه توحید، عدل، نبوت، امامت و معاد و عباداتی همانند نماز، روزه، زکات و حج را در مراتب سهگانه نظارت مینماید؛ به عنوان مثال، از نمازِ اهل شریعت، نمازِ اهل طریقت و نمازِ اهل واقعیت حرف میگوید. او بر این نکته تأکید داراست که اهل طریقت و واقعیت، مرتبة شریعت را فرو نمیگذارند؛ بلکه با پایبندی به آن، گام در مرحلهای فراتر مینهند.
اشخاص خوشذوق و سلیقه در دکورا سیون داخلی، از گونه های پارچههای ترمه بهتیتر رومیزی یا این که رانر به کار گیری مینمایند؛ می دانید چرا؟! یکپارچه ترمه، نقطه کانونی چیدمان شماست، این پارچه دیدهنواز با نقشهای خوشگل، بهتیتر یک المان سنتی در منزلهای امروزی، دیده کلیه را به سمت خودش جلب مینماید. علاوهبر این، ترمه دربین هنرهای دستی اهل ایران مقام ویژهای دارااست. از این رو، وجود یکپارچه تشریفات ترحیم مشهد ترمه، بهتیتر المانی دکوری دیدنی در منزل هر اهل ایران خوشذوقای ضروری میباشد! دراین نوشتهی علمی، به معرفی ترمه، کیفیت بافت و کاربردهای آن می پردازیم. در غایت 10 سبک متعدد ترمه را به شما معرفی می کنیم تا بتوانید یک رومیزی یا این که رانر ترمه متناسب با ذوقتان گزینش فرمائید!
معرفی ترمه؛ شناخت با کاربردها و کیفیت بافتن ترمه
ترمه، پارچهای ارزشمند و گرانارزش بافتهگردیده از الیاف لطیف و مرغوب مانند ابریشم و پشم میباشد و طرحها و رنگهای دیدهنواز آن، هر بینندهای را مجذوب خویش مینماید. این هنر اصیل اهل ایران، با طرحهایی خاص در کنار کنارهدوزیهای دقیق، در مصارف متعدد مانند جانماز ترمه کاربرد داراست.
تاریخچه ترمهبافی به زمانه صفویه گشوده می گردد؛ شواهد علامت می دهند که خاستگاه اول آن در آسیای مرکزی و کشمیر بوده میباشد. با ورود این هنر به کشور ایران، هنرمندان ایده پرداز و خوشسلیقه اهل ایران، با خوی طرحهای جدیدتر اهل ایران مانند بتهجقه، گل پادشاهعباسی، بتهلباس، رویکردخط مش، شاخ گوزنی و بته بادامی، جانی نو به هنر ترمهبافی بخشیدند.
کاربرد ترمه برای تزیین میز
پارچه ترمه چه طور بافته می شود؟
همگی ما با دیدن یک ترمه رومیزی با نقشها و نازکی بافت بالا، به پندار طرز بافت آن فرو میرویم. بافت ترمه، فرایندی غامض و ظریف میباشد که با به کار گیری از مهارتهای دستی و مواد اول باچگونگی اعمال میگردد و دربرگیرنده مفاد پایین میباشد:
گزینش پشم: معمولا برای تنظیم ترمه از پشم گوسفندان اهل ایران و کشمیری به جهت نرمی، مقاومت و براقیت مطلوب آن ها استعمال میگردد. این پشمها می بایست الیاف بلند و مرغوبی داشته باشند.
مهیاسازی پشم: پشمها با طی روند گوناگون شستشو، ریسیدن و رنگرزی فراهم می گردند.
حذف ناخالصیها: برای حذف ناخالصی از پشم، آن را در آب میگذارند و بعد برای از فی مابین بردن چربیها، در بازها (قلیا) تر مینمایند.
شستشوی آخری: در غایت پشم، چند توشه با آب شسته میشود تا کلیه ناخالصیها تماما تمیز و پشم درخشان خواهد شد.
سپید کردن پشم: در قبل در جمهوری اسلامی ایران، پشمها را در چمنزارها پهن میکردند تا زیر اثر فروغ و روشنایی خورشید سپید شوند. ولی هم اکنون از مواد دیگر مانند مشتقات گوگرد برای سپید کردن پشم استعمال مینمایند.
رنگرزی با رنگهای طبیعی و گیاهی: در قبلی رنگهای مصرف شده برای ترمه از منابع گیاهی مانند ریشه، تنه، برگها، گل، میوه یا این که پوست گیاهان به دست میآمدند.
مهیاسازی دستگاه بافندگی ترمه: دستگاههای بافندگی ترمه، شبیه بقیه دستگاههای نساجی سنتی، اکثر اوقات چهار وردی می باشند و به وسیله صنعتگران محلی ساخته می گردد.
روند بافت: بعد از مهیاسازی دستگاه، چلهکشی ایفا و آنگاه بافت ترمه استارت میشود.
شغل گوشوارهکش: گوشوارهکش نقش تعیین و گزینش نخهای منحصربهفرد برای تولید نقش روی پارچه را داراست.
گزینش رنگها و هماهنگی آنها در بافت ترمه بسیار التفات داراست. ابهام بافت پارچه ترمه نیز به سیرتکاملای میباشد که تار و پودها با ضخامتهای متعدد کنار یکدیگر قرار می گیرند، تا نقشی ظریف و خوشگل ساختوساز خواهد شد.
وظايف حاكم اسلامی
قـبـل از ايـن گـفتيم كه هدف ها و اپلیکیشن های حكومت اسلامی ، به عبارتی هدف ها بعثت و رسالت پيامبران الهی میباشد و حاكم اسلامی تحت عنوان خليفه و جانشين پيامبر(ص ) و ائمه تشریفات ترحیم مشهد اطهار(ع )، وظايف و مسؤ وليتهای آنهارا بر ذمه دارااست و ملزم به اجرای آنهاست . اينك با دقت به اينكه وظايف سابق الذکر در آيـات و روايـات زیادی ذكر گردیده و همگی در يك آيه يا يك روايت به طور جمعی بيان نشده میباشد ، آغاز به ذكر وظايف می پردازيم ؛ بعد از آن آيات و روايات مربوطه را بيان می كنيم .
الف ـ وظايف
1ـ نـشـر فـرهـنـگ و مـعـارف اسـلامـی : هـمان سیرتکامل كه پيامبر(ص ) و امام معصوم (ع ) مسؤ وليت تـبـليـغ و بـيـان احـكـام و مـعـارف ديـنـی را بر ذمه دارااست، حاكم اسلامی نيز مکلف میباشد زمينه ها و امـكـانـات نـشـر و گـسـتـرش مـعـارف قـرآن و سـنـت پـيـامـبـر(ص ) و آشـنـايـی مـردم بـا حـلال و حـرام الهـی و قـوانـيـن و مـقـررات اسـلامـی را فـراهـم سـازد و بـا اسـتـفـاده از وسائل رابطه عده ای از قبيل راديو، تلويزيون ، مطبوعات و نيز اعزام مبلغان و استادان آشنا به مـعـارف ديـن و تـشكيل كلاسها و جلسات ، جامعه اسلامی را با قرآن و امرها آدم ساز آشنا كند.
2ـ تـربـيـت و تـاءديب عموم به آداب الهی و خلق نيكو: پاك كردن آنها از اخلاق و رفتار زشت و صفات رذيـله . در ايـن زمـيـنـه ، اخـلاق ، گـفـتـارو كـردار حـاكـم و نـيـز تـبـيـيـن مـسـائل اخـلاقـی و آداب نـفـسـانی و بيان تذكرات مایحتاج بوسیله وی، نقشی مهم در سازندگی جامعه داراست.
3ـ بـرپـاداشـتـن واجـبـات ديـنـی و شعاير مذهبی از قبيل : نماز آدینه و جماعت ، روزه ، حج ، جهاد، زكات ، فرمان به دارای اسم و رسم ونهی ازمنكر... .
4ـ احـيـاء سـنـتـهـا و ارزشـهـای ديـنـی و اسـلامی : از بين بردن بدعتها، مراقبت شريعت از تغيير و تـبـديـل و تـاءويـل و تـحـريـف ، مـقـابـله با افكار انحرافی وهجوم فرهنگی معاندان اسلام به ارزشـهـا و بـاورهـای ديـنـی عموم از رویه فرمان به مشهور و نهی از منكر واجرای حدود الهی درخصوص مفاسداجتماعی .
5ـ حـفـاظـت از مـرزهـا و مدد ازمال ، جان ، ناموس و سرزمين اسلامی : جهاد عليه معاندان اسلام از طريق تهيه وتدارك نيرو و تجهيزات موردنیاز دفاعی ، مراقبت و تقويت روحيّه و شایستگی نيروهای مسلّح و بالابردن اقتدار رزمی آن ها .
6ـ ايـجـاد امـنـيـت در شهرها، روستاها، جاده ها: تقابل با اشرار و مفسدان و كسانی كه برهم زننده نـظـم و امـنـيـّت جـامـعـه هـسـتند. امّت اسلامی در سايه اين امنيّت به كار و کوشش و پرورش معنوی و اقتصادی میپردازد.
7ـ ايـجـاد عمران و آبادی در كشور: از رویه ایفا كارهای همگانی و عام المنفعه و مهیا كردن زمينه هـای كار و توليد بيشتر، بر قراری ارتباط ها سلامت خریدوفروش در بازار و رفع سختی ها و مشكلات رویش اقتصادی و رفع نيازمنديهای مادّی به مراد توسعه رفاه در جامعه اسلامی .
8ـ تـحـقـّق عـدالت اجـتـمـاعـی : جلوگيری از ستم قدرتمندان و رفع ستم از محرومان و احقاق حق ضـعيفان از زورمندان و غارتگران به وسيله تشكيل دستگاه قضايی تندرست و کار کشته با قضات و دادرسـانـی عـادل و قـاطـع . درايـن زمـيـنـه بـازگـردانـدن امـوال عـمـومـی بـه غـارت رفـتـه ، مـصـادره امـوال نـامـشـروع واجـرای عـدالت دراموال و نيز اجرای حدود ومجازاتهای اسلامی ، بايد آیتم اعتنا قرار گيرد.
9ـ ايجاد زمينه های كسب و توسعه دانشها و فوتوفن روز كه گزینه نياز جامعه اسلامی است، و تشويق اشخاص مستعدّ برای فراگيری آنان.
10ـ جـمـع آوری صـدقـات ، مـاليـات ، انـفـال و امـوال عـمـومی و صرف و تقسيم عادلانه آنان در مصارف همگانی و مورد ها مورد نیاز .
11ـ بـرقـراری روابـط حـسـنـه با ملتها و كشورهای متفاوت دنیا . منعقد پيمانها و معاهدات بين المللی با نگهداری عزّت و استقلال جامعه اسلامی و پرهيز از هر نوع سلطه گری و سلطه پذيری ، و نـيـز پـرهـيـز از پـيوند و ارتباط دوستی با دولتها و قدرتهائی كه با اسلام و مسلمين در گفتار و فعالیت خویش اظهار دشمنی نموده و از جاری ساختن هر دسیسه ای دريغ ندارند.
ب ـ آيات و روايات
آنچه ذكر شد اشاره مختصری به وظائف عمده و مهم حاكم اسلامی بود. اينك بعضا از آيات و رواياتی كه وظائف سابق الذکر را ياد آور گردیده اند.
1ـ ((اَلَّذيـنَ اِنْ مـَكَّنـّا هـُمْ فـِی الاَْرْضِ اَقـامُوا الصَّلوةَ وَ آتَوُالزَّكاةَ وَ اَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْكِرَوَلِلّهِ عاقِبَةُ الاُْمُور))
آنـان (كـه خـدا را يـاری مـی كـنـنـد) كسانی می باشند كه چنانچه در روی زمين به آنها تمكن بخشيده و اقـتـدار دهـيم ، نماز به پاداشته ، زكات میپردازند، و دستور به دارای اسم و رسم ونهی از منكر می كنند و آخر و عاقبت كارها به دست خداست .
آيـه فـوق در مـقـام سـتـايش بندگان مؤ اینجانب خداوند می فرمايد: در صورتیکه به آنها قدرتی دهيم و حكومتی تـشـكـيـل دهـنـد بـه سـه امـر مـهم : اقامه نماز، پرداخت زكات و فرمان به مشهور و نهی از منكر می پـردازنـد. روشـن اسـت كـه تـحـقـق ايـن امـور درحـكـومـت اسـلامـی ، در درجـه ویّل از حاكم اسلامی آیتم انتظار بوده و از وظايف وی بهحساب میآید.
2ـ ((وَاَعِدُّوا لَهُمْ مَااسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِباطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّاللّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَ آخَرينَ مِنْ دُونِهِمْ لا تَعْلَمُونَهُمْ اَللّهُ يَعْلَمُهُمْ ...))
بـرای مـقـابـله بـا معاندان آنچه را می توانيد از نيرو و (تجهيزات نظامی ) اسبان سواری فراهم كنيد تا بدين وسيله معاندان معبود و معاندان خودتان را بترسانيد و نيز مجموعه ديگری را كه شما بر دشمنی آنها باخبر نيستند و آفریدگار باخبر میباشد .
در ايـن آيه ، جامعه اسلامی مكلّف گردیده تا گونه های نيروهای نظامی ، سياسی ، اقتصادی ، فرهنگی و... را بـرای دفـاع در بـرابـر دشـمـن آمـاده سـازد.
و بـا دقت به غرض اين استعداد كه ايجاد واهمه در دل معاندان و سلب جراءت و جسارت آن ها برای هجوم به سرزمينهای اسلامی است ، بايد كميّت و كيفيّت تجهيز اين نيروها بگونه ای باشد كه اين غرض را تاءمين كند و خیر فقط معاندان شناخته گردیده بلكه معاندان ناشناخته نيز از توانمندی مسلمانها به خوف افتند.
3ـ ((يـا اَيُّهـَا الَّذينَ امَنُوا لا تَتَّخِذُوا بِطانَةً مِنْ دُونِكُمْ لا يَاءْلُونَكُمْ خَبالاً وَ دُّواما عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبـَغـْضـاءُ مـِنْ اَفـْواهـِهـِمْ وَمـا تـُخـْفـی صـُدُورُهـُمْ اَكـْبـَرُ قـَدْ بـَيَّنـّا لَكـُمُ الاْ يـاتِ اِنْ كـُنـْتـُمْ تَعْقِلُونَ))
ای اهـل ايـمـان ! از غـيـر هـمـديـنـان خـود دوسـت صـمـيـمـی و هـمـراز نـگـيـريـد، چـه آنـكـه آنـها از خـلل و فـساد در كار شما ذره ای كوتاهی نمی كنند، آنان هميشه مايلند كه شما در سختی و مشقت بـاشـيـد، دشـمـنـی شـمـا را بـر زبـان هـم آشـكـار مـی سـازنـد. در صـورتـی كـه آنـچـه در دل پـنـهان می داراهستند بيش از آن میباشد كه بر زبانشان آشكار میگردد، ما آيات خویش را برای شما بيان كرديم در صورتیکه انديشه كنيد.
در ايـن آيـه ، اصـول سـيـاسـت خـارجـی و روابـط بـيـن الملل در حكومت اسلامی بيان شدهاست ، و روشنگر وظيفه حاكم اسلامی در اين زمينه میباشد ، كه با هر كشوری ارتباط دوستی برقرار نسازد.
4ـ پـيـامـبـر اكـرم (ص ) هـنـگـامـی كـه مـعـاذبـن جـبـل را در سال دهم مسافرت ، به يمن ارسال کرد به وی چنين فرمود:
((ای مـعـاذ! قـرآن خـدا را به آنان بياموز، وقار آنها را با اخلاق و رفتار شايسته نيكو ساز، عموم را ـ چه خـوب و چـه بـد ـ درمـقـام و درجـه خـودشـان قرار ده ، فرمان خداوند را درميان آن ها ایفا كن و درامر خداوند و مـال وی هـيـچ كـس را مـورد اسـتـثـنا و دركناری قرار نده ، زيرا اختيار احكام خداوند به دست تو و مکان ولايت تو نيست ، و متاع هم فرآورده تو نيست ، ودیعت آنهارا كم باشد يا زياد به آنان بپرداز.
بر تو بـاد بـه مدارا و سپری شد تا جايی كه حق ترك نشود كه کودن بگويد حق معبود را ترك كردی ، از كـارمـنـدان خـود درهـر چه میهراسی در گیر عيب شوی پوزش طلب تا تورا معذور داراهستند، رسوم و آداب جـاهـليّت را از ميان عموم ببر، مگر آنچه را اسلام زنده داشته میباشد .
دستور اسلام را چه كوچك و چـه بـزرگ ، به همگی آشكار كن ، بيشتر همّت تو به نماز باشد كه بعد از اقرار به دين ، نماز به منزله سراسلام میباشد ، عموم را به پروردگار و روز جزا ياد آوری كن و همواره پند نما، زيرا كـه مـردم را بـه عـمـل بـه آنـچـه خـدا دوست داراست، نيرومندتر سازد، آنگاه معلّمان را در ميانشان پراكنده كن و خدايی را عبادت كن كه به او گشوده میگردی و در رویه معبود از هيچ سرزنشی مترس .))
فراگیری نماز اهل سنت به نحوه معمولی وخلاصه
رسول ما حضرت محمد صلی الله علیه و سلم نیز بسیار پیشنهاد نمودهاند که نماز در نخستین وقت خوانده گردد؛ چون تلاوت نماز در نخستین وقت از اجر بیشتری برخورداراست. همینطور مورد تشریفات ترحیم مشهد نیاز میباشد نمازگزار رو به قبله باشد.
منزل کعبه که در شهر مکه و در مرز و بوم ایالات متحده عربی سعودی واقع میباشد قبله تمامی مسلمانها عالم میباشد. هر مسلمانی که قصد تلاوت نماز را دارااست مسلماً بایستی رو به قبله (کعبه) باشد.
یادگرفتن قرائت اذان و اقامه اهل سنت
اذان شعار توحیدی مسلمانها بوده و به تمامی اعلام می دارد که هنگام نماز فرا رسیده میباشد. بنابراین سزاوار میباشد هر مسلمانی که قصد قرائت نمازهای پنجگانه را داراست اذان و اقامه بگوید.
عالی میباشد اذان با صدایی خوش و آهنگی دلنشین و با متانت بدون نقص گفته خواهد شد.
چگونگی اذان
«اَللهُ اَکْبَرُ» (4 توشه) یعنی: آفریدگار تبارک میباشد.
«اَشْهَدُ اَنْ لاَ اِلَهَ اِلاَّ اللهُ» (2 توشه) یعنی: مدرک میدهم هیچ معبودی به غیر از معبود وجود ندارد.
«اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّدًا رَسُوْلُ اللهِ» (2 توشه) یعنی: مدرک می دهم محمد پیام آور پروردگار میباشد.
«حَیَّ عَلَی الصَّلاَهِ» (2 توشه) یعنی: بشتاب بسوی نماز.
«حَیَّ عَلَی الْفَلاَحِ» (2 توشه) یعنی: بشتاب بسوی رستگاری.
«اَللهُ اَکْبَرُ» (2 توشه) یعنی: آفریدگار تعالی میباشد.
«لاَ اِلَهَ اِلاَّ اللهُ» (1 توشه) یعنی: هیچ معبودی به غیر از خدا وجود ندارد.
اما در نمازهای صبح مورد نیاز میباشد بعداز «حیّ علی الفلاح» این گزاره نیز دو بارگفته خواهد شد: «اَلصَّلاَهُ خَیْرٌ مِنَ النَّوْمِ» یعنی: نماز خوب از خواب میباشد.
چگونگی اقامه
چگونگی اقامه همچون اذان بوده و پیش از استارت به نمازهای فرض گفته میشود. لیکن به آرامی اذان وجود ندارد بلکه پاره ای تندتر از اذان آورده شده و بعداز «حیّ علی الفلاح» نیز دو توشه «قَدْ قَامَتِ الصَّلاَه» گفته میگردد.
ترتیب نمازهای پنجگانه از حیث اهل سنت
نماز صبح دو رکعت
نماز ظهر چهار رکعت
نماز بعد از ظهر چهار رکعت
نماز مغرب سه رکعت
نماز عشاء چهار رکعت
چون رسول اکرم صلی الله علیه و سلم تأکید بخش اعظمی دراین خصوص نموده و فرمودهاند:
«اجر نمازی که با جماعت خوانده گردیده، از اجر نمازی که به تنهایی خوانده گردیدهاست «27» موازی بیشتر میباشد».
نگرش قرائت نماز به طریق اهل سنت مرحله به مرحله
1ـ نیت: پیش از هر چیز چنین نیت می کنیم: نیت کردم تلاوت (2ـ 3ـ 4) رکعت (فرض ـ واجب ـ سنت) نماز (صبح ـ ظهر ـ عصرـ مغرب ـ عشاء ـ) را فقط برای آفریدگار.
2ـ تکبیره الاحرام
3ـ گذاشتن دست راست بر روی دست چپ: بعد از اعلام کردن الله اکبر، دست راست را بر روی دست چپ، مردها پایین ناف. نحوه قرار دادن دستها چنین میباشد که مردها بایستی دو انگشت شصت و انگشت خرد را به مچ دست چپ رینگ کرده و سایر انگشتان را نیز روی دست چپ، صاف قرار دهند.
فراگیری تلاوت نماز از نگرش اهل سنت و مذهب حنفی
بهاء الدین محمدابن حسین عاملی مشهور به روضه خوان بهایی، از محققان و علمای تبارک سده دهم و یازدهم کشورایران میباشد. بهاءالدین محمد در سال 953 هجری قمری در بعلبک لبنان دیده تشریفات ترحیم مشهد به جهان گشود. پدرش، عزالدین حسین از پیشوایان و مشایخ پر اسم و رسم شیعه و از شاگردان شهید ثانی بود که بعداز کشته شدن شهید ثانی به دست متعصبان سنی مذهب، هم پا فرزندش بهاء الدین 13 ساله، جلای وطن کرده و راهی دربار گرانقدر ترین حکومت شیعی مذهب عالم آن روز یعنی دربارصفویه شد. آنها آغاز بومی اصفهان و آنگاه راهی قزوین که در آن مجال پایتخت حکومت صفویه و محل جلسه پژوهشگران شیعه بود، شدند. روحانی بهایی در قزوین، علم آموزی خویش را آغاز در مدرسه بابا و آن گاه نزد اساتید تعالی آن شهر در حرفه های حکمت و صحبت، ریاضی، طب و... کامل شدن کرد و بعد از درگذشت پدرش در رویه برگشت از مسافرت حج، (سازه بر برخی احادیث)، از سوی پادشاه طهماسب به سمت روضه خوان الاسلامی هرات منصوب شد و با درگذشت روضه خوان علی منشار، روضه خوان الاسلام مشهور دربار صفویه، از سوی پادشاه عباس، ذمه دار جایگاه روحانی الاسلامی و کارها فقاهتی اصفهان شد. البته قربت وی به دربار صفوی و برعهده داشتن مسوولیت های طاقت فرسا مذهبی و سیاسی هیچوقت بازدارنده اعتنا وی نسبت به بقیه علم ها و دستیابی علم و همینطور تربیت شاگردان پررنگ و نوشتن رسایل و کتاب ها پر ارزش علمی و شرعی و کلامی نشد.
از روحانی بهایی حدود 95 کتاب و رساله بر مکان مانده و به پاس خدماتش به دانش ستاره شناسی، یونسکو سال 2009 را به اسم وی سال «نجوم و روضه خوان بهایی» نامگذاری کرد. روحانی بهایی در سال هزار شمسی در اصفهان درگذشت و بنابر وصیت خودش لاشه اورا به مشهد بردند و در مجاورت بقعه علی ابن موسی الرضا(ع) جنب موزه آستان قدس دفن کردند.
در سوره مبارکه توبه آیه ۱۰۴ می خوانیم؛ «ألَم یعلَمُوا أنَّ الله هُوَ یقبِلُ التُاینترنتَة عَنْ عباده و یأخُذُ الصَّدَقات؛ [۲۱] آیا نمیدانستند که تنها پروردگار توبه را از بندگانش میپذیرد و صدقات را می گیرد و پروردگار توبهپذیر و کریم میباشد.»
کلام از بندگان نیازمندی میباشد که به اذن و دستور الهی، اینسیرتکامل تشریفات ترحیم مشهد یاریها را میپذیرند، در واقعیت نمایندگان پروردگارند و بدین ترتیب دست آنان نیز دست خداست، این تعبیروتفسیر، یکی لطیفترین تعبیراتی میباشد که عظمت و شکوه این حُمعدود اسلامی را مجسم میسازد و ضمن تشویق این فریضه الهی هشدار میدهد که در پرداخت زکات و صدقات غایت وقار و احترام را به خرج دهند، چراکه گیرنده معبود میباشد. در روایتی از امام سجاد (علیهالسلام) می خوانیم: «إنَّ الصَّدَقَة لاتَقَع فی یدِ العَبدِ حتّی تَقَعُ فی یدِ الرَّب؛ صدقه در چنگ عبد و بنده قرار نمیگیرد مگر این که پیش از اینً در چنگ آفریدگار قرار گیرد.» با اعتنا به آیهها و احادیث مختلف، گشوده هم عده ای میباشند که به هنگام یاری مالی جزئی به برادران و خواهران مستلزم خویش آنهارا تحقیر کرده و یا این که با خشونت و بیاعتنائی با آنان اخلاق مینمایند. [۲۲]
۶ - فایده ها صدقه
[بازنویسی]
برای صدقه واجب یا این که مستحب، خاصیت ها اکثری میباشد که از علاوه بر احادیث و آیه ها به کار گیری میگردد:
۱. مشوق زیاد اخروی، چنانکه از رسول اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) آورده شده: باخبر باشید هر کس انفاق کند به صدقهای، برای اوست به وزن هر درهم، مانند کوه اُحد از نعمتهای فردوس. [۲۳]
۲. صدقه در چنگ آفریدگار قرار گیرد، چنانکه از امام راستگو (علیهالسّلام) آورده شده که فرمود: هیچ چیزی وجود ندارد مگر آنکه فرشتهای بر آن موکل میباشد، جز صدقه، چه آنکه آن در مشت معبود واقع میشود. «ما اینجانب شَیءٍ اِلا وکلَ بهِ ملکٌ الا الصَّدَقةَ فاِنّها تَقَعُ فی یدِ الله.» [۲۴] (داستان قبل از امام باقر (علیهالسّلام) نیز بر آن دلالت داراست.)
۳. با صدقه جنس نادر نخواهد شد، همان گونه که از موسی بن جعفر (علیهماالسّلام) از پدران بزرگوارش از نبی اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) اورده شده که فرمود: هیچگاه کالا آدم با صدقه معدود نخواهد شد، پس بدهید و نترسید. «و ما نقَصَ جنسٌ مِن صدَقةٍ قطّ فاعطوا و لا تَجبنوُا.» [۲۵]
۴. کمر شیطان را میشکند. «و الصّدَقَةًُ تکسِرُ ظَهْرهُ.» [۲۶]
۵. مرگ بد را دفع مینماید. «الصّدقةُ تمنَعُ میتةَ السُوءِ.» [۲۷]
۶. قدمت را زیاد میکند. [۲۸]
۷. روزی را زیاد و فقر را برطرف سازد. «اِستَنزلوُا الرّزقَ بالصّدقه.» [۲۹] «البر و الصدقه ینفیانِ الفقرَ.» [۳۰]
۸. شفا و دوای بیمار میباشد. «داووا مرَضاکُم بالصّدقةِ.» [۳۱]
۹. از خطر فساد محفوظ ماند. «دفع الله عزّوجلَّ عنه الهَدمَ.» [۳۲]
۱۰. منزل و شهر را آباد سازد. «انّ الصّدقةَ وصلةَ الرّحِم تعمِّرانِ الدّیار و همدمَ.» [۳۳]
۱۱. قضاء حتمی آسمانی را برطرف نماید. «تدفَعُ القَضاءَ المُبرَمَ مِنَ السَّماءِ.» [۳۴]
۱۲. از اذیت درنده حفظ کند، چنانکه از حضرت رضا (علیهالسّلام) اورده شده: در حین بنیاسرائیل، قحطی شدیدی سالیان پشت سر هم به وجود آمد در نزد زنی لقمه نانی بود، آن را در دهن گذاشت، سائلی اورا صدا زد، زن بیان کرد: در اینگونه هنگامی ببخشم؟ آن را از دهن خارج آورد و به سائل اعطا کرد که ناگهان نوباوه خرد وی، در کویر گزینه حمله گرگ قرار گرفت، اورا در دهن گرفت و فرار و گریز کرد. مامان بدنبال آن می دوید و فریاد میزد، آفریدگار جبرئیل را ارسال کرد، نوپا را از دهن گرگ گرفت و به مامان تحویل اعطا کرد، فرمود: «یا این که امة الله» آیا خوشنود شدی؟ این لقمه بجای آن لقمه میباشد. «لقمةُ بلقمةٍ.» [۳۵]
۱۳. محصولِ بشر را از تصرف اشرار محافظت مینماید، چنانکه از رسول اسلام (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) ماجرا گردیده، کسی که در شرایط سپردن کالا خویش را از خوبان دریغ داراست، خدا در شرایط اضطرار، متاع اورا بخش اشرار نماید. «اینجانب بازداشتنَ متاعَهُ اینجانب الاَخیار اختیاراً صرَفَ اللّهُ متاعَهُ الیَ الاشرارِ اضطراراً.» [۳۶]
۱۴. هفتاد در از شر و بدی را میبندد. «قال النَّبی (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم): الصّدَقةُ تسُدُّ سَبعینَ پدرً مِنَ الشَّرََ.» [۳۷]
۱۵. کسب و کار سودمندی میباشد، چه در جهان و چه در آخرت، چنانکه از علی (علیهالسّلام)، ماجرا گردیده: هر گاه گرسنه شدید، باایمان توسط صدقه سودا نمائید. «اذا اَملقتُم فتاجِرُوا الله بالصَّدقَةِ.» [۳۸]
۱۶. غم فکری وسوسه و هراس را برطرف سازد. «قال ابو عبدالله (علیهالسّلام): اذا وَقعَ فی نفسِکَ شَیءٌ فخذ شَیئاً فتصدَّق بهِ علی اَوّلِ مسکینٍ تلقاهُ فانَّ الله یَدْفعُ عَنکَ.» [۳۹]
۱۷. صدقه در شب، خشم آفریدگار را فرو نشاند و گناه تعالی را نابود ساخته و اکانت را سهل و آسان گرداند. «انَّ صَدقةَ اللّیلِ تُطُفی غضبَ الرَّبَّ و تَمْحُوا ذَنبَ العظیمِ و تُهوّن الحِسابَ.» [۴۰]
۱۸. یک درهم صدقه فراتر از ده شب، نماز میباشد. «صدقةُ درهمٍ افضَل اینجانب صلوةٍ عشرٍ لیالٍ.» [۴۱] می بایست دقت داشت که منظور از ده شب نماز، قول مستحب آنست خیر واجب، وگرنه در صورتیکه کوه ابوقبیس طلا جواهرات شود و در رویکرد پروردگار انفاق خواهد شد، مکان یک رکعت واجب را نخواهد گرفت.
۱۹. قرض بشر ادا گردد و برکت ساختوساز نماید. «الصدقةُ تَقضِی الدَّینَ و تُخلِفُ البرَکةَ.» [۴۲]
۲۰. فرزندان انفاقکننده، آیتم عفووبخشش الهی قرار گیرند. «قال الصادق (علیهالسّلام) ما اَشمَنَ بندهٌ الصّدقةَ فی الدُّنیا الا احسَنَ اللهُ الخلافةَ علی وُلِدِهِ مِن بَگردآوریِ.» [۴۳]
۲۱. نحسی روز و شب را برطرف میسازد، چنانکه از امام راست گو (علیهالسّلام) قصه گردیده که پدران بزرگوارش از جد والاتبار خویش نقل فرمودهاند در بین اینجانب و مردی زمینی بود. آن مرد، عزم کرد آن را نصیب نماید. زیرا از اهل نجوم بود، در ساعت خیر مبادرت کرد، زمانی به سوی این شغل خارج آمد، بدنبال پدرم ارسال کرد، زیرا زمین را بخش کردند، شایسته ترین سهم بخش پدرم شد، آن مرد تعجب کرد، پدرم به وی فرمود: چرا تعجب می کنی؟ جریان ساعت را خاطرنشان کرد. حضرت فرمود: آیا تورا به خوب از آنچه ایفا دادی، دلالت نکنم؟ زیرا صبح کردی، به صدقهای تصدق کن که نحسی آن روز از تو برطرف گردد و زیرا شبنمایی، صدقه بده که نحسی آن شب از تو برطرف خواهد شوید. «اذا اَصبَحتَ فَتَصدَّق بِصَدَقَةٍ تُذهب عَنکَ نَحَس ذلکَ الیَومِ، وَ اذا اَمسَیتَ فَتَصَدَّق بِصَدقةٍ تذهب عَنکَ شوم تِلکَ اللَّیلة.» [۴۴][۴۵][۴۶] «مجموعُّ مشهور درستیَةٌ الی بی نیازَّ وی حاجتمند فتصَدَّقوا ولو بَشِقِّ تَمرَةٍ و اتَّقوا النّار ولو بشِقَّ التَّمرةِ فانَّ الله عزوجلّ یربیها لصاحبِها کما یربّی اَحَدُمعدود فلوه اَو فصیلَهُ حتّی یوفِّیهُ اِیّاها یَومَ القیمةِ حتّی یکونَ اَعظمَ مِن الجَبَلِ العَظیم.» [۴۷]
۶.۱ - قضیه شوم بودن وقت ها
زمینه نحسی روز و شب، چنانکه در تفصیل گفتار پیامبر خداوند (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) (ساعتهاُهُ اَفْضلُ السَّاعاتِ) سپری شد، هم از آیه ها قرآنی به کارگیری میشود و هم از احادیث، بعلاوه زبده اثبات گردیده که برخی از روز ها، برای بشر شوم گشته و در آن روز مصائب گوناگونی به سوی وی رو می آورد و یا این که در بعضا از شبها، رویدادها رقتتوشه و قضایای کوبندهای بوجود میاید که خویش ادله بر درستی و قابلیت و امکان آنستـ والله اعلم.
۷ - صدقه ادله عصمت شخص و جامعه
[بازنویسی]
«خُذْ مِنْ أمْوالِهِم صَدَقة تُطَهِّرُهُم وَ تُزَّکیهم بِها...؛ [۴۸] از اموال آنان صدقهای (تحت عنوان زکات بگیر تا توسط آن، آنان را تمیزسازی و رشددهی و (به هنگام به چنگ آوردن زکات) به آنان دعا کن که دعای تو مایه متانت آنهاست و آفریدگار شنوا و داناست.»
دراین آیه اشاره به یک کدام از احکام اصلی اسلامی یعنی مسأله زکات تحت عنوان یک ضابطه کلی گردیدهاست و آفریدگار در اولِ این آیه اینگونه به رسول (صلیاللهعلیهوآله) امر می دهد؛ از اموال آن ها صدقهای بگیر و بهدنبال به دو بخش، فلسفه اخلاقی کم عقل و اجتماعی زکات اشاره کرده و میفرماید؛ تو با این شغل آنانرا تمیز می کنی و نموّ می دهی، آنهارا از رذائل اخلاقی، از دنیاپرستی و بُخل و اِمساک تمیز میکنی و نهال نوع دوستی و سخاوت و اعتنا به حقوق و دستمزد دیگر افراد را در آنها رویش می دهی.
از این قبلی مفاسد و آلودگیهائی که در جامعه به خیال فقر و مسافت طبقاتی به وجود میاید با جاری ساختن این فریضه الهی برمیچینی و صحنه اجتماع را از این آلودگیها تمیز می سازی و نیز همبستگی اجتماعی و نموّ و گسترش اقتصادی را در سایه اینسیرتکامل نرمافزارها تأمین مینمائی. [۴۹]
۸ - حالت صدقه
[بازنویسی]
آنسیرتکامل که از سخنان معصومین (علیهمالسلام) و آیهها قرآن کریم ومهربان به کار گیری میگردد صدقه دارنده قوانینی هست برای مثال؛
۱- پیش از هر چیز، صدقه بایستی از اموال حلال و عالی و تندرست باشد؛ «یا این که أیها الَّذینَ آمَنُوا أنْفِقُوا مِنْ طَیباتِ ما کسَبْتُمْ وَ...؛ [۵۰] ای افرادی که ایمان آوردهاید! از نصیبهای پاکیزه اموالی که (از روش بیزنس حلال) به دست آوردید، و از آن چه از زمین برای شما بیرون ساختهایم انفاق فرمائید!»
۲- عالی میباشد که صدقه و انفاق پنهان باشد؛ «وَاِنْ تُخْفُوها وَ تُؤتُوها الفُقَراءَ فَهُوَ خَرٌ لَنادرْ؛ [۵۱] هر گاه آنانرا پنهان ساخته و به نیازمندان بدهید برای شما عالی میباشد.»
۳- این که صدقه و انفاق یاور با آزار و اینجانبّت نباشد؛ «یا این که أیها الَّذینَ آمَنُوا لاتُبْطِلُوا صَدَقاتِنادرْ بِالمَنِّ و...؛ [۵۲] ای افرادی که ایمان آوردهاید! عفو وبخششهای خویش را با اینجانبّت و آزار فسخ نسازید همچون هر که فرآورده خویش را برای آرم دادن به عموم، انفاق مینماید، و به آفریدگار و روز رستاخیز، ایمان نمیآورد...»
۴- انفاق و صدقه می بایست توأم با اخلاص و نیت پاک باشد؛ «ینْفِقُونَ أموالَهُمْ ابتِغاءَ مَرضاتِ اللهِ؛ [۵۳] «عده ای که اموالشان را برای جلب خوشنودی خداوند انفاق مینمایند.»
۵- انفاق و صدقه از اموالی باشد که آنهارا دوست داریم و گزینه عشق ماست؛ «لَنْ تَنالُوا البِرَّ حَتّی تُنْفِقُوا مِمّا تُحِبُّونَ...؛ [۵۴] هیچوقت به (واقعیت) نیکوکاری نمیرسید مگر این که از آنچه دوست میدارید (در راه و روش خداوند) انفاق نمایید،...»
۶- این که انفاقکننده هیچوقت خویش را صاحب واقعی تصور نکرده، بلکه خویش را واسطه دربین آفریدگار و خلق و خوی بداند؛ «وَأنْفِقُوا مما جَعَلَنادرْ مَسْتَخْلِفْین فِیهِ؛ [۵۵] انفاق نمائید از آنچه آفریدگار شمارا نماینده خویش در آن قرار داده میباشد.» [۵۶]
۹ - مصارف صدقه
[بازنویسی]
«إنّما الصَّدَقاتُ لِلْفُقَرا والمَساکینَ والعامِلینَ و...» [۵۷]
این آیه به روشنی مصارف حقیقی و واقعی صدقه را ذکر کرده و به آحاد توقعات بیجا نقطه پایان می دهد و آن را در هشت مصرف خلاصه مینماید:
۱- فقرا؛
۲- مساکین؛
۳- عاملان و تودهآوریکنندگان زکات که آنچه به آنها داده می گردد در واقعیت به منزله مزد و اُجرت آنان میباشد؛
۴- «مُؤلِفَة قلوبُهُم» یعنی افرادی که انگیزۀ معنوی نیرومندی برای پیشبرد هدف ها اسلامی ندارند و با تشویق مالی میاقتدار تألیف قلب و جلب محبت آنها را نمود؛
۵- برای آزاد ساختن بردگان؛
۶- برای اداء دِین بدهکاران و آنان که فارغ از جُحافظه موقت و تقصیر پایین توشه بدهکاری مانده و از ادای آن عاجز گردیدهاند؛
۷- مصرف در خط مش آفریدگار و خواسته آن، تک تک شیوههایی میباشد که بر پیشرفت و تقویت دین الهی منجر گردد؛
۸- «وَابنِ سبیل» و یاری به واماندگان در منش، مسافرانی که بخاطر علتی در منش باقیمانده و زاد و بار کافی چهت نیل به مقصد ندارند. [۵۸]مکارم شیرازی، ناصر، تعبیروتفسیر مثال، ج۸، ص۵.
۱۰ - انفاق و صدقه
[دستکاری]
شکی وجود ندارد در اینکه انفاق به بینوایان، از صدقات مشروع بحساب آمده و دارنده فایده ها نام برده میباشد، ولی آیا انفاق به غیر حاجتمند نیز صدقه بوده و خاصیت ها قبل را هم در بر دارااست یا این که خیر؟
از احادیث استعمال شود که انفاق بطور کلی صدقه میباشد و دارنده به عبارتی فایده ها خواهد بود، گرچه در اکثری از آنها بیان فقراء و مساکین گردیده، چنانکه اساسا خطبه شعبانیه نیز بیان شده.
به عنوان مثال روایاتی که بر مناسب ما دلالت دارااست، روایتی میباشد که از فرستاده اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) نقل شده که: هر احسانی چه به فرآوردهدار و چه به حاجتمند، صدقه میباشد. پس صدقه دهید، گرچه به نصف خرمایی باشد، و از حریق خودداری فرمائید، گرچه به نصف خرمایی باشد.
پس بدرستی که آفریدگار والا آن نصفه رطب را برای مالک صدقه تربیت مینماید، چنانکه یک کدام از شما طفل خر یا این که نوپا شترش را میپروراند، تا اینکه آن را در قیامت به وی رد نماید، تبارکخیس از کوه تبارک. «تک تکّ دارای شهرت صدقة الی بی نیازّ وی بینواٍ فتصدّقوا ولو بشق تمرةٍ و اتّقُوا النّار ولو بشقّ التَّمرَةِ فانَّ اللهَ عزوجلّ یربیها لصاحبها کما یُربّی احدُنادر فَلْوَهُ اَوْ فَصیلهُ حتی یوقّیَهُ ایّاه یوم القیامة حتی یکون اعظم اینجانب جبل بزرگِ.» [۵۹]
عمره
در سال ۱۴۳۷ق بیش تر از شش میلیون نفر و در سال ۱۴۴۰ق (۱۳۹۷ش-۱۳۹۸ش) حدود شش میلیون و هفتصد هزار نفر، عمره مفرده ایفا دادند.[۴۶] ولی دولت ایالات متحده عربی براساس تشریفات ترحیم مشهد نرم افزار ۲۰۳۰ در کارایی میباشد کهاین تعداد را برای سال ۲۰۳۰ به پانزده میلیون زائر برساند.[۴۶]
پول در گردش
مبتنی بر گزارشهای متفاوت، در سال ۱۴۳۷ق (۱۳۹۴ش) بیشتراز هشت میلیون زائر به زیارت منزل معبود مسافرت کردهاند و درآمد بی واسطه حکومت ایالات متحده عربی از این نحوه حدود ۱۲ میلیارد دلار بوده میباشد.[۴۷] این درآمد، حدود ۹ درصد درآمد نفت ایالات متحده عربی بوده میباشد.[۴۸]
درآمدزایی از حج، منحصر به فرد به دولت ایالات متحده عربی وجود ندارد. کشورهای دیگر نیز به اندازه خویش از پول در گردش حج منفعتمند میگردند: در سال ۱۳۹۳ش، سعید اوحدی رییس وقت سازمان حج و زیارت کشورایران، میزان دارایی زائران اهل ایران در سیستم بانکی کشورایران را بیشتراز ۹۰هزار میلیارد ریال اعلام نموده است. وی همینطور پول در گردش سازمان حج و زیارت در خزانههای مرزو بوم را یکمیلیارد و ۳۰۰ میلیون دلار دانست و معتقد بود هیچ ارگان، بنیان و دستگاهی این معیار پول در گردش را در سیستم بانکی ندارد.[۴۹]
تاریخچه ممنوعیت و تعطیلیِ حج
قرآن از کسانی که بازدارنده حج بقیه افراد گردیدهاند، به بدی خاطر مینماید: «آنها عده ای میباشند که کافر شدند و شمارا از (زیارت) مسجد الحرام و وصال قربانیهایتان به محل قربانگاه بازداشتند».[۵۰] در احادیث نیز از رخنه حج به طور جمعی و تعطیلی آن بهشدت ملامت شدهاست.[۵۱] همینطور در احادیث آمده میباشد بر حکم دهنده مسلمان واجب میباشد در صورتیکه عموم فریضه حج را شکاف کردند، آن ها را به ایفا دادن آن وادار نماید و در شکل نیاز، هزینه هجرت را از مال همه مردم تأمین نماید.[۵۲]
با این اکنون، در زمان تاریخ به دلیل مسائل امنیتی، اقتصادی و سیاسی، گاهی حج ممنوع و تعطیل گردیدهاست. اول خودداری از حج مسلمانها را مشرکان مکه و در سال ششم هجری جاری ساختن دادند، که درپی آن، صلح حدیبیه شکل گرفت و مسلمانها توانستند از سال آنگاه منزل خداوند را زیارت نمایند.[۵۳]
تحریم حج در طی صفویه و قاجار
مسیر حج ایرانیان در حین حکومت صفویه از کشورهای دولت عثمانی میسپری شد و مسافرت به قلمرو عثمانی، به ویژه زمانی که حریق نزاع فی مابین دو دولت برافروخته بود، با مانع ها و مشکلاتی روبهرو می شد. فرمانروا عباس صفوی که حجگزاری ایرانیان را استدلال جاری شدن پولِ بسیار به میهن معاند میمشاهده کرد، هجرت حج را مدتی ممنوع کرد. در سالهای آخری دولت قاجار نیز به جهت وقوع نزاع جهانی اولیه و مشغول شدن خاورمیانه دراین نبردها، به ویژه توسعه و گسترش دامنه مبارزه به عراق، حجگزاری ایرانیان و دیگر کشورهای حوزه به برهه زمانی پنج سال جدا شد.[۵۴]
حکومت آل سعود و ممنوعیت حج
با حاکمیت قوم و قبیله سعود در حجاز و ویرانکردن برخی از جای های مقدس مکه و مدینه، بخش اعظمی از کشورهای مسلمان، مهاجرت حج شهروندان خویش را ممنوع کردند. دولت کشورایران نیز در سال ۱۳۰۴ش مسافرت ایرانیان به مکه و مدینه را ممنوع کرد و دفتر نمایندگیهای خویش در کشورهای عراق، سوریه و مصر را مأمور پیشگیری از مهاجرت ایرانیان به مکه کرد.[۵۵]
بعد از انقلاب اسلامی در حج سال ۱۳۶۶ش وقتی که حاجیان اهل ایران در حالا جاری ساختن «مراسم برائت از مشرکین» بودند، نظامیان سعودی به آنها حمله کردند و دست به کشتار زائران اهل ایران زدند. این حادثه به حادثه حج خونین دارای اسم و رسم میباشد. بعداز این کشتار، سه سال ایرانیان به حج نرفتند.[۵۶] همینطور بعداز فاجعه منا در سال ۱۳۹۴ش و کشتهشدن یکسری صد نفر از زائران اهل ایران، و بهوجود داخل شدن اشتباهات سیاسی، حج واجب برای 1 سال متوقف شوید.[۵۷] و نیز دولت سعودی برای کشورهای مختلفی همانند یمن و سوریه (بخشها پایین در دست گرفتن دولت سوریه) ممنوعیتهایی قرار اعطا کرد.[۵۸]
رویدادها حج
در مراسم حج اتفاقات ناراحت کننده متعددی فیس داده که مهم ترین آنها در چندین دهه اخیر اینگونه میباشد:
۱۳۹۴ش، فاجعه منا: بیشتراز ۷ هزار نفر بر تاثیر ازدحام جمعیت در مملکت منا کشته شدند. این فاجعه، مرگبارترین اتفاق در حج تمتع بود.[۵۹] بهدنبال این واقعه، اعزام حاجیان اهل ایران برای سال ۱۳۹۵ کنسل شد.[۶۰]
۱۳۹۴ش: بر تاثیر سقوط جرثقیل، ۱۰۷ نفر از حاجیان کشته شدند.[۶۱]
۱۳۸۵ش: بر تاثیر ریزش هتلی در مکه ۷۶ نفر و در رمی جمرات بر تاثیر فشار جمعیت ۳۶۴ حاجی کشته شدند.
۱۳۸۲ش: ۲۵۱ حاجی در فشار جمعیت در اولیه روزهای رمی جمرات کشته شدند.
۱۳۷۷ش: در فشار جمعیت در رمی جمرات، ۱۱۸ حاجی کشته و بیشتراز ۱۸۰ نفر زخمی شدند.
۱۳۷۶ش: بر تاثیر حریقسوزی در چادرهای حاجیان، ۳۴۳ حاجی فوت شدند.
۱۳۷۳ش: ۲۷۰ حاجی بر تاثیر فشار جمعیت در هنگام رمی جمرات کشته شدند.
۱۳۶۹ش: ۱۴۲۶ حاجی بر تاثیر فشار جمعیت در تونلی در منا مبتلا خفگی شدند و جان خویش را از دست دادند.
۱۳۶۸ش: حمله به محیط مسجد الحرام یک کشته و ۱۶ زخمی بر مکان گذاشت. بعداز آن ۱۶ کویتی به اتهام اجرا این حمله اعدام شدند.
۱۳۶۶ش، کشتار حجاج (۱۳۶۶): نیروهای امنیتی ایالات متحده عربی تظاهرات حجاج اهل ایران را با خشونت سرکوب کردند که طبق داده های عددی قانونی ایالات متحده عربی، ۴۰۲ حاجی برای مثال ۲۷۵ اهل ایران کشته شدند.
۱۳۵۸ش: صدها نفر از نیروهای دارای سلاح مخالف نظام ایالات متحده عربی به زمان دو هفته در مسجد الحرام تحصن کردند و دهها حاجی را گروگان گرفتند که در غایت آیتم حمله قرار گرفتند. داده های عددی قانونی حاکی از ۱۵۳ کشته و ۵۶۰ آسیب دیده میباشد.[۶۲]
کتابشناسی
حج به عنوان مثال مفاهیم اساسی اسلامی میباشد که کتابهای زیادی در بعد ها متفاوت آن به عنوان مثال: فلسفه و اسرار حج، ادبیات و هنر، سفرنامهها و احکام و مسائل حج، به فن تحریر درآمده میباشد. جهت دوراندیشی بیشتر دراین مورد میقدرت به مدخل زیر مراجعه نمود.
تعداد صفحات : 0

راهنمای آمادهسازی مسجد یا سالن برای مراسم ترحیم؛ از چیدمان تا امکانات رفاهی