loading...

مجله خبری تشریفات

بازدید : 55
شنبه 10 خرداد 1404 زمان : 17:57


احمَد بن حَنبَل (۱۶۴- ۲۴۱ق) از فقهای چهارگانه اهل سنت و از محدثان آن‌ها بود که فقه‌اش بیشتراز مذهبها دیگر، به ظواهر روایات رسول(ص) و اقوال صحابه رغبت داشته میباشد. شافعی (از فقهای چهارگانه اهل سنت) و هشیم بن بشیر از استادان وی تشریفات ترحیم مشهد بوده‌اند.

وی از ناقلان حدیث غدیر و دیگر روایات فضیلت امیرالمؤمنین(ع) میباشد. احمد بن حنبل ۳۰ هزار حدیث در فضیلت امام علی(ع) نگهداری بود و او‌را دراین باره بی‌همتا می‌دانستند. احمد در تربیع خلفا (خلیفه چهارم پی بردن علی(ع)) و صورت‌دهی مذهب تسنن در مقابل مذهب عثمانی نقش بسزائی داشته میباشد.

مهم ترین واقعه معاش ابن حنبل که باعث شهرتش نیز شد، حادثه محنت بود که با سماجت بر عبد و بنده نبودن قرآن، مشقت‌های فراوانی را متحمل شد؛ هرچند که در عصر متوکل عباسی گزینه دقت حکومت قرار گرفت و تحت عنوان رهبر جریان تقابل با محنت شناخته شد.

کتاب‌های فراوانی به وی منسوب میباشد؛ مسند احمد بن حنبل، فضائل الصحابه و فضائل امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب(ع) مثلا آنان میباشد. وهابیت به تقلید از سلفیه، احمد بن حنبل را تحت عنوان پیشوای خویش برگزیده‌اند.

معاش‌طومار
احمد بن حنبل با لقب ابا عبدالله[۱] از عالمان والا بغداد، واپسین[۲] امام دینی اهل سنت[۳] و پیشوای مذهب حنبلیان میباشد.[۴]

وی در ربیع الاول سال ۱۶۴ق در بغداد متولد شد.[۵] خانواده وی پیش از به دنیاآمدن احمد در کشور‌ایران می‌زیستند. پدرش محمد بن حنبل یا این که عبدالله بن حنبل[۶] والی سرخس در خراسان بود.[۷] مادرش به هنگام بارداری او، از مرو عازم بغداد شد؛[۸] هرچند بعضی احتمال داده‌اند که احمد در مرو به عالم آمده و در هنگامی که شیرخواره بود، با مادرش به بغداد رفته باشد،[۹] به همین جهت از وی با کنیه «مروزی» نیز خاطر گردیده‌است.[۱۰] احمد در سه سالگی، بابا خویش را از دست بخشید و مادرش ذمه ‌دار تربیت او شد.[۱۱]

او دو پسر به اسم‌های باتقوا و عبدالله داشت[۱۲] با تقوا به قضاوت اصفهان رسید و در سال ۲۶۶ق از عالم رفت؛ عبدالله تا سال ۲۹۰ق زنده بود.[۱۳]

راجع به با فضیلت او روایاتی زیرا امام الدنیا، اختیار دانش اولی و واپسین بوسیله پروردگار به او[۱۴] وجود داراست؛[۱۵] چنان‌که او را امام در دانش حدیث، فقه، سنت، زهدوتقوا و ورع دانسته‌اند.[۱۶]

وفات
احمد حنبل در سن ۷۷ سالگی[۱۷] و در سال ۲۴۱ق[۱۸] و به نقلی در سال ۲۴۲ق[۱۹] در بغداد از جهان رفت[۲۰] و مراسم‌تدفین باشکوهی برای وی برگزار شد.[۲۱] درباره مراسم تدفین وی گفته‌ گردیده که تا آن فرصت به جز در تشییع شماری از انبیای بنی‌اسرائیل، اینگونه تشییعی برگزار نشده میباشد[۲۲] و تعداد مردان کمپانی‌کننده در تشییع اورا حدود ۸۰۰ هزار نفر و زنان را نزدیک به ۶۰ هزار بدن برآورد نموده‌اند و آورده شده در تشییع وی ۲۰ هزار نفر از یهودیان، مسیحیان و مجوسیان به اسلام گرویده‌اند.[۲۳] جمع‌ای از دانشمندان، تعصبات مذهبی را در نقل این‌سیرتکامل داستان‌ها تأثیرگذار می دانند.[۲۴]

بعضا منابع متن وصیت‌طومار او‌را تماما نقل کرده‌اند.[۲۵] قبر وی در بغداد گزینه دقت مسلمان ها بوده میباشد و جمع‌ای از علمای قرن هفتم از آوازه و اجتماع زائران پیرامون آرامگاه وی کلام گفته‌اند؛[۱۳] هرچند گردآوری‌ای معتقدند که امروز قبر وی معلوم وجود ندارد؛ به این دلیل که در سرکشی رودخانه دجله از در بین رفته میباشد.[۲۶]

بازدید : 31
پنجشنبه 8 خرداد 1404 زمان : 11:15


سنائی غزنوی، از شاعران و عارفان قرن پنجم و ششم، و اولیه شعر سرا اهل تصوف میباشد. مولوی از وی با تیتر «حکیم» خاطر نموده است. درباره مذهب وی رخداد حیث نیست، البته برخی با استناد به اشعاری که در وصف ائمه سروده، اورا شیعه تشریفات ترحیم مشهد میدانند.

مقام
سنائی را در کنار فریدالدین عطار نیشابوری و جلال‌الدین محمد بلخی، یکی‌از سه شعر سرا گران قدر اهل تصوف و اولیهِ آن ها به شمار می آورند.[۱] گفته‌اند سنائی اول شاعری میباشد که معنی ها و اصطلاحات عرفان و تصوف را در پوسته شعر درآورده میباشد.[۲]
کتاب حدیقة الحقیقة او را نماد‌دهنده تبحرش در علم ها ادبی، تعبیر و تفسیر،‌ حدیث، فقه، حکمت، عرفان، منطق، سخن، تاریخ،‌ طب و نجوم میدانند.[۳] مولوی در کتاب مثنوی معنوی از وی با عنوان ها «حکیم» و «حکیم غزنوی» خاطر نموده است.[۴]

زندگینامه
ابوالمجد مجدود ابن بشر دارای اسم و رسم به سنائی، در نصفه دوم قرن پنجم هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. او در شهرهای بلخ، هرات، سرخس،‌ نیشابور و غزنین سکونت داشته میباشد.[۵] در تاریخ وفات او اختلاف لحاظ وجود دارااست. مولف کتاب ریحانة الأدب یکی دو تاریخ ۵۴۵ و ۵۵۵ قمری را صحیح میداند[۶] و در برخی منابع ۱۱ شعبان ۵۴۵ق تاریخ وفات او تصویب گردیده‌است.[۷]

مذهب
سنائی در بعضی از اشعارش از اهل بیت صحبت گفته و آنها‌را مدح نموده است؛ ازاین‌رو بعضی اورا شیعه دانسته‌اند: استاد تبریزی مؤلف ریحانة الأدب، دو کتاب حدیقة الحقیقة و دیوان قصائد سنائی را مشمول اشعاری می داند که بر شیعه بودنِ سنائی دلالت مصرح دارا هستند.[۸] روحانی عباس قمی در الکِنیٰ و الأَلقاب با استناد به شعری از سنائی که در آن از خلافت امام علی (ع) بعداز عثمان با عبارت «زَهَقَ الباطل میباشد و جاءَ الحق» (فسخ از بین رفت و حق آمد) خاطر گردیده، نوشته میباشد: وی شیعه بوده و تقیه می‌نموده است.[۹] همینطور افندی در کتاب ریاض العلماء و حیاض الفضلاء، با استناد به ابیاتی از وی که در آن ها به حدیث غدیر اشاره گردیده، سنائی را شیعه دانسته میباشد.[۱۰]

فرستاده جعفریان اعتقاد دارد اشعار حدیقة الحقیقة سنائی اظهارنظر درباره مذهب سنائی را خلل می‌سازد؛ به دلیل آنکه سنائی در‌این کتاب دیدگاهی وحدت‌گرایانه را بروز می دهد و به ثنا از رسول(ص)، خلفای سه‌گانه، امام علی(ع)، امام حسن(ع)، امام حسین(ع)، ابوحنیفه و شافعی می پردازد.[۱۱]
اشعار دیگری نیز در دیوان سنائی وجود داراست که نقل شده آن‌ها‌را در جواب به فرمان روا سنجر سروده، هنگامی که پاد شاه از مذهب سنائی پرسید. سنائی درین اشعار، امام علی(ع) را مدینة العلم خوانده و صرفا اورا سزاوار امیری دانسته میباشد؛ همینطور از غصب حق حضرت زهرا(س) (ماجرای فدک) کلام گفته، به حدیث ثَقَلَین اشاره کرده و اعتقاد و باور به مذهب جعفری را ما یحتاج دانسته میباشد:

زیرا همی دانی که شهر دانش را حیدر صحیح
بهتر خلا جز که حیدر میر و مهتر داشتن
مر من را باری نکو ناید ز روی اعتقاد و باور
حق زهرا بردن و آئین پیمبر داشتن
آنکه اورا بر راز حیدر همی خوانی امیر
کافرم گر می تواند کفش قنبر داشتن
جز کتاب الله و عترت ز احمد مرسل نماند
یادگاری کان قدرت تا روز محشر داشتن
گر همی بازهد شماری خویشتن را بایدت
مهر زر جعفری بر آئین جعفر داشتن
بندگی کن آل یاسین را به جان تا روز حشر
همچو بی‌دینان نباید روی اصفر داشتن[۱۲]


مدایح
سنائی غزنوی دو مجموعه روضه سروده میباشد. بعضی مدایح سنائی که در مدح ارباب توان، که در نصفه اولیه حیات هنری خویش سروده، از سوی دانشمندان جزء نصفه بدون نور کارنامه وی به شمار رفته میباشد.[۱۳]

سنائی مدایحی هم درباره اهل‌بیت(ع) دارااست: برای مثال:

در مدح امام علی(ع):
آن ز ادب آفت سرای فضول
آن علمدار و دانش‌دار فرستاده
آنکه در شرع تاج آیین وی بود
و آنکه حراج شرک و کین وی بود
نشنیده ز مصطفی تأویل
گشته مکشوف بر دلش تنزیل
مصطفی دیده‌پر‌نور از رشد
خنده رو زهرا چو گشت او شویش
نوروروشنایی علمش چشندهٔ کوثر
ناز تیغش مرگ آورٔ کافر
نائب مصطفی آپ دیت غدیر
کرده در شرع مر ورا به امیر[۱۴]


در مدح حضرت زهرا(س):
سراسر پاراگراف دانا مالامال زنان‌اند
زنی زیرا فاطمه خیرالنسا کو[۱۵]


در مدح امام حسین(ع):
پسر مرتضی امیر حسین
که چنویی عدم وجود در کونین
اصل و فرعش همگی وفا و صفا
رحمت و خشمش تمامی سکون و رضا
خَلق وی همچو کردار منزه بابا
خُلق وی همچو خُلق پیغمبر
مصطفی مر ورا کشیده به دوش
مرتضی پروریده در آغوش
باد بر دوستان وی عفو و بخشش
باد بر معاندان وی لعنت[۱۶]
در مدح امام رضا علیه‌السلام:
آئین را حرمی میباشد در خراسان
سخت تو‌را به محشر سهل وآسان
از اعجاز‌های شرع احمد
از حجت‌های آیین یزدان
همواره رهش مسیر حاجت
پیوسته درش مشیر غفران
زیرا کعبه مالامال آدمی ز هر مکان
زیرا اسمان آکنده‌از فرشته هزمان
از رفعت وی حریم مشهد
از فرم وی شریف نهاد
مهرش سبب ساز نجات و موفقیت
کینش پشتیبانی هلاک و خذلان
ای کین تو بی دینی و مهرت ایمان
پیدا به تو کافر از مسلمان
در دامن مهر تو زدم دست
تا شرک نگیردم یقه[۱۷]

کتاب «مدایح رضوی در شعر فارسی»،‌ قصیده‌ای از سنائی در مدح امام رضا(ع) را دیرین‌ترین قصیده فارسی جانور در مدح امام رضا(ع) دانسته میباشد.[۱۸]

اثر ها
برخی از اثر ها سنائی عبارت‌اند از:

حدیقة الحقیقة و شریعة الطریقة (الهی‌طومار/فخری‌طومار)
سیر العباد إلی المعاد
شیوه التحقیق
کارنامه بلخ (مطایبه‌طومار)
عشق و علاقه‌طومار
عقل‌طومار
تجربة العلم
غریب‌طومار
رساله اعتراض
رساله پیشگفتار نثری
طومار‌ها (مکاتیب) سنائی[۱۹]

بازدید : 32
سه شنبه 6 خرداد 1404 زمان : 15:51


عبدالله بن عیسی بن محمدصالح اصفهانی جیرانی (۱۰۶۶ - ۱۱۳۰ق) دارای شهرت به افندی و مالک ریاض، دارای تخصص در کتاب‌شناسی و تراجم علما. وی در تدوین بحارالانوار به علامه مجلسی یاری کرد و کتاب‌های بخش اعظمی نوشت. کتاب ریاض العلماء و حیاض الفضلاء از تألیفات اساسی تشریفات ترحیم مشهد اوست.

معاش‌طومار
عبدالله افندی در ۱۰۶۶ق در عهدوپیمان صفوی به‌عالم آمد. خانواده‌ای ثروتمند و اهل فضل و ادب داشت و تبارشان تبریزی میباشد. وی در اصفهان به دنیا آمد و پدرش میرزا عیسی‌بیک، دانا بود.[۱] هنگامی که ۷ سال داشت، پدرش وفات یافت. میرزا عبدالله زیر سرپرستی اخوی و خالو خویش، یاددادن را شروع کرد.

میرزا عبدالله افندی نوجوانی را در اصفهان سپری کرد و بعد از آن به آذربایجان رفت و مدتی بومی تبریز بود و با یکی‌از خویشاوندانش وصلت کرد.[۲]

افندی نیمی از قدمت خویش را در هجرت بود و اکثری کشور‌های اسلامی همانند حجاز، عراق، عثمانی، قفقاز، ترکستان، افغانستان و هند را سیاحت کرد.[۳] در‌این سفرها، به ویژه در برخی شهرهای مقدس حضوری مکرر داشت؛ درصورتی که نزدیک به چهل سالگی، سه توشه حج گزارده بود و سه توشه به زیارت عتبات و مشهد رفته بود.[۴]

میرزا عبدالله قبل از حمله محمود افغان، در ۱۱۳۰ق درگذشت.[۵] مدفن او تا به امروز شناخته نشده میباشد.[۶]

افندی هنگامی که در مرزوبوم عثمانی بود، گزینه احترام پاد شاه آنجا بود. در صورتی‌که به درخواست وی، شریفِ مکه(شریف کنیه حاکمان علوی بر شهر مکه) از عمل عزل شد. افندی در آن دیار، همواره تقیه میکرد و به همین جهت، همگان اورا سنی می‌انگاشتند.[۷] کنیه اَفَندی(در ترکی: آقا و جناب) را همانجا از دربار عثمانی گرفته میباشد.[یادداشت ۱][۸] در کتاب «بَساتینُ الخطباء» که گروه خطبه‌های آدینه‌ و اعیاد مذهبی میباشد و بعضی را در استانبول انشا کرده، فرمان روا عثمانی را دعا می‌نماید.[۹] به هر روی حضور افندی درین دیار، تأثیر شگفتی در آشنایی او نسبت به رجال عامه داشت.

افندی اصفهانی در هجرت‌هایش، کتابخانه علما را کاوش میکرد و از متن کتاب ها یا این که حاشیه ها و ظَهرنویسی‌ها یادداشت برمی‌داشت. این توانگری را داشت که نُسَخی که اولیه و پایان نداشت، شناسایی نماید و حتی مقدار افتادگی را مشخص و معلوم سازد.[۱۰]

حیات علمی
یاری در تدوین بحار
افندی دستیار مجلسی در عده بحارالانوار بود و بیان کننده تألیف بعضی مجلدات پایین حیث او انجام شده میباشد.[۱۱] ۹ جلد از بحارالانوار (مجلدات۱۵، ۱۶، ۱۷، ۱۹، ۲۰، ۲۱، ۲۳، ۲۴، ۲۵ از چاپ قدیم) بعد از مجلسی به دست افندی آماده آمده میباشد.[۱۲] افندی به فرمان مجلسی افزون بر استعانت، در شناسایی و تنظیم منابع بحارالانوار، در متن آن نیز به ملاحظات انتقادی اکثری داشته میباشد.[۱۳]علامه مجلسی از وی با تعبیروتفسیر (أزكياء تلامذتنا) «یک کدام از پاکان از شاگردان ما» حافظه نموده است. [۱۴]

مشایخ
افندی مشایخ اکثری را شعور کرد که مشهورترین‌شان اینانند:

محمدباقر مجلسی
محمدباقر سبزواری
آقا حسین خوانساری
آقا جمال خوانساری
میرزا محمد شیروانی
فاضل هندی
ملا محمد پارسا مازندرانی
حر عاملی
سید محمد میرلوحی موسوی
ملامیرزا علی نواب [۱۵]
علمای بخش اعظمی از افندی اذن قصه اخذ کرده‌اند. مثلا می‌قدرت به اینها اشاره نمود:

سید عبدالله جزایری
میرزا حیدرعلی فرزند میرزا محمد شیروانی
ملامحمدصادق، نواده علامه مجلسی
میرمحمدحسین خاتون‌آبادی، نواده مجلسی
سید نورالدین جزایری
حزین لاهیجی[۱۶]
البته وی دانش آموز شاخصی که طریق پژوهش و دقت نظر اورا در تراجم و کتاب شناسی دنبال نماید، تربیت نکرده میباشد. افندی در اواخر قدمت، مکتب‌ای در کنار منزل‌اش ایجاد کرد و همانجا درس دادن میکرد.[۱۷]

بازدید : 26
دوشنبه 5 خرداد 1404 زمان : 16:29


زمان پهلوی
استاد و کابینه سید ضیاء طباطبایی
کابینه سید ضیاء طباطبایی شماری از رجال دولت و مجلس را برای خودداری از مقاومت و قیام احتمالی بازداشت و زندانی کرد. استاد نیز در شمار زندانیان سیاسی قرار گرفت. وی آغاز در محل قزاقخانه قدیم برای یک‌سری روز زندانی شد، البته بعد ها اورا به همدم روضه خوان حسین یزدی که سوابق دوستی خیر با معلم نداشت، به‌وسیله گاری پُست به قزوین تبعید و در آنجا زندانی شد. پس از دولت سید ضیاء، استاد به طهران تشریفات ترحیم مشهد رجوع.[۱۷]

مخالفت با رضاخان

تصویر سید حسن استاد بر روی اسکناس ۱۰۰ ریالی
در مجلس چهارم، معلم با تفاهم نامه ۱۹۱۹م مخالفت کرد و بازدارنده ثبت اعتبارنامه بعضی از نمایندگان شد.[۱۸] درین زمان رضاخان در جایگاه وزارت مبارزه در کارها لشکری، کشوری و مالی، مداخله می کرد. استاد نخست با سردار سپه مدارا کرد، اما بعد ها با اقدامات وی مخالفت کرد.[۱۹]
رضاخان در انتخابات مجلس پنجم توانست با پشتیبانی نظامیان، علاقه مندان خویش را وارد مجلس نماید و در اول مبادرت، تغییر و تحول رژیم سلطنتی کشور ایران به حکومت جمهوری را در راهبرد قرار اعطا کرد. معلم برای دوراندیشی علما طومار‌های اکثری درباره ماهیت جمهوری رضاخانی نوشت و به قم ارسال کرد. سردار سپه پیرو سفری به قم سازه به خواست علما انصراف خویش را از جمهوری به طور قانونی گفت. بحران‌ها ادامه داشت و معلم فقط رویکرد راهکار را استیضاح مدیر‌الوزراء تشخیص بخشید. او در ۷ مرداد ۱۳۰۳ش به همپا شش بدن از نمایندگان، رضاخان را به جهت سوء سیاست داخلی و فرنگی، قیام و مبادرت بر ضد قانون اساسی کشور و حکومت مشروطه و نیز تحویل ندادن اموال مقصران به دولت استیضاح کرد[۲۰] البته این اقدامات به جایی نرسید و سردار سپه رأی پشت گرمی گرفت.[۲۱]

مرقد سید حسن استاد در کاشمر (استان خراسان رضوی)
صبح ۷ آبان ۱۳۰۵ش وقتی که معلم برای درس دادن به سوی مکتب سپهسالار رهسپار گشت، در خم کوچه‌ای از پشت راز و جلو و نیز پشت‌بام اورا مقصود گلوله قرار دادند البته معلم با ترفندی جان سلامت بدر موفقیت.[۲۲]
در آبان ۱۳۰۶ش حاج آقا نورالله اصفهانی، دانا با نفوذ اصفهان، همدم شماری از روحانیان آن شهر در اعتراض به بعضا اپ‌ها و اقدامات رضاخان به قم سفر کرد و از علمای سراسر مرز و بوم نیز خواست تا به خواسته اعلام همدردی و اعتراض به رضاخان به قم سفر نمایند. معلم مبادرت آنها‌را تأیید و با آن‌ها اظهار همدردی و همیاری کرد.[۲۳]
تبعید و شهیدشدن

مرقد سید حسن معلم در کاشمر
شامگاه ۱۶ مهر سال ۱۳۰۷ سرتیپ درگاهی، مدیر شهربانی در طهران و همراهانش به خانه معلم هجوم آوردند و او را آغاز به یک کدام از روستاهای دور و اطراف مشهد و بعد از آن به شهر دورافتاده خواف تبعید کردند. شهید معلم در خواف در قلعه‌ای نظامی زندانی شد و ذیل لحاظ شدید مأموران امنیتی قرار گرفت و ممنوع‌الملاقات شد. زمان تبعید وی بیشتر از خیر سال زمان برد. سرنوشت غروب ۲۶ رمضان سال ۱۳۵۷ق موازی با ۱۰ آذر سال ۱۳۱۶ هجری خورشیدی سه مأمور نزد استاد آمدند و دمنوش سمی را به تحمیل به وی خوراندند. ماموران که دیدند خبری از تاثیر سم وجود ندارد، عمامه سید را در هنگام نماز از سرش برداشتند، برگردنش انداختند و اورا خفه کردند. او در شهر کاشمر به خاک ودیعت شد.[۲۴] [۲۵]

در کشور‌ایران به مناسبت شهید شدن سید حسن استاد در ۱۰ آذر، این روز به اسم روز مجلس نامگذاری گردیده است.[۲۶]

مرمت آرامگاه معلم
محدوده وسیعی نزدیک به ۵۰ هزار متر مربع در حین حکومت پهلوی برای آرامگاه شهید معلم در لحاظ گرفته میگردد؛[۲۷] البته مرمت قبر او بعداز انقلاب اسلامی شکل به عهده گرفت. امام خمینی که در سخنان خویش بارها از شخصیت و عمل‌های معلم تعریف و تمجید می‌کرد[۲۸] در ۲۸ شهریور سال ۱۳۶۳ش طی پیامی به عباس واعظ طبسی تولیت آستان قدس رضوی از وی خواست آرامگاه سید حسن معلم را تعمیر و نوسازی نماید.

در سال ۱۳۶۳ش بنای آرامگاه نو به مکان بقعه خرد گذشته و فی مابین گلشن کبیر و محصوری در کاشمر ساخته شد. این سازه از یک گنبد مرکزی، چهار حیاط و گنبد فیروزه‌ای صورت گرفته به مدل معماری اسلامی و به روال بعد از ظهر صفوی نهاد شد‌ه‌است.[۲۹]

بازدید : 44
شنبه 3 خرداد 1404 زمان : 17:06


به شهیدشدن رساندن امام هادی(ع)
امام هادی(ع) امام دهم شیعه ها در حین حکومت معتز مسموم شد و به شهیدشدن رسید.[۳۶] امامت امام هادی(ع) حدود سه سال با حکومت معتز هم زمان بود. معتز به انگیزه دشمنی و بغض و کینه نسبت به اهل‌بیت(ع)[۳۷] و همینطور شرایط و محبوبیت اجتماعی امام دهم شیعه ها درصدد از در میان برداشتن وی برآمد.[۳۸] سرنوشت معتز امام را در سوم رجب سال ۲۵۴ق به شهیدشدن رساند.[۳۹] هرچند بعضی شهیدشدن امام را در حین معتمد عباسی و با حیله وی تیتر کرده‌اند.[۴۰] جمع‌ای معتقدند که امام هادی(ع) به امر معتز و سم معتمد به شهید شدن رسید.[۴۱] برخی پژوهشگران با اشاره به شهیدشدن امام با مسمومیت از جانب معتز به اقوال عالمان و مورخان در این باره اشاره تشریفات ترحیم مشهد کرده‌اند.[۴۲]

واکنش با امام حسن عسکری(ع)
حکومت معتز حدود یک سال با امامت امام حسن عسکری(ع) هم‌زمان بود.[۴۳] آورده شده او نسبت به امام عسکری(ع) نیز بغض و کینه داشت. به گفته بعضی پژوهشگران حکومت برای به انزوا کشیدن و ذیل‌لحاظ تصاحب کردن امام حسن عسکری(ع)، او را آیتم آزار قرار داده[۴۴] و به زندان افکند.[۴۵] معتز از زندان‌بان خویش منظور بود تا بر امام طاقت فرسا گرفته و وی را آیتم اذیت و آزار قرار دهد.[۴۶] نقل شده عامل طاقت فرسا‌گیری وی علم، آوازه و منزلت اجتماعی امام بود و همینطور دانش به اینکه وی بابا امام منتظری میباشد که شیعه ها برای سرنگونی حکومت ظالمان در انتظار وی می باشند.[۴۷]

طبق ادعای پاره‌ای منابع، معتز تصمیم گرفته بود تا با مکر‌ای امام عسکری(ع) را به شهیدشدن برساند.[۴۸] وی به سعید حاجب امر کرد تا امام را به کوفه برده و بدور از دیده عموم، گردنش را بزند؛ ولی معتز سه روز پس از این فرمان از خلافت خلع شد و به قتل رسید.[۴۹] بیان شده امام(ع) پیش از وقوع واقعه، خبر کشته شدن معتز را به شیعه ها داده بود؛ چنان‌که در جواب به طومار یکی یارانش بر اساس اظهار نگرانی از اراده معتز برای قتل حضرت به نتیجه ها شدن فَرَج بعداز سه روز اشاره نمود.[۵۰] به اطمینان بعضا مورخان معتز بوسیله امام عسکری(ع) گزینه نفرین قرار گرفت و از آفریدگار خلاصی از شر و آزار معتز را خواهان شد که بعد از دعای حضرت معتز از خلافت عزل شد.[۵۱]

واکنش با شیعه ها
وضعیت سیاسی و اجتماعی شیعه ها که از مجال مأمون عباسی به متانت نسبی رسیده بود، بعد از به حکومت وصال متوکل عباسی دشوار شد و گزینه فشار و اقدامات خصمانه قرار گرفتند.[۵۲] این سیاست در حکومت معتز نیز دنبال شد.[۵۳] اورده شده معتز عباسی با شیعه ها بسیار طاقت فرسا‌گیر بود.[۵۴] خلال امام هادی(ع) شماری از شیعه ها زیرا ابوهاشم جعفری[۵۵] حسن بن محمد عقیقی، محمد بن ابراهیم عمری[۵۶] و محمد بن علی عطار[۵۷] نیز به وسیله حکومت به زندان افتادند.

آورده شده جعفر بن اسماعیل بن موسی کاظم از مبلغان امامیه در مغرب به وسیله ابن‌اکثر زمان ها از کارگزارن معتز به قتل رسید.[۵۸] احمد بن عبدالله از نوادگان امام حسن(ع) نیز به دست عمال خلیفه به قتل رسید و عیسی بن اسماعیل از نوادگان عبدالله بن جعفر در زندان حکومت از جهان رفت.[۵۹] قتل جعفر بن محمد از نوادگان امام سجاد(ع) در ری و ابراهیم بن محمد از نوادگان عباس بن علی(ع) و همینطور وفات احمد بن محمد از نوادگان امام حسن(ع) در زندان مدینه[۶۰] مثلا اقدامات حکومت معتز علیه شیعه ها بود.

قیام‌های منتسب به علویان در طول معتز
در منابع از قیام‌های علویان در طول معتز کلام به دربین آمده میباشد[۶۱] یک کدام از آن ها قیام علی بن موسی بن اسماعیل از نوادگان امام کاظم(ع) و از مبلغان دین امامیه در مصر بود[۶۲] که در غایت به وسیله حکومت بازداشت شد[۶۳] و در زندان از عالم رفت.[۶۴] یکی از دیگر از قیام‌ها، قیام اسماعیل بن یوسف از نوادگان امام حسن(ع) که به وسیله حکومت باخت خورده و به قتل رسید. حسن بن یوسف اخوی وی و همینطور جعفر بن عیسی از نوادگان عبدالله بن جعفر نیز درین حادثه کشته شدند.[۶۵] حکومت عباسی این قیام‌ها را با کار‌های امام هادی(ع) درخصوص می‌دانست؛ براین اساس محدودیت‌های مشقت بر امام و پیروانش اجبار کرد.[۶۶]

پانویس

بازدید : 28
پنجشنبه 1 خرداد 1404 زمان : 10:56


روش حکومت
ابوبکر در مقطع کوتاه خلافت که بیشتر آن در نبرد گذشت، هیچ اپلیکیشن یا این که نظام مهمی بنیاد ننهاد. او خلال پایدار ساختن محور‌های حکومتش، میکوشید تا آرم دهد که در حکومت، در‌پی قرآن و سنت رسول(ص) میباشد. برخی اقدامات وی زیرا اعزام سپاه اسامه، به رغم مخالفت دیگر صحابه، مؤید این صحبت میباشد. ولی او هرگاه مصالح حکومت اقتضا می کرد، با اجتهاد به رأی خطاها را از پیش پا برمی‌داشت. ابن سعد به گزارش ابن سیرین می‌نویسد ابوبکر بعد از رسول(ص) دلیرترین شخص در اجتهاد به رأی بود. ابوبکر می‌اذعان کرد به رأی خود اجتهاد می کنم، در‌حالتی که صواب باشد، از آنِ خداست و چنانچه نادرست باشد، از آنِ اینجانب میباشد و از وی آمرزش تشریفات ترحیم مشهد می خواهم.[۱۴۳]

هرچند دارای شهرت میباشد که دیوان عطا اول‌توشه در دوران خلافت قدمت بنیاد یافته میباشد[۱۴۴]، البته سازه بر آنچه در منابع آمده، به سیرتکامل‌ای دیوان عطا در حین ابوبکر وجود داشته میباشد. به گفته ابن سعد[۱۴۵] و ابن اثیر[۱۴۶] مال همه مردم وی تا به مدینه منتقل گردد، در سُنح(روستایی در نزدیکی مدینه) بود و مدد نیز بر آن نگمارده بود، چون هرچه بدانجا میرسید، در بین مسلمانها تقسیم می کرد و چیزی باقی نمی‌گذاشت. بعداز جابجایی به مدینه، بیت‌المال را در منزل خود بنیان. به نقل از ابویوسف نخست سال اولیه خلافت ابوبکر، پولی از بحرین به بیت‌المال رسید. وی کمی از آن را به اشخاصی که نبی(ص) بدانها وعده پرداخت چیزی داده بود، پرداخت و باقی‌مانده را به تساوی فی مابین همگان از خرد و بلندمرتبه، عبد و بنده و آزاد و زن و مرد تقسیم کرد که به هر بدن ۷ درهم و ثلث درهم رسید. سال آنگاه نیز که کالا بیشتری رسید، همچنان به تساوی به هر بدن ۲۰ درهم پرداخت. ابوبکر درین فعالیت نیز بر سنت نبی(ص) کار میکرد و سفارش دیگر افراد را که خواهان تقسیم بر محور سوابق و شرافت و جز آن بودند، نپذیرفت.[۱۴۷] ابن سعد میگوید بعداز فوت ابوبکر، قدمت در حضور بزرگان و معتمدان بیت‌المال را گشود، در آن جز دیناری که از کیسه‌ای فرو افتاده بود، چیزی نیافتند.[۱۴۸]

کارگزاران
دو سال و یک‌سری ماه خلافت ابوبکر در نبرد گذشت و در حالی که نزاع با جمهوری اسلامی ایران و شام ادامه داشت، او درگذشت. از این‌رو، چیره کارگزاران حکومت او، جز تنی کم، فرماندهان و سران لشکری بودند. در منابع کارگزاران او را به این تفصیل معرفی کرده‌اند: قدمت بن خطاب متصدی قضا؛ ابوعبیده متولی مال عموم؛ عتّاب بن اسید استدلال مکه؛ عثمان بن ابی‌العاص دلیل طائف و.... زید بن اثبات و عثمان بن عفان شغل نگارش اورا جاری ساختن می‌دادند.[۱۴۹] به قصه طبری، کاتب وی زید بود و عثمان تنها خبر ها را برای وی می‌نوشت.[۱۵۰] [یادداشت ۵] ابوبکر هرگاه در مدینه حضور نداشت، برگزاری نماز را به قدمت می‌سپرد و کسی زیرا عثمان و اسامه را به جانشینی خویش در مدینه می‌گماشت.[۱۵۱] یعقوبی فقهای بعدازظهر ابوبکر را به‌این تفصیل مذکور میباشد: علی(ع)، قدمت بن خطاب، معاذ بن جبل، اُبّی بن کعب، زید بن اثبات و عبدالله بن مسعود.[۱۵۲]

بازدید : 31
سه شنبه 30 ارديبهشت 1404 زمان : 12:50


خَشَبیه، گروهی از قائلان به امامت محمد بن حَنَفیه بوده‌اند. این تیم را از فرقه‌های شیعه شمرده‌اند[۱]. خشبیه را می‌اقتدار سلف فرقه کیسانیه دانست. باورهای آن ها به کیسانیه مجاورت میباشد، برای مثال به بداء، تناسخ، رجعت و... اعتقاد و باور داشته‌اند. بعضی، این فرقه را حسینیه نامیده‌اند. انگیزه این نامگذاری رمز دادن شعار، یا این که لثارات الحسین، در مبارزه بوده تشریفات ترحیم مشهد میباشد.[۲]

کیستی خشبیه
منصور بن معتمر، خشبیه را عنوانی برای دوست داران علی‌بن ابی‌طالب(ع) دانسته میباشد.[۳] برخی، آن را عنوانی دیگر برای فرقه‌ای از زیدیه، به اسم سُرخابیه (رهروان سُرخاب طبری) شمرده‌اند.[۴] در روایتی، خشبیه گروهی از جَهمیه خوانده گردیده‌اند[۵]. گاه نیز خشبیه را عنوانی برای یاران ابراهیم بن صاحب و مالک اشتر، از سرداران مختار بن ابی‌عُبَید ثقفی، بیان کرده‌اند که در پیکار با عبیدالله بن زیاد کمپانی داشتند،[۶] ولی به اعتقاد و باور بیشتر منابع، خشبیه از هم محلی کوفه و یاران مختار و قائل به امامت محمد بن حنفیه بودند.[۷]

انگیزه اسم‌گذاری
بعضی اسم خشبیه را برگرفته از کرسی چوبی‌ای دانسته‌اند که منتسب به حضرت علی(ع) بوده و یاران مختار به‌ادله تقدس، آن را با خویش حمل می‌کردند.[۸]

جمع‌ای گفته‌اند: زیرا بیشتر اسلحه یاران مختار یا این که ابراهیم‌بن صاحب و مالک از چوب (خَشَب) بود، خشبیه نامیده گردیده‌اند.[۹]

اورده شده: برخی از هواداران زید بن علی چوب‌دار اورا محافظت کردند.[۱۰]. یا این که آنکه زیرا زیدیان هنگام مبارزه، با چوب می‌جنگیدند به خشبیه دارای اسم و رسم شدند.[۱۱]

به روایتی دیگر، در سال ۶۶ قمری، عبدالله بن زبیر، محمد بن حنفیه و خانواده‌اش و ۱۷ بدن از سران عموم کوفه را در زمزم (یا این که شِعْب علی) در مکه زندانی و ترساندن کرد که در صورتی با وی بیعت نکنند، آن‌ها‌را در حریق خواهد سوزاند و برای این خواسته هیزم بخش اعظمی عده کرد.[۱۲] درین مجال، محمد بن حنفیه قاصدی نزد مختار ارسال کرد و از وی امداد خواست. مختار عموم را گردآوری کرد و دسته‌هایی را برای امداد وی به مکه ارسال کرد. از آن در بین، ابوعبداللّه جَدَلی و یارانش پیش از سایر افراد وارد مسجدالحرام شدند. در چنگ یاران وی چوب (کافرکوب) بود و آن ها با فریاد یا این که لثاراث‌ الحسین به زمزم وارد شدند و نگهبانان را دور از هم و محمد بن حنفیه را از زندان رها کردند. بعداز آن، مجموعه‌های دیگر وارد شدند که عبدالله بن زبیر از ورود آنها هراسان شد و چرا‌که به‌مکان چاقو با چوب می‌جنگیدند، آن‌ها را خشبیه نامید.[۱۳]

نیز گفته‌اند زیرا آنها چوب‌هایی را که عبدالله ‌بن زبیر برای حریق زدن محمد بن حنفیه و یارانش عده کرده بود، تحت عنوان سلاح برداشتند، یا این که آنکه زیرا نمی‌خواستند با شمشیرهای آخته وارد بقعه شوند، با چوب وارد بقاع شدند، آنها‌را خشبیه نامیده‌اند.[۱۴]

محمد بن حنفیه آنها را از نزاع با ابن‌ زبیر در مقبره معبود برحذر داشت و اموالی را که مختار برایش پیامبر بود، بین خشبیه که ۴۰۰۰ بدن بودند، تقسیم کرد.[۱۵] این چهارهزار نفر تا مجال قتل مختار در سال ۶۷ق، با محمد بن حنفیه بودند.[۱۶]

بعضی باورها
خشبیه به بَداء اعتقاد و باور داشتند.[۱۷] آنها با شعار یا این که لثارات‌ الحسین در نزاع‌ها کمپانی می‌کردند،[۱۸] به‌طوری‌ که ابن‌ مخلوق ربّه به جهت سردادن این شعار، یاران ابراهیم‌ بن صاحب و مالک اشتر را حسینیه (اسم دیگر خشبیه) نامیده میباشد.[۱۹]

کثَیر عَزَّه (کثیر بن عبدالرحمان) از خشبیه و معتقد به تناسخ ارواح و رجعت بود.[۲۰]

سرانجام خشبیه
در سال ۶۷ قمری در طول حمله مصعب بن زبیر به کوفه، ۶۰۰۰ یا این که ۷۰۰۰ نفر از خشبیان با مختار محاصره شدند. آغاز مصعب آنها را جانبداری بخشید تا تسلیم شوند، البته بعد از تسلیم کلیه را کشت.[۲۱] بعداز قتل مختار، ۲۰۰۰ نفر از یاران او (باقیماندگان خشبیان) در نَصیبَین به عبدالملک بن مروان پیوستند.[۲۲] حسن‌ بن محمد بن حنفیه پس از کشته شدن مختار، به در میان گروهی از خشبیان نصیبین رفت و سر کردگی آنها‌را به‌ذمه گرفت. مسلم‌ بن اسیر (از یاران عبدالله‌ بن زبیر) از موصل به نبرد آنها رفت و بعد از به زانودرآوردن آن‌ها، حسن را بازداشت کرد و نزد عبدالله بن زبیر ارسال کرد.[۲۳]

بعداز این رخداد، مُهَلَّب‌ بن ابی‌ صُفْرَه که مدتی از یاران عبدالله ‌بن زبیر بود و بعد از آن از سرداران اموی شوید، با خشبیان نصیبین -که پایین فرماندهی أبو قارب یزید بن أبی‌ صَخْر بودند- جنگید و آن‌ها‌را باخت اعطا کرد.[۲۴] بعد ها، یاران مختار و قائلان به امامت محمد بن حنفیه، کیسانیه نامیده شدند.[۲۵]

بازدید : 35
دوشنبه 29 ارديبهشت 1404 زمان : 15:45


فاطمیان خاندانی از شیعه‌ها اسماعیلی که در سال‌های ۲۹۷ق تا ۵۶۷ق بر مناطقی از میهن‌های غرب عالم اسلام قاضی بودند و با تیتر عُبَیدیان نیز شناخته می‌شدند. مؤسس این سلسله، عبیدالله مهدی بود که در مراکش فعلی با یاری ابوعبدالله شیعی (داعی اسماعیلی از یمن) حکومت تشکیل دادند. فاطمیان در ۳۶۲ق با ساختن شهر قاهره مجاورت فُسطاط، این شهر را پایتخت خویش تشریفات ترحیم مشهد کردند.

فاطمیان مدتی بر سراسر شمال آفریقا، مصر، شام و یمن اشراف پیدا کردند و توانستند تا حجاز و سیسیل (جزیره بلندمرتبه در جنوب ایتالیای فعلی) پیش پروسه. آن ها پیوسته با حکومت عباسیان و دولت‌های طرفدار آن ها مانند سلجوقیان و نیز با امویان اندلس، خوارج و امپراتوری روم شرقی در ترکیه و یونان فعلی سرگرم بودند.
فاطمیان در رقابت با خلفای عباسی، خویش را خلفای بر حق می‌دانستند. زمانه حکومت فاطمیان به اشاعه و تقویت مذهب تشیع در شمال آفریقا به خصوص در سرزمین مصر انجامید. درین روزگار در قاهره مرکزها علمی و فرهنگی مانند جامعة الازهر برای فراگیری علم ها اسلامی با میل اسماعیلی احداث شد و اثر ها پر رنگ این مذهب نگاشته شد. فاطمیان در زمان حکومت خویش با استعمال از بنیان دعوت و ارسال داعیان (مبلغان مذهب اسماعیلی) مانند ناصر خسرو قبادیانی (۳۹۴ق ـ ۴۶۸ق) به میهن‌های گوناگون، چیره به اشاعه تشیع اسماعیلی در نقاط مختلفی از عالم اسلام مانند یمن، هند و خراسان و ماوراءالنهر شدند.
در‌این بعد از ظهر، کتابخانه‌ها نیز رونق بسیار یافت. کتابخانه قصر خلافت در قاهره به اسم خِزانة الکتب و کتابخانه وابسته به دارالحکمة بنام دارالعلم مهمترین این کتابخانه‌ها بود. رصد منزل الحکامی به فرمان الحاکم بامرالله احداث شد. عشق و علاقه خلفای مصر به مظاهر شکوه و جلال، به توسعه و گسترش هنرهای تزیینی و معماری کمک رساند. مثلا صنایعی که در طول فاطمیان در مصر ترویج زیاد یافت، پارچه‌بافی بود.
عقاید غلوآمیز درباره الحاکم بالله، خلیفه فاطمی و آن گاه ناپدیدشدنش در ۴۱۱ق به پدیدآمدن فرقه دروزیه انجامید. در نصفه دوم خلافت فاطمیان،‌ اقتدار و نفوذ وزیر ها و رقابت سرداران تُرک (ماوراء النهر) و بَربَر به تضعیف خلافت فاطمی انجامید. بدر الجمالی و پسرش افضل از وزیران پر اسم و رسم و مقتدر این زمان بودند. افضل، وزیر المستنصر، خلیفه فاطمی، بعداز مرگ وی (۴۸۷ق)، منجر دوپارگی خلافت فاطمیان و ساخت دو شاخه نِزاریه و مستعلویه شد. حسن صباح (حدود ۴۴۵ق ـ ۵۱۸ق) و دیگر داعیان اسماعیلی جبال و خراسان از شاخه نزاریه شدند. همینطور با کشته‌شدن آمر، خلیفه فاطمی در ۵۲۴ق شاخه مُسْتَعلیه به دو شاخه طیبیه و حافظیه تقسیم گشت. آخر و عاقبت صلاح‌الدین ایوبی، وزیر فاطمیان، به عمل این حکومت نقطه پایان بخشید و خطبه به اسم بنی‌عباس خواند.

مورد‌ها و پیدایش
خلفای فاطمی
اسم کنیه سال شروع حکومت
عبید الله بن حسین عبیدالله المهدی ۲۹۷ق/ ۹۰۹م
ابوالقاسم محمد قائم بامرالله ۳۲۲/ ۹۳۴
ابوطاهر اسماعیل منصور بالله ۳۳۴/ ۹۴۶
معد بن منصور معز لدین الله ۳۴۱/ ۹۵۳
ابومنصور نزار عزیز بالله ۳۶۵/ ۹۷۵
ابو علی منصور حکم دهنده بالله (بامرالله) ۳۸۶/ ۹۹۶
ابوالحسن علی ظواهر لاعزاز آیین الله ۴۱۱/ ۱۰۲۱
ابوتمیم معد مستنصر بالله ۴۲۷ /۱۰۳۶
ابوالقاسم احمد المستعلی بالله ۴۸۸ /۱۰۹۴
ابو علی منصور آمر باحکام الله ۴۹۵ /۱۱۰۱
ابوالمیمون عبدالمجید حافظ لدین الله ۵۲۴ /۱۱۳۰
ابو منصور اسماعیل ظافر بامرالله ۵۴۴ /۱۱۴۹
ابوالقاسم عیسی فائز بنصر الله ۵۴۹ /۱۱۵۴
ابو محمد عبدالله عاضد لدین الله ۵۵۵ /۱۱۶۰
داعیان اسماعیلی
حکومت فاطمیان در تونس کنونی بنا شده در شمال آفریقا تأسیس شد و هسته اساسی نیروهای نظامی آن را قبایلی از بربرهای این بخش ها تشکیل می‌دادند که بوسیله یکی داعیان اسماعیلی به اسم حسین بن احمد بن زکریا معروف به ابو‌عبدالله شیعی، به مذهب اسماعیلی گرویده بودند. ابوعبدالله شیعی، داعی اسماعیلی که اساسا یمنی بود، در سال ۲۸۰ قمری به افریقیه مهاجرت کرد تا به تبلیغ مذهب اسماعیلی درین دیار بپردازد. در آن سال‌ها، یمن یکی‌از مرکز ها اساسی دعوت اسماعیلیان بود و رهبری این دعوت را ابن‌حوشب بر ذمه داشت که مبلغان زیاد به نقاط به دور و مجاورت کشور‌های اسلامی می‌ارسال کرد. ابوعبدالله شیعی نیز به دستور ابن‌حوشب به افریقیه رفت و توانست گروهی از قبایل کُتامه را که خویش بخشی از قوم و قبیله گران قدر صُنهاجه به شمار می‌رفتند، به کیش اسماعیلی درآورد.[۱]

دعوت ابوعبدالله شیعی هم‌زمان با سال‌های زوال توان حکومت اغلبیان بود که از ۱۸۴ق پایین لحاظ خلفای عباسی قدرتی نصفه‌جدا در مغرب تشکیل داده بود. در ۲۹۷ق خویشاوندان کتامه به رهبری ابوعبدالله شیعی بر اغلبیان شوریدند و بر شهر رَقاده حکم کننده شدند. ابوعبدالله شیعی آنگاه به سوی غرب تکان کرد و با باخت حکومت بنی مدرار و رستمیان و غلبه بر شهر سجلماسه حکومت نو‌ای سازه کرد و با آزادی عبیدالله مهدی از زندان، اورا به رده خلافت رساند.[۲]

بازدید : 29
شنبه 27 ارديبهشت 1404 زمان : 11:29


حسن بن علی (۲۳۰-۳۰۴ق) ملقب به ناصِر کَبیر یا این که ناصر اُطرُوش و الناصر للحق، سو‌مین قاضی علوی طبرستان در قرن سوم هجری و از نوادگان امام سجاد(ع) بود. ناصر وسیع را فرمانروایی عادل معرفی کرده‌اند و به نقل از تاریخ طبری، عموم طبرستان هیچ حکومتی را همچون حکومت او،‌ عادلانه ندیده بودند. سید مرتضی نیز از منزلت علمی، تقوا و فقاهت وی صحبت تشریفات ترحیم مشهد گفته‌ میباشد.

ناصر گسترده نقش مهمی در اسلام آوردن و شیعه شدن عموم طبرستان داشت و خلال طبرستان، بر نقاط دیگری از شمال کشور‌ایران، برای مثال دیلم و نصیب‌های شرقی گیلان نیز قاضی شد و راس حکومتش را آمل قرار بخشید. تامین از عالمان و پژوهشگران، دعوت از سادات برای معاش در طبرستان و تشکیل داد مساجد از اقدامات او دانسته گردیده‌است.

ناصر بزرگ،‌ زیدی‌مذهب بود، با این حالا، افندی اصفهانی در ریاض العلماء، اورا از بزرگان امامیه دانسته میباشد. به گفتۀ وی، ناصر کلان اثراتی مطابق مذهب شیعه امامیه و اثراتی بر طبق مذهب زیدیه دارااست. کتاب الاحتساب، درباره اجرای کارها حسبه و همینطور تاثیر کلامی البساط، از نوشته‌های اوست. او همینطور اثری شرعی داشته که سید مرتضی در کتاب مسائل الناصریات به آن جواب داده میباشد.

همایش فی مابین‌المللی بزرگداشت ناصر وسیع، در سال ۱۳۹۲، با حضور عده ای از محققان مسلمان از یمن، سوریه و لبنان، در کشور‌ایران برگزار شد.

معاش‌طومار
حسن بن علی، پر اسم و رسم به ناصر پهناور و اطروش، با سه واسطه به عمرالاشرف، فرزند امام سجاد(ع) می رسد.[۱] او جد مادری دانش الهدی و سید رضی میباشد.[۲] در بعضی منابع سابق نیز، از او با تفسیر «بلندمرتبه طالبیان و داناِ آن ها و زاهدشان و شجاع‌ترینشان و شاعرشان» حافظه گردیده است.[۳] حسن اطروش نزدیک به سال ۲۳۰هجری در مدینه متولد شد.[۴] او نزد مشایخ کوفه و دیگر شهرها، به نقل حدیث پرداخت، از آنها قصه کرد و آنها نیز از وی داستان کرده‌اند.[۵]


قلمرو علویان طبرستان
ناصر بزرگ، چهار فرزند داشت؛ محمد که در کودکی درگذشت؛ علی که شعر سرا بود؛ احمد که امامی‌مذهب و ملقب به مالک الجیش بود؛ و جعفر. با این هم اکنون برپایۀ منابع تاریخی، ناصر عظیم، حسن بن قاسم را که پسر عمویش و از نوادگان امام حسن(ع) بود، بر فرزندان خویش ترجیح می‌بخشید.[۶] احمد ملقب به صاحب و مالک الجیش که فرمانده سپاه ناصر وسیع بود، بی‌توجهی بابا را ناشی از عقاید مذهبی می‌دانست و فرزند دیگر ناصر بزرگ، یعنی علی، قصیده‌ای در عیب گیری آرای زیدیان سرود.[۷]

به گفتۀ مُحَلّی صنعانی (درگذشتۀ ۶۵۲ق) از‌آنجا‌که ناصر در اتفاق‌ای در نیشابور یا این که جرجان، ضربه‌ای به گوشش خورد و شنوایی‌اش زخم روءیت کرد، از این رو، به کنیه اطروش معروف شد.[۸] «اطروش» به معنای ناشنوا [۹] یا این که نادر‌شنواست.[۱۰]

وفات و آرامگاه
ناصر بزرگ، بعداز سه سال و سه ماه حکومت، در ۲۵ شعبان ۳۰۴ق[۱۱] در شهر آمل درگذشت.[۱۲] او را در منزل قاسم بن علی در شهر آمل به خاک سپردند.[۱۳]

قبر وی همواره گزینه اعتنا زیدیان بوده و ابن اسفندیار در قرن هشتم هجری، مرقد اورا زیارتگاه عموم و محل نزدیک اهل تقوا معرفی نموده است.[۱۴] ناصر عظیم در شهر آمل مکتب‌ای سازه کرده بود که تا زمان ظهیرالدین مرعشی، مورخ قرن نهم هجری، باقی بوده میباشد.[۱۵]

حرم ناصر پهناور تا قرن هفتم هجری، به یاروهمدم مکتب و کتابخانه، در شهر آمل دایر بوده میباشد.[۱۶] توشه دیگر در قرن نهم هجری، بوسیله سید علی مرعشی، حکم دهنده مازندران، حرم‌ای بر روی قبر او درست شده که همچنان نیز وجود دارااست.[۱۷]


آرامگاه و گنبد ناصر اطروش
آرامگاه ناصر بزرگ آیتم اعتنا شیعه‌ها زیدی یمن بوده و به زیارت آن می روند[۱۸] و چهار شهید یمنی نیز در ایوان این آرامگاه به خاک ودیعه شدند. این شهدا فروددین ماه ۱۳۹۴ش بر تاثیر حمله داعش به مسجد شهر صنعاء پایتخت یمن، آسیب دیده گردیده و بعداز جابجایی به بیمارستانی در طهران به جهت شدت جراحات، به شهیدشدن رسیدند.[۱۹] پیکر آن‌ها با هواپیما به یمن پیامبر شد ولی به هواپیما اذن فرود ندادند و آن ها با اذن از مقامات یمنی و حصول اذن از آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر کشور‌ایران، بعداز تشییع در آمل، در آرامگاه اطروش به خاک ودیعت شدند.[۲۰]

بازدید : 26
پنجشنبه 25 ارديبهشت 1404 زمان : 11:03


مشهدالحسین یا این که مسجدالنقطه
نوشته ی علمیٔ اساسی: مشهد النقطة
مسجدالنقطه یا این که مشهدالنقطه و یا این که مشهدالحسین در مکانی ایجاد شده است که گفته می‌گردد رمز امام حسین به هنگام جابجایی از کربلا به دمشق در آنجا، بر سنگی قرار داده شد‌ه‌است و تعدادی قطره از خون راز حضرت بر آن سنگ سرازیر گردیده است. آورده شده میباشد زمانی که کاروان اسرا و سرهای شهدای کربلا از عراق به حلب رسیدند، در غرب این شهر در کنار کوه جوشن و محل عبادت «مارِت مَروثا» توقف کردند. آن ها راز امام حسین را بر صخره‌ای گذاشتند وقتی که آن را برداشتند، یک‌سری قطره از خون آن بر صخره سرازیر گردیده بود.[۲۹] بعداز آن اهل حلب بر روی آن سنگ، زیارتگاهی تشریفات ترحیم مشهد ساختند.[۳۰]

عسقلان
نوشته‌علمیٔ مهم: جایگاه رأس الحسین (عسقلان)
بعضا از گزارش‌ها حاکی از آن میباشد که گروهی از هم محلی عسقلان در فلسطین نزد یزید بودند و از او خواستند راز نزد آنها دفن گردد. یزید راز را به آن ها بخشید و آن‌ها راز را در شهرشان دفن کردند و بر آن بارگاهی ساختند.[۳۱] قزوینی (از مورخان قرن هفتم هجری) گزارش نموده است که مزار رأس الحسین در عسقلان، ساختمانی گران قدر با سنگ‌های مرمر بوده و عموم به آن تبرک می‌جسته‌اند و از همگی جا برای زیارت آن می‌آمده‌اند و نذورات فروانی برای آن اجرا می‌گردیده است.[۳۲]

بر پایه ی گزارشی دیگر در بعدازظهر خلافت المستنصر بالله فاطمی یک کدام از خلفای فاطمی و وزارت بدرالجمالی، فردی در خواب مشاهده کرد که رمز امام در عسقلان دفن میباشد و در خواب، محل آن برایش مشخص و معلوم شد و آنجا را نبش کردند و بدرالجمالی بر آن بارگاهی ایجاد کرد.[۳۳]

قاهره
نوشته‌ی علمیٔ مهم: جایگاه رأس الحسین (قاهره)
به گفته یاقوت حموی در قاهره مزاری میباشد که راز امام حسین(ع) در آن جای‌دارد.[۳۴] سبط بن جوزی قولی را نقل نموده است که محل دفن رمز امام حسین(ع) را قاهره دانسته و نگاشته که خلفای فاطمی آن را به عسقلان جابجایی دادند و آن گاه آن را به قاهره برده و در آنجا دفن کردند و ضریح بزرگی ساختند که در حال حاضر زیارت‌گاه میباشد.[۳۵]

مرو
در برخی منابع آمده بعد از اشراف ابومسلم خراسانی بر دمشق، او رمز امام حسین(ع) را به مرو منتقل و در دارالاماره دفن کرد.[۳۶]

شهر «حضرت امام صاحب و مالک»
در شهر «حضرت امام صاحب و مالک» که در ولایت قندوز در شمال افغانستان جای دارد، زیارتگاهی میباشد که از سنگ‌نبشته نصب گردیده در ورودی زیارتگاه اینگونه برمی‌آید که پس از اتفاق کربلا، راز مطهر امام حسین(ع) به عسقلان در شام منتقل شد.[۳۷] در قرن ششم، خلیفه فاطمی مصر، رمز امام را به مصر منتقل کرد؛ ولی پیش از اینکه آن را دفن نمایند، گردآوری‌ای از ترکان آن را به تُخارستان بردند و در محلی به اسم اَرهنگ دفن کردند.[۳۸] درین محل (مانند زیارتگاه پادشاه‌مردان در مزار شریف)، هر سال در روز دهم حَمَل (فروددین ماه) عَلَمِ زیارتگاه برافراشته میگردد و بعد از آن، چهل روز میله (پایکوبی) در شهر برگزار می‌شود. مقامات محلی و زائران، از به دور و مجاورت، در‌این مراسم کمپانی می‌نمایند.[۳۹]

رسیدگی نظرها
در کتاب «مقتل جامع امام حسین(ع)» نقل شد‌ه‌است، با دقت به اینکه بیشتر اقوال درباره محل دفن رمز امام حسین (ع) در منابع اهل سنت آمده و از نگاه سندی و محتوایی نیز در گیر گونه های میباشند، از این رو پژوهشگران شیعه الحاق راز به تن امام را پذیرفته و قائلند راز امام در کربلا و ضریح حسینی دفن گردیده است.[۴۰] طبق برخی گزارش‌های تاریخی الحاق سرمطهر به تن و دفن آن در روز اربعین سال ۶۱ قمری بوده میباشد.[۴۱]

پانویس
نگاهی جدید به جریان عاشورا، ۱۳۹۰ش، ص۳۶۴.
گروهی از تاریخ‌پژوهان، تاریخ قیام و مقتل جامع سیدالشهدا، ۱۳۹۵ش، ج۲، ص۵۷۴ و۵۸۷.
سبط بن الجوزی، تذکره الخواص، ۱۴۱۸ق، ص۲۳۸.
گروهی از تاریخ‌پژوهان، تاریخ قیام و مقتل جامع سیدالشهدا، ۱۳۹۵ش، ج۲، ص۵۷۴.
روحانی صدوق، الامالی، ۱۳۷۶ش، ص۱۶۸.
فتال نیشابوری، روضة الواعظین، منشورات الرضی، ص‌۱۹۲.
سید مرتضی، رسائل المرتضی، ۱۴۰۵ق، ج۳، ص۱۳۰.

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 504
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 228
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 126
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 439
  • بازدید ماه : 767
  • بازدید سال : 3466
  • بازدید کلی : 33871
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی